كه فرمود:
«غسل الجنابة والحيض واحد»[1].
«غسل جنابت و غسل حيض يكسان است.»
2- حضرت امام محمّدباقر عليه السلام مىفرمايد:
«إذا كانت المرأة طامثاً فلا تحلّ لها الصلاة، وعليها أن تتوضّأ وضوء الصلاة عند وقت كلّ صلاة، ثمّتقعدفيموضع طاهر فتذكر اللَّه عزّ وجلّ وتسبّحه وتهلّله وتحمده كمقدار صلاتها، ثمّ تفرغ لحاجتها»[2].
«هنگاميكه زن عادت مىشود، نماز خواندن براى اوحلال نيست، و بر اوست كه در وقت هر نماز وضو بگيرد، و در جايى پاك بنشيند و به ياد و ذكر خداوند باشد، و تسبيح و تهليل و حمد خدا بجا آورد به اندازه نماز خواندن، سپس رهسپار كارهاى خود شود.»
3- حضرت امام رضا عليه السلام مىفرمايد:
«إذا حاضت المرأه فلا تصوم ولا تصلّي»[3].
«هنگاميكه زن عادت مىشود، روزه نمىگيرد و نماز نمىخواند.»
4- ابّان از حضرت امامباقر وحضرت صادق عليهما السلام روايت مىكند كه فرمودند:
«الحائض تقضي الصيام ولا تقضي الصلاة»[4].
«زن حائض قضاى روزه را بجا مىآورد، ولى لازم نيست قضاى نماز
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 23، ابواب الحيض، ص 567، حديث 5.
[2]- همان، باب 40، ص 587، حديث 2.
[3]- همان، باب 39، ص 586، حديث 2.
[4]- همان، باب 41، ص 589، حديث 4.
را بجا آورد.»
5- زراره مىگويد از حضرت باقر عليه السلام سؤال نمودم: آيا زن در حال قاعدگى و شخص جنب مىتوانند چيزى از قرآن بخوانند؟ امام فرمود:
«نعم، ما شاءا إلّاالسجدة، ويذكران اللَّه على كلّ حال»[1].
«آرى، هر چقدر كه بخواهند، مگر سوره سجده. و در هر حال به ذكر و ياد خدا مشغول شوند.»
6- محمّد بن مسلم از امام محمّدباقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود:
«الجنب والحائض يفتحان المصحف من وراء الثوب، ويقرآن من القرآن ما شاءا إلّاالسجدة، ويدخلان المسجد مجتازين ولا يقعدان فيه، ولا يقربان المسجدين الحرمين»[2].
«شخص مجنب و زن حائض مىتوانند قرآن را به واسطه پارچهاى (يعنى بىآنكه با دستان خود نوشتههاى آن رالمس كنند) باز نمايند.
وهرچه مىخواهند از قرآن بخوانند مگر (سورهها يا آيات) سجده، آنان مىتوانند از مساجد عبور كنند ولى در آن مكث نكنند، امّابهدومسجد حرام (يعنى مسجدالحرام مكّة ومسجدالنبيّ مدينة) نزديك نشوند.»
7- معاويه بن عمّار مىگويد: از امام جعفر بن محمّدصادق عليهما السلام سؤال نمودم كه چه چيزىاز زن در حال قاعدگى براى همسرش حلال است؟ فرمودند:
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 19، ابواب الجنابة، ص 493، حديث 4.
[2]- همان، ص 494، حديث 7 و: همان، باب 15، ص 488، حديث 17.
«ما دون الفرج».
«به جز عورت.»
8- على بن يقطين روايت مىكند كه از امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال نموده: زن حائض هنگامى كه (خون او قطع مىشود) و پاك مىگردد، آيا همسرش مىتواند با او قبلاز غسل كردن نزديكى كند؟
امام فرمود:
«لا بأس، وبعد الغُسل أحبُّ إليَّ»[1].
«اشكال ندارد، ولى بعداز غسل كردن نزد ما بهتر است.»
9- حضرت صادق عليه السلام درباره كفّاره قاعدگى (يعنى كفّاره نزديكى كردن همسر با زن خود هنگام قاعدگى) مىفرمايد:
«اگر در آغاز قاعدگى باشد يك دينار صدقه بدهد، اگر در وسط قاعدگى باشد نصف دينار، و اگر در آخر قاعدگى باشد ربع دينار.
از امام سؤال شد: اگر چيزىنداشته باشد كهصدقه بدهد؟ فرمود:
به يك مسكين صدقه بدهد، و اگر اين را هم نتواند، استغفار كند و ديگر اين كار را نكند، زيرا استغفار نمودن، توبه و بازگشت به سوى خداوند است، و كفّاره هر كسى است كه راهى به كفّارههاى ديگر ندارد.[2]
10- امام محمّدباقر عليه السلام فرمود:
«العدّة والحيض للنساء، إذا ادّعت صُدِّقت»[3].
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 27، ابواب الجنابة، ص 573، حديث 5.
[2]- همان، باب 28، ص 574، حديث 1.
[3]- همان، باب 47، ص 596، حديث 1.
«عدّه طلاق و قاعدگى از امور ويژه زنان است. پس اگر درباره آن ادّعايى نمايند بايد آنان را باور نمود.»
11- از امامصادق عليه السلام سؤال شد درباره زنى كه اعتكاف نموده سپس عادت مىشود؟ امام فرمود:
«ترجع، ليس لها اعتكاف»[1].
«بازگردد، او اعتكاف ندارد.»
12- ابو عبيده حذّاء مىگويد: از امام محمّدباقر عليه السلام سؤال نمودم درباره زنى كه در حال قاعدگى آيه سجده مىشنود، فرمود:
«إن كانت من العزائم فلتسجد إذا سمعتها»[2].
«اگر از سجدههاى واجب باشد، بايد سجده نمايد اگر آيه را بشنود.»
13- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره زنى كه در حال قاعدگى به همسرش آب مىدهد؟ امام فرمود:
«برخى از همسران پيامبر در حال قاعدگى برايشانآب مىريخت، ونيز سجّاده را به ايشان مىداد. ودر روايت آمده است كه پيامبراكرم به برخى از همسران خود فرمود: سجّاده را به من بده. او گفت: من در حال حيضهستم. پيامبر فرمود: آيا حيض تو در دستان توست؟»[3]
احكام
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 51، ابواب الجنابة، ص 603، حديث 1.
[2]- همان، باب 36، ص 584، حديث 1.
[3]- همان، باب 45، ص 595، حديث 1 و 2.
براى زن در روزهاى عادت ماهيانه احكام ويژهاى است كه در سطور ذيل به آنها اشاره مىشود:
اوّل- همه عباداتى كه مشروط به طهارت است مانند: نماز، روزه، طواف واعتكاف، بر او حرام است.
فروع مسأله:
1- اگر زن در هنگام نماز و حتّى قبلاز سلام دادن، خون قاعدگى ببيند، نماز او باطل مىشود.
2- روزه نيز همچنين است، پس اگر زن بعداز داخل شدن فجر هر چند به يك لحظه، خون ببيند، آن روز را نبايد روزه بگيرد و اگر قبلاز مغرب حتّى به يك لحظه نيز خون ببيند، روزه او باطل مىشود.
3- زن قضاى نمازهاى يوميّهاى را كه در حال قاعدگى از او فوت شدهبجانمىآورد ولىواجب است روزههاى واجب فوت شده در اين حال را قضا كند.
4- اگر وقت نماز داخل شود و زن از طريق نشانههاى ويژه زنانه بداند كه اگر نماز را به تأخير اندازد وارد عادت ماهيانه خواهد شد، واجب است فوراً نماز را بجا آورد، و اگر دراين حالت سستى كند و نماز نخواند تا اينكه عادت او آغاز شود، قضاى آن نماز بر او واجب است.
5- زنى كه در حال قاعدگى است اگر در آخر وقت نماز پاك شود و وقت، براى غسل و تهيه مقدّمات نماز و بجا آوردن حدّاقل يك ركعت نماز كفايت كند، واجب است فوراً مبادرت به انجام نماز نمايد واگر سستى كند تا اينكه وقت نماز سپرى شود، واجباست آننماز را قضا كند.
6- اگر زن، پس از پاك شدن از قاعدگى، شك كند كه آيا وقت براى نماز دارد يا نه، واجب است نماز را بجا آورد.
7- بجاآوردن سجده شكر براى زنى كه در حال قاعدگى است جايز است و اگر به آيه سجده واجب گوش دهد، سجده بر او واجب مىگردد.
8- براى زن، در حال قاعدگى مستحب است كه در اوقات نماز خود را از خون پاكيزه كند ونوار بهداشتى را عوض نمايد سپس وضو بگيرد و در جايگاه نمازش روبه قبله بنشيند و به اندازه وقت نماز، مشغول دعا و ذكر خدا شود.
دوّم- بر زن، در حال قاعدگى دست زدن به نوشته قرآن كريم و نامها و صفات خداوند- اگر از آن صفتها خداوند، اراده شده باشد- و بنابر احوط دست زدن به نامهاى پيامبران و امامان عليهم السلام حرام مىباشد.
سوّم- قرائت آيات سجده واجب و بلكه بنابر احوط قرائت سورههاى سجده نيز بر او حرام است.
چهارم- براو نيز حراماست توقّف ودرنگ در مساجد، وهمچنين گذاشتن چيزى در مساجد، امّا عبور كردن از مسجد بگونهاى كه از دربى داخل شده و از درب ديگر خارج شود اشكال ندارد، مگر مسجدالحرام ومسجدنبوى شريف كه حتّى عبور كردن او نيز از اين دو مسجد جايز نيست.
پنجم- بر زن، در حال قاعدگى و شوهر او جماع كردن در فرج حراماست اگرچه دخول به مقدار ختنهگاه انجام شود و منى هم بيرون
نيايد بلكه بنابر احوط داخل كردن مقدار كمتر از ختنهگاه نيز حرام است، امّا ساير لذّت جوئيها مثل بوسه زدن و همخوابى و ساير ملاعبات جايز است.
بعضى از جزئيات اين مسأله بقرار ذيل است:
1- در حرمت جماع با زن در حال قاعدگى بين همسر دائمى و موقّت و آزاد و كنيز و نامحرم فرقى وجود ندارد.
2- اگر با زن حائض جماع كند مستحب است كفّاره بدهد و برخى گفتنهاند: كفّاره واجب است و اين قول موافق احتياط است.
3- كفاره جماع باحائض در اوّل حيض يك دينار[1]و در وسط آن نيم دينار و در آخر آن يكچهارم ديناراست. اينكفّاره به افراد مسكين داده مىشود.
منظور از اوّل حيض، يك سوم اوّل آن ومراد ازوسط يك سوم دوّم و مراد از آخر، يك سوم آخر آن مىباشد.
4- بعدازآنكه زن از حيض پاك شد، شوهرش مىتواند قبلاز غسل با او نزديكى كند ولى احتياط شديد دراين است كه زن قبلاز نزديكى فرج خود را بشويد و احتياط مستحبّ آن است كه از نزديكى با زن قبلاز غسل حيض، اجتناب شود.
ششم- طلاق دادن زن يا ظهار آن در حال قاعدگى باطل مىباشد در صورتيكه شوهرش به او، دخول كردهباشد هر چند بنابر احتياط در دُبُر (عقب) دخول كرده باشد و شوهر هم حاضر يا در حكم حاضر
[1]- دينار شرعى معادل 18 نخود (يعنى 34 مثقال امروزى) يا 46/ 3 گرم طلاست.
باشد و زن باردار نباشد. امّا اگر به او دخول نكرده باشد يا شوهر غائب يا در حكم غائب (مثل كسى كه نمىتواند از حال همسرش با خبر شود) باشد يا زن باردار باشد، طلاق صحيح مىباشد.
هفتم- برزن واجب است بعداز قطع شدن خون حيض براى اعمال واجبى كه نياز به طهارت دارد مانند نماز، طواف و روزه، غسل كند:
1- غسل حيضكاملًا مانند غسل جنابت است كه در فصل جنابت گذشت.
2- غسل حيض باغسل جنابت تداخل پيدا مىكند، يعنى اگرزن از حيض پاك شود و جنب هم باشد، يك غسل براى هر دو كفايت مىكند.
3- وجوب غسل پس از پايان قاعدگى بدين معنى نيست كه او در طول مدّت قاعدگى نجس است، بلكه بدن او اگر آلوده به خون يا نجاست ديگر نباشد، پاك است و همچنين عرق او پاك است و او مىتواند زندگى عادى و طبيعى خود را مانند روزهايى كه پاك مىباشد، ادامه بدهد.
هشتم- اگر زن خبر دهد كه او در حال قاعدگى است، سخن او پذيرفته مىشود همچنين اگر بگويد كه پاك است، مگراينكه ادّعاى او بر خلاف معمول و متعارف باشد كه دراين صورت بايد درباره وضعيّت و ادّعاى او بررسى شود.