نور الدين رشى (779- 842 ه) هم سهمى به سزا داشته است.
چندى بعد از ورود وى به كشمير پسرش مير سيد حسن بهادر سمنانى و برادر زاده او بنام مير سيد حيدر سمنانى هم به كشمير رسيده و در فعاليتهاى او شريك گرديدهاند. سادات سهگانه مذكور، مدفون در كشمير مىباشند.
5- سيد اشرف جهانگير بن سيد محمد ابراهيم سمنانى
از ياران على همدانى است. ميگويند در مسافرت دوم على همدانى كه در آن همه ممالك اسلامى را ديدار كرده همراه او بوده است. سيد اشرف را جهانگير يا «جهانگرد» مينامند زيرا از سياحان بزرگ عالم تصوف است. او در ناحيه سند با حضرت مخدوم جهانيان جهانگرد (سيد جلال الدين بخارى سندى 707- 785 ه) ملاقات كرده و سپس بديار بنگاله رسيده و بعدا در جنوب هند توطن گزيده است. سيد اشرف در ناحيه بنگاله جزو مريدان شيخ قطب عالم نور الحق (م 818 ه)[1]درآمد و در همان نواحى خدمات ارزنده تبليغى انجام ميداده است. او يكى از صوفيه معروف شبه قاره پاكستان و هند است. وفاتش ظاهرا در سال 829 ه اتفاق افتاده. اقوال وى در لطائف اشرفى خواندنى است[2].
در اين كتاب آورده است كه على همدانى و خودش باتفاق در شيراز مهمان خواجه حافظ بودهاند.
6- و 7: شيخ سليمان و پسر او شيخ احمد (يا محمد) خوشخوان
شيخ سليمان از اكابر و امراى بزرگ هندوها بود كه بر دست على همدانى اسلام پذيرفته است. بجرم قبول اسلام شيخ سليمان مورد هجوم هندوها قرار گرفته و براى حفظ جان از كشمير فرار كرده و به سمرقند رسيده و مدتى بعد به كشمير برگشته است- او دوباره از آنجا بهمراهى پسر خود احمد (يا محمد) مسافرت كرده و در ختلان بخدمت على همدانى رسيده و اوضاع كشمير و حكايت ناراحتى و نابسامانى خودش را بعرض او رسانده است. على همدانى هر دو- پدر
[1]- وفات نور الحق را در سال/ 80 و 813 و حتى 851 ه هم نوشتهاند.
[2]- تذكره صوفياى بنگال ص 282- 310- 406.
و پسر- را مورد شفقت قرار داده و مدتى بعد ايشان را به كشمير فرستاده است.[1]
فرزند مزبور شيخ سليمان علم و فضل زياد فراگرفته بود. و بنابر مهارت در فن قرائت به «خوشخوان» مشهور گرديده است.
شيخ سليمان در جوار مسجد جامع سرىنگر كشمير مدفون است اما از مزار شيخ احمد اطلاعى نداريم[2].
8- مير سيد حسن بهادر سمنانى
فرزند مير سيد حسين سمنانى بود. على همدانى سيد حسن و عموزاده او مير سيد حيدر سمنانى را چندى بعد از سيد حسين به كشمير فرستاده است.
مير سيد حسن بهادر مردى با استعداد و ذى لياقت و هنرمند و شجاع بود و پادشاه كشمير سلطان شهاب الدين در سال 773 ه او را به امارت عساكر خود منصوب كرده و براهنمايى او لشكر سلطان شهرهاى پيشاور و كابل را فتح كرده است. او پدرزن اول مير سيد محمد همدانى هم بوده است.
9- مير سيد تاج الدين سمنانى
برادر كهتر حقيقى مير سيد حسين سمنانى بود. او چندى بعد از برادر بزرگ وارد كشمير گرديد و در كارهاى او سهيم بوده و مدفون در كشمير مىباشد.
10- شيخ شمس الدين ختلانى
از مريدان ختلانى على همدانى و خادم خانقاه ختلان بوده كه سيد او را در زمره محبان و عاشقان خود ميشمرده است.
11- مولانا عمر سرايى
يكى از مريدان على همدانى و از استادان پسر او محمد همدانى است. مولانا سرايى در بعضى از مسافرتهاى على همدانى همراه او بوده و از آن جمله در مسافرت نهايى او. وى همچنين يكى از سه مريد على همدانى است كه تابوت او را به ختلان حمل كردهاند. او شاعر هم بوده و اين قطعه در تاريخ وفات على همدانى زائيده طبع روان اوست:
[1]- خزينة الاصفيا ج 2 ص 297.
[2]- واقعات كشمير ص 38.
چو شد از گاه احمد خاتم دين
ز هجرت هفتصد و ست و ثمانين
برفت از عالم فانى به باقى
امير هر دو عالم آل ياسين
12- سيد زين العابدين نيشابورى «مجذوب»
از مريدان ختلانى على همدانى است كه بقول صاحب «مستورات» بدعاى او مجذوب و صاحب حال و كرامات گرديده و در جذبه، نزديك مقام حضرت اويس قرنى رضى اللّه عنه بود. على همدانى گاهى از سخنان آن مجذوب بسيار خوشحال ميگرديد.[1]
13- شيخ محمد شامى
او ناظم و خادم خانقاه ختلان بوده و در رساله «مستورات» بعضى از روايات مربوط به كرامات سيد از قول او بيان گرديده است. از همين رساله معلوم ميشود كه او براى مطبخ خانقاه از جنگل هيمه و هيزم ميآورده است.[2]
14- شيخ سيد محمد طالقانى
سيد محمد از ناحيه طالقان به ختلان آمده و در جرگه مريدان و خادمان على همدانى وارد گرديده است.
يكى از مراقبان خانقاه و مزار على همدانى نيز بنام «شاه طالقانى» در زير گنبد مزار على همدانى مدفون است كه ممكن است همين شيخ سيد محمد طالقانى باشد.
15- سيد محمد كاظم معروف به سيد قاضى
او مجمع مكارم و مظهر مفاخر و صاحب كرامات بود. و در ختلان و كشمير مراقب كتابخانه على همدانى بوده است.
16- سيد جمال الدين عطايى
بهمراهى على همدانى در سال 774 ه وارد كشمير گرديد. حسب استدعاى سلطان قطب الدين و باجازه على همدانى در كشمير اقامت و تأهل گزيده و با بسيارى از سادات ديگر در مقام «جهتر برگنه كهاور» نزد باره موله مدفون است.
[1]- مستورات ع برگ 37- 40 و 33.
[2]- ايضا برگ 38 و 66 و 67 و 87 و 92.
از صادقان و از تربيت يافتگان على همدانى بوده و در تعليم و تربيت و اصلاح مردم كشمير خدمات ارزندهيى انجام ميداده است. بنابر تبحر او در علم حديث و علوم دينى بالقاب «محدث» و «علامه معروف دهر» اشتهار داشته است[1].
17- سيد فيروز (جلال الدين)
از ياران و مريدان على همدانى بوده كه بعد از خدمات شايان در كشمير در نزديكى رودخانه «ابهت» يعنى جهلم كنونى مدفون گرديده است. از رساله «مستورات» معلوم ميشود كه در بخارا صاحب «خانقاه» بوده و على همدانى هم آنجا ميرفته و مهمانش بوده است.
18- حافظ مير سيد محمد قادرى
مرد فاضلى بود و على همدانى او را مامور تعليم سلطان قطب الدين كرده بود. حافظ مزبور قرآن مجيد را با هفت قرائت ميخوانده است. سلطان قطب الدين براى او احترام زياد قائل بود و براى همين است كه در مقبره سلطان در محله «تنگرنه» مدفون است.
19 و 20- مير سيد عزيز اللّه و مير سيد محمد مراد
از همكاران و ياران على همدانى در كشمير بوده و مدفن ايشان در موضع «آونپور» كشمير است.
21 و 22: مير سيد ركن الدين و مير سيد فخر الدين
هر دو برادر حقيقى يكديگر و از مريدان على همدانى بودهاند و بهمراهى او به كشمير ورود كردهاند «كاملان ظاهرى و باطنى» بودهاند و مدفن ايشان در محله «آونپور» مذكور موجود است.
23- سيد كمال ثانى
او از آن سادات است كه بهمراهى على همدانى وارد كشمير گرديدهاند.
او بقيه زندگانى را در كشمير گذرانده و مزارش در موضع «ناپدكى» موجود است.
[1]- واقعات كشمير، ص 39.
اسامى بعضى از مريدان معروف ديگر بدين قرار است:
سيد نعمت اللّه، شيخ سيد مسعود، اخى شيخ حاجى بن طوطى عليشاه ختلانى، سيد يوسف، شيخ سيد احمد قريشى برادر شيخ سيد محمد قريشى، سيد محمد كبير، شيخ برهان بن عبد الصمد، مولانا محمد عمر، شيخ ابراهيم مبارك خانى، شيخ بدر الدين بدخشى، سيد غيورى، محمد بن شجاع و امير عمر خوشى[1].
[1]- تحايف الابرار، ص 20- 21.
باب دوم آثار مير سيد على همدانى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
آثار مير سيد على همدانى
الف- آثار منثور سيد به فارسى و عربى
مير سيد على همدانى يكى از صوفيه كبار است كه داراى آثار زياد ميباشد. اين سيد فعال باوجود مسافرتهاى متمادى، و فعاليتهاى متعدد و گوناگون ديگر- مثلا وعظ، و تبليغ دين و ارشاد مريدان و كسب براى اكل حلال و ملاقاتها براى مشورت و راهبرى پادشاهان و اميران- آثار زياد و ارزندهاى به زبان فارسى و عربى از خود بيادگار گذاشته است. مجموعه شعر او كه محتوى چهل و يك غزل و نه رباعى و قطعه ميباشد هم ميتواند كه آثارى ارزنده در ادبيات عرفانى و صوفيانه تلقى گردد. در تحايف الابرار (جلد اول) تعداد كتب و رسائل سيد را به صد و هفتاد رسانده است ولى ظاهرا اين آمار دقيق نيست و جمع آثار ارزنده در ادبيات عرفانى و صوفيانه رسانده است ولى ظاهرا اين آمار دقيق نيست و جمع آثار منثور على همدانى اعم از چاپى و خطى بالغ بر حدود صدوده كتاب و رساله ميباشد و نگارنده كتاب فوق شايد مكتوبات مفصل على همدانى را بعنوان آثار جداگانهاى از وى شمرده باشد و شايد هم بعضى از كتب و رسائل وى را كه با نامهاى متعدد خوانده شده، چند بار به شمار آورده باشد.
در حدود هفتاد جلد كتاب و رساله از على همدانى و نسخههاى متعدد آنها مورد مطالعه و بررسى اينجانب قرار گرفته است. بعضى از كتب و رسائل سيد در تهران موجود بوده و بعضى ديگر از كتابخانههاى مختلف تهيه گرديده و بكوشش براى دريافت نسخ ديگر نيز ادامه ميدهيم.
آثار على همدانى در سراسر كتابخانههاى مهم دنيا پراكنده و از بعضى آثارش نسخ متعدد يافت ميشود البته بعضى آثار او كمتر بدست ميرسد ولى آنچه را كه از همين آثار باقيمانده مىفهميم اين است كه مردم به آثار او علاقه وافر داشته و از آنها استفاده مىكردهاند.