اسباب و عوامل
اغلب بيماريهاى مزمن كه انسان را فرسوده و لاغر مىگرداند، مقدار عادت ماهيانه زن را- برعكس باور بسيارى از مردم- ضعيف و كم مىگرداند ولى بيماريهاى حادّ و تبهاى زياد باعث مىشود نظام عادت ماهيانه و اوقات طبيعى آن، مختلّ شود.
همچنين بيماريهاى قلبى، خونى، كم خونى، ضعف غدّه تيروئيد، نگرانيهاى روانى، فشار عصبى، اشباع نشدن غريزه جنسى، اختلافات زناشويى، و كارهاى سخت و طاقت فرسا، همگى از عوامل شمار زيادى از خونريزىهاى زنانه مىباشند.
آقاى دكتر محمّد رفعت بعداز بيان عوامل يادشده فوق كه باعث خونريزى رحم مىشود به عوامل موضعى ديگر مانند زخمها و پاره شدن بكارت و مانند آن نيز اشاره كرده و افزوده است: انواع باردارى غير طبيعى (آنچه منجر به سقط جنين مىشود، يا باردارى خارج رحم، و يا...)، آسيبهاى رحم در اصل خلقت، آسيب ديدن جدار داخلى مهبل در اثر آميزش جنسى، حالات انقلاب و سقوط رحم و تخمدان، التهابات حادّ و مزمن اعضاى تناسلى زن، ورمهاى رحم و تخمدان، زخمهاى هر عضو دستگاه تناسلى و اختلال هرمونها و ترشّحات غددى تخمدان، از عوامل ديگر خونريزى زنانه مىباشد.[1]
سؤالى كه براى ما مطرح است اين است كه آيا مىتوان اين نوع
[1]- المرأة، دكتر محمّد رفعت، ص 194- 197.
خونريزيها را استحاضه ناميد؟ البتّه شك نداريم كه خون بكارت (ناشى از پاره شدن پرده بكارت در شب زفاف) وخون زخم، در فقه ما استحاضه ناميده نمىشود و احكام آن بر اين دو خون جارى نمىگردد.
ولى اين سؤال باقى مىماند كه خونريزى رحم كه ناشى از التهابات اعضاى داخلى زن مىباشد آيا استحاضه است يا خونى ناشى از زخم؟
از اطلاق روايات چنين پيداست كه اين خون نيز استحاضه است زيرا هر زمان كه منشأ خونريزى رحم باشد (سبب و عامل خونريزى هرچه باشد) آن خون استحاضه است، مگراينكه بدانيم كه منشأ آن غير رحم است مانند زخم يا بكارت ومانند آن. به ديگر سخن: زن اگر در صحّت و سلامتى كامل باشد، خون نمىبيند مگر در هنگام عادت ماهيانه خود، امّا اگر بيمارى پيدا كند، گاهى بر علاوه عادت ماهيانه، خونريزى ديگرى نيز براى او پديد مىآيد كه در لغت و فقه، «استحاضه»، يعنى اضافه و زائد بر حيض، ناميده مىشود.
طبيعت خون استحاضه با خون حيض فرق دارد وهر دو از يك محل خارج نمىشوند وهرخونى كه ما سبب ومنشأآن را ندانيم وبراى ماخون حيض يا زخم يابكارت يانفاس بودن آن هم ثابت نشود، خون استحاضه محسوب مىشود.
مشخّصات خون استحاضه
حديث شريف:
1- معاويه بن عمّار مىگويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
«خون استحاضه وحيض از يكجاخارج نمىشود. خون استحاضه سرد و خون حيض گرم است.»[1]
2- حفص بحترى مىگويد: زنى به امامصادق عليه السلام واردشد وپرسيد كهزنى به طورمستمر خون مىبيندولى نمىداند كه حيض است يا غير آن؟ امام عليه السلام فرمود:
«إنّدمالحيضحار، عبيط، أسود، لهدفعوحرارة (ياسوزش)، ودمالاستحاضة أصفر، بارد...»[2].
«خون حيض گرم، تازه و سياه است و فشار و حرارت (ياسوزش) دارد امّا خون استحاضه زرد و سرد است و...»
3- در كتاب دعائم الاسلام آمده است: از ائمّه عليهم السلام روايت شده است:
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، ص 537، باب 3، ابواب الحيض، حديث 1.
[2]- همان، حديث 2.
«اگر خون زن همچنان استمرار يابد پس او مستحاضه است، وخون حيض كدر، غليظ و بدبوست امّا خون استحاضه رقيق است...»[1]
4- صفوان بن يحيى از امام ابى الحسن عليه السلام روايت مىكند كه به امام گفتم: اگر زن ده روز خون ببيند سپس پاك شود و سه روز پاك بماند، سپس دوباره خون ببيند آيا بايد نماز را ترك كند؟ امام فرمود:
«لا، هذه مستحاضة، تغتسل وتستدخل قطنة بعد قطنة، وتجمع بين صلاتين بغسل، ويأتيها زوجها إن أراد»[2].
«نه، اين مستحاضه است، غسل كند و در محل پنبه بگذارد و دو نماز با يك غسل بخواند و شوهرش، اگر بخواهد با او آميزش كند.»
5- حريز از زراره نقل مىكند كه به امام گفتم: زنى كه در حال نفاس است كى نماز بخواند؟ تا اينكه گفتم: و حايض چگونه؟ امام فرمود:
«هر دو مثل هم است، اگر خون قطع شود (او پاك شود) و گرنه او مستحاضه است.»[3]
احكام
با اينكه خون استحاضه هميشه با يكصفت نيست ولى معمولًا با مشخّصات ذيل شناخته مىشود:
1- غالباً زرد رنگ است.
[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، باب 1، ابواب الاستحاضه، ص 43، حديث 2.
[2]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 1، ابواب الاستحاضة، حديث 3.
[3]- همان، حديث 5.
2- سرد است.
3- رقيق است.
4- آهسته و بدون فشار خارج مىشود.
5- سوزش ندارد.
6- كم و زياد آن حدّ خاصّى ندارد.
فروع مسأله:
1- مشخّصات خون استحاضه غالباً برعكس مشخّصات خون حيض است.
2- گاهى خون استحاضه، مشخّصات خون حيض را دارد، مانند مواردى كهامكان ندارد خون را حيض بدانيم، مانند اينكه مدّت ديدن خون از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد. دراين صورت خون او استحاضه است هر چند مشخّصات حيض را هم داشته باشد.
3- در ديدن خون استحاضه، سنّ خاصّى شرط نيست و ممكن است خون استحاضه قبلاز سنّ بلوغ يا در سنّ يائسگى ديده شود.
اقسام و احكام استحاضه
حديث شريف:
1- حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
«المستحاضة تنظر أيّامها فلاتصلّي فيها ولايقربها بعلها، فإذا جازت أيّامها ورأت الدم يثقب الكرسف اغتسلت للظهر والعصر، تؤخّر هذه وتعجّل هذه، وللمغرب والعشاء غسلًا تؤخّر هذه وتعجّل هذه، وتغتسل للصبح وتحتشي وتستثفر ولا تحني، وتضمّ فخذيها فيالمسجد و سائر جسدها خارج، ولا يأتيها بعلها أيام قرئها، وإن كان الدم لا يثقب الكرسف توضّأت ودخلت المسجد وصلّت كلّ صلاة بوضوء، وهذه يأتيها بعلها إلّافي أيام حيضها»[1].
«مستحاضه (يعنى كسى كه خون حيض مىبيند) بايد روزهاى عادت خود را صبر كند، نماز نخواند و شوهرش با او نزديكى نكند، پس اگر روزهاى عادت او سپرى شود و بازهم خون ببيند كه در پنبه فرو مىرود، براى نمازهاى ظهر و عصر غسل كند، كمى ظهر را به تأخير و كمى عصر را جلو ا ندازد و هر دور را با يك غسل بخواند، و همچنين براى مغرب و عشا يك غسل كند و براى نماز صبح هم غسل نمايد، و پنبه بگذارد و كهنهاى ببندد و زياد خميده نشود، رانهايش را
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 1، ابواب الاستحاضه، حديث 1.
در مسجد بهم بچسپاند وشوهرش در روزهاى قاعدگى بااونزديكى نكند.
امّا اگر خون در پنبه فرو نمىرفت، وضو بگيرد و داخل مسجد شود و هر نماز را با وضو بخواند و شوهرش هم مىتواند با او نزديكى كند مگر در روزهاى حيض او.»
2- سماعه مىگويد: امام عليه السلام فرمود:
«المستحاضة إذا ثقب الدم الكرسف اغتسلت لكلّ صلاتين وللفجر غسلًا، وإن لم يجز الدم الكرسف فعليها الغسل لكلّ يوم مرّة، والوضوء لكلّ صلاة، وإن أراد زوجها أن يأتيها فحين تغتسل، هذا إن كان دمها عبيطاً، وإن كانت صفرة فعليها الوضوء»[1]
. «مستحاضه، اگر خون در پنبه فرورود واز آن تجاوزكند بايد براى هر دو نماز يك غسل وبراىنمازصبح يك غسل كند، واگر خون از پنبه تجاوز نكند، براى هر روز يك غسل كند و براى هر نماز وضو بگيرد، واگر شوهرش بخواهد بااونزديكى كند بايد درهنگامىباشدكه غسل كرده باشد. اين در صورتى است كه خون او تازه باشد، و اگر زرد باشد بر او وضو لازم است.»
3- فضيل وزراره از يكى از دو (امام باقر يا امام صادق) عليهما السلام روايت مىكند:
«مستحاضه (يعنى زنى كه خون مىبيند) در روزهاى عادت، نماز نخواند و براى يك يا دو روز احتياط كند، سپس (در صورت ادامه خون) در هر روز و شب سه بار غسل كند، براى نماز صبح پنبه عوض
[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 1، ابواب الاستحاضة، حديث 6.
كند و غسل نمايد و بين ظهر و عصر و همچنين بين مغرب و عشا با يك غسل جمع كند. زمانيكه نماز براى او جايز شد، براى شوهرش هم جايز است كه با او نزديكى كند.»
4- در كتاب فقه الرضا عليه السلام آمده است:
«والوقت الذي يجوز فيه نكاح المستحاضة وقت الغسل، وبعد أن تغتسل وتتنظّف؛ لأنّ غسلها يقوم مقام الطهر للحائض».
وقال عليه السلام بعد ذكر ما تفعله المستحاضة:
«ومتى اغتسلت على ما وصفت حلّ لزوجها أن يغشاها»[1].
«زمانى كه نزديكى با مستحاضه جايز است، زمانى است كه غسل كرده و خود را پاكيزه كرده باشد زيراغسل مستحاضه همانند پاك شدن حايض است»... بعدهم فرمود: «زمانى كه مستحاضه- به ترتيبى كه گفتم- غسل كرد، براى شوهرش جايز است كه با او نزديكى كند.»
احكام
استحاضه به اعتبار مقدار خونى كه زن مىبيند، به سه قسم تقسيم مىشود:
1- استحاضه قليله: آن است كه خونريزى كم باشد به گونهاى كه اگر زن پنبه (يا نوار بهداشتى) را بردارد، خون با اينكه در داخل محل وجود دارد، جارى نشود.[2]
[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، باب 3، ابواب استحاضه، ص 45، حديث 1.
[2]- به عبارت ديگر خون در درون پنبهاى كه زن به خود مىگيرد نفوذ نكند و تنها روى پنبه آلوده شود.