< فهرس الموضوعات > بخش دوم آثار علمى طبرى < / فهرس الموضوعات > بخش دوم آثار علمى طبرى كتبه انجم لها زاهرات موذنات رسومها بالدثور ( ابن اعرابى در مرثيهء طبرى ) ازين پيش گفتيم در ميان علماى ايران و اسلام كمتر كسى باندازهء ابو جعفر طبرى در زمينههاى گوناگون كتب و رسالات تأليف و تصنيف كرده است . در ميان آثار علمى طبرى دو كتاب از همه مشهورتر است و بعد از طبرى همواره در ميان ارباب فضل و دانش مورد استفاده بوده است و بمطالب آن استناد ميجستهاند . اين دو كتاب گذشته از جهت امتيازات و اختصاصات معانى و مطالب ، از حيث كميت و مقدار نيز بر ساير مؤلفات طبرى برترى دارند . دو كتاب مذكور عبارتند از :
1 - التاريخ الكبير يا تاريخ بزرگ مسمى به « تاريخ الرسل و الملوك و اخبارهم و من كان فى زمن كل واحد منهم » 2 - تفسير بزرگ مسمى به « جامع البيان عن تأويل القرآن » درين بخش ازين رساله دربارهء دو كتاب مذكور - تا آنجا كه در خور اين رساله است - بتفصيل سخن ميرانيم و دربارهء ديگر كتب و رسالات و مؤلفات طبرى نسبت به اهميت موضوعات دربارهء بعضى توضيح و شرح مختصرى ايراد و دربارهء بعضى فقط بذكر نام و عنوان قناعت ميكنيم .
< فهرس الموضوعات > 1 - تاريخ بزرگ < / فهرس الموضوعات > 1 - تاريخ بزرگ پيش از آنكه بشرح و بيان اختصاصات و مزاياى كتاب مذكور بپردازيم ، چون كتاب نامبرده از كتب اوليهاى است كه در تاريخ عمومى دنيا از ابتداى خلقت تا زمانى كه مؤلف ميزيسته است برشتهء تحرير
درآمده است ، شايسته است مختصرى دربارهء پيدايش فن تاريخ نويسى در ميان مسلمانان و مصادر و مآخذ تواريخ اسلامى و انواع و طبقات تواريخ متداول در ميان مورخان و تذكره نويسان اسلام ، نگارش دهيم .
< فهرس الموضوعات > چگونگى پيدايش تاريخ در اسلام < / فهرس الموضوعات > چگونگى پيدايش تاريخ در اسلام عربها پيش از اسلام چنانكه همهء مورخان گفتهاند از جهت تمدن و سياست و شوكت و اقتدار و ثروت و نيز از حيث علوم و فنون و صنايع فقيرترين و ضعيفترين ملل و امم بودند .
طبعاً در فن تاريخ نويسى كه خود يكى از علوم سودمند است نيز دستى نداشتند و اثرى از خود بيادگار نگذاشتند .
چون اسلام ظاهر گرديد ، در نتيجهء تعاليم عاليه پيشواى بزرگوار اسلام عربها در مدت كمى از آن مقام پست بيرون آمدند و بدرجات شامخ تمدن نايل شدند و با قوىترين و متمدنترين ملل آن زمان يعنى ايران و روم بناى جنگ و مبارزه را گذاشتند و در اندك مدتى آن دو كشور بزرگ را زير سيطره و نفوذ اسلام درآوردند .
شهرهاى بزرگ و آباد ايران و روم يكى پس از ديگرى بدست مسلمانان گشوده شد و طولى نكشيد كه مردم آن شهرها مسلمان و خود شهرها رنگ اسلام به خود گرفت .
اين جهانگشائى و گشودن شهرها و بسط و توسعهء تمدن و علوم اسلامى در ميان ساير ملل موجب آن شد كه مسلمانان نياز خود را بعلم تاريخ - مانند ساير علوم درك كنند و براى نوشتن شرح حال بزرگان دين و تعيين ايام و سنواتى كه در آنها حوادث و قضايائى مربوط باسلام واقع شده و نيز تاريخ صدور احكام و نظاير اينها در صدد نوشتن تاريخ و نشر آن برآيند .
< فهرس الموضوعات > دانشمندان ايرانى نخستين مورخان اسلام بودند < / فهرس الموضوعات > دانشمندان ايرانى نخستين مورخان اسلام بودند چنانكه مترجمان و نويسندگان اغلب علوم و آداب اسلامى از ميان دانشمندان ايرانى بودهاند ، پيشقدمان تاريخ نويسى در اسلام نيز ايرانيان بودهاند[1]عربهاى صدر اسلام بيشتر علاقه و توجهشان بمشاغل كشورى و لشكرى بود و از اشتغال بعلوم و ادبيات و فنون جميله خوددارى ميكردند و رغبتى به كارهاى علمى نداشتند .
علل شيوع و رواج علم تاريخ و پيدا شدن مورخان زياد در ميان مسلمانان امور
[1]جزء سيم تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان
زيادى بوده است از آن جمله آنكه چون مسلمين اشتغال بجمع قرآن و احاديث و نوشتن تأويل و تفسير قرآن داشتند محتاج شدند بتحقيق اماكن و حالات كسانى كه در آيات يا احاديث بدانها اشاره شده بود ازينرو در صدد برآمدند كه نخست « سيرت نبوى » را جمع كنند زيرا با نوشتن سيرت نبى اكرم اين مقصود به عمل مىآمد[1]< فهرس الموضوعات > نخستين كسانى كه سيرهء نبوى نوشتند < / فهرس الموضوعات > نخستين كسانى كه سيرهء نبوى نوشتند نخستين كسيكه بتدوين و تأليف « سيرهء نبوى » پرداخت محمد بن اسحق ( وفات 151 هجرى ) بود كه كتاب خود را براى منصور تأليف كرد[2]حاجى خليفه صاحب كتاب كشف الظنون نوشته است كه محمد بن مسلم زهرى ( وفات 124 ) كتابى در « مغازى جنگها » تدوين كرده بوده است بنابرين تأليف وى پيش از ابن اسحق خواهد بود زيرا او پيش از ابن اسحق به بيست سال و اندى وفات يافته بوده است .
قديمترين كتاب جامع و مشروحى كه در سيرهء نبى اكرم نوشته شده و در دست است كتاب سيرهء عبد الملك بن هشام ( 213 هجرى ) معروف به « سيرهء ابن هشام » است .
مطالب اين كتاب بيشتر نقل از ابن اسحق است و تاكنون چندين بار در كشورهاى عربى چاپ شده است .
< فهرس الموضوعات > پيدايش تواريخ دربارهء فتح شهرها < / فهرس الموضوعات > پيدايش تواريخ دربارهء فتح شهرها پس از آنكه مسلمين شهرهايى گشودند و خراج و ماليات مطابق احكام اسلامى بر مردمان آن شهرها نهادند اختلافى در كيفيت فتح پارهاى از شهرها پيدا شد كه به زور گشوده شده است يا به صلح يا بزنهار - و مطابق فقه اسلام خراج گرفتن از ملل غير مسلم كه شهرهاى آنان بدست مسلمانان گشوده شده است در هر يك از احوال مذكوره اختلاف دارد و در هر مورد حكم و دستور خاصى براى گرفتن خراج رسيده است - ازينرو مسلمانان ناگزير شدند كه دربارهء چگونگى فتح هر يك از شهرها بحث و تحقيق
[1]جزء سيم تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان
[2]ابن النديم در كتاب الفهرست ابن اسحق را غير موثق ميداند . مينويسد كه كتاب او در نزد علماى حديث اعتبارى ندارد و در مطالب كتاب بيشتر بگفتهء علماى يهود و نصارى اعتماد كرده است .
كنند و نتيجهء تحقيقات خود را در كتب و رسالاتى تدوين نمايند . در نتيجه كتب بسيارى دربارهء فتح هر شهرى نوشته شد از قبيل فتوح الشام و فتوح العراق ابو مخنف لوط بن يحيى و ابو عبد الله محمد بن عمر واقدى ( 207 - 130 هجرى ) و كتاب فتوح مصر و مغرب تدوين عبد الحكم ( وفات 257 هجرى ) و فتوح بيت المقدس و فتوح خراسان و كتاب خبر بصره و فتح آن تأليف ابو الحسن على بن محمد معروف به مدائنى ( 215 - 135 هجرى ) 1 پس از آن بتدريج دامنهء تاليف كتب تاريخى رو بتوسعه گذارد و موضوعات بزرگتر شد چنانكه كم كم فتوح ممالك و كشورها در يك كتاب نوشته شد مانند كتاب فتوح البلدان يا فتح الامصار تأليف بلاذرى ( وفات 279 هجرى ) كه از بهترين و موثقترين كتب تاريخ دربارهء فتح شهرها بدست مسلمانان مىباشد .
هر چند تمدن و حضارت اسلام رو بفزونى مينهاد و وسعت ممالك اسلامى بيشتر ميشد و علوم و فنون و ادبيات بسط و توسعه مىيافت احتياج مسلمين بعلم تاريخ و شعب و انواع آن كه عبارت از تذكره و تراجم احوال بزرگان و دانشمندان از هر طبقه باشد زيادتر ميشد زيرا بواسطهء تحقيق در مسائل قرآن و حديث و نحو و صرف و ديگر علوم كه در ميان مسلمين رشد و نمو مىيافت و رو بتوسعه و رواج ميگذارد و همچنين بحث و تحقيق در سندهاى احاديث و جدا كردن احاديث صحيح از ضعيف مجبور شدند كه تحقيق در حال روات سندهاى حديث كنند و مقام و مرتبهء آنان را از حيث ثقه و مورد اعتماد بودن يا ضعيف بودن معين كنند ازين جهت راويان هر فنى را بطبقاتى تقسيم كردند و براى هر طبقه تراجم و تذكرهء احوال نوشتند از قبيل :
طبقات الشعراء طبقات النحويين طبقات الفقهاء طبقات الفرسان طبقات المحدثين طبقات المفسرين طبقات اللغويين طبقات المتكلمين طبقات النسابين طبقات الاطباء طبقات الندماء و غيرها .
از آنچه ذكر شد معلوم گرديد كه در مدت كمى علم تاريخ و شعب آن در ميان مسلمانان توسعه و رواج بسيار گرفت و نگارش تراجم احوال و تذكرهء دانشمندان از هر صنف و طبقه در بين مسلمين از ساير ملل بيشتر معمول و متداول گرديد .
آغاز پيدايش تاريخ عمومى در ميان مسلمانان قرن دوم هجرى و نيمهء اول قرن سوم سپرى گرديد و هنوز كتب تاريخ مسلمين منحصر به همان « سيره » و « فتوح » و « مغازى » و « طبقات » بود .
پيدايش تواريخ عمومى و تاريخ عالم از قبيل : تواريخ امم جهان و تاريخ شهرها و كشورها چه از امم و ملل قديمه و چه از ملل جديد بعد ازين تاريخ در ميان مسلمين رواج يافت .
نخستين كسيكه در « تاريخ عمومى » كتاب تدوين كرد ابن واضح مشهور به « يعقوبى » است و كتاب تاريخ او نيز شهرت به « تاريخ يعقوبى » دارد . اين كتاب در دو جزء چاپ شده است : يك جزء در تاريخ امم و ملل قديم مانند : ايران ، روم ، هنود ، يونان و غير ايشان . جزء ديگر در تاريخ اسلام از آغاز ظهور پيغمبر اكرم تا روزگار خلافت معتمد عباسى كه در 256 بخلافت نشست .
بعد از تاريخ يعقوبى ، « تاريخ بزرگ » تأليف ابو جعفر محمد بن جرير طبرى مفسر و مورخ شهير كه مورد بحث و تحقيق درين رساله مىباشد نوشته شد كه از آغاز خلقت تا حوادث سال 302 هجرى را در بر دارد .
بعد از دو تاريخ مذكور ، كتاب تاريخ مروج الذهب مسعودى ( وفات 346 هجرى ) تأليف گرديد كه در آن علاوه بر ذكر تاريخ عالم ، توصيف بلاد و بحار و حيوانات و جبال و جزائر شده و بر حسب دولتها و امتها مرتب گشته است . اين كتاب چاپ شده و در دسترس مىباشد .
تا قرن هفتم هجرى چندان ترقى محسوسى در نوشتن كتب تاريخ عمومى در ميان مسلمانان پيدا نشد و بر تواريخ مدونه پيش مطلب قابل ذكر و اعتنائى افزوده نگرديد تا آنكه كم كم دول اسلامى عرب در گوشه و كنار رو بانقراض گذارد .
دولت و خلافت عباسى در عراق ، دولت فاطميين در مصر و دولت امويين در اندلس از ميان رفت و دول ترك و بربر و كرد و مغول جانشين آنان گرديد و مردم ممالك
اسلامى داخل دوره و عصرى جديد شدند ازينرو درصدد تدوين اخبار و حوادث اعصار و قرون گذشته برآمدند و از كتب و نوشتههاى دانشمندان و مورخان قرون اوليه اسلام براى پايهگذارى كتب مفصل تاريخ استفاده بردند و آنها را مرتب و مبوب كردند چنانكه مطالب زائد و سلسلهء اسناد و اسامى روات را حذف نمودند و آنچه از قضايا و حوادث تاريخى مربوط بعالم كه در آنها ذكر نشده بود بر آنها افزودند و در نتيجه كتابهاى بزرگ و مشروح در تاريخ اسلام و در تاريخ عمومى جهان بوسيلهء دانشمندان اسلامى نوشته شد .
از كتب مشهور و مفصل در تاريخ يكى كتاب كامل التواريخ تأليف شيخ عز الدين على بن محمد معروف به ابن اثير جزرى ( وفات 30 6 ) هجرى ) است . اين كتاب مشتمل است بر مطالب تاريخ طبرى بحذف اسناد و اختصار نصوص مطول . پس از ذكر مطالب كتاب تاريخ طبرى رشتهء تاريخ و بيان حوادث را تا قرن هفتم هجرى كه خودش زندگى ميكرده كشيده است و نيز مطالبى دربارهء خلفاى اموى كه در غرب و اندلس سلطنت ميكردهاند و طبرى در تاريخ خود از آنان ياد نكرده بود ، در تاريخ خود اضافه كرده است .
اين كتاب داراى 13 مجلد است و چندين بار بچاپ رسيده و از مآخذ مهم تاريخ در نظر دانشمندان اسلامى و غير اسلامى مىباشد .[1]بعد از ابن الاثير ، ابو الفداء ( وفات 732 هجرى ) كتاب كامل را مختصر كرد و بسيارى از اخبار ادبا و علما و اخبار عرب جاهليت را بر آن افزود .[2]
[1]بگفتهء كاتب چلپى مؤلف كتاب نفيس كشف الظنون ، كتاب كامل التواريخ بوسيلهء مولانا نجم الدين طارمى كه از اعيان دولت ميرزا ميرانشاه پسر امير تيمور گورگانى بوده است ، باشارهء آن پادشاه به فارسى ترجمه شده بوده است .
[2]جزء سيم تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان )
اينك كه مختصرى دربارهء چگونگى پيدايش علم تاريخ در ميان مسلمانان و انواع و شعب تاريخ ذكر شد ، برميگرديم بشرح و بيان كتاب تاريخ طبرى و نقل عقايد و گفتهء دانشمندان و مورخان بزرگ دربارهء اين كتاب :
ارزش تاريخ طبرى و چگونگى جمع آورى مطالب آن كتاب تاريخ طبرى از كتب بسيار سودمند است كه در تاريخ عمومى جهان و در تاريخ اسلام نوشته شده است . اين كتاب از نظر صحت و اتقان مطالب در تمام قرون اسلامى ، پس از مؤلف ، مورد استناد و استفادهء مورخان و مرجع افاضل و دانشمندان بوده است . تاريخ طبرى مشتمل است بر اخبار و حوادث پادشاهان و پيغمبران سلف و وقايع ايام و روزگار آنان از ابتداى اين جهان تا سال 302 هجرى[1]در حوادث و وقايع قبل از اسلام ، شرحى مبسوط و ممتع دربارهء سلسلهء پادشاهان ايران از ابتداى تاريخ ايران و ذكر تاريخ هر يك از سلسلهها و نام هر يك از پادشاهان مطابق كتب سير الملوك يا شاهنامه ايراد كرده است . دربارهء سلسلهء ساسانيان كه نزديكتر به زمان مؤلف بودهاند و مآخذ و روايات بيشترى دربارهء آنان در دست بوده است ، مفصلتر بحث كرده و مطالب اين قسمت روشنتر و سودمندتر است .
مصنف در آغاز كتاب پس از ذكر خطبه و ستايش آفريدگار دو جهان و مدح خاتم پيغمبران و خاندان و اصحاب و جانشينان آن بزرگوار چنين گفته است :
« خوانندهء اين كتاب بداند كه استناد ما بدانچه درين كتاب مىآوريم بروايات و اسنادى است كه از ديگران ، يكى پس از ديگرى ، بما رسيده و من نيز خود از آنان روايت ميكنم و يا سند روايت را بايشان ميرسانم نه آنكه در آوردن مطالب تاريخ استنباط فكرى و استخراج عقلى شده باشد . . . » چنانكه ملاحظه مىشود مؤلف كتاب كمال امانت و صداقت را از خود نشان ميدهد و نسبت بتاريخ امم و ملل قديمه كه جز نقل سينه بسينه از گذشتگان بايندگان
[1]در كشف الظنون تا سال 309 يعنى يك سال قبل از وفات طبرى نوشته شده است . )