بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 43

شخصی می‌گوید: «حضرت رضا7را مى‌ديدم كه چون قبل از غذا دست مى‌شست با حوله خشك نمى‌كرد و پس از غذا با حوله خشك مى‌نمود».[1]

رسول خدا6‌می فرماید: «چون دست‌هایت را بعد از غذا می‌شویی، دست‌هایت را به صورت و چشمانت بکش، قبل از آنکه با دستمال خشک کنی و بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْمَحَبَّةَ وَالزِّينَةَ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْمَقْتِ وَالْبِغْضَةِ؛ خدایا به‌درستی که از تو می‌خواهم محبت و زیبایی را و به تو پناه می‌برم از نفرت و کینه‌ها».[2]

نشستن سر سفره

شخصی از امام صادق7پرسید: «آیا رسول خدا6‌ غذا را می‌خورد درحالی‌که تکیه به دست راست یا چپ داده بود؟» حضرت7فرمود: «رسول خدا6‌ درحالی‌که تکیه به چپ یا راست داده باشد غذا نمی‌خورد؛

[1]. «رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ7إِذَا تَوَضَّأَ قَبْلَ‌ الطَّعَامِ‌ لَمْ يَمَسَّ الْمِنْدِيلَ وَإِذَا تَوَضَّأَ بَعْدَ الطَّعَامِ مَسَّ الْمِنْدِيلَ» .الکافی، ج 6، ص 291.

[2]. رسول خدا6‌: «إِذَا غَسَلْتَ يَدَكَ بَعْدَ الطَّعَامِ فَامْسَحْ وَجْهَكَ وَعَيْنَيْكَ قَبْلَ أَنْ تَمْسَحَ بِالْمِنْدِيلِ وَتَقُولُ...» (وسائل الشیعه، ج 24، ص 346.


صفحه 44

بلکه چون بندگان می‌نشست». آن شخص گفت: «برای چه؟» حضرت فرمود: «به خاطر تواضع به خدا».[1]

امام صادق7: می‌فرمایند: «رسول خدا6‌ به حالت تکیه غذا نخورد از زمان بعثت تا زمان وفاتش به خاطر تواضع خدا».[2]

امام صادق7می‌فرمایند: إِذَا أَكَلْتَ فَاعْتَمِدْ عَلَى يَسَارِكَ؛ «چون غذا می‌خوری بر دست چپ خود اعتماد کن».[3]

امام حسن مجتبی7در نحوة نشستن می‌فرمایند: ...فَالْجُلُوسُ عَلَى الرِّجْلِ الْيُسْرَى؛ «از آداب سفره بر پای چپ نشستن است».[4]

در آوردن کفش‌ها

رسول خدا6‌ می‌فرمایند: «اخْلَعُوا نِعَالَكُمْ‌ عِنْدَ الطَّعَامِ‌ فَإِنَّهُ سُنَّةٌ جَمِيلَةٌ وَأَرْوَحُ لِلْقَدَمَيْنِ؛

[1]. «... مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يَأْكُلُ مُتَّكِئاً عَلَى يَمِينِهِ وَلَا عَلَى يَسَارِهِ وَلَكِنْ‌ كَانَ‌ يَجْلِسُ‌ جِلْسَةَ الْعَبْدِ ...».الکافی، ج 6، ص 272.

[2]. «مَا أَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ6‌مُتَّكِئاً مُنْذُ بَعَثَهُ‌ اللَّهُ‌ إِلَى‌ أَنْ قَبَضَهُ تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّ وَجَل‌».وسائل الشیعه، ج 12، ص 143. علامه مجلسی در توضیخ روایات «تکیه دادن در حال غذا» بیش از 14 تفسیر را بیان می‌کنند (بحار الانوار، ج 63، ص 390، باب منع الاکل بالیسار و متکئا).

[3].المحاسن، ج 2، ص 441.

[4].کتاب من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 359.


صفحه 45

هنگام غذا خوردن، کفش‌های خود را در آورید؛ چرا که این کار سنت خوبی است و پاها را راحتی می‌بخشد».[1]

هم سفره شدن با خدمت‌کاران

«مردی از اهل بلخ گوید: با امام رضا7در سفر به خراسان روزی ما را بر سر سفره خواند. پس بر آن سفره نوکران سیاه و غیر آنها را جمع کرد. گفتم: ای کاش برای آنها سفره جدا می‌انداختی. فرمود: ساکت باش، به‌درستی که خدای تبارک و تعالی واحد است و مادرمان یکی است و پدرمان یکی و جزایمان به اعمالمان است».[2]

رسول خدا6‌ می‌فرمایند: «غذا خوردن با خادم از فروتنى است».[3]

[1].المحاسن، ج 1، ص 449.

[2]. «...‌ فَقَالَ مَهْ إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَاحِدٌ وَالْأُمَّ وَاحِدَةٌ وَالْأَبَ وَاحِدٌ وَالْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ».الکافی، ج 8، ص 230.

[3]. «الأكل مع الخادم من التّواضع».نهج الفصاحه، ح 1061.


صفحه 46

عيب نگرفتن از غذا

از سنت‌های رسول خدا6‌ نقل شده است که حضرت: «هیچ‌گاه از غذا عیب و ایراد نگرفت، اگر اشتها داشت می‌خورد و اگر نداشت نمی‌خورد».[1]

امام صادق7می‌فرمایند: «كُفْرٌ بِالنِّعَمِ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ أَكَلْتُ طَعَامَ كَذَا وَكَذَا فَضَرَّنِي؛

نعمت خدا را کفران کرده اگر مردی بگوید: فلان غذا را خوردم و فلان غذا به من ضرر زد».[2]

خوردن غذا به هنگام گرسنگی

امام علی7: مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا يَضُرَّهُ طَعَامٌ‌ فَلَا يَأْكُلْ‌ حَتَّى‌ يَجُوعَ وَتنْقَى الْمَعِدَة؛

هر کس که می‌خواهد هیچ غذایی به او زیان نرساند، تنها هنگامی غذا بخورد که گرسنه شده و معدة او [از خوراک پیشین] پاک شده باشد».[3]

امیر مؤمنان7به امام حسن مجتبی7می‌فرمایند: «می‌خواهی چهار

[1]. «ما عابَ رَسُولُ اللهِ6‌ طَعاماً قَطُّ، إن اشتهاهُ أکَلَه وَإلا تَرکَه».سُنَن النبی، ص 244، ح 507.

[2].وسائل الشیعه، ج 24، ص 433.

[3].بحار الانوار، ج 63، ص 410.


صفحه 47

خصلت به تو بیاموزم تا از [زحمت] درمان بی‌نیاز گردی؟ عرض کرد: آری. فرمود: بر سر سفره منشین، مگر آن‌گاه که گرسنه‌ای و از کنار سفره بر نخیز، مگر وقتی که هنوز اشتها داری و جویدن غذا را به نیکی انجام ده و پیش از خوابیدن به دستشویی برو. هرگاه اینها را رعایت کردی از درمان بی‌نیاز می‌شوی».[1]

زمانی که در شُرف خوردن چیزی هستید، از خودتان بپرسید: «آیا واقعا گرسنه‌ام؟ آیا لازم است بخورم؟ خوردن این خوراکی برای من سودی و نفعی دارد یا ندارد؟[2]آیا میل خوردن دارم یا فقط هوس خوردن دارم؟ پیش از اینکه پاسخ دهید چند لحظه صبر و حوصله کنید و به ندای درونی خود گوش دهید.

سعدی شیرازی گوید: «حکیمان دیر به دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سد رمق و جوانان تا طبق برگیرند و پیران تا عرق کنند. امام قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس».[3]

[1]. «... قَالَ لَا تَجْلِسْ عَلَى الطَّعَامِ إِلَّا وَأَنْتَ‌ جَائِعٌ‌ وَلَا تَقُمْ‌ عَنِ الطَّعَامِ إِلَّا وَأَنْتَ تَشْتَهِيهِ وَجَوِّدِ الْمَضْغَ وَإِذَا نِمْتَ فَاعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى الْخَلَاءِ فَإِذَا اسْتَعْمَلْتَ هَذَا اسْتَغْنَيْتَ عَنِ الطِّبِّ [عن الطبيب]».الخصال، ج 1، ص 229.

[2].آگاهانه خوردن، ص 130.

[3].گلستان، باب 8، بخش 47.


صفحه 48

دیدگاه طب سنتی ایرانی:

غذا بايد در زمان اشتهاي واقعي خورده شود زمانی که سنگيني غذاي قبلي از بين رفته باشد. توصيه می‌شود وقتي اشتهاي واقعي اتفاق افتاد فوراً غذا خورده شود[1]؛ اشتهاي واقعي يا صادق داراي علايمي است: 1-سبک شدن شکم از زير سينه تا ناف 2- نبض ضعيف. 3-تيزي حواس خصوصاً شنوايي و بينايي. 4 –کاهش حرکات بدن. 5-عدم تمايل به خواب. 6-کاهش آب دهان. 7-خروج فضولات غذاي قبلي. 8-طعم غذاي قبلي در آروغ نباشد. 9-عدم عطش.[2]

بلخي در کتب مصالح الابدان و الانفس اشتهاي کاذب را این‌گونه تعريف کرده است که اشتهاي کاذب خوردن بر اساس عادت است نه حاجت و نياز بدن[3].

غذا خوردن در حالت سيري و يا پاسخ دادن به اشتهاي کاذب سبب تداخل غذاي خورده شده با غذاي باقيمانده در معده می‌شود و در هضم صحيح، اختلال ايجاد می‌شود[4].

[1]شش رساله کهن پزشکی، بیگ باباپور.

[2]مقاله"مروری بر توصیه های حفظ سلامت معده در پزشکی ایرانی"، مجله طب سنتی اسلام و ایران.

[3]مصالح الابدان و الانفس، بلخی.

[4]تغذیه در طب سنتی ایرانی و اسلامی، کردافشاری.


صفحه 49

از سوی دیگر در زمان گرسنگی واقعی نباید خوردن غذا را به تأخیر انداخت؛ زیرا این کار موجب ریخته شدن صفرا و مواد نامناسب به معده می‌گردد و زیان‌آور است.[1]

نام خدا در آغاز طعام

امام صادق7: می‌فرماید: «امیر مؤمنان7فرمود: برای کسی که بر غذای خود نام خدا ببرد، ضمانت می‌کنم که از آن غذا، به هیچ درد و رنجی گرفتار نمی‌شود. ابن‌کَواء ـ که این را شنید ـ پرسید: ای امیر مؤمنان! من دیروز غذایی خوردم و نام خدا را نیز به هنگام خوردن آن بردم؛ اما آن مرا آزار داد! فرمود: ای نادان! شاید که چند گونه غذا خورده‌ای و بر برخی گونه‌ها نام خدا برده و بر برخی دیگر نام خدا نبرده‌ای».[2]

برادر امام باقر7خدمت آن حضرت رسید و برای عمروبن‌عبید، واصل و بشیر رحال اجازة ملاقات خواست. امام اجازه داد و آنان وارد شدند. آن سه نفر از نظر اعتقادی، مخالف امام بودند. وقتی نشستند، حضرت فرمود:

[1].مروری بر کلیات طب سنتی ایران، ص 134. اگر به عللی تأخیری در غذا خوردن پیش آمد، بهتر است پنج مثقال یا قدری آب لیمو و یا انار ترش میل کند، سپس غذا خورد. (همان).

[2]. «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين7ضَمِنْتُ‌ لِمَنْ‌ يُسَمِّي‌ عَلَى طَعَامِهِ أَنْ لَا يَشْتَكِيَ مِنْهُ... أَكَلْتَ أَلْوَاناً فَسَمَّيْتَ عَلَى بَعْضِهَا وَلَمْ تُسَمِّ عَلَى بَعْضٍ يَا لُكَعُ».الکافی، ج 6، ص 295.


صفحه 50

«هیچ چیز نیست مگر آنکه قاعده و قانون معینی دارد». پس از اندکی، سفره آوردند و پهن کردند. سه مهمان به هم گفتند: «به خدا قسم، ما بر او مسلط شدیم. با این حرفش، اکنون می‌توانیم به او اعترض کنیم».

پس، از امام پرسیدند: «ای ابوجعفر! آیا این سفره نیز جزو همان‌هایی است که قاعده و قانون دارند؟» امام فرمود: «آری». آنها گفتند: «قاعده و قانونش چیست؟» امام فرمود: «اینکه هرگاه پهن می‌شود، "بسم الله" بگویند و هرگاه آن را بر می‌دارند، "الحمد لله" بگویند».[1]

امام صادق7: «هنگامی که چند غذای مختلف در سفره بود برای هر کدام" بسم الله" بگو. گفتم: اگر فراموشم شد؟ فرمود بگو: "بِسْمِ‌ اللَّهِ‌ عَلَى‌ أَوَّلِهِ‌ وَآخِرِه"».[2]

ذکری که رسول خدا6‌ برای غذایی مسومی که برای آن حضرت آورده بودند، خواندند: بِسْمِ‌ اللَّهِ‌ الشَّافِي‌، بِسْمِ‌ اللَّهِ‌ الْكَافِي، بِسْمِ اللَّهِ الْمُعَافِي، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْ‌ءٌ وَلَا دَاءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ‌؛ «به نام خدای شفا بخش، به نام خدای کفایت کننده، به نام خدای

[1].بحار الانوار، ج 66، ص 370.

[2]. «إِذَا اخْتَلَفَتِ‌ الْآنِيَةُ فَسَمِ‌ عِنْدَ كُلِ‌ إِنَاءٍ قُلْتُ فَإِنْ نَسِيتُ قَالَ تَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَآخِرِهِ».مکارم الاخلاق، ص 147.