رفتن کینه و دشمنی تأثیر شگفت آوری دارد. غذای بویای: که از طریق شامه به انسان وارد میشود. همانند عطر و بوهای خوش و نامطبوع.[1]
معنای پرهيز
امام کاظم7: «پرهیز، آن نیست که چیزی را به کلی وابگذاری و هیچ نخوری؛ بلکه پرهیز، آن است که از چیزی بخوری، اما کم بخوری».[2]
رسول خدا6: «الْمَعِدَةُ بَيْتُ كُلِ دَاءٍ وَالْحِمْيَةُ رَأْسُ كُلِّ دَوَاء؛
معده، خانة همه دردها و پرهیز، ریشه همه درمانهاست».[3]
گرسنگی
امام علی7: لَا يَجْتَمِعُ الْجُوعُ وَالْمَرَضُ؛ گرسنگی و بیماری، با هم گرد نمیآیند».[4]
[1].مزاج شناسی، ص 54. با اندکی تصرف.
[2]. «لَيْسَ الْحِمْيَةَ أَنْ تَدَعَ الشَّيْءَ أَصْلًا لَا تَأْكُلَهُ وَلَكِنَّ الْحِمْيَةَ أَنْ تَأْكُلَ مِنَ الشَّيْءِ وَتُخَفِّفَ».الکافی، ج 8، ص 291.
[3].بِحار الانوار، ج 59، ص 290.
[4].تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ح 7409.
امام هادی7: «شب زندهداری، خواب را شیرینتر میکند و گرسنگی، غذا را خوش مزگی میافزاید».[1]
فوايد گرسنگی
1. صفای قلب، درخشش طبع و تیز بینی؛ زیرا سیری حماقت و کُودنی به بار میآورد و قلب را کور و بخارات را در مغز زیاد میکند و حالی شبیه مستی به بار میآورد؛
2. رقت و صفای قلب که انسان را برای درک لذت مناجات آماده میسازد و سبب تأثر یاد خدا میشود؛
3. انکسار و تواضع و زوال، حالت گردنکشی و شادامانی که ابتدای طیغان و غفلت از یاد خداست؛
4. درهم شکستن میل به گناه و تسلط بر نفس اماره؛ زیرا منشأ همة گناهان شهوات و قوای انسانی است و مادة قوا و شهوات خوردنیها و نوشیدنیهاست؛
5. سلامتی بدن و دفع بیماریها؛
[1]. «... وَالْجُوعُ يَزِيدُ فِي طِيبِ الطَّعَامِ».نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص 141.
6. سبک شدن بار هزینة زندگی؛[1]
7. شهوت معصیت را کم میکند و خواب را که باعث تضییع روزگار و عمر و موجب «کلال»[2]طبع و فوات نماز شب است را کم میکند.[3]
پرخوری
امام علی7: «اعتیاد به سیری، انواع دردها را به همراه میآورد».[4]
امام علی7: لَا تَجْتَمِعُ الصِّحَّةُ وَالنَّهَم؛ «تندرستی و پُرخوری، با هم گرد نمیآیند».[5]
رسول خدا6: «دلها را با فراوانیِ خوراک و نوشاک نمیرانید؛ زیرا دل به سان کِشت، اگر آب زیادی بدان رسانده شود، میمیرد».[6]
امام صادق7میفرمایند: «خدا پرخوری را دشمن میدارد و افزودند: آدمیزاد برای ادامة حیات ناچار باید غذا بخورد، پس وقتی غذا میخورید
[1].اخلاق شُبَر، ص 215.
[2]. خستگی.
[3].معراج السعاده، ص 309.
[4]. «إِدْمَانُ الشِّبَعِ يُورِثُ أَنْوَاعَ الْوَجَعِ».تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ح 8160.
[5]. همان، ح 6648.
[6]. «... وَإِنَّ الْقُلُوبَ تَمُوتُ كَالزَّرْعِ إِذَا كَثُرَ عَلَيْهِ الْمَاءُ».مکارم الاخلاق، ص 150.
یک سوم شکم را برای غذا
و یک سوم را برای نوشیدن
و یک سوم را برای [راحت] نفس کشیدن قرار دهید و به سان خُوکان خود را فربه نسازید».[1]
امام صادق7در سفارش به یکی از یاران خود فرمود: «مبادا چیزی را بخوری که به آن اشتها نداری؛ چون این امر سبب حماقت و نادانی میشود. همچنین تا گرسنه نشدی چیزی مخور و هنگام خوردن غذا، آن را از حلالها برگزین».[2]
نقل شده است: حکیمی با عدهای از جوانان که اهل ریاضت نبودند غذا میخورد. او طوری غذا میخورد که جوانی بسیار تعجب کرده و به او گفت: اگر لقمة من از غذا، مثل لقمة تو بود، فکر نمیکنم که زنده بمانم. حکیم گفت: آری پسرم، من میخورم برای اینکه زنده بمانم، اما تو میخواهي زنده بمانی برای اینکه بخوري.[3]
[1]. «... فَإِذَا أَكَلَ أَحَدُكُمْ طَعَاماً فَلْيَجْعَلْ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلطَّعَامِ وَثُلُثَ بَطْنِهِ لِلشَّرَابِ وَثُلُثَ بَطْنِهِ لِلنَّفَسِ...».الکافی، ج 6، ص 270.
[2]. «فَإِيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لَا تَشْتَهِيهِ فَإِنَّهُ يُورِثُ الْحِمَاقَةَ وَالْبَلَهَ ...».مشکاة الانوار، ص 327. (حدیث عنوان بصری)
[3]. به نقل ازاطعمه و اشربه، ص 215.
سعدی میگوید:
سخن آنگه کُنَد حکیم آغاز ** یا سرانگشت سوی لقمه دراز
که ز نا گفتنش خلل زاید ** یا ز نا خوردنش به جان آید
لاجرم حکمتش بود گفتار ** خوردنش تندرستی آرد بار[1]
درجایی دیگر چنین حکایت میکند:
درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشم همت او شوکت و هیبت نماند.
هر که بر خود در سؤال گشاد *** تا بمیرد نیازمند بود
آز بگذار و پادشاهی کن *** گردن بیطمع بلند بود
یکی از ملوک آنطرف اشارت کرد که توقع به کرم اخلاق مردان چنین است که به نمک با ما موافقت کنند. شیخ رضا داد، به حکم آنکه اجابت دعوت سنت است. دیگر روز ملک به عذر قدومش رفت. عابد از جای برجست و در کنارش گرفت و تلطف کرد و ثنا گفت. چو غایب شد، یکی از اصحاب پرسید شیخ را که چندین ملاطفت امروز با پادشه که تو کردی خلاف عادت بود و دیگر ندیدیم، گفت نشنیدهای که گفتهاند:
[1]. سعدی، گلستان، باب سوم، قناعت.
هر که را بر سماط[1]بنشستی *** واجب آمد به خدمتش برخاست
گوش تواند که همه عمر وی *** نشنود آواز دف و چنگ و نی
دیده شکیبد ز تماشای باغ *** بی گل و نسرین به سر آرد دماغ
ور نبود بالش آکنده پَر *** خواب توان کرد خَزَف[2]زیر سر
ور نبود دلبر همخوابه پیش *** دست توان کرد در آغوش خویش
وین شکم بی هنر پیچ پیچ *** صبر ندارد که بسازد به هیچ[3]
دیدگاه طب سنتی ایرانی:
صاحب کتاب" في المعده و امراضها و مداواتها"( قرن سوم هجري) گويد: شايسته است براي کسي که میخواهد سلامتي معده حفظ شود که تا وقتي بيماري ايجاد نشده غذا را مثل دارو در نظر بگيرد همانطور که دارو را به ميزان زياد و جهت لذت نمیخوریم و جهت منافع دارو از آن
[1]. سفره.
[2]. سفال.
[3]. سعدی، گلستان، باب سوم، قناعت.
استفاده میکنیم از غذا همجهت لذت استفاده نکنيم و زياد نخوريم و از آن صرفاً جهت منفعت آن به ميزان کافي سود ببريم[1].
در طب سنتی ایرانی هم پرخوری و بیشازحد نیاز خوردن نهی شده و هم گرسنگی طولانیمدت. شعار طب سنتی ایرانی همیشه مصرف به حد اعتدال است.
در توصیههای طب سنتی تأکید شده که حتی در هنگام گرسنگی فرد آنقدر نخورد که کامل اشتهایش برطرف شود بلکه کمی قبل از سیر شدن دست از غذا بکشد چون در هنگام پروسه هضم بین مواد غذایی تخلخل ایجاد میشود به دنبال این تخلخل فرد کاملاً احساس سیری خواهد کرد[2].
اگر فردی بهاندازهای که اشتها داشته باشد بخورد و معده را کامل پر کند سبب میشود به دنبال شروع پروسه هضم و ایجاد تخلخل دچار برگشت محتویات معده به سمت بالا یا به اصطلاح ریفلاکس شود.
علایم زیاده روی در خوردن شامل:
· درد شکم
· تهوع
[1]. کتاب فی المعده و الامراض و المداواتها، قیروانی.
[2]. مفرح القلوب، ج 3 ص 740.
· دفع مواد هضم نشده
· احساس سنگینی زیاد بعد غذا
· آروغ زیاد و بدبو.
باید دقت شود اگر فرد حجم زیادی از غذا خورد و درصورتیکه مدت زیادی نگذشته است باید سعی کند این محتویات زیاد را بهصورت قی خارج کند و در غیر این صورت باید حداقل یک تا دو وعده غذایی از مصرف غذا پرهیز کند[1]و از طرفی کم خوردن مواد غذایی نیز از طرفی سبب ضعف و لاغری و کاهش قوت بدن میشود.
وعدههای غذایی
شخصی به امام صادق7از زیاد مبتلا شدن به بیماریها و دردها و مشکل معده (عدم قدرت هضم غذا) شکایت کرد، امام7فرمود صبحانه و شام بخور و میان این دو، چیزی نخور زیرا در خوردن بین صبحانه و شام، فساد بدن است آیا نشنیدهای که خداوند میفرماید «لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا[2]؛ و هر صبح و شام، روزی آنان در بهشت مقرّر است».[3]
[1]. پاسداشت تندرستی با پزشکی ایرانی، ص 32.
[2]. مریم/62.
[3]. «...فَقَالَ لِي تَغَدَّ وَ تَعَشَّ وَ لَا تَأْكُلْ بَيْنَهُمَا شَيْئاً فَإِنَّ فِيهِ فَسَادَ الْبَدَنِ...». کافی، ج 6، ص 288.