خدایا! همان طور که ما از نعمتهایت برخوردار شدهایم، سایر بندگانت را نیز بهرهمند بگردان؛[1]
خدایا! غذای که تو روزی کردی شفای جسم و جانمان قرار بده؛
خدای روزی دهنده، به سفره و غذای ما خیر و برکت بده؛
خدای مهربان، اسباب روزی حلال و طیب را نصیب ما بگردان؛
خدای کریم، به دریای مهربانیات! ناسپاسی ما را به سپاسگزاری مبدل کن؛
خدای بخشنده، قدرت سپاسگزاری از نعمتهایت را روزیمان بگردان.
سفرة ايرانی
ایرانیان به هر مناسبتی سفرهای میگسترند؛ سفرة طعام، سفرة افطار یا سحر، سفرة نذری، سفرة عقد و... .
سفره مظهر و تجلیگاه رزق و روزی یک خانه است، پدر خانواده با کسب حلال، روزیِ با برکت را به خانه آورده و بر سر سفرة خانواده قرار میدهد.[2]
[1].خلاصه 15 روز تا سلامتی، ص 118.
[2].غذا در آیینة فرهنگ، ص 5.
سفرة ایرانی در محتویاتش خلاصه نمیشود، سفرة ایرانی در سرزندهترین و با صفاترین جای خانه و در میان فرش ایرانی که القا کنندة باغ و دشت و طبیعت است، گسترده میشود و چنین نیست که جای به خصوص و مجزا از فضای زنده و مهم خانه داشته باشد. سفرة ایرنی صدر و ذیل دارد. بالا نشستن نشانة احترام و پست نشستن دال بر تواضع است. سفره در فرهنگ ایرنی ارج بسیار دارد؛ چنانکه احترام به سفره اقتضا میکند که مورد بیاعتنایی قرار نگیرد؛ بنابراین، باید به موقع برچیده شود. بزرگِ سفره یا میزبان، آخرین نفری بود که دست از طعام میکشید و به دنبال انصراف او از طعام، سفره نیز برچیده میشد. پیداست که او نیز در خوردن طعام مراعات دیگران را میکرد تا همة میهمانان در فرصت کافی غذایشان را صرف کنند و در عین حال از این که صرف غذایشان به طول انجامیده احساس شرم نکنند.[1]
سفره نقش مهمی در همزیستی افراد ایفا میکند. هنگامی که به سفرههای عشایری مینگریم جای نمک و آب و نان توسط بافتههای مشخص شده کاملاً معین است و این نشانگر اهمیت این سه عنصر غذایی در فرهنگ ایرانی است که هنوز هم پشت سر مسافر آب میریزند، در سفره
[1]. همان، ص 4.
نان و نمک میگذراند و میگویند نان و نمک هم را میخورند. پس سه رکن اصلی باعث ماندگاری و پایداری سفره ایرانی شده است. این سه رکن عبارت از: اهمیت سفره، تمایز سفره ایرانی و درک باورهای مربوط به سفره.[1]
ژان شاردن از سفرنویسان دورة صفوی، میهماننوازی ایرانیان را چنین شرح میدهد: «چیزی که در شیوه زندگی ایرانیان، گذشته از قناعت آنان، مرا سخت به اعجاب بر میآورد، میهماننوازی آنان است. وقتی ایرانیان خوان غذا میگسترند، نه تنها درها را نمیبندند بلکه هر کس که در آنجا باشد و یا فرا رسد و اغلب غلامانی که اسب را بر در نگاه میدارند، بر سر سفره فرا میخوانند. هر عده بر سر ناهار یا شام بر سر سفره باشند برای کسی رنجی ندارد... ایرانیان در ستایش مهماننوازی میگویند که حضرت ابراهیم7هرگز بدون حضور مهمان دست به غذانمیبرد».[2]
نیکوست کدبانوی خانه، غذا را به نیت نیک و پسندیده همانند غذای نذری... بپزد چنانچه نیاکان ما نیز اینگونه بودند.
[1]. همان، ص 32.
[2].سفر اروپایان به ایران، ص 28. (شیبانی، ژان رز فرانسواز (1384)).
شعرهای سفره
در سفرة ایرانی به دلیل اهمیت شکر و قدردانی از نعمتهای الهی بر روی «سفره» اشعاری درباره نعمت، شکر، سپاسگزاری، نوشته میشد. همانند این شعرها که در اکثر سفرهای قدیم به خطی زیبا نوشته شده است:
شکر نعمت نعمت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
شعری دیگر
ادیم[1]زمین سفره عام اوست بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست[2]
شعری دیگر
الهي به اين سفره بركت بده به اين مائده شكر نعمت بده
همه شاد گردیم در اين زندگي به باني اين سفره رحمت بده
به آشپز و ميزبان و هم ميهمان تن سالم و شان و شوكت بده
نصيب همه دوستان عليA زحق سفرة خير قسمت بده
[1]. سطح زمین.
[2].بوستان، بخش اول.
الهي به روز جزا بَهر ما طعام بهشتي ز جنت بده[1]
شعری دیگر
الهی که این سفره معمور[2]باد دمادم پر از نعمت و نور باد
بلائی که باشد در آفاق و دهر از این سفره و صاحبش دور باد[3]
الهی که این سفره معمور باد همیشه پر از نعمت نور باد
زبان بداندیش و چشم حسود از این سفره و صاحبش دور باد[4]
الهی که این سفره معمور باد همیشه پر از نعمت و نور باد
گزند زمانه و آفات دهر از این سفره و اهل آن دور باد[5]
[1]. لا ادری.
[2]. طولانی، همیشگی.
[3]. لا ادری.
[4]. لا ادری.
[5]. لا ادری.
کتابنامه
*قرآن مجید.
اعظم خان، محمد، اکسیر اعظم، دانشگاه علوم پزشکی تهران- موسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و تهران، تهران 1387.
امیرحسینی، خسرو،آداب معاشرت برای همه،، جهان دانش، تهران، 1390.
آخوندی، مصطفی،غذا و تغذیه در آموزهای دینی و یافتههای علمی، زمزم هدایت، قم، 1388.
بابایی، جلیل،آیاتی در خصوص غذا و درمان، نیکان کتاب، زنجان، 1390.
برزو، مهدی،طب سنتی اسلامی، ابتکار دانش، قم، 1395.
بلخی، احمد بن سهل، مصالح الابدان و الانفس، صحه العلامیه، قاهره، 2005.
بهمن، مریم، مکبری نژاد، روشنک، زمان غذا خوردن در طب سنتی ایرانی، مجله طب و تزکیه، 2016، 24، 65-70. ( مقاله)
بیگباباپور، یوسف. شش رساله کهن پزشکی. انتشارات مجمع ذخائر اسلامى، قم، 1357.
بیوس، سودابه، نسل سالم، چوگان، تهران، 1394.
جرجانی اسماعیل، الاغراض الطبیه و المباحث العلاییه.
چغمينى، محمود بن محمد، مفرح القلوب، مطبعة إسلامية، لاهور، 745 ق.
حرعاملی، محمد بن حسن،وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج 16 و 17، احیاء الثراث العربی، بیروت، بی تا.
حسنزاده، علیرضا،غذا در آیینه فرهنگ، انتشارات پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، 1396.
حسنلو، امیرعلی،پوشش و تغذیه در سیرة معصومان:، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1392.
حیدری ابهری، غلامرضا،نان و نمک، نشر قلم، تهران، 1390.
خدادادی، جمشید،خلاصة 15 روز تا سلامتی، نشر شهر تهران، 1391.
دریایی، محمد،دانشنامة طب اهل بیت:، پیام کتاب، تهران، 1389.
رازی، محمد بن زکریا،منافع الاغذیه و دفع مضارها (تغذیه از دیدگاه رازی)، ترجمة عبدالعلی علوی نائینی، چوگان، تهران، 1394.
رازى، محمد بن زكريا، المنصوري في الطب (ترجمه)، 313 ه ق.
زندیزند، فرحناز،أطعمه و أشربه، سیمای کوثر، تهران، 1390.