به هم نمىخورد.
زنانى كه عادت معيّنى ندارند
حديث شريف
سماعة بن مهران مىگويد: از (معصوم) سؤال كردم درباره دختر باكرهاى كه در آغاز قاعدگى خود در يك ماه دو روز، و در ماه ديگر سه روز خون مىبيند، قاعدگى او متفاوت است، روزهاى ديدن خون ماهانه او يكسان نيست؟ امام فرمود:
«فلهاأنتجلس وتدع الصلاة ما دامت ترى الدم ما لم يجز العشرة، فإذا اتّفق الشهران عدّة أيّام سواء فتلك أيّامها»[1].
«او مىتواند در زمانى كه خون مىبيند نماز را ترك كند اگر از ده روز فراتر نرود، پس اگر در دو ماه روزهاى يكسان (خون ببيند) همان عادت او مىشود.»
احكام
كسانى كه عادت معيّنى ندارند، بر سه گونه مىباشند:
الف- مبتدئه و او زنى است كه براى اوّلين بار خون مىبيند.
ب- مضطربه واو زنى است كه چندين ماه حيض ديده ولى هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده است.
ج- ناسيه و او كسى است كه قبلًا عادت معيّنى داشته ولى آن را
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 14 من ابواب الحيض، ص 559، ح 1.
فراموش كرده، مانند زنى كه به جهت توقّف عادت ماهيانه براى مدّت دراز به سبب باردارى و شير دادن يا بيمارى، عادت خود را فراموش كرده است.
احكام اين دستهها را ذيلًا بيان مىكنيم:
1- مبتدئه و مضطربه و ناسيه به صرف ديدن خون در صورتيكه مشخّصات خون حيض را داشته باشد، بايد عبادت را ترك كرده و به احكام حائض عمل نمايند.
2- امّااگرمشخّصات حيض را نداشته باشد ونشانه ديگرىنيز باشد كه دلالت كند براينكهخون حيض نيست مثل اينكه بيمار باشد يا زخم داشته باشد، حكم به حيض بودن نمىشود.
3- ولى اگر سالم باشد وخون ببيند، اقرباين است كه خون حيض است زيرا خون حيض، خون صحّت و سلامتى زن است.
4- زنان مبتدئه و مضطربه و ناسيه اگر دو بار پشتسرهم به يك صورت از نظر وقت، يا شماره روزها و يا هر دو خون ببيند، صاحب عادت خواهند شد يعنى از حالت مبتدئه يا مضطربه يا ناسيه بودن بيرون شده و عادت معيّن (از نظر وقت يا عدد يا هر دو) پيدا خواهند كرد.
احكام شك در حيض
حديث شريف:
1- زياد بن سوقه روايت نموده كه از حضرت باقر عليه السلام سؤال شد درباره اينكه مردى با همسر و يا كنيز خود نزديكى كرده و بكارت او را
از بين برده است، و آن زن خون زيادى ديده كه (روزهاست) قطع نمىشود، درباره نماز چه بايد بكند؟ امام فرمود:
«تمسك الكرسف فإن خرجت القطنة مطوّقة بالدم فإنّه من العذرة (أي: دم البكارة) تغتسل وتمسك معها قطنة وتصلّي، وإن خرج الكُرْسُف منغمساً بالدم فهو من الطمث، تقعد عن الصلاة أيام الحيض»[1].
«پنبهاى را در محل قرار مىدهد (سپس بيرون مىآورد) پس اگر اطراف بيرونى پنبه آغشته به خون شده بود، آن خون بكارت است، بايد خود را بشويد و در محل، پنبهاى را قرار دهد و نماز بخواند، امّا اگر خون در پنبه نفوذ كرده بود، آن خون قاعدگى است، بايد در روزهاى قاعدگى نماز را ترك نمايد.»
2- سماعه مىگويد كه از امام معصوم عليه السلام درباره دخترى سؤال نمودهكهبراى اوّلين بار خون قاعدگى ديده، وبيرون آمدن خون سه ماه به طول كشيده، و او نمىداند روزهاى قاعدگى خود كدام است؟ امام فرمود:
«اقراؤها مثل أقراء نسائها، فإن كانت نساؤها مختلفات فأكثر جلوسها عشرة أيام، وأقلّه ثلاثة أيام»[2].
«روزهاى قاعدگى او همانند خويشاوندان اوست، پس اگر روزهاى قاعدگى ايشان متفاوت بود، بيشترين قاعدگى خود را ده روز وكمترين آن را سه روز قرار مىدهد.»
3- حضرت صادق عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 2، ابواب الحيض، ص 536، حديث 2.
[2]- همان، باب 8، ص 547، حديث 2.
«المرأة إذا رأت الدم في أوّل حيضها فاستمرّ بها الدم تركت الصلاة عشرة أيام، ثمّ تصلّي عشرين يوماً، فإناستمرّبهاالدم بعد ذلك تركت الصلاة ثلاثة أيام وصلّت سبعة وعشرين يوماً»[1].
«اگر زنى در اوّلين قاعدگى خود خون ببيند، و خون او ادامه پيدا كند، ده روز نماز را ترك مىكند، سپس بيست روز نماز مىخواند، پس اگر خون ادامه پيدا كرد، سه روز نماز را ترك مىكند و بيست و هفت روز نماز مىخواند.»
احكام
شك در خونى كه زن مىبيند، خالى از حالات ذيل نيست:
1- اگر نداند كه چيزى از رحم خارج شده است يا نه، بنا را براين بگذارد كه چيزى خارج نشده است و بر او تفحّص و بررسى واجب نيست.
2- اگر بداند كه چيزى از رحمش خارج شده ولى نداند كه خون است ياماده روان ديگر، لازم است بررسى كند تامطمئن شود كه خون است يا چيز ديگر، و در صورتى كه ثابت شود خون است بايد به مشخّصات و نشانهها رجوع كند، تا بداند كه خون حيض است يا چيز ديگر.
3- اگر بداند كه آنچه خارج شده خون است ولى نداند كه از كدام قسم خونها است، دراينجا چند صورت وجود دارد:
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 8، ابواب الحيض، ص 549، حديث 6.
الف- اگر نداند كه خون حيض است يا بكارت، بايد خود را بدين صورت وارسى كند: مقدارى پنبه در محل قرار دهد و كمى صبر كند، سپس به آرامى آن را بيرون آورد پس اگر اطراف آن به خون آلوده باشد، خون بكارت است و اگر خون در پنبه فرو رفته باشد، حيض مىباشد. اين وارسى به عنوان اينكه راه كشف حكم است واجب مىباشد و اگر راه علمى ديگرى مانند مراجعه به پزشك يا شناسائى خون از طريق مشخّصات آن وجود داشته باشد، مىتواند طبق آن عمل كند، و اگر هر نوع راه بررسى ناممكن باشد يا از طريق آن نتوان نوع خون را تشخيص داد، خون ديده شده از عادت محسوب نمىشود.
ب- اگر نداند كه خون حيض است يا زخم، بايد به نشانههايى كه نشان مىدهد او حائض است يا نه مراجعه نمايد، و اگر نشانهاى بر حيض بودن نيابد، حكم به پاكى او مىشود زيرا اصل پاكى است.
ج- اگر نداند كه خون حيض است يا استحاضه، فروعى دارد كه بيان مىشود:
اوّل- اگر زن، عادت وقتيّه و عدديّه داشته باشد و به طور مثال هميشه درهرماه از اوّل تا پنجم آن خون مىبيند، چنانچه خونريزى او از ده روز تجاوز كند، آن مقدار اضافه از عادت هميشگى او، استحاضه است ولى اگر از ده روز بيشتر نباشد بلكه مثلًا هفت روز خون ببيند، همه اين روزها براى او حيض محسوب مىشود.
دوّم- امّاكسى كه عادت وقتيّه دارد، اگر از ده روز بيشتر خون ببيند، اقرب اين است كه مازاد ده روز، استحاضه است.
سوم- امّا كسى كه عادت عدديّه دارد، از جهت عدد روزها بايد به عادت خودمراجعهكند، امّااز جهت وقت وزمان بايد به مشخّصات و نشانهها و قرائن رجوع كند و آن زمانى را كه از نظر او نزديكتر به حيض است، حيض حساب كند.
البتّه اين در صورتى است كه او اطمينان داشته باشد كه حيض او همان ايام عادتش مىباشد ولى اگر برخلاف آن اطمينان حاصل كند و از مشخّصات و ساير حالات بفهمد كه روزهاى ديگر، حيض اوست نه ايّام عادت، بايد بر طبق مشخّصات عمل كند (يعنى هر خونى را كه مشخّصات حيض داشته باشد حيض قرار دهد چه درايّامعادت باشد يا بعداز آن) زيرا چنانكه قبلًا گذشت حيض يك حالت زنانه است و عادت و غيره فقط نشانه است و بر زن است كه از طريق اين نشانهها، حقيقت را بيابد، سپس به وظيفه خود عمل كند واگر از طريق نشانهها و مشخّصاتنتوانست حقيقت را بدست بياورد، مخيّراست هر خونى را كه بخواهد براى خود حيض قرار دهد.
4- مبتدئه و مضطربهاى كه هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده است، بايد آنچه را مشخّصات حيض دارد، حيض و آنچه را مشخّصات استحاضه دارد، استحاضه قرار دهد بشرطى كه آنچه مشخّصات حيض دارد از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد به گونهاى كه زن به اين تشخيص اطمينان نكند، مگر اينكه مشخّصات و نشانههاى خون طورى باشد كه او را عرفاً مطمئن گرداند كه او در حالت حيض است و دراين صورت عمل به مشخّصات و نشانهها كفايت مىكند هر چند آن دو شرط هم موجود نباشد و اللَّه العالم.
5- اگر خونى كه مشخّصات حيض دارد با خون ديگرى كه آن هم همان مشخّصات را دارد تعارض پيدا كند مثل اينكه زن پنج روز با مشخّصات حيض خون ببيند، سپس پنج روز ديگر با مشخّصات استحاضه خون ببيند، سپس پنج روز ديگر با مشخّصات حيض ببيند يا اينكه همه خون در همه اين روزها با يك صفت باشد، دراين صورت بايد در تعيين شماره روزهاى حيض به عادت خويشاوندان خود مراجعه كند بشرطى كه نزديكان و خويشاوندان او در شماره روزهاى حيض متّفق باشند يعنى عادت آنان يك اندازه باشد، يا اگر مخالفى هم در ميان آنها باشد، اندك و نادر باشد.
6- در صورت رجوع به عادت خويشاوندان، آيا لازم است كه شهر محل سكونت آنان يكى باشد؟ جواب اين است كه گاهى يكى بودن شهر محل سكونت تأثير ندارد، مثل اينكه بخواهد به عادت تنها عمّهاش مراجعه كند كه در يك شهر بسيار دور سكونت دارد، و گاهى هم مؤثّر است مثل اينكه عمّهاش از مادر ديگر غير از مادر پدرش باشد ودرشهرهاى مختلف سكونت داشته باشند وآب وهواى آنها هم متفاوت باشد، شايد اختلاف شهرها دراين حالت مؤثّر باشد.
به هر حال ملاك در آن ميزان اطمينان عرفى است كه از همگونى با خويشاوندان حاصل مىشود. به طور كلّى زن مضطربه ومبتدئهاى كه خوناو نشانههاى مشخّص كنندهاى ندارد، مىتواند بهبرخى نشانههاى ديگر همانند خويشاوندان و هم سنّ و سالان خود مراجعه كند چون سنّ و محيط زندگى در مقدار خون اثر دارد.
پس اگر اين نشانهها به مرحله اطمينان رسيد، طبق همان
اطمينان عمل كند و گرنه بايد به روشى عمل كند كه در مسأله بعدى گفته مىشود.
7- در صورتيكه خويشاوندان هم در شماره روزهاى حيض، اختلاف داشته باشند، اومخيّراست بين اينكه براى خود سه روز را در يكماه و ده روز را در ماه ديگر حيض و باقى روزها را استحاضه قرار دهد، يا اينكه در هر ماه شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و احوط هفت روز است و باقى روزها را استحاضه بداند.
8- مراد از خويشاوندان و نزديكان، اعمّ از ابوينى يا پدرى تنها يا مادرى تنها است و زنده بودن آنها هم شرط نيست.
9- اگر بعداز عمل كردن به روشهاى يادشده براى زن روشن گردد كهزمانحيضاو غير از زمانى بودهاست كه او قبلًا انتخاب كرده است، واجب است احتياطاً نمازهاى فوت شده را قضا كند وهمچنيناست اگر روشن شود كه آنچه را انتخاب كرده از زمان حيضاو، كمتر يا زيادتر بوده است.
10- در مشخّصات خون حيض، رنگ سياه و سرخ فرق ندارد مثلًا اگر سه روز به رنگ سياه و سه روز ديگر به رنگ سرخ ببيند، سپس به مشخّصات استحاضه ببيند، شش روز را براى خود حيض حساب كند.
احكام زن در روزهاى قاعدگى
حديث شريف:
1- محمّد بن على حلبى از حضرت صادق عليه السلام روايت مىكند