بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 60

نيايد بلكه بنابر احوط داخل كردن مقدار كمتر از ختنه‌گاه نيز حرام است، امّا ساير لذّت جوئيها مثل بوسه زدن و همخوابى و ساير ملاعبات جايز است.

بعضى از جزئيات اين مسأله بقرار ذيل است:

1- در حرمت جماع با زن در حال قاعدگى بين همسر دائمى و موقّت و آزاد و كنيز و نامحرم فرقى وجود ندارد.

2- اگر با زن حائض جماع كند مستحب است كفّاره بدهد و برخى گفتنه‌اند: كفّاره واجب است و اين قول موافق احتياط است.

3- كفاره جماع باحائض در اوّل حيض يك دينار[1]و در وسط آن نيم دينار و در آخر آن يك‌چهارم ديناراست. اين‌كفّاره به افراد مسكين داده مى‌شود.

منظور از اوّل حيض، يك سوم اوّل آن ومراد ازوسط يك سوم دوّم و مراد از آخر، يك سوم آخر آن مى‌باشد.

4- بعدازآنكه زن از حيض پاك شد، شوهرش مى‌تواند قبل‌از غسل با او نزديكى كند ولى احتياط شديد دراين است كه زن قبل‌از نزديكى فرج خود را بشويد و احتياط مستحبّ آن است كه از نزديكى با زن قبل‌از غسل حيض، اجتناب شود.

ششم- طلاق دادن زن يا ظهار آن در حال قاعدگى باطل مى‌باشد در صورتيكه شوهرش به او، دخول كرده‌باشد هر چند بنابر احتياط در دُبُر (عقب) دخول كرده باشد و شوهر هم حاضر يا در حكم حاضر

[1]- دينار شرعى معادل 18 نخود (يعنى 34 مثقال امروزى) يا 46/ 3 گرم طلاست.


صفحه 61

باشد و زن باردار نباشد. امّا اگر به او دخول نكرده باشد يا شوهر غائب يا در حكم غائب (مثل كسى كه نمى‌تواند از حال همسرش با خبر شود) باشد يا زن باردار باشد، طلاق صحيح مى‌باشد.

هفتم- برزن واجب است بعداز قطع شدن خون حيض براى اعمال واجبى كه نياز به طهارت دارد مانند نماز، طواف و روزه، غسل كند:

1- غسل حيض‌كاملًا مانند غسل جنابت است كه در فصل جنابت گذشت.

2- غسل حيض باغسل جنابت تداخل پيدا مى‌كند، يعنى اگرزن از حيض پاك شود و جنب هم باشد، يك غسل براى هر دو كفايت مى‌كند.

3- وجوب غسل پس از پايان قاعدگى بدين معنى نيست كه او در طول مدّت قاعدگى نجس است، بلكه بدن او اگر آلوده به خون يا نجاست ديگر نباشد، پاك است و همچنين عرق او پاك است و او مى‌تواند زندگى عادى و طبيعى خود را مانند روزهايى كه پاك مى‌باشد، ادامه بدهد.

هشتم- اگر زن خبر دهد كه او در حال قاعدگى است، سخن او پذيرفته مى‌شود همچنين اگر بگويد كه پاك است، مگراينكه ادّعاى او بر خلاف معمول و متعارف باشد كه دراين صورت بايد درباره وضعيّت و ادّعاى او بررسى شود.


صفحه 62

جدول شماره يك‌


صفحه 63

جدول شماره دو


صفحه 64

جدول شماره سه‌


صفحه 65

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 66

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 67

بخش دوّم- استحاضه‌

حقيقت استحاضه چيست‌

؟ اوّل- استحاضه از نظر لغوى به معناى استمرار خون حيض است.

در كتاب المغرب مطرزى آمده است: زن استحاضه شد، بدين معنى است كه خون او استمرار يافت.[1]در المعجم الوسيط آمده است: زن استحاضه شد يعنى: خون زن بعدازايّام حيض معمولى‌اواستمرار پيدا كرد.[2]

دوّم- از رواياتى كه احكام استحاضه را بيان كرده نيز همين معنى استفاده مى‌شود زيرا دراين روايات هم غالباً اشاره به زنى است كه بعداز روزهاى عادتش، جريان خون ادامه يافته است.

از آنچه گفته شد بدست مى‌آوريم كه اصل واژه استحاضه به معناى استمرارخون حيض است ولى گاهى اين كلمه براى معناى ديگرى نيز به كار برده مى‌شود.

سوم- امّا در علم پزشكى چنين بيان شده كه استحاضه يك حالت غير طبيعى است و لذا پزشكان در جستجوى عوامل و اسباب آن‌

[1]- المغرب، ص 135: «استحيضت المرأة: استمرّ بها الدم».

[2]- المعجم الوسيط، ج 1، ص 212: «استحيضت المرأة: استمرّ نزول دمها بعد أيّام حيضها المعتاد».