بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 47


زيادى بوده است از آن جمله آنكه چون مسلمين اشتغال بجمع قرآن و احاديث و نوشتن تأويل و تفسير قرآن داشتند محتاج شدند بتحقيق اماكن و حالات كسانى كه در آيات يا احاديث بدانها اشاره شده بود ازينرو در صدد برآمدند كه نخست « سيرت نبوى » را جمع كنند زيرا با نوشتن سيرت نبى اكرم اين مقصود به عمل مىآمد[1]< فهرس الموضوعات > نخستين كسانى كه سيرهء نبوى نوشتند < / فهرس الموضوعات > نخستين كسانى كه سيرهء نبوى نوشتند نخستين كسيكه بتدوين و تأليف « سيرهء نبوى » پرداخت محمد بن اسحق ( وفات 151 هجرى ) بود كه كتاب خود را براى منصور تأليف كرد[2]حاجى خليفه صاحب كتاب كشف الظنون نوشته است كه محمد بن مسلم زهرى ( وفات 124 ) كتابى در « مغازى جنگها » تدوين كرده بوده است بنابرين تأليف وى پيش از ابن اسحق خواهد بود زيرا او پيش از ابن اسحق به بيست سال و اندى وفات يافته بوده است .
قديمترين كتاب جامع و مشروحى كه در سيرهء نبى اكرم نوشته شده و در دست است كتاب سيرهء عبد الملك بن هشام ( 213 هجرى ) معروف به « سيرهء ابن هشام » است .
مطالب اين كتاب بيشتر نقل از ابن اسحق است و تاكنون چندين بار در كشورهاى عربى چاپ شده است .
< فهرس الموضوعات > پيدايش تواريخ دربارهء فتح شهرها < / فهرس الموضوعات > پيدايش تواريخ دربارهء فتح شهرها پس از آنكه مسلمين شهرهايى گشودند و خراج و ماليات مطابق احكام اسلامى بر مردمان آن شهرها نهادند اختلافى در كيفيت فتح پاره‌اى از شهرها پيدا شد كه به زور گشوده شده است يا به صلح يا بزنهار - و مطابق فقه اسلام خراج گرفتن از ملل غير مسلم كه شهرهاى آنان بدست مسلمانان گشوده شده است در هر يك از احوال مذكوره اختلاف دارد و در هر مورد حكم و دستور خاصى براى گرفتن خراج رسيده است - ازينرو مسلمانان ناگزير شدند كه دربارهء چگونگى فتح هر يك از شهرها بحث و تحقيق


[1]جزء سيم تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان
[2]ابن النديم در كتاب الفهرست ابن اسحق را غير موثق ميداند . مينويسد كه كتاب او در نزد علماى حديث اعتبارى ندارد و در مطالب كتاب بيشتر بگفتهء علماى يهود و نصارى اعتماد كرده است .


صفحه 48


كنند و نتيجهء تحقيقات خود را در كتب و رسالاتى تدوين نمايند . در نتيجه كتب بسيارى دربارهء فتح هر شهرى نوشته شد از قبيل فتوح الشام و فتوح العراق ابو مخنف لوط بن يحيى و ابو عبد الله محمد بن عمر واقدى ( 207 - 130 هجرى ) و كتاب فتوح مصر و مغرب تدوين عبد الحكم ( وفات 257 هجرى ) و فتوح بيت المقدس و فتوح خراسان و كتاب خبر بصره و فتح آن تأليف ابو الحسن على بن محمد معروف به مدائنى ( 215 - 135 هجرى ) 1 پس از آن بتدريج دامنهء تاليف كتب تاريخى رو بتوسعه گذارد و موضوعات بزرگتر شد چنانكه كم كم فتوح ممالك و كشورها در يك كتاب نوشته شد مانند كتاب فتوح البلدان يا فتح الامصار تأليف بلاذرى ( وفات 279 هجرى ) كه از بهترين و موثقترين كتب تاريخ دربارهء فتح شهرها بدست مسلمانان مىباشد .
هر چند تمدن و حضارت اسلام رو بفزونى مينهاد و وسعت ممالك اسلامى بيشتر ميشد و علوم و فنون و ادبيات بسط و توسعه مىيافت احتياج مسلمين بعلم تاريخ و شعب و انواع آن كه عبارت از تذكره و تراجم احوال بزرگان و دانشمندان از هر طبقه باشد زيادتر ميشد زيرا بواسطهء تحقيق در مسائل قرآن و حديث و نحو و صرف و ديگر علوم كه در ميان مسلمين رشد و نمو مىيافت و رو بتوسعه و رواج ميگذارد و همچنين بحث و تحقيق در سندهاى احاديث و جدا كردن احاديث صحيح از ضعيف مجبور شدند كه تحقيق در حال روات سندهاى حديث كنند و مقام و مرتبهء آنان را از حيث ثقه و مورد اعتماد بودن يا ضعيف بودن معين كنند ازين جهت راويان هر فنى را بطبقاتى تقسيم كردند و براى هر طبقه تراجم و تذكرهء احوال نوشتند از قبيل :
طبقات الشعراء طبقات النحويين طبقات الفقهاء طبقات الفرسان طبقات المحدثين طبقات المفسرين طبقات اللغويين طبقات المتكلمين طبقات النسابين طبقات الاطباء طبقات الندماء و غيرها .
از آنچه ذكر شد معلوم گرديد كه در مدت كمى علم تاريخ و شعب آن در ميان مسلمانان توسعه و رواج بسيار گرفت و نگارش تراجم احوال و تذكرهء دانشمندان از هر صنف و طبقه در بين مسلمين از ساير ملل بيشتر معمول و متداول گرديد .


صفحه 49


آغاز پيدايش تاريخ عمومى در ميان مسلمانان قرن دوم هجرى و نيمهء اول قرن سوم سپرى گرديد و هنوز كتب تاريخ مسلمين منحصر به همان « سيره » و « فتوح » و « مغازى » و « طبقات » بود .
پيدايش تواريخ عمومى و تاريخ عالم از قبيل : تواريخ امم جهان و تاريخ شهرها و كشورها چه از امم و ملل قديمه و چه از ملل جديد بعد ازين تاريخ در ميان مسلمين رواج يافت .
نخستين كسيكه در « تاريخ عمومى » كتاب تدوين كرد ابن واضح مشهور به « يعقوبى » است و كتاب تاريخ او نيز شهرت به « تاريخ يعقوبى » دارد . اين كتاب در دو جزء چاپ شده است : يك جزء در تاريخ امم و ملل قديم مانند : ايران ، روم ، هنود ، يونان و غير ايشان . جزء ديگر در تاريخ اسلام از آغاز ظهور پيغمبر اكرم تا روزگار خلافت معتمد عباسى كه در 256 بخلافت نشست .
بعد از تاريخ يعقوبى ، « تاريخ بزرگ » تأليف ابو جعفر محمد بن جرير طبرى مفسر و مورخ شهير كه مورد بحث و تحقيق درين رساله مىباشد نوشته شد كه از آغاز خلقت تا حوادث سال 302 هجرى را در بر دارد .
بعد از دو تاريخ مذكور ، كتاب تاريخ مروج الذهب مسعودى ( وفات 346 هجرى ) تأليف گرديد كه در آن علاوه بر ذكر تاريخ عالم ، توصيف بلاد و بحار و حيوانات و جبال و جزائر شده و بر حسب دولتها و امتها مرتب گشته است . اين كتاب چاپ شده و در دسترس مىباشد .
تا قرن هفتم هجرى چندان ترقى محسوسى در نوشتن كتب تاريخ عمومى در ميان مسلمانان پيدا نشد و بر تواريخ مدونه پيش مطلب قابل ذكر و اعتنائى افزوده نگرديد تا آنكه كم كم دول اسلامى عرب در گوشه و كنار رو بانقراض گذارد .
دولت و خلافت عباسى در عراق ، دولت فاطميين در مصر و دولت امويين در اندلس از ميان رفت و دول ترك و بربر و كرد و مغول جانشين آنان گرديد و مردم ممالك


صفحه 50


اسلامى داخل دوره و عصرى جديد شدند ازينرو درصدد تدوين اخبار و حوادث اعصار و قرون گذشته برآمدند و از كتب و نوشته‌هاى دانشمندان و مورخان قرون اوليه اسلام براى پايه‌گذارى كتب مفصل تاريخ استفاده بردند و آنها را مرتب و مبوب كردند چنانكه مطالب زائد و سلسلهء اسناد و اسامى روات را حذف نمودند و آنچه از قضايا و حوادث تاريخى مربوط بعالم كه در آنها ذكر نشده بود بر آنها افزودند و در نتيجه كتابهاى بزرگ و مشروح در تاريخ اسلام و در تاريخ عمومى جهان بوسيلهء دانشمندان اسلامى نوشته شد .
از كتب مشهور و مفصل در تاريخ يكى كتاب كامل التواريخ تأليف شيخ عز الدين على بن محمد معروف به ابن اثير جزرى ( وفات 30 6 ) هجرى ) است . اين كتاب مشتمل است بر مطالب تاريخ طبرى بحذف اسناد و اختصار نصوص مطول . پس از ذكر مطالب كتاب تاريخ طبرى رشتهء تاريخ و بيان حوادث را تا قرن هفتم هجرى كه خودش زندگى ميكرده كشيده است و نيز مطالبى دربارهء خلفاى اموى كه در غرب و اندلس سلطنت ميكرده‌اند و طبرى در تاريخ خود از آنان ياد نكرده بود ، در تاريخ خود اضافه كرده است .
اين كتاب داراى 13 مجلد است و چندين بار بچاپ رسيده و از مآخذ مهم تاريخ در نظر دانشمندان اسلامى و غير اسلامى مىباشد .[1]بعد از ابن الاثير ، ابو الفداء ( وفات 732 هجرى ) كتاب كامل را مختصر كرد و بسيارى از اخبار ادبا و علما و اخبار عرب جاهليت را بر آن افزود .[2]


[1]بگفتهء كاتب چلپى مؤلف كتاب نفيس كشف الظنون ، كتاب كامل التواريخ بوسيلهء مولانا نجم الدين طارمى كه از اعيان دولت ميرزا ميرانشاه پسر امير تيمور گورگانى بوده است ، باشارهء آن پادشاه به فارسى ترجمه شده بوده است .
[2]جزء سيم تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان )


صفحه 51


اينك كه مختصرى دربارهء چگونگى پيدايش علم تاريخ در ميان مسلمانان و انواع و شعب تاريخ ذكر شد ، برميگرديم بشرح و بيان كتاب تاريخ طبرى و نقل عقايد و گفتهء دانشمندان و مورخان بزرگ دربارهء اين كتاب :
ارزش تاريخ طبرى و چگونگى جمع آورى مطالب آن كتاب تاريخ طبرى از كتب بسيار سودمند است كه در تاريخ عمومى جهان و در تاريخ اسلام نوشته شده است . اين كتاب از نظر صحت و اتقان مطالب در تمام قرون اسلامى ، پس از مؤلف ، مورد استناد و استفادهء مورخان و مرجع افاضل و دانشمندان بوده است . تاريخ طبرى مشتمل است بر اخبار و حوادث پادشاهان و پيغمبران سلف و وقايع ايام و روزگار آنان از ابتداى اين جهان تا سال 302 هجرى[1]در حوادث و وقايع قبل از اسلام ، شرحى مبسوط و ممتع دربارهء سلسلهء پادشاهان ايران از ابتداى تاريخ ايران و ذكر تاريخ هر يك از سلسله‌ها و نام هر يك از پادشاهان مطابق كتب سير الملوك يا شاهنامه ايراد كرده است . دربارهء سلسلهء ساسانيان كه نزديكتر به زمان مؤلف بوده‌اند و مآخذ و روايات بيشترى دربارهء آنان در دست بوده است ، مفصلتر بحث كرده و مطالب اين قسمت روشنتر و سودمندتر است .
مصنف در آغاز كتاب پس از ذكر خطبه و ستايش آفريدگار دو جهان و مدح خاتم پيغمبران و خاندان و اصحاب و جانشينان آن بزرگوار چنين گفته است :
« خوانندهء اين كتاب بداند كه استناد ما بدانچه درين كتاب مىآوريم بروايات و اسنادى است كه از ديگران ، يكى پس از ديگرى ، بما رسيده و من نيز خود از آنان روايت ميكنم و يا سند روايت را بايشان ميرسانم نه آنكه در آوردن مطالب تاريخ استنباط فكرى و استخراج عقلى شده باشد . . . » چنانكه ملاحظه مىشود مؤلف كتاب كمال امانت و صداقت را از خود نشان ميدهد و نسبت بتاريخ امم و ملل قديمه كه جز نقل سينه بسينه از گذشتگان بايندگان


[1]در كشف الظنون تا سال 309 يعنى يك سال قبل از وفات طبرى نوشته شده است . )


صفحه 52


و حفظ كردن نسلهاى بعدى آنچه را از نسلهاى قبلى شنيده‌اند راه ديگرى براى ضبط قضايا و حوادث تاريخى نبوده ، خودش به اين موضوع تصريح كرده است ، و نيز چون در روايات و اخبار تاريخ قديم بسيارى مطالب غريب و دور از ذهن و خارج از موازين طبيعى ديده مىشود ازينرو مؤلف كتاب نيز چون خود متوجه اين معنى بوده است در مقام اعتذار از ذكر اين مطالب چنين ميگويد :
« اگر ناظران و شنوندگان اخبار اين كتاب ببرخى داستانها و قصه‌ها برخورند كه عقل وجود آنها را انكار كند و سامعه از شنيدن آنها تنفر حاصل نمايد ، نبايد به من خرده‌گيرى و عيبجوئى كنند چه آنكه اينگونه اخبار را ديگران و پيشينيان براى ما نقل كرده‌اند و ما نيز آنها را چنانكه شنيده‌ايم در كتاب خود آورديم . » مؤلف در ابتداى كتاب شرحى مفيد در خصوص كيفيت و كميت زمان و تعريف آن ذكر كرده پس از آن ببيان حادث بودن زمان پرداخته و ثابت كرده كه محدث آن خداوند مىباشد ، سپس دربارهء نخستين مخلوق بر وفق احاديث و اخبار كه قلم است سخن گفته و داستان حضرت آدم و حوا و چگونگى فريب دادن ابليس آنان را بيان كرده است . بعد بذكر قصص و تاريخ يكى يكى از پيغمبران اولوا العزم و غير اولوا العزم و پادشاهان ايران و روم و ملوك الطوائف پرداخته تا آنكه رشتهء تاريخ را بمولد و مبعث حضرت رسول اكرم و نبى خاتم صلى الله عليه و آله و سلم رسانده است . پس از آن تاريخ حيات حضرت پيغمبر اكرم و نسبت شريف آن بزرگوار و ازواج و اولاد و جنگها و حوادث و قضاياى زمان آن حضرت و سيرهء آن بزرگوار و خلفا و صحابه و تاريخ اسلام را بتفصيل تا سال 302 هجرى قمرى شرح داده است[1]روش تاريخ طبرى در ذكر حوادث و وقايع بعد از اسلام سال بسال است از روى تاريخ هجرى .
طبرى خود كتاب مذكور را تا حوادث سال 294 براى شاگردان و اصحابش تدريس كرده و به آنان اجازهء نقل داده است .
ابن جوزى - بنقل صاحب كشف الظنون - گفته است : « تاريخ طبرى داراى مجلدات بسيار بوده و آنچه بما رسيده است مختصرى از مفصل است . »


[1]معجم الادباء ياقوت حموى .


صفحه 53


چنانكه ازين پيش نيز اشاره شده طبرى هر يك از تفسير و تاريخ بزرگ را نخست درسى هزار ورق نوشته بود و چون شاگردانش از درازى آن تعجب كردند و خواستار اختصار شدند هر يك از آن دو كتاب را در سه هزار ورق خلاصه كرد . .
ياقوت حموى در كتاب معجم الادباء گفته است : « . . . اين كتاب از جهت شرف و بزرگى در دنيا بى نظير است و درين كتاب بسيارى از علوم دين و دنيا فراهم شده است و اوراق آن نزديك به پنج هزار مىباشد . » طبرى كتاب ديگرى در تاريخ تأليف كرده و نام آن را ذيل المذيل گذارده است ، اين كتاب در حقيقت دنبالهء كتاب تاريخ بزرگ او و جزء اخير آن كتاب محسوب ميگردد . كتاب اخير دربارهء شرح حال اصحاب حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم است كه در حال حيات آن حضرت يا بعد از آن وفات يافته و يا بقتل رسيده‌اند بعد بذكر تابعان و كسانى كه بعد از آنان آمده‌اند پرداخته است تا ميرسد باساتيد و شيوخى كه خود از آنان حديث و روايت شنيده است . دربارهء هر يك مختصرى از اخبار و عقايد و مذاهب آنان نيز آورده است و از ارباب فضل و دانش كه بمذهب و عقيدهء ناشايستى منسوب شده‌اند و در واقع از آن عقيده و مذهب برى ميباشند از قبيل حسن بصرى ، قتاده و عكرمه و غير آنان دفاع كرده است . طبرى در سال 300 هجرى از نوشتن اين كتاب فراغ يافته است .
بگفتهء ياقوت حموى ذيل المذيل بهترين و سودمندترين كتابى است كه در نوع خود نوشته شده است و طلاب و افاضل اهل علم در آن ميل و رغبت زياد دارند و عدد اوراق آن به هزار ورق ميرسد .


صفحه 54


گفتار مورخان و دانشمندان دربارهء تاريخ طبرى كتاب تاريخ طبرى از جمله كتب پر ارزش و سودمندى است كه از زمان تأليف تاكنون همواره ارزش و مقام خود را حفظ كرده و مورد توجه و استناد و استشهاد دانشمندان و مورخان بوده است . مورخان اسلام و غير اسلام در تمام اين مدت كه متجاوز از هزار سال مىشود از كتاب مذكور استفاده نموده و آن را مرجع و مأخذ خود قرار داده‌اند .
مسعودى در مقدمهء كتاب نفيس و پرارزش خود بنام مروج الذهب پس از نام بردن جمع بسيارى از مورخان و شمردن كتب هر يك از آنان با ذكر مزايا و اختصاصات آنها چنين مينويسد :
« . . . و اما تاريخ ابو جعفر طبرى كه برترى بر كتب ديگر تاريخ دارد و افزونتر از آنهاست ، جامع انواع خبرها و آثار و حاوى اقسام فنون و علوم مىباشد .
اين كتاب داراى محسنات و فوايد زياد است و نفعش به تمام طالبان و پژوهندگان تاريخ و آثار گذشتگان ميرسد . مؤلف اين كتاب فقيه عصر و زاهد و پرهيزكار زمان خود بوده است و علوم فقهاء و دانشمندان شهرها و اخبار محققان سير و آثار بوى منتهى گرديده بوده است . . . »[1]مورخ علامه ابو الحسن على بن ابو الكرم معروف به ابن اثير جزرى در مقدمه كامل التواريخ خود نوشته است :
« . . . و ابتدا كردم بتاريخ بزرگ تأليف امام ابو جعفر طبرى زيرا كتاب مذكور در نزد عموم محققان مورد اعتماد و در موارد اختلاف محل رجوع مىباشد . . .
و من از ميان همگى مورخان بطبرى اعتماد كردم زيرا وى از روى حق و صواب درين فن پيشوا و از روى حقيقت و واقع جامع علوم و فنون مىباشد . . . »[2]


[1]مروج الذهب مسعودى چاپ پاريس
[2]كامل التواريخ ابن اثير جلد اول چاپ مصر