باشد و زن باردار نباشد. امّا اگر به او دخول نكرده باشد يا شوهر غائب يا در حكم غائب (مثل كسى كه نمىتواند از حال همسرش با خبر شود) باشد يا زن باردار باشد، طلاق صحيح مىباشد.
هفتم- برزن واجب است بعداز قطع شدن خون حيض براى اعمال واجبى كه نياز به طهارت دارد مانند نماز، طواف و روزه، غسل كند:
1- غسل حيضكاملًا مانند غسل جنابت است كه در فصل جنابت گذشت.
2- غسل حيض باغسل جنابت تداخل پيدا مىكند، يعنى اگرزن از حيض پاك شود و جنب هم باشد، يك غسل براى هر دو كفايت مىكند.
3- وجوب غسل پس از پايان قاعدگى بدين معنى نيست كه او در طول مدّت قاعدگى نجس است، بلكه بدن او اگر آلوده به خون يا نجاست ديگر نباشد، پاك است و همچنين عرق او پاك است و او مىتواند زندگى عادى و طبيعى خود را مانند روزهايى كه پاك مىباشد، ادامه بدهد.
هشتم- اگر زن خبر دهد كه او در حال قاعدگى است، سخن او پذيرفته مىشود همچنين اگر بگويد كه پاك است، مگراينكه ادّعاى او بر خلاف معمول و متعارف باشد كه دراين صورت بايد درباره وضعيّت و ادّعاى او بررسى شود.
جدول شماره يك
جدول شماره دو
جدول شماره سه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش دوّم- استحاضه
حقيقت استحاضه چيست
؟ اوّل- استحاضه از نظر لغوى به معناى استمرار خون حيض است.
در كتاب المغرب مطرزى آمده است: زن استحاضه شد، بدين معنى است كه خون او استمرار يافت.[1]در المعجم الوسيط آمده است: زن استحاضه شد يعنى: خون زن بعدازايّام حيض معمولىاواستمرار پيدا كرد.[2]
دوّم- از رواياتى كه احكام استحاضه را بيان كرده نيز همين معنى استفاده مىشود زيرا دراين روايات هم غالباً اشاره به زنى است كه بعداز روزهاى عادتش، جريان خون ادامه يافته است.
از آنچه گفته شد بدست مىآوريم كه اصل واژه استحاضه به معناى استمرارخون حيض است ولى گاهى اين كلمه براى معناى ديگرى نيز به كار برده مىشود.
سوم- امّا در علم پزشكى چنين بيان شده كه استحاضه يك حالت غير طبيعى است و لذا پزشكان در جستجوى عوامل و اسباب آن
[1]- المغرب، ص 135: «استحيضت المرأة: استمرّ بها الدم».
[2]- المعجم الوسيط، ج 1، ص 212: «استحيضت المرأة: استمرّ نزول دمها بعد أيّام حيضها المعتاد».
مىباشند، برخلاف خون حيض كه يكحالت طبيعىدر زن مىباشد.
خونريزى گاهىناشى ازبيماريهاى رحم است (كه استحاضه ناميده مىشود) و گاهى هم منشأ ديگرى دارد مانند زخم (مخصوصاً پس از زايمان) و پاره شدن بكارت و اين خون، چنانكه از سخنان آنان فهميده مىشود، از نظر پزشكى خون استحاضه نيست.
امّا عوامل خونريزى رحم كه منشأ آن وجود اختلالات در خود رحم است، متعدّد وزياداست كه دكتر محمّدرفعت در كتاب خود بنام «المرأة» بيان كرده و خلاصه آن را نقل مىكنيم:
اقسام خونريزى
از اقسام معمولى و مألوف اين خونريزى، زياد شدن كميّت خونى است كه در هر ماه از زن بيرون مىريزد يازياد شدن روزهاى خونريزى او در هر ماه نسبت به ميانگين طبيعى آن است. دراين قسم، سبب اصلى غالباً خود رحم يا دستگاه گردش خون آن است. از نمونههاى بارز آن ورمهاى داخلى رحم و اختناق رحم[1]يا هر بيمارىاى كه نتيجه آن لخته نشدن طبيعى خون است. همهاينهامنجر به اينگونه خونريزى مىشود.
قسم ديگر اين است كه عادت زنانه در مدّتهاى نزديك به هم، مثلًا هر سه هفته يا هر دو هفته يكبار عارض شود، دراين صورت عامل
[1]- اختناق رحم بيمارى رحم است كه به زنان به خصوص زنانى كه حبس طمث دارندو بعضى زنان بىشوهر عارض مىشود و عوارضى شبيه به صرع و غش به آنها دست مىدهد. (مترجم)