احكام حيض
شرايط حيض:
قاعدگى تنها با وجود شرايط ذيل تحقّق مىيابد:
1- بيرون آمدن خون بعداز كامل كردن سنّ نُه سال باشد.
2- بيرون آمدن خون قبلاز سنّ يائسگى باشد.
3- مدّت ديدن خون كمتر از سه روز نباشد.
4- مدّت ديدن خون بيشتر از ده روز نباشد.
5- بيرون آمدن خون در طول سه روز استمرار عرفى داشته باشد.
6- مدّت فاصله بين دو حيض كمتر از ده روز نباشد.
7- صفات و علايم خون حيض را داشته باشد يا به گونهاى باشد كه بتوان آن را خون قاعدگى به شمار آورد. چنانكه مشروح آن بيان خواهد شد.
هريك از شرايط بالا احكام و فروعى دارد كه در سطور بعدى بيان مىگردد.
شرط اوّل- رسيدن به سنّ نُه سالگى
حديث شريف
ابن حجّاج مىگويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
«ثلاث تتزوَّجن على كلّ حال: التي لم تحض ومثلها لا تحيض.
قال: قلت: وما حدّها؟ قال عليه السلام: «إذا أتى لها أقلّ من تسع سنين، والتي لم يدخل بها، والتي قد يئست من المحيض ومثلها لا تحيض». قلت: وما حدّها؟ قال عليه السلام: «إذا كان لها خمسون سنة»[1].
«سه دسته از زنان در هر حال مىتوانند ازدواج كنند (يعنى بدون اينكه عدّه بگيرند مىتوانند بعداز طلاق فوراً ازدواج نمايند): زنى كه حيض نمىبيند و زنان مانند او هم حيض نمىبينند.
گفتم: مشخّصات و تعريف اين زن چيست؟ فرمود:
«دخترى كه كمتر از نه سال داشته باشد، و نيز زنى كه به او دخول نشده باشد، و همچنين زنى كه به سنّ يائسگى رسيده و زنان مانند او نيز حيض نبينند.
گفتم: مشخصّات و تعريف اين زن چيست؟ فرمود:
«وقتى كه زن به پنجاه سالگى برسد.»
احكام
شرط اوّل تحقّق حيض اين است كه بعداز كامل كردن سنّ
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، باب 2، ابواب العِدد، ص 406، حديث 4.
نه سالگى ديده شود امّا اگر قبلاز آن خون ببيند و شك كند كه خون قاعدگى است حكم حيض را ندارد. فروع مسأله به شرح ذيل است:
الف- آنچه را دختر قبل از كامل كردن نُه سال قمرى[1]ببيند، حيض نيست مگر اينكه خون به گونهاى باشد كه اطمينان حاصل شود كه حيض است. دراين صورت خود حيض، نشانه و علامت بلوغ به شمار مىآيد.
ب- مقصود از بلوغ دراينجا پديدار شدن يكى از نشانههاى بلوغ دختر است كه در باب احكام بلوغ ذكر شده است.
ج- اگر دختر شك كند كه بالغ شده يا نه حكم به عدم بلوغ مىشود تا اين كه بلوغ ثابت شود، وبه واسطه يكىاز نشانههاى بلوغ كهدر باب احكام بلوغ يادآورى شده است، به تحقّق آن اطمينان حاصل شود.
شرط دوّم- قبلاز سنّ يائسگى
حديث شريف:
1- در حديث قبلى ابن حجّاج كه در شرط اوّل گذشت، از امام صادق عليه السلام درباره زن يائسه سؤال شد كه مشخّصات و تعريف آن چيست؟ امام فرمود:
«هنگاميكه زن پنجاه سال داشته باشد.»[2]
2- شيخ در كتاب «المبسوط» فرموده است:
زن، هنگامى كه به سن پنجاه سالگى برسد، يائسه مىشود، مگر
[1]- در حدود هشت سال و نُه ماه به تقويم شمسى يا ميلادى.
[2]- در حدود هشت سال و نُه ماه به تقويم شمسى يا ميلادى.
اينكه از قريش باشد، زيرا در مورد چنين زنى روايت آمده است كه تا شصت سالگى خون مىبيند.[1]
احكام
شرط دوّم اين است كه ديدن خون قبلاز رسيدن به سنّ يائسگى باشد. فروع مسأله بدين شرح است:
الف- يائسگى از حقايق خارجى است كه علايم و نشانههاى فراوانى دارد كه از جمله آنها سنّ است و همچنين باردار نشدن. البتّه سنّ مخصوص بايد با مراعات شرايط ويژه زنان باشد كه زنان همسان او يا متخصّصان و اهل خبره آن را مىدانند.
ب- گاهى سنّ يائسگى براى زن قريشى[2]و برخى ديگر از قبايل عربى به شصت سال هم مىرسد در حاليكه براى ديگران اين سنّ، 45 سالگىاست وگاهى به 55 سالهم مىرسد.[3]ولىسنّيائسه شدن به
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 31، ص 581، حديث 5.
[2]- قريشى كسى است كه از طرف پدر به نضر بن كنانه برسد، چنانكه در نسب پيامبر گرامىاسلام چنين آمده است: محمّد بن عبداللَّه بن عبدالمطّلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف (مغيره) بن قصى (زيد) بن كلاب بن مرّه بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه (قريش) بن خزيمة بن مدركه بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. (الاصطلاحات، ص 107)
[3]- روايات دراين زمينه اختلاف دارد ولى همه اينها ارشادى و براى بيان يك واقعيّت خارجىاست. خداوند براى يائسه در مورد طلاق حكم خاصّى قرار داده و فرموده است: (وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ) [سوره طلاق، آيه 4] با تحقيقى كه درباره حالات زنان به عمل آمده روشن شده كه سنّ يائسگى بين زنان متفاوت است و پزشكان مىگويند: تفاوت اين امر به تفاوت محيطها و مزاجها برمىگردد. ل لا دكتر كهن مىگويد: سنّ يائسه شدن در مناطق معتدل معمولًا بين 45 و 60 سالگى است و دكتر ريولين مىگويد: مدّت فعاليّت جنسى در زنان تا 50 يا 45 سالگى ادامه مىيابد و در سن 50 سالگى اين فعاليّت قطع مىشود و به ندرت تا 55 سالگى ادامه مىيابد.
(الزواج المثالى، ص 66)
حسب طبيعت و مزاجهاى زنان و همچنين شرايط محيط و آب و هوا، تفاوت پيدا مىكند.
ج- خونى كه زن بعداز سنّ يائسه شدن ببيند، حيض محسوب نمىشود، بلكه يا از زخم است يا استحاضه و يا مانند آن.
شرط سوم- كمتر از سه روز نباشد
حديث شريف:
1- معاويه بن عمّار از امام صادق عليه السلام روايت مىكند:
«أقلّ ما يكون الحيض ثلاثة أيام»[1].
«كمترين مدّت حيض سه روز است.»
2- صفوان مىگويد: از امام رضا عليه السلام پرسيدم كه كمترين مدّت حيض چقدر است؟ امام فرمود:
«أدناه ثلاثة، وأبعده عشرة»[2].
«كمترين آن سه روز و بيشترين آن ده روز است.»
3- در كتاب (دعائم الاسلام) از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 10، ابواب الحيض، حديث 1.
[2]- همان، حديث 2.
«أقلّ الحيض ثلاث ليال»[1].
«كمترين مدّت حيض سه شب است.»
4- اسحاق بن عمّار مىگويد: از امام صادق عليه السلام درباره زن باردارى سؤال كردم كه براى يك يا دو روز خون مىبيند، (چه بايد بكند)؟
امام فرمود:
«إن كان الدم عبيطاً فلا تصلِّ ذينك اليومين، وإن كان صفرة فلتغتسل عند كلّ صلاتين»[2].
«اگر خون، خالص و تازه (يعنى به مشخّصات خون قاعدگى) باشد، آن دو روز را نماز نخواند (يعنى آن را حيض قرار دهد) و اگر خون، زرد رنگ باشد براى هر دو نماز، يك غسل انجام دهد (يعنى آن را استحاضه قرار دهد).»
احكام
شرط سوم اين است كه مدّت ديدن خون از سه روز كمتر نباشد.
فروع مسأله:
الف- كمترين مدّت حيض سه روز است و آنچه كمتر از آن باشد حيض نيست. پس اگر زن خونى را با مشخّصات حيض ولى براى يك يا دو روز ببيند، نبايد آن را حيض قرار دهد.[3]
[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، باب 8، ابواب الحيض، ص 11، حديث 4.
[2]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 10، ابواب الحيض، ص 553، حديث 13.
[3]- دكتر كهن مىگويد: مدّت حيض معمولًا بين دو و شش روز است ولى پاكى كامل تنها در روز سوم حاصل مىشود و همين امر سبب شده كه مدّت حيض غالباً سه روز ل لا قرار داده شود و شايد به همين جهت است كه طبق روايات قبلى حدّاقلّ حيض در شريعت هم سه روز قرار داده شده است. (الزواج المثالى، ص 62)
ب- معيار در استمرار قاعدگى براى مدّت سه روز، اين است كه در عرف گفته شود كه خون قطع نشده است، و لذا توقّف آن براى مدّت اندك، قطع قاعدگى به شمار نمىرود.
ج- اگر زن در ظهر روز اوّل خون ببيند و تا ظهر روز چهارم ادامه يابد، مدّت سه روز كامل شده است.
د- گاهى ممكن است كمترين مدّت قاعدگى، در شرايطى ويژه، يك يا دو روز هم باشد، مانند برخى حالات باردارى، چنانكه در روايت ياد شده اسحاق بن عمّار از امام صادق عليه السلام آمده است، و عليرغم اينكه به اين روايت عمل نشده، ولى مفاد آن موافق حقايق پزشكى است، و نيز از بعضى زنها هم نقل مىشود كه در دوران باردارى، خون قاعدگى را به مدّت كمتر از سه روز و به طور منظّم مىبينند، پس در چنين مواردى، اگر يقين حاصل شود كه خونِ ديده شده، خون قاعدگى است، نبايد احتياط ترك شود.
شرط چهارم- از ده روز بيشتر نشود
حديث شريف:
1- معاويه بن عمّار از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه ايشان فرمودند:
«أقلّ ما يكون الحيض ثلاثة أيّام، وأكثر ما يكون عشرة أيام»[1].
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 10، ابواب الحيض، ص 551، حديث 1.
«كمترين مدّت قاعدگى سه روز و بيشترين آن ده روز است.»
2- صفوان مىگويد: از امام رضا عليه السلام پرسيدم كه كمترين مدّت قاعدگى چند روز است؟ امام فرمود:
«أدناه ثلاثة، وأبعده عشرة»[1].
«كمترين آن سه روز و بيشترين آن ده روز است.»
3- سماعه مىگويد: از امام عليه السلام پرسيدم درباره دختر باكرهاى كه اوّلين بار در ماه دو روز حيض مىبيند و در ماه ديگر سه روز. روزهاى قاعدگى او متفاوت است و در ماههاى مختلف تعداد روزها برابر نيست؟ امام عليه السلام فرمود:
«فلها أن تجلس وتدع الصلاة ما دامت ترى الدم ما لم تجز العشرة»[2].
«اين زن مىتواند نماز را ترك كند تا زمانى كه خون مىبيند مگر اينكه از ده روز تجاوز كند.»
4- در كتاب جعفريات از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:
«لا يكون الحيض أكثر من عشرة أيام»[3].
«قاعدگى بيشتر از ده روز نيست.»
احكام
شرط چهارم اين است كه مدّت ديدن خون از ده روز تجاوز نكند.
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 10، ابواب الحيض، ص 551، حديث 2.
[2]- همان، باب 14، ص 559، حديث 1.
[3]- همان، باب 8، حديث 1.