بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 92

6- وهم مى‌توانى بدن خود را به ترتيب بشويى واحوط اين است كه از سر وگردن شروع كنى‌وبعد ساير بدن را بشويى و اوْلى آن است كه- پس از سر وگردن- ابتدا طرف راست وبعد طرف‌چپ را بشويى ولى اين ترتيب بين طرف راست وچپ واجب نيست واگر ترتيب بين سرو بدن‌را فراموش كنى، احوط اعاده غسل است.

7- پى در پى بودن در غسل جنابت شرط نيست، پس اگر ابتدا سر خود را بشويد، سپس‌بعداز يك ساعت بدن خود را بشويد، غسل او صحيح است. و لازم هم نيست شستن را از بالابه پائين شروع كند، پس اگر- مثلًا- پاهاى خود را قبل از دستانش بشويد، كفايت مى‌كند. واگر بعد از غسل متوجه شود كه قسمتى از بدن را نشسته است يا اينكه روى آن چيزى مانع ازرسيدن آب وجود داشته باشد، شستن همان قسمت كفايت مى‌كند. ولى احتياط اقتضا مى‌كندكه اگر آن قسمت، در سر باشد، بعد از شستن آن، شستن بقيه بدن را اعاده كند. هر قسمت ازبدن كه آب از روى آن بگذرد، پاك شده است.

8- بعضى از فقها شرط كرده‌اند كه: بايد قبل از شروع به غسل، همه بدن از نجاست تطهيرشود، وبرخى از آنان گفته‌اند: واجب است هر عضو، قبل از شستن همان عضو، تطهير شود. احتياط قول دوم را اقتضا مى‌كند، ولى اوْلى اين است كه قول اوّل را نيز رعايت كند.

9- غسل در زير دوش يا ناودان يا آبشار يا باران جايز است، زيرا همين كه آب همه بدن‌را به نيت غسل فرا بگيرد، كفايت مى‌كند، وبهتر اين است كه ترتيب بين سر وگردن وطرف‌راست وطرف چپ رعايت شود ولى رعايت ترتيب، بين طرف راست وچپ- همانطور كه‌گفته شد- واجب نيست.

10- مشهور فقها گفته‌اند كه آب غسل و مكان غسل كردن و محلّى كه آب غسل درآن‌مى‌ريزد بايد مباح باشد، و اين قول نزديكتر به احتياط است. همچنين مشهور گفته‌اند كه‌غسل ارتماسى در هنگام روزه، و در حال احرام باطل است، زيرا كه از ارتماس دراين دوحالت نهى شده است، اين نظر نيز موافق احتياط است.

11- شايسته است كه قبل از غسل با ادرار كردن، استبرا كنى تا اگر پس از غسل، از تورطوبتى خارج شود وشك كنى كه منى است يا چيز ديگر، به شك خود اعتنا نكنى وغسلت رااعاده ننمايى. آنچه گفته شد درباره مرد است، اما درباره زن، چيزى بر او نيست چه قبل ازغسل استبرا كرده باشد، يا نه.

12- همچنين شايسته است كه دستت را سه بار بشويى وسه بار مضمضه وسه بار استنشاق‌كنى ودستت را روى اعضاى بدن حركت بدهى تا يقين كنى كه آب به آنها رسيده است.

13- مستحب است كه در حين غسل نام خدا را ببرى ودعا كنى وبهتر است اين دعا را كه در


صفحه 93

حديثى از امام صادق‌عليه السلام آمده است بخوانى:

«اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي، وَزَكِّ عَمَلِي، وَتَقَبَّلْ سَعْيي، وَاجْعَلْ ما عِنْدَكَ خَيْراً لِي»

[1]واضافه كنى‌

: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوّابِينَ وَاجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ»

[2].

چند مسأله:

1- اگر در حين غسل، كارى كند كه وضو را باطل مى‌كند، بنابر احتياط بايد آن اعضايى راكه شسته است دوباره بشويد. اگرچه اقوى اين است كه اعضاى باقيمانده را بشويد وبراى نمازوضو بگيرد. اما اگر در حين غسل كارى كند كه موجب غسل مى‌شود، بايد غسل را اعاده نمايد.

2- اگر در حين غسل مستحبى يا بعد از آن وقبل از انجام دادن كارى كه براى آن غسل كرده، كارى كند كه وضو را باطل مى‌كند، بهتراست كه غسل را اعاده نمايد. به عنوان مثال اگر براى‌احرام غسل كرده باشد ولى در اثناى آن يا بعد از آن وقبل از احرام بستن، حدث موجب وضو ازاو صادر شود، بهتر است كه غسل احرام را اعاده نمايد تا از ثواب كاملتر بهره‌مند شود. ان شاءاللَّه تعالى.

3- اگر در شستن يكى از اعضاى بدن، بعد از آنكه از آن عضو به عضو ديگرى منتقل شده‌باشد، شك كند، نبايد به اين شك اعتنا كند. واگر در شستن طرف چپ خود بعد از تمام كردن‌غسل شك كند (مثلًا در وقتى كه لباسش را پوشيده يا به نماز ايستاده، يا حتى از حمام‌خارج شده يا به كارى پرداخته كه دلالت بر فارغ شدن از غسل مى‌كند) نبايد به شك‌خود اعتنا كند.

4- اگر متوجه شود كه قسمتى از بدنش، از جهت فراموشى يا وجود مانع بر روى پوست، شسته نشده است، بايد همان قسمت را بشويد وكفايت مى‌كند. ان شاء اللَّه.

5- قبلًا گفتيم كه حقيقت غسل- همانند حقيقت وضو- در همه موارد يكى بيش نيست، ولذا كافى است كه طهارت به قصد قربت را نيت نمايد، وواجب نيست كه نوع حَدَثى را كه‌موجب غسل شده همچون جنابت يا حيض يا مس ميت ومانند آن را نام ببرد. بنابراين اگر چندغسل بر او واجب شده باشد، كافى است به قصد امتثال امر خدا، نيت غسل كند واز همه‌غسلها كفايت مى‌كند، واگر از باب تسليم وتعبّد، موارد واسباب غسل را نام ببرد، موجب‌ثواب بيشتر مى‌شود. وهمچنين اگر شخصى محتلم شود وخودش نداند وبعد براى جمعه يااحرام يا زيارت ويا به قصد تقرب به خداوند بدون سبب مشخص، غسل كند، از غسل جنابت‌او هم كفايت مى‌كند. وهمچنين اگر ميت را لمس كند ونداند كه لمس ميت موجب غسل‌مى‌شود ولى بعد به سبب ديگرى ويا بدون سبب غسل كند، پاك وطاهر مى‌شود. ان شاء اللَّه‌تعالى.

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 37، ص 520، حديث 1.

[2]همان، حديث 3.


صفحه 94

غسلهاى مستحبّ:

1- غسل كردن، مانند وضو، يكنوع پاكيزگى وطهارت است وپاكيزگى مستحب است، واحاديث فراوانى در ترغيب به غسل در اوقات واماكن متبركه وبراى اعمال عبادى وارد شده‌است كه پايبند بودن به آنها نشانه كمال ايمان يك مسلمان خواهد بود.

2- همه غسلها چه واجب يا مستحب، از وضو كفايت مى‌كند، چه حديث خاصّى درمورد آنها وارد شده باشد يا نه، ولى وضو گرفتن قبل يا بعد از آنها اشكال ندارد مگر غسل‌جنابت كه نه قبل از آن ونه بعد از آن وضو لازم نيست.

3- اگر اسباب گوناگونى براى غسل، موجود باشد، به نيت همه آنها يك غسل مى‌كنى‌وبراى آن، از باب تسليم وتعبّد، ثواب خواهى برد.

4- اگر بعد از غسل مستحب وقبل از انجام دادن عملى كه براى آن غسل كرده‌اى، حَدَث‌اصغر (ادرار ومدفوع وباد معده و غيره) صادر شود، فقها گفته‌اند: غسل باطل شده‌است وبرخى گفته‌اند: اعاده غسل مستحب است، و اين نظر اقرب است.

5- اگر آب موجود نباشد، تيمّم به جاى غسل مستحب، به اميد پاداش خداوندى اشكال‌ندارد، زيرا تيمّم نيز طهارت است.

6- غسلهاى مستحبى كه در روايات به آنها اشاره شده بسيار زياد است، ما ذيلًا مهمترين‌آنها را يادآور مى‌شويم:

- غسل روز جمعه، كه از ديگر غسلهاى مستحبى مهمتر است، و در برخى از روايات به‌لفظ واجب به آن اشاره شده است.

- غسل عيد فطر وعيد قربان.

- غسل احرام.

- غسل وارد شدن به شهر مكه معظمه ومدينه منوره.

- غسل طواف.

- غسل زيارت پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله وائمه اطهار سلام اللَّه عليهم.

- غسل روز عرفه.

- غسل شبهاى قدر در ماه مبارك رمضان.

- غسل روز اول ونيمه وآخر ماه رجب.

- غسل شب نيمه ماه شعبان.

- غسل روز عيد غدير.


صفحه 95

سوم- تيمّم‌

الف- موجبات تيمّم‌

با تأمل وانديشيدن در آيه 43 سوره نساء، وآيه 6 سوره مائده كه درباره وضو، غسل وتيمم‌نازل شده‌اند (ودر آغاز اين فصل آنها را ذكر كرديم) درمى‌يابيم كه معيار جوازطهارت با خاك، به جاى آب، وجود حرج در پيدا كردن آب يا استفاده از آن است، به جهت مرضى كه آب‌براى آن ضرر داشته باشد، يا سفرى كه پيدا كردن آب در آن دشوار باشد، يا به جهت تنگى‌وقت. فقها وجود مانع شرعى از طهارت با آب را نيز از همين قسم دانسته‌اند مانند اينكه‌استفاده از آب موجب تجاوز به حق ديگران باشد يا باعث استفاده از ظرف طلا ونقره شود.

در سطور ذيل، مسائل اين بحث را شرح مى‌دهيم:

1- اگر على‌رغم اينكه جستجو كرده است، آب كافى براى طهارت (وضو ياغسل) نيابد، هرچند به كمترين مقدارى كه براى طهارت كفايت كند، واجب است به‌خاك تيمّم كند. البته همين كه اطمينان پيدا كند كه آب نيست كافى است چه خودش شخصاًجستجو كرده باشد يانايبش يا اينكه دو عادل يا حتى يك نفر عادل شهادت بدهد، وفرق ندارد كه قبل از رسيدن‌وقت نماز جستجو كرده باشد يا بعداز آن در صورتيكه اوضاع واحوال به همان صورتيكه قبل‌از نمازبود باقى مانده باشد. اما اگر يكبار جستجو كرده ونيافته ولى بعد باران باريده واحتمال مى‌دهدكه هم اكنون آبى بيابد، در اين صورت بايد مجدداً جستجو كند چه قبل از وقت نماز يا در وقت‌آن باشد.

لازم است قبل از مأيوس شدن از دسترسى به آب يا تنگى وقت، مبادرت به تيمّم نكند واگربا تيمّم نماز بخواند، نمازش صحيح است ان شاء اللَّه. از بين بردن آب طهارت جايز نيست چه‌قبل از وقت فريضه يا بعد از آن وهمچنين بنابر احتياط، باطل كردن وضو هم جايز نيست. ولى اگر بداند كه نمى‌تواند غسل جنابت انجام دهد در عين حال شدت شهوت جنسى، او را به‌انجام آميزش جنسى با همسرش بكشاند، اشكالى بر او نيست وبراى نماز بايد تيمّم كند.

اگر آب را تلف نمايد يا اينكه جستجو نكند تا اينكه وقت تنگ شود يا اينكه در سرما، آب را براى غسل كردن گرم نكند، اشتباه كرده است وبر اوست كه براى نماز تيمّم كند وان شاءاللَّه‌


صفحه 96

كفايت‌مى‌كند.

واجب است كه در صورت لزوم، براى خود آب خريدارى كند مشروط بر اينكه خريدن‌موجب حرج (مشقّت زياد) او نشود.

2- ترس، عامل ديگر براى جواز طهارت با خاك است. پس اگر بترسد كه استفاده از آب‌براى او ضرر بدنى قابل توجه دارد حتى مثل زشت شدن پوست يا ترك خوردن آن، مى‌تواندتيمّم كند. اما اگر ضرر، اندك وغير قابل توجه باشد، تيمّم جايز نيست. ترس از بيمارى ياشدت يافتن مرض يا طولانى شدن بهبودى نيز از همين مورد بوده وموجب تيمّم است.

اما اگر كسى ضرر را تحمل كند وبا آب طهارت بگيرد، بنابر احتياط بايد تيمم هم بكندچه تحمل ضرر، حرام باشد مثل اينكه ضرر، خيلى زياد وقابل توجه باشد يا حرام نباشد.

3- اگر از تشنگى بر خود يا بر ديگرى وحتّى حيوان اهلى وبلكه غير اهلى بترسد، بايد تيمّم‌كند ودر آب تصرف ننمايد وحتى اگر از تشنگى كافر حربى وهمچنين مرتد، بيم داشته باشد، حتّى اگر قتل آن دو جايز باشد، بنابر احتياط بايد آنان را سيرآب نمايد وبراى نماز تيمّم كند.

4- اگر وقت براى طهارت با آب، تنگ باشد، تيمّم كفايت مى‌كند چه اينكه تنگى وقت باعذر باشد يا بدون عذر مثل اينكه از تنبلى، غسل براى نماز صبح را به تأخير بيندازد تا آنجا كه‌طلوع خورشيد نزديك شود.

و اگر وقت نماز به مقدار اداى يك ركعت با طهارت با آب، باقى مانده باشد، اقوى اين‌است كه نماز با طهارت با آب صحيح است، بلكه احوط اين است‌كه طهارت با آب را بر تيمّم‌ترجيح بدهد، حتى اگر بتواند با تيمّم همه نماز را در وقت به جا آورد.

اما كسى كه نمى‌داند آيا وقت براى نماز باقى مى‌ماند اگر وضو يا غسل كند يا باقى نمى‌ماند، در اين صورت معيار، ترس از قضا شدن نماز است، پس اگر از قضا شدن نماز مى‌ترسد تيمم‌كند وگرنه بايد وضو يا غسل نمايد.

بايد دانست كه نماز واجب در هنگام تنگى وقت، سبك‌ترين و كوتاه‌ترين نماز است وحتى‌در هنگام ترس از قضا شدن نماز، خواندن سوره هم ساقط مى‌شود.

5- اگر استفاده از آب، موجب ارتكاب حرام گردد، بايد تيمّم كند مثل اينكه آب در ملك‌ديگرى باشد، وارد شدن در آن بدون اذن صاحبش حرام است. وهمچنين است اگر آب درظرف طلا يا نقره باشد يا اينكه او در جبهه جنگ باشد كه اگر براى وضو از سنگر خود خارج‌شودكشته مى‌شود.

6- براى كسى كه به بستر خواب رفته ومتوجه شده كه وضو ندارد مستحب است كه برلحافش تيمّم كند در صورتيكه بلند شدن براى وضو براى او سخت وسنگين باشد. همچنين براى‌


صفحه 97

كسى كه مى‌بيند بر جنازه‌اى نماز خوانده مى‌شود واو اگر براى وضو (كه در اين صورت‌مستحب است) برود مى‌ترسد كه نماز را درك نكند، مستحب است كه تيمم كند وبرجنازه نماز بخواند.

اگر شخصى در صورت نبودن آب، براى ساير مقاصد طهارت وبه اميد ثواب تيمّم كند، كارنيكو كرده ودر نزد خداوند، مجزى خواهد بود. ان شاء اللَّه تعالى.

ب- به چه چيز تيمّم كنيم؟

1- به آنچه كه از روى زمين (يا صعيد) به شمار آيد، همچون خاك، شن، سنگ، و گِل، تيمّم صحيح است وبهتر اين است كه از بلندى زمين، خاك انتخاب شود.

2- گچ، آهك، سنگ آسياب، مرمر ومشابه آن‌از چيزهايى‌كه جزء زمين بوده وداراى فوايد خاصّى هستند، تيمّم به همه آنها جايز است مشروط به اينكه از ماهيت زمين بودن خارج‌نشده باشد.

3- تيمّم به گچ وآهك پخته، جايز است ولى خالى از اشكال نيست، امّا در مورد سفال وآجر احتياط اين است كه براى تيمّم انتخاب نشود.

4- تيمّم به گياه، يخ، گِل رقيق، خاكستر، گَردِ برگ درختان ومانند آنها كه از زمين‌حساب نمى‌شوند، هرچند بر روى زمين باشند، جايز نيست.

5- اگر در منطقه يخبندان بودى، پس چنانچه بتوانى يخ را آب كنى، طهارت بگير حتى‌اگر بدين صورت باشد كه بدون خوف از ضرر، يخ را بر اعضاى بدن خود بكشى. اما اگر به‌خاطر ضرر يا غير آن، اين كار را نتوانستى، اگر مى‌توانى خاك يا سنگ پيدا كنى، تيمّم كن‌وگرنه بنابر احتياط به يخ تيمّم كن، واگر اين كار هم امكان نداشته باشد، بدون وضو نمازبخوان وقضا هم بر تو واجب نيست.

ج- مسح‌هاى تيمّم:

1- تيمّم دو مسح است، بعد از آن كه دو دست خود را بر زمين مى‌زنى ويا بر روى آن‌مى‌گذارى، با هر دو دست، پيشانى خود را مسح مى‌كنى، وكافى است كه صورت خود را ازمحل روييدن موى سر تا بالاى بينى وبالاى ابرو مسح كنى، واوْلى اين است كه هردو ابروى خودرا نيز مسح نمايى.

2- احوط اين است كه با همه كف هر دو دست بر پيشانى خود بكشى ولى اگر تنها باانگشتان خود مسح كنى هم كفايت مى‌كند. ان شاء اللَّه تعالى.

3- سپس با كف دست راست خود، بر روى دست چپ وبالعكس، از مُچ دست تا آخرانگشتان، مسح مى‌كنى، به گونه‌اى كه عرفاً، مسح ناميده شود. پس مسح ما بين انگشتان‌


صفحه 98

وشكاف‌هاى درون دست، واجب نيست.

4- در تيمّم شرط است كه در هنگام زدن دست بر زمين، نيّت كند، وهمچنين افعال تيمّم‌را در صورت توان، شخصاً انجام دهد، وترتيب را نيز مراعات كند، بدين صورت كه بعد اززدن دست، به مسح صورت، سپس به مسح دست راست، وبعد به مسح دست چپ بپردازد، واين اعمال رابه گونه‌اى پى در پى انجام دهد كه عمل واحد محسوب شود واز بالا به پايين شروع كند ودرهنگام مسح، مانعى بر روى پوست وجود نداشته باشد واحتياط مستحب اين است كه اعضاى‌مسح كننده ومسح شونده تيمّم پاك باشد.

5- برطرف كردن موى از روى دست وپيشانى واجب نيست ومسح بر روى آن كفايت‌مى‌كند واگر بر روى اعضاى مسح كننده يا مسح شونده، جبيره‌اى باشد، مسح با آن يا روى آن‌كفايت مى‌كند.

6- اگر انجام دادن تيمّم، بدون كمك گرفتن، براى مكلّف، حرج ودشوارى داشته باشد، كسى ديگر، دست او را بگيرد وبر زمين بزند وبر اعضايش مسح بدهد واگر انجام اين كار نيزبراى او دشوار باشد، شخص نايب شخصاً اين كار را بكند يعنى دست خود را به زمين بزندواعضاى بيمار را مسح كند.

7- اگر اسباب و موجبات تيمم متعدد باشد، در نيت، قصد مافى‌الذمه كفايت مى‌كند، وهمچنين است اگر نداند كه تيمّم بر او به جاى غسل واجب است يا به جاى وضو.

8- در تيمّم كافى است كه كف دو دست خود را يك بار بر زمين بزند وبا آن اعضاى خود رإ؛ ح‌ح‌ظظمسح نمايد، امّا بنابر احتياط مستحب كف دو دست خود را دوبار بر زمين بزند، سپس تكان‌بدهد وپيشانى ودستان خود را مسح كند، سپس بار ديگر بر زمين بزند ودستانش را مسح‌نمايد.

9- اگر بعد از فراغت از تيمّم، درباره اعمال يا شرايط تيمّم شك كردى، به اين شك اعتنانكن واگر در حال تيمّم شك كردى، احتياط اين است كه تيمّم را اعاده كنى تا به صحّت عمل‌خود يقين حاصل نمايى.

د- احكام تيمّم:

1- خاك، همچون آب، طهور[1]است، منتها خاك در هنگامى طهور است كه آب نباشد. پس براى مؤمن در صورت عذر شرعى جايز است كه تيمّم كند، چه قبل وچه بعد از فرا رسيدن‌وقت نماز، امّا از باب احتياط بايد مطمئن شود كه عذر او تا آخر وقت مرتفع نمى‌گردد. در غير

[1]طهور يعنى پاك و پاك كننده.


صفحه 99

اين‌صورت بايد صبر كند تا وقت، عرفاً تنگ شود يا اينكه از برطرف شدن عذر نااميد گردد.

2- اگر عذر برطرف نشود و احتمال برطرف شدن آن هم نباشد، جايز است با يك تيمّم‌چند نماز بخواند. براى نماز قضا، در صورت وجود عذر، و براى نافله و هر چيزى كه در آن‌طهارت شرط است، تيمّم جايز است، همچنين براى صرف طهارت داشتن هم مى‌توان تيمّم‌كرد.

3- اگر به خيال بقاى عذر، تيمّم كند ونماز بخواند وقبل از پايان وقت، عذر او برطرف‌شود، اعاده نماز واجب نيست.

4- كسى كه در روز جمعه به خاطر ازدحام نتوانسته براى نماز جمعه وضو بگيرد، تيمّم‌كند ونماز بخواند، سپس نماز ظهر را اعاده نمايد.

5- كسى كه به جاى غسل تيمّم كند، از وضو هم كفايت مى‌كند همانطور كه غسل نيز ازوضو كفايت مى‌كند، چه تيمّم به جاى غسل جنابت باشد يا غير آن وچه به جاى غسل واجب‌باشد يامستحب.

6- تيمّم بدل از وضو، با هر چيزى كه وضو را باطل مى‌كند، باطل مى‌شود، همانطوركه‌هر چيزى كه غسل را باطل مى‌كند، تيمّم بدل از غسل را نيز باطل مى‌كند.

7- كسى كه براى نماز تيمّم كرده اگر قبل از اقامه نماز عذر او برطرف شود، تيمّم او باطل‌مى‌شود، امّا اگر در حال نماز برطرف شود، پس اگر بعد از ركوع باشد به نمازش ادامه بدهد، امّا اگر قبل از ركوع باشد، بايد نماز را با وضو اعاده كند واحتياط اين است كه نماز را با همان‌حال تمام كند وبعد اعاده نمايد.

8- كسى كه تيمّم كرده مانند كسى است كه وضو گرفته، پس براى او تمام اعمالى كه‌مشروط به طهارت است جايز مى‌شود. ولى كسى كه تيمّم بدل از غسل كرده و مى‌تواند وضوبگيرد، اوْلى اين است كه در غير جنابت، وضو بگيرد. كسى كه به اندازه يكى از دو عمل غسل‌يا وضو آب داشته باشد (و او- مثلًا- جنب باشد) بايد غسل كند چون غسل، ازوضو هم كفايت مى‌كند اما وضو از غسل كفايت نمى‌كند.

9- كسى كه با تيمّم طهارت دارد، مى‌تواند امام جماعت شود وهمچنين مى‌تواند قضاى‌نمازهاى غير را بجا آورد.

10- كسى كه مى‌داند در زمانى كه وقت نماز مى‌رسد، نمى‌تواند با آب طهارت بگيرد، بر اولازم است كه قبل از فرا رسيدن وقت، وضو بگيرد يا غسل كند، وهمچنين است كسى كه‌مى‌داند كه بعد از فرا رسيدن وقت نماز، نمى‌تواند تيمّم كند، بايد قبل از وقت تيمّم نمايد.