18- اربعين فى فضائل امير المؤمنين على (ع) (و اهل بيت رسول- ص-)
خطى در: كتابخانه ملى پاريس فهرست، بلوشه (ص 155، ج 1) موزه بريطانيا (ج 2 بنام سادات نامه) شماره 996، تاشكند (ج 4 بنام مناقب السادات).
محتويات اين رساله چهل حديث پيغمبر اكرم است كه متضمن فضائل حضرت على و اهل بيت رسول ميباشد. سلسله سند اين احاديث را مؤلف از امام على بن موسى الرضا شروع كرده و تا حضرت رسول رسانده است.
«روى هذه الا حاديث قدوة الاولياء على بن موسى الرضا7عن ابيه موسى الكاظم7عن ابيه جعفر الصادق7عن ابيه محمد بن على الباقر (ع) عن ابيه زين العابدين (ع) عن ابيه امير المؤمنين الحسين (ع) عن ابيه امير المؤمنين على (ع) عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم ...»
ترجمه فارسى بعضى از احاديث را در زير مىبينيد:
1- اولاد من مانند كشتى نوح است كه هركه بدان تمسك جست رستگارى يافت و كسى كه از آن تخلف كرد در آتش دوزخ غرق شد. 2- كسى كه اولاد مرا تكريم كرد خداوند روز حشر او را ميان ايشان مبعوث و محشور ميفرمايد.
3- كسى كه باولاد من با ملاطفت و نرمى صحبت كرد خداوند روز قيامت او را در ميان آنان محشور ميكند و چهره او مانند بدر كامل ميدرخشد. 4- اولادم را بزرگ داريد اولاد من بىشك با من خواهند بود. 5- اولاد من روز قيامت در جوار من ميباشند. 6- اولاد من درين امت امانت دين است و روز قيامت خواهشگر جميع مسلمانان. 7- كسى كه با اولاد من طعام خورد خداوند بر بدن او آتش را حرام ميكند. 8- نيكان اولاد من را تكريم كنيد و بدان آنان براى من هستند.
9- كسيكه اولادم را تحقير كرد گوئى مرا تحقير كرد.
19- خطبة الاميرية
نسخه خطى: تاشكند (ر ك ج 3، شماره 2384) موزه بريتانيا (ر ك ج 2).
اين رساله مختصر داراى دو برگ و متضمن دو خطبه مير سيد على همدانى
است. آغاز خطبه اول چنين است: «الحمد للّهالَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَان يكونشُكُوراًو تستر موائد نعيم الاذكار على احاحين الليل و النهار جزاء و ذكرا لاجل لشكر فابى الظالمون الا كفورا[1]و اخذ بجامع قلوب المحبين عن ظلمات الغفلة و الاحتجاب الى فضاء مشاهداة الاسرار الاوراد بالاذكار فقد فاز فوزا عظيما[2]و نالوا ملكا كبيرا و اعمى ابصار الغافلين كى لا يهتدوا الى سرادقات عزه بنور الطاعاتوَ ما- يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً[3]و الصلوة على من ارسله بالحق بشيرا و نذيرا فقام داعيا الى اللّه باذنه و سراجا منيرا[4]و على اله الطيبين و الطاهرين و ائمه المهتدين و سلم تسليما كثيرا كثيرا اما بعد ...»
و در آغاز خطبه ثانى آيات متعدد قرآن مجيد را در اهميت ذكر خداوندى نقل ميكند مانند:وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا[5]و 2-وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ[6]موضوع هردو خطبه تقريبا يكى است- در خطبه اول سامعين و خوانندگان را از نتائج غفلت قلب و گمراهى ميترساند و براى ادامه عبادت و ذكر دعوت به جلاء و بيدارى قلب مىنمايد.
در خطبه دوم نيز همين مطلب را ابراز ميدارد منتهى از وساوس نفس و شيطان مردم را برحذر ميدارد و معنى اخلاص و تقوى را توضيح ميدهد.
20- خواطرية
نسخههاى خطى: تاشكند شماره 2385 (ر ك ج 2) نسخه كتابخانه موزه بريتانيا (عكس اين نسخه در كتابخانه مركزى).
آغاز اين رساله چنين است: و اللّه يقول الحق و هو يهدى السبيل.
[1]- آيه 99، الاسراء.
[2]- آيه 1، سوره الاحزاب.
[3]- 41، الاسراء.
[4]- 45، الاحزاب.
[5]- آيه 25، الدهر.
[6]- 28 الكهف.
قال اللّه تعالى:أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ[1]- و قال اللّه تعالى:يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ[2]- و قال اللّه تعالىلَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ[3]- و قال اللّه تعالى:اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ[4]- و قال اللّه تعالى:إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ[5]- و قال اللّه تعالى:الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ-[6]و قال رسول اللّه صلعم: ان الشيطان ليجرى آدم مجرى الدم و قال7: لولا ان الشيطين يجرون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السماء ...»
از آيات قرآنى و احاديث ماثورهاى كه در فوق نقل گرديد. مفاد اين رساله آشكار مىشود. درين رساله سيد راجع به شرور نفسانى و شيطانى صحبت كرده و سالكان راه حق را از اين شرور برحذر داشته است. لب مباحث اين رساله انواع خواطر و اعمال برضد شرور غولهاى شيطانى است.
موضوع نفس و شيطان يكى از موضوعاتى است كه على همدانى بآنها علاقه مخصوصى نشان داده است. در كتاب خلاصة المناقب و مستورات پارهاى از اقوال سيد را در اينمورد نقل كردهاند.
درين رساله على همدانى شيطانها را (بفحواى سوره الناس كه بعضى از آيات آن درين رساله منقول است) به دو گروه مشخص تقسيم كرده است:
شيطان انسى و شيطان جنى. خلاصه مطالب رساله در زير ميآوريم.
شياطين بردو قسم معنوى و حسى تقسيم مىشوند. قسم حسى آنان يا انسى است يا جنى. قسم معنوى شياطين هم يا انسى است يا جنى و در كار گمراهى
[1]- 61 يسين 26.
[2]- آيه 27، سوره الاعراف.
[3]- ايضا الاعراف آيه 19.
[4]- آيه 20، سوره المجادلة.
[5]- آيه 121، سوره الانعام.
[6]- آيات 4 تا 6 سوره الناس.
مخلوق خداوندى متحد و متفق ميگردند و بفحواى آيات قرآنى شياطين جنى ببرادران انسى خود وحى ميكنند و هردو گروه در كفران و بطلان حقائق مشاركت مينمايند.
ازين بحث پيداست كه شياطين بالفعل سه گروه دارند معنوى (متحد) و جنى و انسى و گفتار على همدانى بيشتر در رابطه با گروه جنى است.
ميفرمايد كه براى پيروزى مؤمن واقعى و سالك راه حق لازم است كه قواى شيطانى را تحت الشعاع قرار بدهد و برآنها شكست سخت وارد سازد «شياطين الجن» در خواطر انسانها جا دارند و سعى ميكنند كه خلوص نيت در اعمال را از بين ببرند و ريا و بدعملى را در دلهاشان نيكو جلوه دهند. هركس كه ميخواهد از هر شيطانى مصون باشد، بايد ذكر و توجه بخدا را ادامه بدهد. بوسيله «اعوذ خوانى و ورد يا غياث المستغيثين اغثنى» شيطان ميگريزد- ميفرمايد كه در فهماندن و تهيه اين گفتار از كتب و رسائل امام محمد غزالى و شيخ نجم الدين كبرى و تجارب شخصى استفاده كرده است- در اينمورد خوانندگان را به ملاحظه جلد سوم احياء علوم الدين دعوت ميكنيم. على همدانى اين مباحث را در باب ششم ذخيرة الملوك هم آورده است.
بعد از بحثى گسترده پيرامون شياطين، سيد در پيرامون خواطر انسانى مطالبى را ايراد ميكند. ميفرمايد خواطر انسانى چهار قسم دارد: ربانى و ملكى و نفسانى و شيطانى و نفوذ شياطين در يكى از دو قسم آخر است يعنى در خواطر نفسانى يا شيطانى. و خواطر ربانى و ملكى اثر و تأثير شرور شيطانى را نمىپذيرد (البته شياطين آن خواطر را نيز احيانا مورد تهاجم قرار ميدهند- سالك واقعى و هدايتجو بايد كه در صحبت مردانى باشد كه خواطر ربانى و ملكى دارند و بدين وسيله قلب خود را صيقلى و قوى كند. حضرت رسول ص فرموده است: الايمان عريان و لباسه التقوى و هو حافظ القلوب عن نزعات الشيطان- بحث خواطر را استاد شادروان فاضل بديع الزمان فروزانفر هم در قسمت سوم شرح مثنوى شريف (دفتر اول) بشيوايى و عمق تمام بيان داشتهاند. خلاصه در رساله
خواطريه على همدانى مؤمنان را به مبارزه با شياطين الانس و الجن وادار ميكند و جالب است كه اين مباحث در عصر حاضر در فكر علامه اقبال انعكاس يافته و او درباره ابليسان نارى و خاكى (يعنى جنى و انسى) اشعار و منظومه هاى متعدد سروده (به زبان اردو و فارسى هردو)[1]و در جايى به على همدانى هم استناد جسته است.[2]ولى اقبال به باب ششم ذخيرة الملوك نظر داشته است و نه باين رساله.
21- السبعين فى فضايل امير المؤمنين على (ع)
هفتاد حديث است از پيامبر6به شماره اول تا سبعون و همه در ستايش حضرت على (ع) و با هر حديث سخنى كوتاه از امام على (ع) يك نسخه خطى از اين اثر در كتابخانه گنج بخش (به شماره 5/ 4409) در مجموعهاى كه در قرن نهم تحرير شده موجود است و نسخه ديگر آن را كه در سال 1269 هجرى در 13 برگ با خط بسيار خوش تحرير شده در كتابخانه مجلس زير شماره 172 ط مىتوان يافت. ضمنا شيخ سليمان قندوزى حنفى نقشبندى اين كتاب را تماما در باب 56 اثر خود «ينابيع المودة» نقل كرده و بنابراين همراه با چاپهاى متعدد «ينابيع» در استانبول و بيروت و نجف و بمبئى و مشهد و تهران و غيره «السبعين» نيز چاپ شده، چنانكه ترجمه فارسى آن نيز ضمن ترجمه «ينابيع» كه به نام «مفاتيح المحبة» در تهران به چاپ رسيده، در سال 1312 منتشر شده است.
[ب] كتب و رسائلى كه اشتباها به مير سيد على همدانى منسوب كردهاند
1- اسرار وحى
(تأليف شيخ عزيز نسفى)
نسخ خطى: 4250 (ملى ملك) شماره 2108، 2108 الف، (تاشكند، ج 2) و 2398 (كتابخانه مركزى دانشگاه بنام شيخ عزيز نسفى)، كتابخانه
[1]- بيشتر در آثار او بنامهاى« جاويد نامه»،« بال جبريل»،« ضرب كليم» و« ارمغان حجاز».
[2]- در جاويد نامه، ص 185، 186.
دانشگاه بنام شيخ ابو محمد على بلخى، ص 157 فهرست. اسرار وحى اخيرا در تهران چاپ گرديده است.
اين رساله مفصل درباره احاديث معراج رسول6است و روايات آن با استناد به حضرت امام جعفر صادق (ع) بيان گرديده و مشتمل بر گفتگوى حضرت رسول6با خداوند متعال در حين معراج مىباشد. رساله داراى 100 برگ است. چنانكه مىبينيم انتساب اين رساله به مير سيد على. همدانى اشتباه است- كاتب مجموعه خطى شماره 4250 (بنام على اصغر ابراهيم) اين رساله را جزو رسائل على همدانى شمرده است. همينطور كاتب نسخه خطى شماره 2108 (تاشكند، ج 3) مينويسد كه شخصى به نام «ابو الليث نصر بن محمد بن احمد بن ابراهيم سمرقندى» فكر ميكند اين رساله از آثار مير سيد على همدانى است. نويسندگان بعدى، به اين نسخ استناد كرده و رساله را از آن على همدانى پنداشتهاند مثلا مرحوم استاد سعيد نفيسى مينويسد كه «مير سيد على همدانى در اسرار وحى اين رباعى را كه ذيلا ميآوريم به فضيل عياض نسبت داده و حال آنكه نسبت آن به ابو سعيد ابو الخير قرين صواب است:
با فاقه و فقر همنشينم كردى
بىخويش و تبار و بىقرينم كردى
اين مرتبه مقربان در تست
آخر بچه خدمت اين چنينم كردى[1]
خوشبختانه نسخه خطى نفيس متعلق به كتابخانه سلطنتى صفويه اينك بشماره 2398 در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود و ثابت مىكند كه اين رساله اثر شيخ نسفى مىباشد، و به نام همو انتشار يافته است.
2- «رساله سلسله نامه»
نسخه خطى: شماره 2376 تاشكند (ج 3) نسخه عكسى: 1666 در كتابخانه مركزى.
انتساب اين رساله به مير سيد على همدانى چنانچه مىبينيم بنابر اشتباهى فاحش است چون نويسنده آن يكى از مريدان امير سيد محمد طالقانى است بنام
[1]- تاريخ نظم و نثر فارسى در ايران و در زبان فارسى، ج 1، ص 1.
سيد على. و امير سيد محمد طالقانى يكى از همدرسان امير سيد محمد نوربخش است.
مولف چون سيد است و على نام دارد، بهمين علت اين رساله را به مير سيد على همدانى منسوب كردهاند و لو مؤلف در ذكر سلسله خود آورده است:
بود مير سيد على پير او[1]
كه تن دل و جان از اكسير او
ز من دان كه آن سيد همدان
ز اقطاب فرد است اندر جهان
اين رساله را اثر مير سيد نوربخش هم دانستهاند.
2- رساله «انوار» يا «نوريه»
نسخ خطى: شماره 3258 و 3654 (كتابخانه مركزى).
اين رساله داراى 25 برگ است و بحثهاى جالب و خواندنى دارد مؤلف در مقدمه آن مينويسد كه «رساله انوار و تفاصيل آن را در جواب شيخ شهاب الدين سهروردى» تاليف نموده و سپس تصريح ميكند كه «رساله نور سهروردى را جواب گفته و آن مباحث را پيش برده است. رساله در سه باب است: باب اول مراتب انوار (نور مطلق و نور عرفان) باب دوم در نور و نور علم (و نيز در شرح اول ما خلق اللّه العلم) باب سوم مراتب انوار حيات.
اين رساله از آثار مير سيد على همدانى نيست بلكه جزو رسائل مير سيد محمد نوربخش ميباشد- اين امر از سبك رساله و از نسخه خطى شماره 3654 (كتابخانه مركزى) بثبوت ميرسد.
اين رساله اخيرا در جزو تعدادى رسائل عرفانى بعنوان سبع المثانى[2]در شيراز چاپ و منتشر شده و جزو آثار مير سيد محمد نوربخش ذكر گرديده است.
4- رساله كشف الحقايق
(از شيخ محمد بن عبد اللّه)
نسخه عكسى: 1666 (كتابخانه مركزى) خطى: موزه بريتانيا (ج 2:
ص 836) شماره 2382 (ج 3 تاشكند) شماره 1844 (تاجيكستان).
[1]- يعنى پير خواجه اسحق ختلانى.
[2]- چاپ شيراز( ص 152 به بعد) سال 1342 ش.
درين رساله مؤلف آن درباره معرفت خداوندى و سير و سلوك عارفان صحبت كرده و ضمنا سلسله خود را در گروه «كبرويه» بيان داشته است.
مؤلف اين رساله شيخ محمد الخوصى يا طبق نسخه شماره 1666 محمد بن عبد اللّه الحموى است.
او خود را از مريدان خواجه اسحاق ختلانى و همدرسان امير سيد محمد نوربخش مىشمارد و مىنويسد: «نسبت سلسله اين ضعيف نحيف الفقير الى اللّه الهدى محمد بن عبد اللّه الخوصى بحضرت خواجه اسحق ختلانى و از آن بحضرت مير سيد على همدانى و از آن حضرت به شيخ محمود مزدقانى و از آن بحضرت علاء الدوله سمنانى ...»
5- مكارم اخلاق
(كه اصلا اثر مير سيد محمد نوربخش است)
نسخ خطى: 224 (كتابخانه مركزى) موزه بريتانيا (ج 2، ص 836) تاشكند 2026 (ج 3) تاجيكستان (شماره 2048) و در نسخه شماره 3654 كتابخانه مركزى بنام سيد محمد نوربخش.
نسخه عكسى: 1666 (كتابخانه مركزى).
رساله 3 برگ دارد و موضوع آن اخلاق سالكان است. مؤلف سالكان راه خدا را توصيه ميكند كه از امراض هفتگانه روحانى، بخل و خشم و آز و حقد و شهوت و ناز و كبر و حسد برحذر باشند.
در آغاز رساله مؤلف ميفرمايد: «خصوصا سلام بر صاحب وقت كه مسمى به اسحاق است». بنابراين چنانكه در نسخه شماره 3654 نيز صراحت دارد اين رساله نوشته مير سيد محمد نوربخش است كه با اين عبارت به پير طريقت خود، خواجه اسحق على شاهى ختلانى احترام مىگزارد و انتساب آن به على همدانى اشتباه صريح است.[1]
[1]- نزهة الخواطر.