< شعر > غر جحاجحة بيض مراذبة اسد تربّب فى الغيضات اشبالا يرمون عن شدفٍ كانّها عبط فى زمخر يعجل المرمى اعجالا ارسلت اسدا على سود الكلاب فقد اضحى شريد هم فى الارض فلالا فاشرب هنيئاً عليك التاج متّكئاً فى راس غمدان داراً منك محلالا و اطل بالمسك اذ شالت نعامتهم و اسبل اليوم فى برديك اسبالا تلك المكارم لا قعبان من لبنٍ شيباً بماء فعادا بعد ابوالًا < / شعر > چون امية بن ابى الصلت كه يكى از شعراى مشهور عصر جاهلى است ، در اشعار فوق خلاصهاى از يك داستان تاريخى را كه از مفاخر و مآثر ايران است برشتهء نظم درآورده و اين سند از زبان يك تن شاعر عرب گفته شده است نه از زبان و قلم يك تن ايرانى ، ازين جهت تمام اشعار به همان ترتيب كه طبرى در تاريخ خود آورده است ، درين رساله آورده شد .
« امية بن ابى الصلت » در ابتداى اشعار اشاره برفتن « سيف بن ذى يزن » نزد هراكليوس امپراطور روم و نااميد شدن او مىكند آنگاه شرحى دربارهء انوشيروان و ايرانيان ميگويد مفاد و خلاصهاش اين است . سيف پس از هفت سال سرگردانى و نوميدى ، بسوى خسرو انوشيروان شاهنشاه ايران روى آورد . انوشيروان گروهى از « آزادگان »[1]را با او بجانب يمن فرستاد . چه كسى مانند خسرو انوشيروان شاهنشاه شاهان بفرياد او رسيد ؟ و چه فرماندهى مانند « وهرز » در روز جنگ او را يارى كرد ؟ خداى پاداش دهاد اين مردم آزاده و شريف را ؟ هرگز در ميان ساير مردمان مانند آنان را نمىبينى . مردمانى دلاور و شجاع و مرزبانانى سپيد رو و بزرگوار هستند .
[1]ايرانيانى كه بيمن رفته بودند و از آنان فرزندانى بوجود آمد در يمن و در نزد عربها به « بنى الاحرار » يا « آزادگان » شهرت يافته بودند . )
شيرانى هستند كه در بيشهها ، بچه شيران پرورش ميدهند ! در تيراندازى مانند ندارند و تير آنان خطا نميكند .
اى شاهنشاه ، تو شيرى را بسوى دشمنان فرستادى كه آنان را در هم شكست و در روى زمين پراكنده كرد اينك ، گوارا باد به تو تاج شاهى يمن ، بر اورنگ غمدان[1]تكيه زن و آنجا را همچون كشور خود بدان . . . ! اينك سخن را دربارهء تاريخ گرانبهاى طبرى خاتمه ميدهيم و ببحث دربارهء تفسير نفيس و مشهور او و ذكر ساير مؤلفات وى ميپردازيم .
2 - تفسير بزرگ طبرى و گفتار بزرگان دربارهء آن ازين پيش گفته شد كه تفسير بزرگ طبرى مسمى به « جامع البيان عن تأويل القرآن » مىباشد دانشمندان و محققان اسلامى ، اين اثر سودمند و نفيس محمد بن جرير را بهترين و بزرگترين آثار او دانستهاند .
ابو حامد اسفراينى كه يكى از دانشمندان و فقهاى بنام اسلام است دربارهء تفسير طبرى چنين گفته است :
« اگر كسى براى بدست آوردن تفسير طبرى به چين مسافرت كند كارى بزرگ نكرده است ! » .
سيوطى در كتاب اتقان گفته است :
« كتاب تفسير طبرى بهترين و بزرگترين تفسير است زيرا طبرى در آن كتاب گفته و روايات مختلف را مورد مطالعه و بررسى قرار داده و آنچه را صحيح بنظرش آمده انتخاب و همچنين دربارهء اعراب و قراآت بهترين اقوال را پيروى كرده است .
ازين جهت كتاب او بر كتب پيشينيان ترجيح دارد . » نووى گفته است : « تمام علماى اسلامى اتفاق دارند كه كتابى در تفسير مانند كتاب تفسير طبرى تأليف نشده است ! »[2]
[1]غمدان بضم غ قصر ييلاقى و خوش آب و هواى ملوك حمير و يمن بوده است .
[2]كشف الظنون .
كتاب تفسير طبرى در سال 270 بپايان رسيد و به زودى صيت شهرت و آوازهء آن در ممالك غربى و شرقى اسلام بلند شد و تمام كتب و آثار ديگر طبرى تحت الشعاع آن قرار گرفت .[1]فقها و علماى شهرهاى مختلف ، كتاب مذكور را قرائت و مطالعه كردند و همگى تصديق كردند كه اين كتاب بر ساير آثار و مؤلفات طبرى برترى و فضيلت دارد .
ابو جعفر طبرى خود دربارهء اين اثر نفيس چنين گفته است :
« . . . از زمان كوچكى اين معنى بذهن من خطور كرده بود . . . سه سال پيش از آنكه بتأليف تفسير خود بپردازم ، با خداى استخاره كردم و ازو مدد خواستم و آنگاه به نوشتن پرداختم و خدا مرا در تأليف آن يارى كرد . . . » نوشتهاند كه يكى از بزرگان در خواب ديد كه گويا در مجلس درس ابو جعفر طبرى نشسته است و مردم برو كتاب تفسير ميخوانند . درين ميان شنيد كه هاتفى در ميان زمين و آسمان ميگويد : « هر كس ميخواهد قران را چنانكه نازل شده است بشنود بايد اين كتاب را گوش دهد . » ابو بكر بن مجاهد همواره مقام بلند طبرى را در علوم ستايش ميكرد و ميگفت كتابى در تفسير مانند كتاب طبرى نوشته نشده است و همو ميگفت : « هيچكس را در محراب نماز از ابو جعفر طبرى عالمتر بقرائت قران نديدم » صاحب قاموس الاعلام گفته است : « كتاب تفسير حاوى مطالبى است كه حكايت از فراوانى علم و تحقيق و تتبع طبرى مىكند . » چگونگى تأليف تفسير بزرگ طبرى در كتاب تفسير نخست بر عادت و رسم مؤلفان اسلامى خطبهاى در ستايش خداى يگانه و نعت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و خاندان و عترت آن بزرگوار آورده ، آنگاه شرحى دربارهء اختصاصات و مزاياى قرآن مجيد از بلاغت و فصاحت و اعجاز ذكر كرده است . پس از آن شرحى بعنوان مقدمه دربارهء تفسير قرآن و انواع و اقسام
[1]متفكران اسلام )
تأويل و آنچه تأويل آن بر ما معلوم است و آنچه دربارهء جواز و منع تفسير وارد شده و نيز دربارهء كلام منسوب به حضرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله كه « قرآن به هفت حرف نازل گشته » و در خصوص اينكه بچه زبانى نازل شده و رد بر كسى كه گفته است در قرآن كلام غير عربى وجود دارد و مطالب و كليات ديگر ايراد كرده است .
طبرى در كتاب تفسير باقوال و آراء و اخبار كسانى كه در نزد او امين و ثقه نبودهاند از قبيل : محمد بن سائب كلبى ، مقاتل بن سليمان و محمد بن عمر واقدى اعتماد نكرده و فقط باخبار و احاديث صحاح و مورد وثوق اكتفا كرده است ولى در نقل تواريخ و سير و اخبار عرب از قول مورخان مذكور و نظاير آنان استفاده كرده است .
ياقوت حموى نوشته است : « كتاب تفسير مشتمل است بر ده هزار ورق يا كمتر از آن بر حسب گشادى يا تنگى خط » ! و همو از قول عبد العزيز بن محمد طبرى نقل كرده كه وى گفته است : « نسخهاى از تفسير را در بغداد ديدم كه مشتمل بر چهار هزار ورقه بود . » طبرى در كتاب تفسير خود ، از كتب تفسيرى كه قبل ازو تأليف شده بوده است نام ميبرد و بدانها استناد ميجويد از جمله از ابن عباس پنج طريق و از سعيد بن جبير دو طريق و از مجاهد بن جبير سه طريق و از قتادة بن دعامه سه طريق و از حسن بصرى سه طريق و از عكرمه سه طريق و از ضحاك بن مزاحم دو طريق و از عبد الله بن مسعود يك طريق نقل مىكند .
همچنين از تفسير عبد الرحمن ابن زيد و از تفسير ابن جريح و از تفسير مقاتل بن حيان و از چند تفسير ديگر نام ميبرد .
ترجمهء فارسى تفسير طبرى كتاب تفسير بزرگ در مصر چاپ شده و داراى 30 جزء است در 7 مجلد بزرگ ، اين كتاب نيز مانند كتاب تاريخ بزرگ در زمان امراى دانشمند و دانشپرور سامانى و بفرمان منصور بن نوح ( 350 - 365 ه . ق ) بهمكارى جمعى از دانشمندان و فضلاى عصر
به فارسى ترجمه شده است و خوشبختانه ترجمهء مذكور كه از قديمترين آثار نثر فارسى است در دست مىباشد .
« اين كار يعنى ترجمهء تفسير محمد بن جرير با ترجمهء تاريخ ظاهراً در يك زمان ابتدا شده و بايد در حدود 352 يا سالى پيش و پس باشد . اين ترجمه در 14 مجلد گرد آمده و سپس آن را بهفت مجلد كردهاند ، هر مجلدى سبعى از قرآن و نسخهء نفيسى از آن كه تحريرش سال 606 هجرى است در هفت مجلد در كتابخانهء سلطنتى ايران موجود است كه از كتب مقبرهء شيخ صفى الدين بوده و جلد چهارم آن مفقود است » [ 1 ] اينك در اين جا براى مزيد فايده نمونهاى از ترجمهء تفسير طبرى مىآوريم [ 2 ] از مقدمهء تفسير « اين كتاب تفسير بزرگست از روايت محمد بن جرير الطبرى رحمة الله عليه به زبان پارسى درى راه راست[3]و اين كتاب را بياوردند از بغداذ چهل مصحف بوذ نبشته به زبان تازى ، و باسنادهاى دراز بوذ ، و بياوردند سوى امير سيد مظفر ابو صالح منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل رحمة الله عليهم اجمعين . پس دشخوار آمد بر وى خواندن اين كتاب و عبارت كردن آن به زبان تازى و چنان خواست كى مر اين را ترجمه كنند به زبان پارسى ، پس علماى ما وراء النهر را گرد كرد و اين از ايشان فتوى كرد كى روا باشذ كه ما اين كتاب را به زبان پارسى گردانيم ؟ گفتند روا باشد خواندن و نبشتن قرآن بپارسى مرآن كسى را كه او تازى ندانذ از قول خداى عز و جل كه گفت :
* ( ما أَرْسَلْنا من رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه 14 : 4 ) * ، گفت من هيچ پيغامبرى را نفرستادم مگر به زبان قوم او ، و آن زبان كايشان دانستند ، و ديگر آن بوذ كاين زبان پارسى از قديم باز دانستند از روزگار آدم تا روزگار اسماعيل ( ع ) و همهء پيغامبران و ملوكان زمين بپارسى سخن گفتندى و اول كسى كه سخن گفت به زبان تازى اسماعيل ( ع ) پيغامبر بوذ
[ 1 ، 2 ] جلد دوم سبك شناسى ملك الشعراء بهار
[3]يعنى درى ساده و همه كس فهم . )
و پيغامبر ما صلى الله عليه از عرب بيرون آمذ و اين قرآن به زبان عرب برو فرستاذند و اين بذين ناحيت زبان پارسى است و ملوكان اين جانب ملوك عجماند .
پس بفرمود ملك مظفر ابو صالح تا علماى ما وراء النهر را گرد آوردند از شهر بخارا چون فقيه ابو بكر بن احمد بن حامد و چون خليل بن احمد السجستانى و از شهر بلخ ابو جعفر محمد بن على [ و ] از باب الهند فقيه الحسن بن على مندوسى را و ابو الجهم خالد بن هانى المتفقه را و از شهر سپيچاپ و فرغانه و از هر شهرى كى بوذ در ما وراء النهر و همه خطها بداذند بر ترجمهء اين كتاب كى اين راه راست است . پس بفرموذ امير سيد ملك مظفر ابو صالح اين جماعت علما را تا ايشان از ميان خويش هر كدام فاضلتر و عالمتر اختيار كنند تا اين كتاب را ترجمه كنند پس ترجمه كردند . . . » 3 - كتاب اختلاف علماء الامصار فى احكام شرائع الاسلام ، مشهور به كتاب اختلاف الفقهاء . اين كتاب چنانكه ياقوت حموى نوشته است از جهت فضل و بلندى مقام در ميان علماى شرق و غرب شهرت دارد . طبرى در اين كتاب اراده كرده است كه اقوال و عقايد فقهاى مشهور را كه مورد اعتماد او بودهاند بيان كند و آنان عبارتند از :
مالك بن انس فقيه مدينه و عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى فقيه شام و سفيان ثورى فقيه كوفه . پس از آنان محمد بن ادريس شافعى آنگاه از اهل كوفه ابو حنيفه نعمان بن ثابت و ابو يوسف يعقوب بن محمد انصارى و ابو عبد الله محمد بن حسن شيبانى ، پس از آنان ابراهيم بن خالد كلبى .
طبرى درين كتاب موارد اجماع و موارد اختلاف فقها را بيان مىكند مثلا در باب جهاد و قتال با اهل شرك ، فصول و مباحثى بدين ترتيب دارد :
اجماع فقهاء دربارهء سيرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در دعوت مشركان .
اختلاف آنان در واجب بودن دعوت براى مسلمانانى كه در عصر پيغمبر بودهاند در هنگام جنگ با اهل شرك .
اجماع آنان در اينكه مسلمان مىتوانند مشركان را تير باران كنند هر گاه در ميان مشركان مسلمانانى اسير و يا كودكان و زنان نباشند .
اختلاف آنان درين مسئله كه اگر با مشركان كودكانى از كودكان مسلمانان و يا اسرائى از مسلمانان باشند . و همچنين در موردى كه ممكن باشد تير به كسانى بخورد كه قتل آنان عمداً جايز نيست .
اختلاف آنان درين موضوع هر گاه مسلمانان با مشركان در جنگ باشند .
اجماع آنان در اينكه كشتن مشركان محارب جائز است الخ[1]طبرى درين كتاب از بيان عقيدهء خود خوددارى كرده است زيرا مذهب و عقيدهء خود را در كتاب ديگرش بنام لطيف القول ذكر كرده است .
كتاب اختلاف نخستين تأليف طبرى است و خود وى بسيار ميگفته است :
« براى من دو كتاب است كه هيچ فقيهى بى نياز از آن دو نيست : يكى الاختلاف و ديگرى اللطيف . » . كتاب مذكور در حدود سه هزار ورق بوده است .
اين كتاب باهتمام و تصحيح مستشرق آلمانى ژوزف شاخت JosepheSchacht در ليدن بسال 1933 چاپ شده است .
4 - كتاب لطيف القول فى احكام شرائع الاسلام . اين كتاب شامل مجموع عقايد و آراء مخصوص محمد بن جرير طبرى است كه پيروان و اصحاب او بر آنها اعتماد و استناد دارند . چنانكه خود طبرى نيز گفته است اين كتاب از آثار بسيار نفيس و سودمند او مىباشد . هر كس بدقت و تحقيق اين كتاب را مطالعه كند ، اذعان مىكند كه در ميان كتب فقها كمتر كتابى از حيث اشتمال بر اصول و امهات عقيده و مذهب به خوبى و نفاست اين كتاب نوشته شده است .
ابو بكر بن راميد گفته است : تاكنون كتابى دربارهء مذهب و عقايد مانند كتاب طبرى كه دربارهء عقايد و مذهب خود نوشته ، تأليف نشده است .
اين كتاب نسبت بكتاب اختلاف كتب و ابواب ذيل را اضافه دارد :
[1]نقل از كتاب اختلاف الفقهاء چاپ ليدن . )
كتاب لباس - كتاب امهات اولاد - كتاب شرب .
نبايد توهم شود كه مقصود طبرى از تعبير « لطيف » كمى اوراق و كوچكى حجم كتاب است بلكه مقصود وى دقت در معانى و تحقيق در مطالب و مباحث آن است .
اين كتاب مشتمل بر مبحث بسيار سودمندى است در شروط بنام امثله عدول و درين كتاب رسالهاى است كه در آن از اصول فقه و از اجماع و اخبار آحاد و ناسخ و منسوخ در احكام و مجمل و مفسر اخبار و اوامر و نواهى و خصوص و عموم و اجتهاد و ابطال استحسان و نظاير اينها بحث شده است .
< فهرس الموضوعات > 5 - كتاب الخفيف فى احكام شرائع الاسلام < / فهرس الموضوعات > 5 - كتاب الخفيف فى احكام شرائع الاسلام . اين كتاب مختصر كتاب اللطيف است و از كتب خوب و سودمند طبرى مىباشد .
اين كتاب را طبرى به خواهش يكى از دوستانش بنام ابو احمد عباس بن حسن عزيزى كه ميخواست خلاصهاى از احكام را در دست باشد تا مورد مطالعه و استفادهاش باشد تأليف كرد . اين كتاب براى هر خوانندهاى اعم از عالم و مبتدى قابل استفاده و سهل التناول است و مشتمل بر اصول احكام و مسائل مىباشد . عدد اوراق كتاب خفيف در حدود چهار صد ورقه است .
< فهرس الموضوعات > 6 - كتاب بسيط القول فى احكام شرائع الاسلام < / فهرس الموضوعات > 6 - كتاب بسيط القول فى احكام شرائع الاسلام . طبرى كتاب سودمند ديگرى بعنوان كتاب مراتب العلماء بعنوان مقدمه اين كتاب نوشته و در آن پس از خطبه شرحى دربارهء فوايد طلب علم و تفقه در احكام و اخبار نوشته و از كسانى كه فقط بنقل مطالب كتاب او بىآنكه در آنها تعمق و تفقه كنند اكتفا كردهاند نكوهش كرده است . پس از آن بذكر علما و فقهائى كه بمذهب او تفقه كردهاند پرداخته و ابتدا كرده است از علماى مدينه زيرا پيغمبر صلى الله عليه و آله از آن شهر مقدس هجرت فرمود ، پس از آن بذكر علماى مكه پرداخته است زيرا در آنجا حرم شريف قرار دارد . آن گاه بذكر علماى عراقين ( كوفه و بصره ) و بعد بذكر علماى شام و خراسان پرداخته است .
درين كتاب بذكر اختلاف و اتفاق فقهاء در موارد استقصاء و تبيين و دلائل هر يك اشاره كرده و آنچه در نظر خودش صواب بوده اختيار كرده است : اين كتاب در حدود