آغاز پيدايش تاريخ عمومى در ميان مسلمانان قرن دوم هجرى و نيمهء اول قرن سوم سپرى گرديد و هنوز كتب تاريخ مسلمين منحصر به همان « سيره » و « فتوح » و « مغازى » و « طبقات » بود .
پيدايش تواريخ عمومى و تاريخ عالم از قبيل : تواريخ امم جهان و تاريخ شهرها و كشورها چه از امم و ملل قديمه و چه از ملل جديد بعد ازين تاريخ در ميان مسلمين رواج يافت .
نخستين كسيكه در « تاريخ عمومى » كتاب تدوين كرد ابن واضح مشهور به « يعقوبى » است و كتاب تاريخ او نيز شهرت به « تاريخ يعقوبى » دارد . اين كتاب در دو جزء چاپ شده است : يك جزء در تاريخ امم و ملل قديم مانند : ايران ، روم ، هنود ، يونان و غير ايشان . جزء ديگر در تاريخ اسلام از آغاز ظهور پيغمبر اكرم تا روزگار خلافت معتمد عباسى كه در 256 بخلافت نشست .
بعد از تاريخ يعقوبى ، « تاريخ بزرگ » تأليف ابو جعفر محمد بن جرير طبرى مفسر و مورخ شهير كه مورد بحث و تحقيق درين رساله مىباشد نوشته شد كه از آغاز خلقت تا حوادث سال 302 هجرى را در بر دارد .
بعد از دو تاريخ مذكور ، كتاب تاريخ مروج الذهب مسعودى ( وفات 346 هجرى ) تأليف گرديد كه در آن علاوه بر ذكر تاريخ عالم ، توصيف بلاد و بحار و حيوانات و جبال و جزائر شده و بر حسب دولتها و امتها مرتب گشته است . اين كتاب چاپ شده و در دسترس مىباشد .
تا قرن هفتم هجرى چندان ترقى محسوسى در نوشتن كتب تاريخ عمومى در ميان مسلمانان پيدا نشد و بر تواريخ مدونه پيش مطلب قابل ذكر و اعتنائى افزوده نگرديد تا آنكه كم كم دول اسلامى عرب در گوشه و كنار رو بانقراض گذارد .
دولت و خلافت عباسى در عراق ، دولت فاطميين در مصر و دولت امويين در اندلس از ميان رفت و دول ترك و بربر و كرد و مغول جانشين آنان گرديد و مردم ممالك
اسلامى داخل دوره و عصرى جديد شدند ازينرو درصدد تدوين اخبار و حوادث اعصار و قرون گذشته برآمدند و از كتب و نوشتههاى دانشمندان و مورخان قرون اوليه اسلام براى پايهگذارى كتب مفصل تاريخ استفاده بردند و آنها را مرتب و مبوب كردند چنانكه مطالب زائد و سلسلهء اسناد و اسامى روات را حذف نمودند و آنچه از قضايا و حوادث تاريخى مربوط بعالم كه در آنها ذكر نشده بود بر آنها افزودند و در نتيجه كتابهاى بزرگ و مشروح در تاريخ اسلام و در تاريخ عمومى جهان بوسيلهء دانشمندان اسلامى نوشته شد .
از كتب مشهور و مفصل در تاريخ يكى كتاب كامل التواريخ تأليف شيخ عز الدين على بن محمد معروف به ابن اثير جزرى ( وفات 30 6 ) هجرى ) است . اين كتاب مشتمل است بر مطالب تاريخ طبرى بحذف اسناد و اختصار نصوص مطول . پس از ذكر مطالب كتاب تاريخ طبرى رشتهء تاريخ و بيان حوادث را تا قرن هفتم هجرى كه خودش زندگى ميكرده كشيده است و نيز مطالبى دربارهء خلفاى اموى كه در غرب و اندلس سلطنت ميكردهاند و طبرى در تاريخ خود از آنان ياد نكرده بود ، در تاريخ خود اضافه كرده است .
اين كتاب داراى 13 مجلد است و چندين بار بچاپ رسيده و از مآخذ مهم تاريخ در نظر دانشمندان اسلامى و غير اسلامى مىباشد .[1]بعد از ابن الاثير ، ابو الفداء ( وفات 732 هجرى ) كتاب كامل را مختصر كرد و بسيارى از اخبار ادبا و علما و اخبار عرب جاهليت را بر آن افزود .[2]
[1]بگفتهء كاتب چلپى مؤلف كتاب نفيس كشف الظنون ، كتاب كامل التواريخ بوسيلهء مولانا نجم الدين طارمى كه از اعيان دولت ميرزا ميرانشاه پسر امير تيمور گورگانى بوده است ، باشارهء آن پادشاه به فارسى ترجمه شده بوده است .
[2]جزء سيم تاريخ تمدن اسلامى تأليف جرجى زيدان )
اينك كه مختصرى دربارهء چگونگى پيدايش علم تاريخ در ميان مسلمانان و انواع و شعب تاريخ ذكر شد ، برميگرديم بشرح و بيان كتاب تاريخ طبرى و نقل عقايد و گفتهء دانشمندان و مورخان بزرگ دربارهء اين كتاب :
ارزش تاريخ طبرى و چگونگى جمع آورى مطالب آن كتاب تاريخ طبرى از كتب بسيار سودمند است كه در تاريخ عمومى جهان و در تاريخ اسلام نوشته شده است . اين كتاب از نظر صحت و اتقان مطالب در تمام قرون اسلامى ، پس از مؤلف ، مورد استناد و استفادهء مورخان و مرجع افاضل و دانشمندان بوده است . تاريخ طبرى مشتمل است بر اخبار و حوادث پادشاهان و پيغمبران سلف و وقايع ايام و روزگار آنان از ابتداى اين جهان تا سال 302 هجرى[1]در حوادث و وقايع قبل از اسلام ، شرحى مبسوط و ممتع دربارهء سلسلهء پادشاهان ايران از ابتداى تاريخ ايران و ذكر تاريخ هر يك از سلسلهها و نام هر يك از پادشاهان مطابق كتب سير الملوك يا شاهنامه ايراد كرده است . دربارهء سلسلهء ساسانيان كه نزديكتر به زمان مؤلف بودهاند و مآخذ و روايات بيشترى دربارهء آنان در دست بوده است ، مفصلتر بحث كرده و مطالب اين قسمت روشنتر و سودمندتر است .
مصنف در آغاز كتاب پس از ذكر خطبه و ستايش آفريدگار دو جهان و مدح خاتم پيغمبران و خاندان و اصحاب و جانشينان آن بزرگوار چنين گفته است :
« خوانندهء اين كتاب بداند كه استناد ما بدانچه درين كتاب مىآوريم بروايات و اسنادى است كه از ديگران ، يكى پس از ديگرى ، بما رسيده و من نيز خود از آنان روايت ميكنم و يا سند روايت را بايشان ميرسانم نه آنكه در آوردن مطالب تاريخ استنباط فكرى و استخراج عقلى شده باشد . . . » چنانكه ملاحظه مىشود مؤلف كتاب كمال امانت و صداقت را از خود نشان ميدهد و نسبت بتاريخ امم و ملل قديمه كه جز نقل سينه بسينه از گذشتگان بايندگان
[1]در كشف الظنون تا سال 309 يعنى يك سال قبل از وفات طبرى نوشته شده است . )
و حفظ كردن نسلهاى بعدى آنچه را از نسلهاى قبلى شنيدهاند راه ديگرى براى ضبط قضايا و حوادث تاريخى نبوده ، خودش به اين موضوع تصريح كرده است ، و نيز چون در روايات و اخبار تاريخ قديم بسيارى مطالب غريب و دور از ذهن و خارج از موازين طبيعى ديده مىشود ازينرو مؤلف كتاب نيز چون خود متوجه اين معنى بوده است در مقام اعتذار از ذكر اين مطالب چنين ميگويد :
« اگر ناظران و شنوندگان اخبار اين كتاب ببرخى داستانها و قصهها برخورند كه عقل وجود آنها را انكار كند و سامعه از شنيدن آنها تنفر حاصل نمايد ، نبايد به من خردهگيرى و عيبجوئى كنند چه آنكه اينگونه اخبار را ديگران و پيشينيان براى ما نقل كردهاند و ما نيز آنها را چنانكه شنيدهايم در كتاب خود آورديم . » مؤلف در ابتداى كتاب شرحى مفيد در خصوص كيفيت و كميت زمان و تعريف آن ذكر كرده پس از آن ببيان حادث بودن زمان پرداخته و ثابت كرده كه محدث آن خداوند مىباشد ، سپس دربارهء نخستين مخلوق بر وفق احاديث و اخبار كه قلم است سخن گفته و داستان حضرت آدم و حوا و چگونگى فريب دادن ابليس آنان را بيان كرده است . بعد بذكر قصص و تاريخ يكى يكى از پيغمبران اولوا العزم و غير اولوا العزم و پادشاهان ايران و روم و ملوك الطوائف پرداخته تا آنكه رشتهء تاريخ را بمولد و مبعث حضرت رسول اكرم و نبى خاتم صلى الله عليه و آله و سلم رسانده است . پس از آن تاريخ حيات حضرت پيغمبر اكرم و نسبت شريف آن بزرگوار و ازواج و اولاد و جنگها و حوادث و قضاياى زمان آن حضرت و سيرهء آن بزرگوار و خلفا و صحابه و تاريخ اسلام را بتفصيل تا سال 302 هجرى قمرى شرح داده است[1]روش تاريخ طبرى در ذكر حوادث و وقايع بعد از اسلام سال بسال است از روى تاريخ هجرى .
طبرى خود كتاب مذكور را تا حوادث سال 294 براى شاگردان و اصحابش تدريس كرده و به آنان اجازهء نقل داده است .
ابن جوزى - بنقل صاحب كشف الظنون - گفته است : « تاريخ طبرى داراى مجلدات بسيار بوده و آنچه بما رسيده است مختصرى از مفصل است . »
[1]معجم الادباء ياقوت حموى .
چنانكه ازين پيش نيز اشاره شده طبرى هر يك از تفسير و تاريخ بزرگ را نخست درسى هزار ورق نوشته بود و چون شاگردانش از درازى آن تعجب كردند و خواستار اختصار شدند هر يك از آن دو كتاب را در سه هزار ورق خلاصه كرد . .
ياقوت حموى در كتاب معجم الادباء گفته است : « . . . اين كتاب از جهت شرف و بزرگى در دنيا بى نظير است و درين كتاب بسيارى از علوم دين و دنيا فراهم شده است و اوراق آن نزديك به پنج هزار مىباشد . » طبرى كتاب ديگرى در تاريخ تأليف كرده و نام آن را ذيل المذيل گذارده است ، اين كتاب در حقيقت دنبالهء كتاب تاريخ بزرگ او و جزء اخير آن كتاب محسوب ميگردد . كتاب اخير دربارهء شرح حال اصحاب حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم است كه در حال حيات آن حضرت يا بعد از آن وفات يافته و يا بقتل رسيدهاند بعد بذكر تابعان و كسانى كه بعد از آنان آمدهاند پرداخته است تا ميرسد باساتيد و شيوخى كه خود از آنان حديث و روايت شنيده است . دربارهء هر يك مختصرى از اخبار و عقايد و مذاهب آنان نيز آورده است و از ارباب فضل و دانش كه بمذهب و عقيدهء ناشايستى منسوب شدهاند و در واقع از آن عقيده و مذهب برى ميباشند از قبيل حسن بصرى ، قتاده و عكرمه و غير آنان دفاع كرده است . طبرى در سال 300 هجرى از نوشتن اين كتاب فراغ يافته است .
بگفتهء ياقوت حموى ذيل المذيل بهترين و سودمندترين كتابى است كه در نوع خود نوشته شده است و طلاب و افاضل اهل علم در آن ميل و رغبت زياد دارند و عدد اوراق آن به هزار ورق ميرسد .
گفتار مورخان و دانشمندان دربارهء تاريخ طبرى كتاب تاريخ طبرى از جمله كتب پر ارزش و سودمندى است كه از زمان تأليف تاكنون همواره ارزش و مقام خود را حفظ كرده و مورد توجه و استناد و استشهاد دانشمندان و مورخان بوده است . مورخان اسلام و غير اسلام در تمام اين مدت كه متجاوز از هزار سال مىشود از كتاب مذكور استفاده نموده و آن را مرجع و مأخذ خود قرار دادهاند .
مسعودى در مقدمهء كتاب نفيس و پرارزش خود بنام مروج الذهب پس از نام بردن جمع بسيارى از مورخان و شمردن كتب هر يك از آنان با ذكر مزايا و اختصاصات آنها چنين مينويسد :
« . . . و اما تاريخ ابو جعفر طبرى كه برترى بر كتب ديگر تاريخ دارد و افزونتر از آنهاست ، جامع انواع خبرها و آثار و حاوى اقسام فنون و علوم مىباشد .
اين كتاب داراى محسنات و فوايد زياد است و نفعش به تمام طالبان و پژوهندگان تاريخ و آثار گذشتگان ميرسد . مؤلف اين كتاب فقيه عصر و زاهد و پرهيزكار زمان خود بوده است و علوم فقهاء و دانشمندان شهرها و اخبار محققان سير و آثار بوى منتهى گرديده بوده است . . . »[1]مورخ علامه ابو الحسن على بن ابو الكرم معروف به ابن اثير جزرى در مقدمه كامل التواريخ خود نوشته است :
« . . . و ابتدا كردم بتاريخ بزرگ تأليف امام ابو جعفر طبرى زيرا كتاب مذكور در نزد عموم محققان مورد اعتماد و در موارد اختلاف محل رجوع مىباشد . . .
و من از ميان همگى مورخان بطبرى اعتماد كردم زيرا وى از روى حق و صواب درين فن پيشوا و از روى حقيقت و واقع جامع علوم و فنون مىباشد . . . »[2]
[1]مروج الذهب مسعودى چاپ پاريس
[2]كامل التواريخ ابن اثير جلد اول چاپ مصر
< فهرس الموضوعات > اهتمام دانشمندان اروپا بطبع و نشر تاريخ طبرى و استفادهء از آن < / فهرس الموضوعات > اهتمام دانشمندان اروپا بطبع و نشر تاريخ طبرى و استفادهء از آن شهرت و رواج كتاب تاريخ طبرى تنها در ميان مسلمانان و استفاده از آن منحصر به آنان نبوده است بلكه از زمانى كه غربيان بعلوم و فرهنگ و آثار درخشان اسلامى و شرقى آشنا شدند و در صدد كسب و اقتباس برآمدند كتاب مذكور نيز مورد استفادهء آنان قرار گرفت و براى بحث و تحقيق از تاريخ عالم و تاريخ اسلام بدان كتاب مراجعه كردند . گروهى از مستشرقين كتاب تاريخ طبرى را بزبانهاى اروپائى ترجمه و تلخيص كردند تا دانشمندان و محققان كشورهاى آنان بيشتر از آن استفاده كنند . مستشرق معروف دخويه M . D . Goeje با جمعى از محققان و علماى هلاند در سال 1879 ميلادى بطبع و نشر اين اثر بزرگ پرداختند و در سال 1901 ميلادى چاپ آن در ده مجلد بپايان رسيد .
جلد دهم مشتمل بر مدخل و حواشى و نسخه بدلها و تصحيحات و تعليقات مىباشد . در همين تاريخ مستشرق دانشمند ديگر نولدكه M . Noldeke از كتاب مذكور قسمت مربوط بتاريخ ايران قبل از اسلام يعنى سلسلهء ساسانيان را استخراج كرد و ترجمه نمود . ترجمهء مذكور خود كتابى سودمند مىباشد .[1]< فهرس الموضوعات > ترجمهء فارسى تاريخ طبرى بوسيلهء ابو على بلعمى < / فهرس الموضوعات > ترجمهء فارسى تاريخ طبرى بوسيلهء ابو على بلعمى كتاب تاريخ طبرى را ابو على محمد بن محمد بلعمى وزير منصور بن نوح سامانى در سال 352 كه هنوز نيم قرن از وفات طبرى نگذشته بوده است به فارسى ترجمه و تلخيص كرده است[2]« اين كتاب چنانكه در مقدمهء آن اشاره شده است به فارسى هر چه نيكوتر ترجمه شده است و تمام تاريخ محمد جرير را شامل بوده است مگر آنكه نام روات و اسناد
[1]كتاب : متفكران اسلام تأليف بارونكارراى فرانسوى De l ، islam , - Par : Barron Carrade Vaau Les Penseurs
[2]نويسندهء اين رساله دربارهء « خاندان بلعميان » رسالهء جداگانه نوشته و در آن راجع بمزايا و اختصاصات ترجمهء تاريخ طبرى كه بوسيلهء وزير دانشمند ابو على بلعمى به فارسى ترجمه شده بتفصيل بحث كرده است .
[ 1 ] كتاب : متفكران اسلام تأليف بارونكارراى فرانسوى De l ، islam , - Par : Barron Carrade Vaau Les Penseurs [ 2 ] نويسندهء اين رساله دربارهء « خاندان بلعميان » رسالهء جداگانه نوشته و در آن راجع بمزايا و اختصاصات ترجمهء تاريخ طبرى كه بوسيلهء وزير دانشمند ابو على بلعمى به فارسى ترجمه شده بتفصيل بحث كرده است .
پياپى از آن افكنده شده است و از ذكر روايات مختلف در يك مورد كه در اصل عربى ذكر شده مترجم احتراز كرده و از اختلاف روايتها ، بر يك روايت كه در نزد مؤلف يا مترجم مرجح به نظر رسيده اكتفا جسته است و نيز هر جا كه روايتى ناقص يافته است آن را از مأخذهاى ديگر در متن كتاب نقل كرده و اشاره نموده است كه پسر جرير اين روايت را نياورده بود و ما آن را آورديم مانند مقدمهء مفصلى از به دو تاريخ يا داستان بهرام چوبين در سلطنت هرمز و نظاير اينها . . . »[1]از آن چه گفته شد روشن گرديد كه ابو على بلعمى وزير دانشمند در حقيقت بترجمه خشك و مقيد اكتفا نكرده و برخى فصول را نسبت باصل كتاب مقدم و مؤخر قرار داده است همچنين بتعبير خود گاهى « بيرون از كتاب پسر جرير » اخبار و تأويلات فلسفى و حكايات و قصصى دربارهء پيغمبران آورده است .
ترجمهء فارسى تاريخ طبرى مأخذ و مرجع بسيارى از ترجمههاى ديگر تاريخ طبرى مانند ترجمه بتركى و ترجمه به عربى شده است زيرا بواسطهء اطناب و تفصيل تاريخ طبرى و زيادى حجم آن و اختصار و شيوائى ترجمهء بلعمى اولى موجب زحمت و عسرت استنساخ و كسالت و ملالت خوانندگان و دومى سهل التناول براى نوشتن و شيرين و شيوا براى خواننده است .
يكى از مستشرقان فرانسوى بنام دوبو LDubeaux بر آن شد كه ترجمهء بو على را بفرانسه ترجمه كند و اين كار را شروع كرد و مستشرق ديگر فرانسوى بنام زوتامبرك M . Zotemberg كار ناتمام او را دنبال كرد و بانجام رسانيد[2]مؤلف كتاب متفكران اسلام دربارهء ارزش اين كتاب چنين نوشته است :
« عبارات كتاب ترجمهء تاريخ طبرى فصيحتر و شيواتر از متن عربى است و يكى از گنجينههاى نفيس نثر قديم فارسى شمرده مىشود . بلعمى در مجلد اول و قسمتى از مجلد دوم كتاب خود تا اندازهاى بحوادث و قضاياى تاريخى صورت داستان و قصه
[1]جلد دوم سبك شناسى تأليف ملك الشعراء بهار .
[2]متفكران اسلام