جدول شماره يك
جدول شماره دو
جدول شماره سه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش دوّم- استحاضه
حقيقت استحاضه چيست
؟ اوّل- استحاضه از نظر لغوى به معناى استمرار خون حيض است.
در كتاب المغرب مطرزى آمده است: زن استحاضه شد، بدين معنى است كه خون او استمرار يافت.[1]در المعجم الوسيط آمده است: زن استحاضه شد يعنى: خون زن بعدازايّام حيض معمولىاواستمرار پيدا كرد.[2]
دوّم- از رواياتى كه احكام استحاضه را بيان كرده نيز همين معنى استفاده مىشود زيرا دراين روايات هم غالباً اشاره به زنى است كه بعداز روزهاى عادتش، جريان خون ادامه يافته است.
از آنچه گفته شد بدست مىآوريم كه اصل واژه استحاضه به معناى استمرارخون حيض است ولى گاهى اين كلمه براى معناى ديگرى نيز به كار برده مىشود.
سوم- امّا در علم پزشكى چنين بيان شده كه استحاضه يك حالت غير طبيعى است و لذا پزشكان در جستجوى عوامل و اسباب آن
[1]- المغرب، ص 135: «استحيضت المرأة: استمرّ بها الدم».
[2]- المعجم الوسيط، ج 1، ص 212: «استحيضت المرأة: استمرّ نزول دمها بعد أيّام حيضها المعتاد».
مىباشند، برخلاف خون حيض كه يكحالت طبيعىدر زن مىباشد.
خونريزى گاهىناشى ازبيماريهاى رحم است (كه استحاضه ناميده مىشود) و گاهى هم منشأ ديگرى دارد مانند زخم (مخصوصاً پس از زايمان) و پاره شدن بكارت و اين خون، چنانكه از سخنان آنان فهميده مىشود، از نظر پزشكى خون استحاضه نيست.
امّا عوامل خونريزى رحم كه منشأ آن وجود اختلالات در خود رحم است، متعدّد وزياداست كه دكتر محمّدرفعت در كتاب خود بنام «المرأة» بيان كرده و خلاصه آن را نقل مىكنيم:
اقسام خونريزى
از اقسام معمولى و مألوف اين خونريزى، زياد شدن كميّت خونى است كه در هر ماه از زن بيرون مىريزد يازياد شدن روزهاى خونريزى او در هر ماه نسبت به ميانگين طبيعى آن است. دراين قسم، سبب اصلى غالباً خود رحم يا دستگاه گردش خون آن است. از نمونههاى بارز آن ورمهاى داخلى رحم و اختناق رحم[1]يا هر بيمارىاى كه نتيجه آن لخته نشدن طبيعى خون است. همهاينهامنجر به اينگونه خونريزى مىشود.
قسم ديگر اين است كه عادت زنانه در مدّتهاى نزديك به هم، مثلًا هر سه هفته يا هر دو هفته يكبار عارض شود، دراين صورت عامل
[1]- اختناق رحم بيمارى رحم است كه به زنان به خصوص زنانى كه حبس طمث دارندو بعضى زنان بىشوهر عارض مىشود و عوارضى شبيه به صرع و غش به آنها دست مىدهد. (مترجم)
اصلى اين اضطراب، تخمدان زن است نه خود رحم و گاهى هم عامل آن نوعى از اختلال يا ناهماهنگى در رابطه غدّه هيپوفيز در مغز و تخمدان است و اين مسأله در دستگاه غدّه زنانه اهمّيت زيادى دارد.
گاهى هم هر دو قسم بالا در يك صورت ادغام مىشود و خون با كمّيت زيادتر از حدّ طبيعى و زودتر از وقت آن يعنى در مدّتهايى نزديك بهم (نه در هر ماه) خارج مىشود.
بديهى است كه سبب اين نوع خونريزى، بيمارى يا اضطراب حاصل در رحم وتخمدان باهم است، و غالباً اين قسم خونريزى را در حالات حبس شدن خون در اعضاى تناسلى زن والتهابات مختلف آن شاهد هستيم، و عجيب اين است كه اخيراً ثابت شده كه اين نوع خونريزى در حالات نگرانى و اضطراب روانى زنان، زياد ديده مىشود.
قسم چهارم خونريزى در زنان اين است كه مقدارى غير طبيعى خون در وقتهاى نامنظّم بيرون شود يعنى به جاى هر ماه يا هر سه هفته يا هر دو هفته، خون در هر وقت وهر روز و هر ساعت بدون نظم جريان يابد و اين نوع خونريزى غالباً نتيجه اضطراب شديد در تخمدان ياوجود التهابهاى تند در اعضاى تناسلى زن است وگاهى هم ناشى از زخم در دستگاه تناسلى مىباشد.
اين قسم اخير از خونريزى از نشانههاى مهمّى است كه از وجود باردارى غيرطبيعى خبر مىدهد مثل حالاتسقط ياباردارى در خارج رحم.