بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 95

سوم- تيمّم‌

الف- موجبات تيمّم‌

با تأمل وانديشيدن در آيه 43 سوره نساء، وآيه 6 سوره مائده كه درباره وضو، غسل وتيمم‌نازل شده‌اند (ودر آغاز اين فصل آنها را ذكر كرديم) درمى‌يابيم كه معيار جوازطهارت با خاك، به جاى آب، وجود حرج در پيدا كردن آب يا استفاده از آن است، به جهت مرضى كه آب‌براى آن ضرر داشته باشد، يا سفرى كه پيدا كردن آب در آن دشوار باشد، يا به جهت تنگى‌وقت. فقها وجود مانع شرعى از طهارت با آب را نيز از همين قسم دانسته‌اند مانند اينكه‌استفاده از آب موجب تجاوز به حق ديگران باشد يا باعث استفاده از ظرف طلا ونقره شود.

در سطور ذيل، مسائل اين بحث را شرح مى‌دهيم:

1- اگر على‌رغم اينكه جستجو كرده است، آب كافى براى طهارت (وضو ياغسل) نيابد، هرچند به كمترين مقدارى كه براى طهارت كفايت كند، واجب است به‌خاك تيمّم كند. البته همين كه اطمينان پيدا كند كه آب نيست كافى است چه خودش شخصاًجستجو كرده باشد يانايبش يا اينكه دو عادل يا حتى يك نفر عادل شهادت بدهد، وفرق ندارد كه قبل از رسيدن‌وقت نماز جستجو كرده باشد يا بعداز آن در صورتيكه اوضاع واحوال به همان صورتيكه قبل‌از نمازبود باقى مانده باشد. اما اگر يكبار جستجو كرده ونيافته ولى بعد باران باريده واحتمال مى‌دهدكه هم اكنون آبى بيابد، در اين صورت بايد مجدداً جستجو كند چه قبل از وقت نماز يا در وقت‌آن باشد.

لازم است قبل از مأيوس شدن از دسترسى به آب يا تنگى وقت، مبادرت به تيمّم نكند واگربا تيمّم نماز بخواند، نمازش صحيح است ان شاء اللَّه. از بين بردن آب طهارت جايز نيست چه‌قبل از وقت فريضه يا بعد از آن وهمچنين بنابر احتياط، باطل كردن وضو هم جايز نيست. ولى اگر بداند كه نمى‌تواند غسل جنابت انجام دهد در عين حال شدت شهوت جنسى، او را به‌انجام آميزش جنسى با همسرش بكشاند، اشكالى بر او نيست وبراى نماز بايد تيمّم كند.

اگر آب را تلف نمايد يا اينكه جستجو نكند تا اينكه وقت تنگ شود يا اينكه در سرما، آب را براى غسل كردن گرم نكند، اشتباه كرده است وبر اوست كه براى نماز تيمّم كند وان شاءاللَّه‌


صفحه 96

كفايت‌مى‌كند.

واجب است كه در صورت لزوم، براى خود آب خريدارى كند مشروط بر اينكه خريدن‌موجب حرج (مشقّت زياد) او نشود.

2- ترس، عامل ديگر براى جواز طهارت با خاك است. پس اگر بترسد كه استفاده از آب‌براى او ضرر بدنى قابل توجه دارد حتى مثل زشت شدن پوست يا ترك خوردن آن، مى‌تواندتيمّم كند. اما اگر ضرر، اندك وغير قابل توجه باشد، تيمّم جايز نيست. ترس از بيمارى ياشدت يافتن مرض يا طولانى شدن بهبودى نيز از همين مورد بوده وموجب تيمّم است.

اما اگر كسى ضرر را تحمل كند وبا آب طهارت بگيرد، بنابر احتياط بايد تيمم هم بكندچه تحمل ضرر، حرام باشد مثل اينكه ضرر، خيلى زياد وقابل توجه باشد يا حرام نباشد.

3- اگر از تشنگى بر خود يا بر ديگرى وحتّى حيوان اهلى وبلكه غير اهلى بترسد، بايد تيمّم‌كند ودر آب تصرف ننمايد وحتى اگر از تشنگى كافر حربى وهمچنين مرتد، بيم داشته باشد، حتّى اگر قتل آن دو جايز باشد، بنابر احتياط بايد آنان را سيرآب نمايد وبراى نماز تيمّم كند.

4- اگر وقت براى طهارت با آب، تنگ باشد، تيمّم كفايت مى‌كند چه اينكه تنگى وقت باعذر باشد يا بدون عذر مثل اينكه از تنبلى، غسل براى نماز صبح را به تأخير بيندازد تا آنجا كه‌طلوع خورشيد نزديك شود.

و اگر وقت نماز به مقدار اداى يك ركعت با طهارت با آب، باقى مانده باشد، اقوى اين‌است كه نماز با طهارت با آب صحيح است، بلكه احوط اين است‌كه طهارت با آب را بر تيمّم‌ترجيح بدهد، حتى اگر بتواند با تيمّم همه نماز را در وقت به جا آورد.

اما كسى كه نمى‌داند آيا وقت براى نماز باقى مى‌ماند اگر وضو يا غسل كند يا باقى نمى‌ماند، در اين صورت معيار، ترس از قضا شدن نماز است، پس اگر از قضا شدن نماز مى‌ترسد تيمم‌كند وگرنه بايد وضو يا غسل نمايد.

بايد دانست كه نماز واجب در هنگام تنگى وقت، سبك‌ترين و كوتاه‌ترين نماز است وحتى‌در هنگام ترس از قضا شدن نماز، خواندن سوره هم ساقط مى‌شود.

5- اگر استفاده از آب، موجب ارتكاب حرام گردد، بايد تيمّم كند مثل اينكه آب در ملك‌ديگرى باشد، وارد شدن در آن بدون اذن صاحبش حرام است. وهمچنين است اگر آب درظرف طلا يا نقره باشد يا اينكه او در جبهه جنگ باشد كه اگر براى وضو از سنگر خود خارج‌شودكشته مى‌شود.

6- براى كسى كه به بستر خواب رفته ومتوجه شده كه وضو ندارد مستحب است كه برلحافش تيمّم كند در صورتيكه بلند شدن براى وضو براى او سخت وسنگين باشد. همچنين براى‌


صفحه 97

كسى كه مى‌بيند بر جنازه‌اى نماز خوانده مى‌شود واو اگر براى وضو (كه در اين صورت‌مستحب است) برود مى‌ترسد كه نماز را درك نكند، مستحب است كه تيمم كند وبرجنازه نماز بخواند.

اگر شخصى در صورت نبودن آب، براى ساير مقاصد طهارت وبه اميد ثواب تيمّم كند، كارنيكو كرده ودر نزد خداوند، مجزى خواهد بود. ان شاء اللَّه تعالى.

ب- به چه چيز تيمّم كنيم؟

1- به آنچه كه از روى زمين (يا صعيد) به شمار آيد، همچون خاك، شن، سنگ، و گِل، تيمّم صحيح است وبهتر اين است كه از بلندى زمين، خاك انتخاب شود.

2- گچ، آهك، سنگ آسياب، مرمر ومشابه آن‌از چيزهايى‌كه جزء زمين بوده وداراى فوايد خاصّى هستند، تيمّم به همه آنها جايز است مشروط به اينكه از ماهيت زمين بودن خارج‌نشده باشد.

3- تيمّم به گچ وآهك پخته، جايز است ولى خالى از اشكال نيست، امّا در مورد سفال وآجر احتياط اين است كه براى تيمّم انتخاب نشود.

4- تيمّم به گياه، يخ، گِل رقيق، خاكستر، گَردِ برگ درختان ومانند آنها كه از زمين‌حساب نمى‌شوند، هرچند بر روى زمين باشند، جايز نيست.

5- اگر در منطقه يخبندان بودى، پس چنانچه بتوانى يخ را آب كنى، طهارت بگير حتى‌اگر بدين صورت باشد كه بدون خوف از ضرر، يخ را بر اعضاى بدن خود بكشى. اما اگر به‌خاطر ضرر يا غير آن، اين كار را نتوانستى، اگر مى‌توانى خاك يا سنگ پيدا كنى، تيمّم كن‌وگرنه بنابر احتياط به يخ تيمّم كن، واگر اين كار هم امكان نداشته باشد، بدون وضو نمازبخوان وقضا هم بر تو واجب نيست.

ج- مسح‌هاى تيمّم:

1- تيمّم دو مسح است، بعد از آن كه دو دست خود را بر زمين مى‌زنى ويا بر روى آن‌مى‌گذارى، با هر دو دست، پيشانى خود را مسح مى‌كنى، وكافى است كه صورت خود را ازمحل روييدن موى سر تا بالاى بينى وبالاى ابرو مسح كنى، واوْلى اين است كه هردو ابروى خودرا نيز مسح نمايى.

2- احوط اين است كه با همه كف هر دو دست بر پيشانى خود بكشى ولى اگر تنها باانگشتان خود مسح كنى هم كفايت مى‌كند. ان شاء اللَّه تعالى.

3- سپس با كف دست راست خود، بر روى دست چپ وبالعكس، از مُچ دست تا آخرانگشتان، مسح مى‌كنى، به گونه‌اى كه عرفاً، مسح ناميده شود. پس مسح ما بين انگشتان‌


صفحه 98

وشكاف‌هاى درون دست، واجب نيست.

4- در تيمّم شرط است كه در هنگام زدن دست بر زمين، نيّت كند، وهمچنين افعال تيمّم‌را در صورت توان، شخصاً انجام دهد، وترتيب را نيز مراعات كند، بدين صورت كه بعد اززدن دست، به مسح صورت، سپس به مسح دست راست، وبعد به مسح دست چپ بپردازد، واين اعمال رابه گونه‌اى پى در پى انجام دهد كه عمل واحد محسوب شود واز بالا به پايين شروع كند ودرهنگام مسح، مانعى بر روى پوست وجود نداشته باشد واحتياط مستحب اين است كه اعضاى‌مسح كننده ومسح شونده تيمّم پاك باشد.

5- برطرف كردن موى از روى دست وپيشانى واجب نيست ومسح بر روى آن كفايت‌مى‌كند واگر بر روى اعضاى مسح كننده يا مسح شونده، جبيره‌اى باشد، مسح با آن يا روى آن‌كفايت مى‌كند.

6- اگر انجام دادن تيمّم، بدون كمك گرفتن، براى مكلّف، حرج ودشوارى داشته باشد، كسى ديگر، دست او را بگيرد وبر زمين بزند وبر اعضايش مسح بدهد واگر انجام اين كار نيزبراى او دشوار باشد، شخص نايب شخصاً اين كار را بكند يعنى دست خود را به زمين بزندواعضاى بيمار را مسح كند.

7- اگر اسباب و موجبات تيمم متعدد باشد، در نيت، قصد مافى‌الذمه كفايت مى‌كند، وهمچنين است اگر نداند كه تيمّم بر او به جاى غسل واجب است يا به جاى وضو.

8- در تيمّم كافى است كه كف دو دست خود را يك بار بر زمين بزند وبا آن اعضاى خود رإ؛ ح‌ح‌ظظمسح نمايد، امّا بنابر احتياط مستحب كف دو دست خود را دوبار بر زمين بزند، سپس تكان‌بدهد وپيشانى ودستان خود را مسح كند، سپس بار ديگر بر زمين بزند ودستانش را مسح‌نمايد.

9- اگر بعد از فراغت از تيمّم، درباره اعمال يا شرايط تيمّم شك كردى، به اين شك اعتنانكن واگر در حال تيمّم شك كردى، احتياط اين است كه تيمّم را اعاده كنى تا به صحّت عمل‌خود يقين حاصل نمايى.

د- احكام تيمّم:

1- خاك، همچون آب، طهور[1]است، منتها خاك در هنگامى طهور است كه آب نباشد. پس براى مؤمن در صورت عذر شرعى جايز است كه تيمّم كند، چه قبل وچه بعد از فرا رسيدن‌وقت نماز، امّا از باب احتياط بايد مطمئن شود كه عذر او تا آخر وقت مرتفع نمى‌گردد. در غير

[1]طهور يعنى پاك و پاك كننده.


صفحه 99

اين‌صورت بايد صبر كند تا وقت، عرفاً تنگ شود يا اينكه از برطرف شدن عذر نااميد گردد.

2- اگر عذر برطرف نشود و احتمال برطرف شدن آن هم نباشد، جايز است با يك تيمّم‌چند نماز بخواند. براى نماز قضا، در صورت وجود عذر، و براى نافله و هر چيزى كه در آن‌طهارت شرط است، تيمّم جايز است، همچنين براى صرف طهارت داشتن هم مى‌توان تيمّم‌كرد.

3- اگر به خيال بقاى عذر، تيمّم كند ونماز بخواند وقبل از پايان وقت، عذر او برطرف‌شود، اعاده نماز واجب نيست.

4- كسى كه در روز جمعه به خاطر ازدحام نتوانسته براى نماز جمعه وضو بگيرد، تيمّم‌كند ونماز بخواند، سپس نماز ظهر را اعاده نمايد.

5- كسى كه به جاى غسل تيمّم كند، از وضو هم كفايت مى‌كند همانطور كه غسل نيز ازوضو كفايت مى‌كند، چه تيمّم به جاى غسل جنابت باشد يا غير آن وچه به جاى غسل واجب‌باشد يامستحب.

6- تيمّم بدل از وضو، با هر چيزى كه وضو را باطل مى‌كند، باطل مى‌شود، همانطوركه‌هر چيزى كه غسل را باطل مى‌كند، تيمّم بدل از غسل را نيز باطل مى‌كند.

7- كسى كه براى نماز تيمّم كرده اگر قبل از اقامه نماز عذر او برطرف شود، تيمّم او باطل‌مى‌شود، امّا اگر در حال نماز برطرف شود، پس اگر بعد از ركوع باشد به نمازش ادامه بدهد، امّا اگر قبل از ركوع باشد، بايد نماز را با وضو اعاده كند واحتياط اين است كه نماز را با همان‌حال تمام كند وبعد اعاده نمايد.

8- كسى كه تيمّم كرده مانند كسى است كه وضو گرفته، پس براى او تمام اعمالى كه‌مشروط به طهارت است جايز مى‌شود. ولى كسى كه تيمّم بدل از غسل كرده و مى‌تواند وضوبگيرد، اوْلى اين است كه در غير جنابت، وضو بگيرد. كسى كه به اندازه يكى از دو عمل غسل‌يا وضو آب داشته باشد (و او- مثلًا- جنب باشد) بايد غسل كند چون غسل، ازوضو هم كفايت مى‌كند اما وضو از غسل كفايت نمى‌كند.

9- كسى كه با تيمّم طهارت دارد، مى‌تواند امام جماعت شود وهمچنين مى‌تواند قضاى‌نمازهاى غير را بجا آورد.

10- كسى كه مى‌داند در زمانى كه وقت نماز مى‌رسد، نمى‌تواند با آب طهارت بگيرد، بر اولازم است كه قبل از فرا رسيدن وقت، وضو بگيرد يا غسل كند، وهمچنين است كسى كه‌مى‌داند كه بعد از فرا رسيدن وقت نماز، نمى‌تواند تيمّم كند، بايد قبل از وقت تيمّم نمايد.


صفحه 100

فصل چهارم- خونهاى زنانه‌

اوّل- حيض‌

حيض چيست؟

حيض، خون معروفى است كه از رحم (زهدان) زن سالم و بالغ- بدون زايمان‌يا پاره شدن پرده بكارت- خارج مى‌شود. حيض نامهاى ديگرى نيز دارد كه از آن جمله است «طمث» (در زبان عربى)، «عادت»، «عادت‌ماهيانه» و «قاعدگى». ديدن خون حيض از بارزترين نشانه‌هاى بلوغ دردختران مى‌باشد.

پزشكان مى‌گويند: دوره بلوغ، دوره سخت و دشوارى در زندگى زن به شمار مى‌رود، زيرادراين دوره است كه دختر، از مرحله كودكى به مرحله رشد قدم مى‌گذارد. اين دوره چندين‌سال را در بر مى‌گيرد كه مشخّص كردن ميزان آن دشوار است، زيرا اندكى قبل‌از دهسالگى آغازمى‌شود وغالباً تا حدود بيست سالگى پايان مى‌يابد. تغييرات و دگرگونى‌هايى كه در اندام‌انسان دراين دوره پديد مى‌آيد، ناشى از فعّال شدن غدّه هيپوفيز است كه بر ساير غدّه‌هاى‌درونريز در بدن تأثير مى‌گذارد. مهم‌ترين جلوه‌هاى دگرگونى جسمى در دوره بلوغ، در پستانهاپديد مى‌آيد. البتّه اين حالت قبل‌از مدّتى- كه گاهى به بيش از دو سال مى‌رسد- از ظهورقاعدگى آغاز مى‌شود كه در ابتدا نوك پستانها، برجستگى و برآمدگى پيدا مى‌كند، سپس‌پستانها بزرگ و كم‌كم پُر مى‌شود.

امّا ظهور قاعدگى بين سنّ 9 سالگى تا 17 سالگى است، و اين تفاوت هم ناشى از تفاوتهاى‌محيط، وضعيّت تغذيه و بهداشت مى‌باشد امّا به هر حال نشان مى‌دهد كه دختر جوان به‌مرحله رشد جنسى رسيده است.

قاعدگى در مناطق گرم سير، زودتر و در مناطق سرد سير، ديرتر ظهور مى‌كند، و اگر قبل‌ازنه سالگى آغاز شود، بلوغ زودرس را نشان مى‌دهد و اگر تا سنّ 18 سالگى يا بيشتر به تأخيرافتد، اين تأخير، بيمار گونه خواهد بود، و در برخى از موارد حاكى از وجود عيبى مادرزادى دررحم خواهد بود، كه مانع قاعدگى مى‌شود.

عادت ماهيانه در دوره بلوغ گاهى منظّم است وگاهى نامنظّم، مثلًا گاهى دوبار يابيشتر دريكماه رخ مى‌دهد و گاهى بيش از يك هفته و تا ده روز دوام مى‌يابد. اين حالت بى‌نظمى تاشش ماه طول‌


صفحه 101

مى‌كشد تا حالت منظّم پيدا كند كه پنج يا چهار روز در هر ماه قمرى يا در هر 28 روز خواهد بود.

امّا نسبت به خون حيض، پزشكان مى‌گويند: خون حيض مركّب است از خونى كه در رحم‌قرار دارد و ترشّحات رحم و هورمونها يا مواد شيميائى كه موقع جدا شدن تخم از كيسه، مترشّح مى‌شوند و گاهى هم در آن اجزائى از بافتهايى ديده مى‌شود. اين خون از دهانه ظاهرى‌رحم‌به مهبل وارد مى‌شود، در همان حال انقباضات متناوب رحمى در چندين دفعه با فاصله يك‌يا دودقيقه، به وجود مى‌آيد. خون حيض به كُندى لخته مى‌شود ولى هيچگاه به طور كامل‌لخته نمى‌شود، و اگر همراه آن، خونهاى بسته يا لخته شده بيرون شود، نشانه اين است كه ازنظر كميّت، بيش از آن مقدارى است كه بايد باشد.

مقدار خون حيض در دختران باكره 30 گرم و در غير آنان بين 180 تا 214 گرم است و درروز دوّم قاعدگى، ميزان آن افزايش مى‌يابد، و گاهى در ايّام حيض هيجانات عصبى خاصى‌براى زن پديد مى‌آيد، به گونه‌اى كه براى ساده‌ترين وبى‌ارزش‌ترين چيز، برانگيخته مى‌شود وحتّى حوصله تحمّل مادر يا شوهرش را هم ندارد، و با كودكانش ناراحتى مى‌كند و گاهى هم‌دچار كم خوابى‌يا افسردگى ودرهم گرفتگى روحى مى‌شود و با چنين زنى بايد با نرمى و عطوفت برخورد شود.

علم پزشكى مى‌افزايد: زن، در دوره قاعدگى، بايد مواظب سلامتى خود باشد، كار سخت‌نكند، آرامش خود را حفظ نمايد، از برداشتن اشياى سنگين پرهيز كند، و بايد ظاهر اعضاى‌تناسلى خود را چند بار در روز با آب و لرم و صابون بشويد تا از بروز بوى‌بد يا خارش اعضاى‌تناسلى پيش‌گيرى شود، وهمچنين نبايد بگذارد خون در اندامش جارى شود بلكه بايد به وسيله‌نوارهاى بهداشتى پاكيزه وضدعفونى شده از جريان خون جلوگيرى نمايد و لازم است نوار راهر بار كه آلوده به خون شود عوض كند. در روزهاى قاعدگى مطلقاً نبايد زن از حمام سرداستفاده كند. استحمام با آب و لرم اشكال ندارد مگر در روزى كه خونريزى شديد باشد. همچنين ورزش بدنى سخت و خشن براى او ممنوع است امّا ورزشهاى سبك اشكال ندارد.

يكى از عوامل پيدايش درد در هنگام قاعدگى، يبوست است و مى‌توان با خوردن ميوه‌جات‌وسبزيجات خام و حبوبات با پوست از آن جلوگيرى كرد.

زن در ايّام قاعدگى نبايد با شوهر خود آميزش جنسى داشته باشد و دلائل آن امور ذيل است:

1- باعث ايجاد التهاب در مجراى ادرار مرد مى‌شود.

2- خون حيض علاوه بر خون و بافتهايى از درون رحم و مخاط آن، حاوى ميكروبهاى بى‌شمارى است كه اگر اعضاى تناسلى مرد، خراشيدگى داشته باشد، اين ميكروبها از طريق آن‌وارد خون مرد مى‌گردد و ممكن است باعث مسموميّت خونى شود يا حدّاقلّ قواى مرد را به طوركلّى‌تضعيف كند. البتّه اين ميكروبها به‌زن آسيبى نمى‌رساند زيرا در خون زن‌مواد مضادّ آنهانهفته‌است.


صفحه 102

3- آميزش جنسى دراين حالت گاهى موجب درد و ناراحتى در زن مى‌شود.

4- مهمّ‌تر از همه اين است كه خداوند متعال در آيه 222 سوره بقره (كه درباره آن‌سخن خواهيم گفت) از اين عمل نهى فرموده است.

قاعدگى در قرآن كريم‌

خداوند مى‌فرمايدوَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُواالنِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَ‌اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ‌[1].

«و از تو درباره حيض سؤال مى‌كنند. بگو: چيز زيان‌بار و آلوده‌اى است، از اين رو درحالت قاعدگى، از زنان كناره‌گيرى كنيد و با آنها نزديكى ننمائيد تا پاك شوند وهنگامى كه پاك‌شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد. خداوند توبه كنندگان را دوست دارد وپاكان را (نيز) دوست دارد.»

دراين آيه كريمه حقايق زيادى درباره عادت ماهيانه زن ذكر شده است:

الف- از(وَيَسْأَلُونَكَ)استفاده مى‌شود كه قاعدگى يك‌مسأله اجتماعى بوده است كه مردم درباره آن از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله سؤال مى‌كردند.

ب- واژه (الْمَحِيضِ) به معناى حالت قاعدگى يا زمان آن‌مى‌باشد، و گويا سؤال مردم از خود حيض نبوده بلكه از حالت حيض براى زن بوده و جواب هم‌مطابق سؤال ذكر شده است.

ج- واژه‌(أَذىً)به معناى عارضه‌اى است كه متناسب طبع‌انسان و خوشايند او نيست.[2]به نظر مى‌رسد كه (أَذىً) چيزى كمتر از «ضرر» است و مخالف آن راحتى است و در آيه‌به معناى يك حالت غير طبيعى در زن مى‌باشد.

د- امر به اعتزال و كناره‌گيرى از زنان‌(فَاعْتَزِلُوا)درحالت حيض يا در زمان آن، يك امرو دستور عامّ است و نشان مى‌دهد كه هر نوع نزديك شدن به زنان و به هر صورت ناپسند است‌ولى جمله بعدى قرآن، نزديكى حرام را به آميزش جنسى اختصاص داده است و اين بدان معنى‌است كه حكم (كناره‌گيرى مطلق) نوعى از حكم تنزيهى يا آن چيزى است كه آن راكراهت مى‌ناميم.

ه- اينكه در آيه:(فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ)آمده، نه «فيه»، يعنى اسم «محيض» تكرار شده و به جاى آن ضمير نيامده‌است، شايد اين نكته را برساند كه دورى كردن از زنان مخصوص حالت جريان خون نيست‌بلكه ساير ايام حيض وروزهايى را كه در حكم حيض است‌

[1]سوره بقره، آيه 222.

[2]الميزان، ج 2، ص 207.