بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 242

الفجر 6 الى 13-أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ...فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ ...

الشمس 9- 10-قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها

العصر همه آيات:وَ الْعَصْرِ...وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ ...

الاخلاص همه آيات:قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.

الناس 2 تا 6-الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ.


صفحه 243

باب سوم رساله فتوتيه‌

بقلم مير سيد على همدانى‌با مقدمه و مقابله نسخ و تعليقات و پيوست‌ها


صفحه 244

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 245

فصل اول مقدمه‌اى درباره «فتوت»

معنى و مقصود فتوت‌

فتوت لغتى عربى است كه به معنى «جوانى» و «زمان شباب» و «حركات مناسب دوران جوانى» مى‌باشد. اين لغت از «فتى» مشتق شده است كه معنى جوان و گاهى خدمتكار يا همراه مى‌دهد و هم به صورت مفرد و تثنيه و جمع هشت بار در قرآن مجيد و در هر سه معنى فوق الذكر آمده است‌[1]و هم قبل از نزول قرآن مجيد در ادبيات عرب وجود داشته است. با اين همه، كلمه «فتوت» لغتى متأخر است و در قرآن مجيد يا ادب جاهليت عرب ديده نميشود[2]در زبان فارسى معادل «فتى» و فتوت بترتيب «جوانمرد» و «جوانمردى» است و اين دو لغت فارسى در كتب عربى هم ديده مى‌شود.

كلمه «فتى» به صورت اصطلاح مخصوص قبل از اسلام هم در ميان عربها بكار مى‌رفته است و شخصى را باين لقب مى‌شناختند كه بعقيده ايشان در اخلاق و انسانيت و فضيلت به كمال مير سيد يا لا اقل داراى دو صفت سخاوت‌

[1]- قرآن مجيد: سورة النساء آية 25، سورة يوسف آيات 30، 36، 62، سورة كهف آيات 10، 13، 63 و سورة انبياء آية 60.

[2]- كتاب الفتوة ابن المعمار، ص 130- 138، مجله دانشكده ادبيات شماره 2 سال چهارم ص 76.


صفحه 246

و شجاعت (كه عرب‌ها بزرگ مى‌شمردند) بود. اين فتى تا جائى داد سخاوت و ايثار ميداد كه خود زير بار قرض و فقر و تنگدستى ميرفت چنان‌كه در جنگ و- حرب و ضرب نيز تا آخرين حد امكان داد شجاعت ميداد و جان عزيز را فداى ديگران ميكرد[1]از جمله «فتيان شجاع» كه در دوره جاهلى بسيار معروف بودند، عنترة بن شداد و عمرو بن عبدود ميباشند كه هردو در جنگ‌هاى اسلامى بدست شاه مردان حضرت على (ع) كشته شدند نمونه‌اى ديگر از نوع «فتى» در عهد جاهلى را در شخصيت حاتم طائى‌[2]ميتوان مشاهده كرد ولى روايات مربوط به وى، بيشتر داراى جنبه‌هاى افسانه‌اى است تا تاريخى. البته او نمونه «فتى» در ادبيات قديم عرب است زيرا هم سخى بود و هم جنگجو و هم مخلص بديگران و داستانهاى شيواى مربوط به او و خانواده او در ادبيات فارسى نيز منعكس گرديده است.[3]

[1]- كتاب الفتوة ابن المعمار، ص 5، لغت‌نامه دهخدا شماره 79، ص 59. بعضى‌ها تحمل شدايد جنگ را خصوصيت سوم« فتى» شمرده‌اند ولى لفظ شجاعت اين معنى را نيز مى‌رساند و لازم نيست كه آنرا جداگانه ذكر كنيم نيز ر- ك وحيد شماره 7 سال 1347 ش، ص 626.

[2]- حاتم بن عبد اللّه بن سعد طائى كه در كرم و فروسيت و جوانمردى و شعر معروف است در حدود سال 575 م فوت كرده است( از سعدى تا جامى: حاشيه استاد حكمت، ص 535).

[3]- چنانكه چند حكايت از جوانمردى حاتم را شيخ اجل سعدى در« بوستان» به رشته نظم در كشيده است:

( الف) درباره كرم و سخا و جوانمردى حاتم طائى مردمان به سلطان روم سخنان بسيار گفتند و اطلاع دادند:

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 247

فرق فتوت اسلامى با «فتوت» قبل از اسلام‌

چون محك و معيار اخلاق و آداب در دوره جاهليت ميان عربها به نحو ديگرى بود، بنابراين تمام آنچه كه «فتيان» آن دوره مى‌كردند، بعد از اسلام نميتوانستند بدان ادامه دهند (مثلا شرابخوارى و اعمال ديگرى كه بعد از اسلام ممنوع گرديد) و اين امر نه فقط فتوت قبل از اسلام را از فتوت اسلامى جدا مى كند بلكه فتوت اسلامى را از فتوت اقوام و ملل ديگر نيز مشخص و ممتاز ميسازد.[1]ولى چون عناصرى از فتوت اعراب پيش از اسلام و نيز عيارى باستانى‌

[1]- صاحب كتاب الفتوة، ص 178، ميفرمايد كه هر آن كار كه با آن، دعوى قبول اسلام باطل ميگردد، به ارتكاب آن عمل، فتوت اسلامى هم باطل ميگردد. علامه ابن جوزى در تلبيس ابليس،( ص 421 چاپ مصر سال 1928 ميلادى) قول فتيان را اينطور نقل ميفرمايد:« الفتى لا يزنى و لا يكذب و يحفظ الحرم و لا يهك ستر امراة» و براى جوانمردى در اروپا ر- ك:

fo aideapolcycnE dna 471. p yranoitciD lanoitanretnl weN s'retsbeW. 567- 565. pp III. loV scihtE dna naigileR


صفحه 248

ايران در فتوت اسلامى وارد شده و بعضا در شخصيت جوانمردان اسلامى متجلى گرديده است، از اين لحاظ اشاراتى به سابقه اين مسلك در اعصار قديم‌تر نيز ضرورى مى‌نمايد.

موضوع فتوت اسلامى‌

فتوت يا جوانمردى، به صورت يك اصطلاح دينى و صوفيانه و اجتماعى، عنوان مسلكى خاص است كه «پس از تصوف بيش از هر طريقه‌اى در كشورهاى اسلامى رواج داشته است».[1]اين مسلك جنبه اخلاقى دين مبين اسلام را نمايان تر كرد و تصوف اسلامى را فعال‌تر و غنى‌تر ساخت و از جنبه اجتماعى نيز وسيله‌اى براى كمك به درماندگان و موجب استيصال جابران و ستمگران گشت كه بعدا باين مطالب اشاره خواهيم كرد.

در قرون اوليه اسلامى «فتوت» به تصوف خيلى شبيه و نزديك بود و بجز تفاوت در پاره‌اى از آداب و رسوم مخصوص، فرق ظاهرى زيادى در ميان آنها نبود و بهمين علت خواهيم ديد كه هم بسيارى از صوفيه و عرفاء باين مسلك گرائيده‌اند و هم مردمان انساندوست و خدمتگزار اجتماع. و براى روشن شدن ماهيت و چگونگى آن مطالبى چند از پاره‌اى متون مربوطه را در اين‌جا نقل مى‌كنيم.

در فتوت‌نامه سلطانى تأليف ملا حسين واعظ كاشفى سبزوارى آمده است:

«موضوع علم فتوت نفس انسان باشد از آن جهت كه مباشر و مرتكب افعال جميله و صفات حميده گردد و تارك و رادع اعمال قبيحه و اخلاق رذيله شود باراده ... فتوت را سه مرتبه است اول سخا كه هرچه دارد از هيچكس وا ندارد دوم صفا كه سينه را از كبر و كينه پاك و پاكيزه سازد و مرتبه آخر وفاست كه هم با خلق نگهدارد و هم با خدا ... علم فتوت علمى شريف‌

[1]- سرچشمه تصوف در ايران تاليف سعيد نفيسى، ص 134.


صفحه 249

است و شعبه‌ايست از علم تصوف و توحيده».[1]

و باز مى‌خوانيم:

«جوانمردى منحصر در دو صفت است: يكى نفع به دوستان رسانيدن و آن به سخاوت حاصل شود و دوم ضرر دشمنان از ايشان باز داشتن، و آن به شجاعت وجود گيرد ... فاى فتوت دليل فناست- تا سالك از صفات خود فانى نشود، به صفات دوست باقى نتواند شد- تاى اول دليل تجريد است- واو فتوت دليل وفاست يعنى نگاه داشتن آداب ظاهر و باطن، و تاى دوم دليل ترك ما سوى اللّه است».[2]

شيخ شهاب الدين عمر سهروردى (م 632 ه) در فتوت‌نامه خود دوازده ركن فتوت را به اين‌گونه ياد مى‌كند: بند كردن شهوت جنسى، بند كردن شهوت شكم، بند كردن زبان، بند كردن سمع و بصر، بند كردن دست و قدم، بند كردن حرص و امل، سخاوت، كرم، تواضع، عفو، نيستى و هوشيارى در مقام وصلت و قربت و مجاهدت. شيخ هريك از اركان مزبور را توضيح داده و در فتوت نامه ديگر خود نيز مى‌نويسد:

«فتوت را از فتوى گرفته‌اند و معنى فتوى آنست كه هركارى كه خواهد كردن، و بهر شغل و عمل كه مشغول خواهد شدن، اگر متردد بود كه آيا اين كار توان كردن و بدين مهمات توان مشغول شدن، و آيا مصلحت هست يا نه و بيند كه بعضى گويند مصلحت هست بكن و بعضى گويند مصلحت نيست مكن- چون در كار عاجز ماند، نزد قاضى يا عدل و داد رود يا نزد دانشمند فاضل يا نزد مفتى با فتوى كه بكمال علم و ادب و عمل رسيده باشد و يا نزد صاحب فتوتى كه بانواع علم و حكمت آراسته بود، پس مشورت كند و بگويد كه مرا چنين و چنين مشكلى افتاده است، و يا سوگندى خورده‌ام و يا كارى و

[1]- فتوت‌نامه سلطانى تاليف ملا حسين واعظ كاشفى سبزوارى با مقدمه دكتر محجوب ص 5.

[2]- ايضا، ص 22- 28.