بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 329

فتوت‌نامه منظوم از عطار است يا هاتفى؟

پروفسور فرانتز تيشنر (م 1967 م) در مقاله‌اى بزبان آلمانى‌[1]و اخيرا نيز در يك سخنرانى كه متن آن در مجله دانشكده ادبيات بچاپ رسيده‌[2]فتوت‌نامه منظوم را اثر طبع هاتفى خرجردى ميدانسته است در سخنرانى خود ميگويد:

«اشعارى هم درباره فتوت سروده شده و من باب مثال «فتوت‌نامه» شاعر ايرانى هاتفى كه در سال 927 ه مطابق با 1521 م وفات يافته قابل ذكر است»[3]اما سعيد نفيسى در صحت اين قول ابراز ترديد نموده و نوشته است: .. من اين نكته را درست نميدانم زيرا كه در هيچ‌جا چنين چيزى به هاتفى نسبت نداده اند و بگمانم نامه منظومه «فتوحات شاهى» هاتفى را كه در مورد جهانگشايى‌هاى شاه اسمعيل سروده است‌[4]وى «فتوت‌نامه» خوانده باشد[5]. آقاى احمد گلچين معانى هم در اين مورد مى‌نويسد: «در اين سخنرانى فتوت‌نامه منظوم و مستقلى به عبد اللّه هاتفى نسبت داده شده است كه ما از وجود آن بى‌خبريم»[6]اينجانب كه خود اين بحث جالب را با دقت تمام تعقيب مى‌كرده و در حل آن سعى داشته، سرانجام عكسى از فتوت‌نامه منظوم هاتفى را كه در كتابخانه سلطنتى آلمان فدرال نگهدارى مى‌شود بمساعدت اولياى آن كتابخانه بدست آورده‌ام.[7]

فتوت‌نامه مزبور- كه منظوم نيز هست- همان است كه سعيد نفيسى در چاپ سوم ديوان عطار نيشابورى بنام آن شاعر منتشر ساخته‌[8]بنابراين هم پروفسور تيشنرو هم نفيسى اين فتوت‌نامه را در دست داشته‌اند ولى يكى به نسخه‌اى از

[1]- فتوت‌نامه فارسى هاتفى 1932 م.316 -304 .PP bocaJ .G tfirhcstseF

[2]- دى‌ماه 1335 ش.

[3]- ص 80 مجله مذكور.

[4]- يعنى شاهنامه حضرت شاه اسمعيل.

[5]- سرچشمه تصوف در ايران، ص 216- 217.

[6]- فرهنگ ايران زمين جلد 11 سال 1342 ش، ص 94.

[7]- شماره‌2 Y .

[8]- ديوان چاپ 1339 ش، ص 92- 95.


صفحه 330

آن‌كه منسوب به هاتفى بوده دسترسى داشته و ديگرى آن را منسوب به عطار نيشابورى يافته است‌[1]با توجه به اينكه شيخ فريد الدين عطار اساسا صوفى‌اى پاكدل بوده و در آثار منثور[2]و منظوم خود[3]در پيرامون «فتوت و جوانمردى» مطالب زيادى آورده كه علاقه وافر او را نسبت بآن مسلك مى‌توان دريافت، و در مقابل، در زمان عبد اللّه هاتفى مذكور مسلك فتوت رواج كمترى داشته و او نه از صوفيان يا فتيان بوده و نه چيزى در آثار خود در پيرامون اين مسلك نوشته است.[4]

عليهذا، انتساب اين فتوت‌نامه به عطار قرين صواب است.

اما سبك شعر اين «فتوت‌نامه» با سبك عطار نيشابورى مغايرت دارد و زبان آن جديدتر به نظر مى‌آيد و بنابراين گمان ميرود همانطور كه آقاى دكتر مينوچهر به بنده راهنمايى فرموده‌اند اين «فتوت‌نامه منظوم» از سروده‌هاى عطار ديگرى باشد كه درباره او نفيسى مى‌نويسد: «... او هم بزبان فارسى شعر مى‌گفته و شايد نيشابورى بوده باشد و در هرحال دويست سال درست پس از

[1]- نفيسى ظاهرا آن را از نسخه خطى كتابخانه حالت افندى استانبول نقل كرده است- ديوان، چاپ سوم، ص 5 مقدمه.

[2]- مثلا مطالب متعدد در تذكرة الاولياء.

[3]- ر- ك منطق الطير تصحيح دكتر گوهرين، ص 18، 148. ديوان چاپ سوم، ص 121، 300، 334، 438، 500 و جالب است كه در فتوت‌نامه سلطانى اشعار زير به عطار نيشابورى منسوب شده اين اشعار داراى وزن همان فتوت‌نامه منظوم است ولى در ديوان يا مثنوى‌هاى چاپى عطار موجود نيست:

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)

[4]- آثار او عبارتست از خمسه( ليلى و مجنون، شيرين و خسرو، هفت منظر، تيمورنامه و شاهنامه حضرت شاه اسماعيل) و غزليات او كه نسخه عكسى 32 برگى آنها در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است.


صفحه 331

فريد الدين عطار ميزيسته است ... در نظر من چون آفتاب روشن است كه مردى در قرن نهم بوده است از مردم تون ... در شهر مشهد ميزيسته است و نسبت او بابو ذر غفارى ميرسيده است»[1]

موضوع فتوت‌نامه منظوم ذكر و بيان هفتاد و دو شرط فتوت است كه در سائر كتب فتوت مذكور[2]و قبل از اين بيان گرديده است فتوت‌نامه جمعا 84 بيت دارد و اينجانب پس از مقابله دو نسخه عكسى و چاپى (كه دومى خيلى مغلوط است) و با افزودن مقدمه‌اى آن را براى چاپ جداگانه آماده كرده‌ام، اينك دو بيت از آغاز و دو ديگرى از انجام اين منظومه را نقل مى‌كنيم:

الا اى هوشمند خوب كردار

بگويم با تو رمزى چند ز اسرار

چو دانش دارى و هستى خردمند

بياموز از فتوت نكته‌اى چند

اگر خواهى كه اين معنى بدانى‌

فتوت‌نامه عطار خوانى‌[3]

خدا يار تو باشد در دو عالم‌

چو مردانه درين ره مى‌زنى دم‌

2- كتاب الفتوة تاليف ابو عبد الرحمن السلمى نيشابورى م- 412 ه[4]

3- رسالة فى الفتوة تاليف على بن عبد الرسولى (تأليف در نيمه دوم قرن پنجم هجرى)[5]

4- تحفة الاخوان تاليف خواجه عبد اللّه انصارى هروى م- 481 ه.

[1]- جستجو در احوال و آثار فريد الدين عطار نيشابورى، ص عب، 147 و 149.

[2]- مثلا در منتخب كتاب الفتوة سلمى نيشابورى نسخه خطى شماره 90 د موجود در كتابخانه دانشكده ادبيات و نيز در مجموعه عكسى شماره 1171 كتابخانه مركزى، و همچنين در رسالة الفتوة از شيخ مقداد السيورى شماره 4976 كتابخانه مجلس.

[3]- نسخه عكسى، اين دو شعر را فاقد است و الا نفيسى در انتساب اين فتوت‌نامه بعطار و نفى آن از هاتفى مورد استفاده قرار مى‌داد.

[4]- ر- ك پاورقى شماره 2.

[5]- پروفسور تيشنر درباره اين كتاب مقاله‌اى نوشته است:1953 ailatneiro aidutS 351 -340 .PP


صفحه 332

5- كتاب الفتوة تأليف شيخ شهاب الدين سهروردى م- 632 ه[1]

6- كتاب الفتوة محمد بن المعمار الحنبلى م 642 ه[2]

7- و 8- تحفة الاخوان فى خصائل الفتيان (عربى) و ترجمه فارسى آن بنام قواعد الفتوة هر دو تأليف كمال الدين عبد الرزاق كاشانى م- 735 يا 736 ه[3]

9- تحفة الوصايا تأليف احمد بن الياس نقاش خرتبرتى (م 612 ه) بتوسط ابو الحسن على (فرزند خليفه الناصر لدين اللّه عباسى)[4]مطالبى از اين كتاب در مقدمه «كتاب الفتوة» ابن المعمار (ص 55- 54) نقل شده است.

10- عمدة الوسيلة ايضا تأليف او.

11- مرآة المرواة تأليف على ابن حسن بن جعدويه.[5]

12- كتاب الفتوة تأليف اخى احمد المحب بن شيخ محمد بن ميكائيل الاردبيلى.

[1]- نسخه خطى شماره 21 در كتابخانه دانشكده ادبيات( مجموعه اهدايى استاد حكمت) و معرفى آن در مقاله پرفسور تيشنر280 -277 .pp 1962 sunaitsirhc sneirO

[2]- چاپ با مقدمه استاد مصطفى جواد و همكاران بغداد 1958 م.

[3]- مرحوم استاد بهار اين كتاب را به شخصى به نام بهاء الدين منسوب داشته است و آقايان احمد ناجى القيسى عراقى و احمد گلچين معانى نيز به قول او استناد كرده‌اند( كتاب الفتوة ابن المعمار. ص 31 و ف- ا- ز- جلد 11 سال 1342 ش، ص 94) ولى نفيسى با دلائل و براهين و شواهد متعددى ثابت كرده كه كتاب مذكور و ترجمه فارسى آن هردو از كاشانى مذكور است و با در نظر گرفتن فتوت‌نامه سلطانى، قول وى درست‌تر مى‌نمايد. ر- ك سبك‌شناسى، ج 3، ص 198 سرچشمه تصوف، ص 214 و 215.

[4]- بعربى است و همراه با سه فتوت‌نامه ديگرى كه در ذيل شماره‌هاى 11 و 14 و 17 بيايد، همگى به تصحيح آقاى عبد الباقى گولپنارگى در مجله اقتصاد دانشكده اقتصاد دانشگاه استانبول چاپ شده است( شماره‌هاى 1 تا 4- و نه 14- از دوره يازدهم ص 6 تا 360 منتشره به سال 1949- 1950 م) كه متأسفانه با تمام كوششى كه براى دست يافتن به شماره‌هاى ياد شده از مجله مزبور به خرج دادم توفيقى در اين راه نيافتم.( ر ك فرهنگ ايران زمين شماره 10 سال 1341 ش، ص 229)، تاريخ سلاجقه به زبان تركى تأليف پرفسور دكتر عثمان توران، ص 9).

[5]- نيز به عربى و چاپ شده( برگرديد به پاورقى قبل).


صفحه 333

13- كتاب الفتوة تأليف ابو حامد احمد بن محمد عبد الملك اشعرى.

14- فتوت‌نامه تأليف نجم الدين زركوب تبريزى م 712 ه.[1]

15- رساله فتوتيه تأليف امير سيد على همدانى م 786 ه (كه متنش خواهد آمد).

16- رسالة فى الفتوة تأليف شيخ علاء الدوله بيابانكى السمنانى م 736 ه[2].

17- فتوت‌نامه منظوم از ناصرى سيواسى كه آن را در سال 689 ه سروده است.

اين ناصرى يا ناصر يك مثنوى هم دارد بنام «كتاب الاشراق» كه آن را در سال 699 ه باتمام رسانده است‌[3]فتوت‌نامه منظوم ناصرى را پرفسور تيشنر در سال 1944 م و سعيد نفيسى در سال 1341 ش مجددا بچاپ رسانده است.[4]

آقاى احمد گلچين معانى متن هر دو چاپ را مقايسه و تصحيح كرده‌[5]و سپس نفيسى اشعار ديگرى را يافته و به منظومه مزبور اضافه كرده است.[6]اين فتوت‌نامه جمعا در حدود 800 بيت دارد.

18- فتوت‌نامه سلطانى تأليف ملا حسين واعظ كاشفى هروى م- 910 ه.[7]

[1]- ايضا چاپ شده( برگرديد به ص قبل پاورقى شماره 4 و نيز ر- ك روضات الجنان ... ص 392، 419 در ذيل كرامات شيخ محمد بن رمضان تبريزى م 592 ه).

[2]- آقاى سيد مظفر صدر سمنانى در« احوال و آثار علاء الدوله سمنانى»( چاپ تهران 1334 ش) مى‌نويسد( و اين مطلب را آقاى دكتر سيد حسن سادات ناصرى هم در آتشكده آذربخش نخست ص 413 نقل كرده است) كه اين رساله مفقود الاثر و در جايى پيدا نيست. ولى اين رساله نيز چاپ شده است( برگرديد به ص قبل پاورقى شماره 4).

[3]- تاريخ نظم و نثر فارسى در ايران و در زبان فارسى، ج 2، ص 3.

[4]- ف- 1- ز جلد 10 سال 1341 شمسى، ص 228- 281.

[5]- فرهنگ ايران زمين جلد 11 سال 1342 ش، ص 94 به بعد.

[6]- سرچشمه تصوف در ايران، 218- 220.

[7]- نسخه خطى شماره 7476 در كتابخانه مجلس- منتخب آن: نسخه خطى شماره 3979 در كتابخانه ملى ملك و نسخه ديگرى در موزه بريتانيا. اين فتوت‌نامه مفصل را آقاى دكتر محجوب تصحيح و تحشيه كرده‌اند.


صفحه 334

19- فتوت‌نامه كبير يا مفتاح الدقايق تأليف سيد محمود بن سيد علاء الدين م 931 ه[1]

20- نساب الانساب و ادب الاكتساب تاليف ابراهيم منيرى بن اسكندر بلغرادى.[2]

21- ارباب الطريق تأليف حاجى ابراهيم زنده در قرن دهم هجرى.[3]

22- رسالة الفتوة شيخ مقداد بن عبد اللّه السيورى.[4]

23- رسالة الفتوة در اسرار التنزيل تأليف امام فخر الدين رازى م 606 ه[5]

24- فتوت‌نامه قصاب (فارسى) مؤلف نامعلوم (مورخ 1095 ه).[6]

25- رساله هفده سلسله يا عيارى نامه.[7]

26- ذيل على فصل «الاخية الفتيان التركية فى كتاب الرحلة لابن بطوطة» تأليف م- جودت چاپ استانبول 1351 ه ق.

27- الفتوة عند العرب او الاحاديث الفروسية و المثل العليا از عمر الدسوقى چاپ مصر بدون تاريخ چاپ.

كتب و مقالات اهم ديگر نيز در حواشى و متن گزارش، نامبرده شده است.

[1]- كتابى است كه فتوت را براساس مذهب تشيع تفسير كرده است.

[2]- كتابى است كه فتوت را براساس مذهب تسنن تفسير كرده است( و گويا براى معارضه با اثرى كه در پاورقى قبل ذكر شد) ر- ك دايرة المعارف اسلامى( انگليسى) ج 1، ص 968.

[3]- نسخه خطى شماره 1055 ط كتابخانه مجلس كه موضوع آن خرقه‌پوشى و عيارى و جوانمردى و قلندرى است.

[4]( 4 و 5)- مجموعه خطى شماره 4976 موجود در كتابخانه مجلس.

[5]( 4 و 5)- مجموعه خطى شماره 4976 موجود در كتابخانه مجلس.

[6]- ايضا در مجموعه شماره 2046 در همان‌جا.

[7]- بنده اين مجموعه را نديده‌ام اما آقاى احمد گلچين معانى آن را چنين معرفى كرده است: از كتب عهد صفوى است و مؤلف آن معلوم نيست اين رساله كه نسخه‌يى از آن به تاريخ تقريبى اوائل قرن دوازهم در كتابخانه آقاى عبد الحسين بيات موجود است، از اسباب و لوازم عيارى بحث مى‌كند از قبيل: سينه‌پوش، قنطوره، مرس، الف نمد، زنگ، خنجر عيارى، تاج و كلاه، تبله، فلاخن، گرد تاج، اتاقه و يكه‌پر( كه برسر زنند) بازمهره( كه برپاى بندند) نيمچه تنبان، لنگ، پنجه، پيچ، پاپوش، انبانچه، معجره، سنگ فلاخن، چرس‌دان، بخق رسته بلند، چوب تبلغور، موم روغن و مانند اينها» ف- ا- ز جلد 11 سال 42، ص 94 نك: داراب نامه مولانا بيغمى يادداشتها و ملاحظات دكتر صفا، ج 2، ص 777 و ترجمه تاريخ تمدن اسلام، ج 5، ص 59- 60.


صفحه 335

فصل دوم سخنى درباره رساله «فتوتيه» مير سيد على همدانى‌

اين رساله به راستى «بقامت كهتر است و بقيمت مهتر» زيرا در عين رعايت اختصار مشتمل برزبده و برگزيده مطالبى است كه در غالب كتاب‌هاى مربوط به مسلك فتوت توان يافت. مؤلف در آغاز رساله ميفرمايد: «كلمه‌اى چند بر مقتضاى اين معنى آنچه زبان وقت املا كند، بر قلم خواهد آمد تا تنبيهى بود طالبان اين معنى را انشاء اللّه العزيز» كه درين عبارت به روش نگارش رساله هم اشاره‌اى رفته است.

مؤلف نخست اصطلاح «اخى» را توضيح مى‌دهد و سپس معنى و مقصود و منفعت اخلاقى و اجتماعى مسلك فتوت را بيان ميكند و آن‌گاه آداب و رسوم مهم اين آئين و اهميت سلسله خرقه فتوت را يادآورى مى‌نمايد و به نقل ده قول از بزرگان فتوت و تصوف و قولى جامع از شاه مردان حضرت على درباره حقيقت و اصل فتوت مى‌پردازد.

على همدانى اقوال مختلف را شرح داده و درباره گروه‌هاى مختلف مردم و روح عبادات اسلامى مطالبى مى‌نويسد، و در ضمن آن با ايجاز و اعجاز بيان اوصاف فتيان را بصورتى بسيار زيبا و مؤثر ارائه مى‌نمايد. در يك‌جا مى‌گويد:

«اى عزيز «اخى» بايد كه به مكارم اخلاق موصوف بود، بخصائل پسنديده آراسته باشد، با پيران بحرمت باشد، با جوانان به نصيحت، با طفلان به شفقت، با ضعيفان به رحمت، با درويشان ببذل و سخاوت، با علماء به توقير


صفحه 336

و حشمت، با ظالمان به عداوت ... بفضل و عنايت ديان اميدوار ...»[1]

اگر اين عبارات بدقت مورد مطالعه قرار گيرد ميتوان مشاهده كرد كه على همدانى غالب اوصاف صاحبان فتوت و بويژه فتوت اجتماعى را در چند جمله كوتاه جمع كرده و داد فصاحت و بلاغت نيز داده است.

در آخر رساله مؤلف سلسله خرقه فتوت خود را به صورتى ذكر ميكند كه براساس مندرجات كتب معتبر تصوف و فتوت درست و صحيح مى‌نمايد و اسامى مشايخ كبار در آن به گونه‌اى آمده است كه در سلسله كبرويه و كميليه ديده مى‌شود. سبك نگارش رساله ساده و در بعضى موارد داراى سجع مى‌باشد و به قول مؤلف، آن‌طور نوشته شده كه زبان وقت املا ميكرده يعنى مانند منشيان و نويسندگان قرن هشتم هجرى.

سيد براى تزئين نگارش و نيز تأييد مطالب خود، آيات قرآن مجيد و احاديث رسول و اقوال بزرگان و صوفيه و اشعار ديگران را نيز نقل كرده است و آنچه درباره سبك نگارش او بطور كلى در مقدمه باب دوم گذشت در مورد اين رساله هم صادق ميباشد.

در اهميت اين رساله بايد دانست كه «فتوتيه» تنها اثرى است كه موجوديت و چگونگى مسلك فتوت و اخيت را در قرن هشتم هجرى (و چهاردهم ميلادى) در ايران به‌طور كامل واضح مى‌سازد. نسخ خطى متعدد آن هم دليلى است برين كه مورد توجه و مطالعه علاقمندان بسيار بوده است.

در دائرة المعارف اسلامى انگليسى آمده است كه: گواه ديگر و قوى‌تر بر موجوديت نهضت ايرانى اخيت، اثر شيخ و صوفى بزرگ ايرانى، امير سيد على بن شهاب الدين همدانى ملقب به على ثانى (417- 786 ه، 1313- 1384 م) ميباشد كه رساله فتوتيه نام دارد. در اين رساله او تصوف و فتوت را معادل دانسته و صاحب فتوت يا مدعى فتوت را «اخى» ناميده و اين امر دليل بارزى است بر موجوديت اين مسلك‌[2](ترجمه از انگليسى).

[1]- در نقش پهلوانى و نهضت عيارى ...( ص 96- 97) عين اين عبارت آمده است بدون آن‌كه نامى از مأخذ و گوينده آن برده شود.

[2]- دائرة المعارف اسلامى( انگليسى) ج 2، ص 967.