تأويل و آنچه تأويل آن بر ما معلوم است و آنچه دربارهء جواز و منع تفسير وارد شده و نيز دربارهء كلام منسوب به حضرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله كه « قرآن به هفت حرف نازل گشته » و در خصوص اينكه بچه زبانى نازل شده و رد بر كسى كه گفته است در قرآن كلام غير عربى وجود دارد و مطالب و كليات ديگر ايراد كرده است .
طبرى در كتاب تفسير باقوال و آراء و اخبار كسانى كه در نزد او امين و ثقه نبودهاند از قبيل : محمد بن سائب كلبى ، مقاتل بن سليمان و محمد بن عمر واقدى اعتماد نكرده و فقط باخبار و احاديث صحاح و مورد وثوق اكتفا كرده است ولى در نقل تواريخ و سير و اخبار عرب از قول مورخان مذكور و نظاير آنان استفاده كرده است .
ياقوت حموى نوشته است : « كتاب تفسير مشتمل است بر ده هزار ورق يا كمتر از آن بر حسب گشادى يا تنگى خط » ! و همو از قول عبد العزيز بن محمد طبرى نقل كرده كه وى گفته است : « نسخهاى از تفسير را در بغداد ديدم كه مشتمل بر چهار هزار ورقه بود . » طبرى در كتاب تفسير خود ، از كتب تفسيرى كه قبل ازو تأليف شده بوده است نام ميبرد و بدانها استناد ميجويد از جمله از ابن عباس پنج طريق و از سعيد بن جبير دو طريق و از مجاهد بن جبير سه طريق و از قتادة بن دعامه سه طريق و از حسن بصرى سه طريق و از عكرمه سه طريق و از ضحاك بن مزاحم دو طريق و از عبد الله بن مسعود يك طريق نقل مىكند .
همچنين از تفسير عبد الرحمن ابن زيد و از تفسير ابن جريح و از تفسير مقاتل بن حيان و از چند تفسير ديگر نام ميبرد .
ترجمهء فارسى تفسير طبرى كتاب تفسير بزرگ در مصر چاپ شده و داراى 30 جزء است در 7 مجلد بزرگ ، اين كتاب نيز مانند كتاب تاريخ بزرگ در زمان امراى دانشمند و دانشپرور سامانى و بفرمان منصور بن نوح ( 350 - 365 ه . ق ) بهمكارى جمعى از دانشمندان و فضلاى عصر
به فارسى ترجمه شده است و خوشبختانه ترجمهء مذكور كه از قديمترين آثار نثر فارسى است در دست مىباشد .
« اين كار يعنى ترجمهء تفسير محمد بن جرير با ترجمهء تاريخ ظاهراً در يك زمان ابتدا شده و بايد در حدود 352 يا سالى پيش و پس باشد . اين ترجمه در 14 مجلد گرد آمده و سپس آن را بهفت مجلد كردهاند ، هر مجلدى سبعى از قرآن و نسخهء نفيسى از آن كه تحريرش سال 606 هجرى است در هفت مجلد در كتابخانهء سلطنتى ايران موجود است كه از كتب مقبرهء شيخ صفى الدين بوده و جلد چهارم آن مفقود است » [ 1 ] اينك در اين جا براى مزيد فايده نمونهاى از ترجمهء تفسير طبرى مىآوريم [ 2 ] از مقدمهء تفسير « اين كتاب تفسير بزرگست از روايت محمد بن جرير الطبرى رحمة الله عليه به زبان پارسى درى راه راست[3]و اين كتاب را بياوردند از بغداذ چهل مصحف بوذ نبشته به زبان تازى ، و باسنادهاى دراز بوذ ، و بياوردند سوى امير سيد مظفر ابو صالح منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل رحمة الله عليهم اجمعين . پس دشخوار آمد بر وى خواندن اين كتاب و عبارت كردن آن به زبان تازى و چنان خواست كى مر اين را ترجمه كنند به زبان پارسى ، پس علماى ما وراء النهر را گرد كرد و اين از ايشان فتوى كرد كى روا باشذ كه ما اين كتاب را به زبان پارسى گردانيم ؟ گفتند روا باشد خواندن و نبشتن قرآن بپارسى مرآن كسى را كه او تازى ندانذ از قول خداى عز و جل كه گفت :
* ( ما أَرْسَلْنا من رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه 14 : 4 ) * ، گفت من هيچ پيغامبرى را نفرستادم مگر به زبان قوم او ، و آن زبان كايشان دانستند ، و ديگر آن بوذ كاين زبان پارسى از قديم باز دانستند از روزگار آدم تا روزگار اسماعيل ( ع ) و همهء پيغامبران و ملوكان زمين بپارسى سخن گفتندى و اول كسى كه سخن گفت به زبان تازى اسماعيل ( ع ) پيغامبر بوذ
[ 1 ، 2 ] جلد دوم سبك شناسى ملك الشعراء بهار
[3]يعنى درى ساده و همه كس فهم . )
و پيغامبر ما صلى الله عليه از عرب بيرون آمذ و اين قرآن به زبان عرب برو فرستاذند و اين بذين ناحيت زبان پارسى است و ملوكان اين جانب ملوك عجماند .
پس بفرمود ملك مظفر ابو صالح تا علماى ما وراء النهر را گرد آوردند از شهر بخارا چون فقيه ابو بكر بن احمد بن حامد و چون خليل بن احمد السجستانى و از شهر بلخ ابو جعفر محمد بن على [ و ] از باب الهند فقيه الحسن بن على مندوسى را و ابو الجهم خالد بن هانى المتفقه را و از شهر سپيچاپ و فرغانه و از هر شهرى كى بوذ در ما وراء النهر و همه خطها بداذند بر ترجمهء اين كتاب كى اين راه راست است . پس بفرموذ امير سيد ملك مظفر ابو صالح اين جماعت علما را تا ايشان از ميان خويش هر كدام فاضلتر و عالمتر اختيار كنند تا اين كتاب را ترجمه كنند پس ترجمه كردند . . . » 3 - كتاب اختلاف علماء الامصار فى احكام شرائع الاسلام ، مشهور به كتاب اختلاف الفقهاء . اين كتاب چنانكه ياقوت حموى نوشته است از جهت فضل و بلندى مقام در ميان علماى شرق و غرب شهرت دارد . طبرى در اين كتاب اراده كرده است كه اقوال و عقايد فقهاى مشهور را كه مورد اعتماد او بودهاند بيان كند و آنان عبارتند از :
مالك بن انس فقيه مدينه و عبد الرحمن بن عمرو اوزاعى فقيه شام و سفيان ثورى فقيه كوفه . پس از آنان محمد بن ادريس شافعى آنگاه از اهل كوفه ابو حنيفه نعمان بن ثابت و ابو يوسف يعقوب بن محمد انصارى و ابو عبد الله محمد بن حسن شيبانى ، پس از آنان ابراهيم بن خالد كلبى .
طبرى درين كتاب موارد اجماع و موارد اختلاف فقها را بيان مىكند مثلا در باب جهاد و قتال با اهل شرك ، فصول و مباحثى بدين ترتيب دارد :
اجماع فقهاء دربارهء سيرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در دعوت مشركان .
اختلاف آنان در واجب بودن دعوت براى مسلمانانى كه در عصر پيغمبر بودهاند در هنگام جنگ با اهل شرك .
اجماع آنان در اينكه مسلمان مىتوانند مشركان را تير باران كنند هر گاه در ميان مشركان مسلمانانى اسير و يا كودكان و زنان نباشند .
اختلاف آنان درين مسئله كه اگر با مشركان كودكانى از كودكان مسلمانان و يا اسرائى از مسلمانان باشند . و همچنين در موردى كه ممكن باشد تير به كسانى بخورد كه قتل آنان عمداً جايز نيست .
اختلاف آنان درين موضوع هر گاه مسلمانان با مشركان در جنگ باشند .
اجماع آنان در اينكه كشتن مشركان محارب جائز است الخ[1]طبرى درين كتاب از بيان عقيدهء خود خوددارى كرده است زيرا مذهب و عقيدهء خود را در كتاب ديگرش بنام لطيف القول ذكر كرده است .
كتاب اختلاف نخستين تأليف طبرى است و خود وى بسيار ميگفته است :
« براى من دو كتاب است كه هيچ فقيهى بى نياز از آن دو نيست : يكى الاختلاف و ديگرى اللطيف . » . كتاب مذكور در حدود سه هزار ورق بوده است .
اين كتاب باهتمام و تصحيح مستشرق آلمانى ژوزف شاخت JosepheSchacht در ليدن بسال 1933 چاپ شده است .
4 - كتاب لطيف القول فى احكام شرائع الاسلام . اين كتاب شامل مجموع عقايد و آراء مخصوص محمد بن جرير طبرى است كه پيروان و اصحاب او بر آنها اعتماد و استناد دارند . چنانكه خود طبرى نيز گفته است اين كتاب از آثار بسيار نفيس و سودمند او مىباشد . هر كس بدقت و تحقيق اين كتاب را مطالعه كند ، اذعان مىكند كه در ميان كتب فقها كمتر كتابى از حيث اشتمال بر اصول و امهات عقيده و مذهب به خوبى و نفاست اين كتاب نوشته شده است .
ابو بكر بن راميد گفته است : تاكنون كتابى دربارهء مذهب و عقايد مانند كتاب طبرى كه دربارهء عقايد و مذهب خود نوشته ، تأليف نشده است .
اين كتاب نسبت بكتاب اختلاف كتب و ابواب ذيل را اضافه دارد :
[1]نقل از كتاب اختلاف الفقهاء چاپ ليدن . )
كتاب لباس - كتاب امهات اولاد - كتاب شرب .
نبايد توهم شود كه مقصود طبرى از تعبير « لطيف » كمى اوراق و كوچكى حجم كتاب است بلكه مقصود وى دقت در معانى و تحقيق در مطالب و مباحث آن است .
اين كتاب مشتمل بر مبحث بسيار سودمندى است در شروط بنام امثله عدول و درين كتاب رسالهاى است كه در آن از اصول فقه و از اجماع و اخبار آحاد و ناسخ و منسوخ در احكام و مجمل و مفسر اخبار و اوامر و نواهى و خصوص و عموم و اجتهاد و ابطال استحسان و نظاير اينها بحث شده است .
< فهرس الموضوعات > 5 - كتاب الخفيف فى احكام شرائع الاسلام < / فهرس الموضوعات > 5 - كتاب الخفيف فى احكام شرائع الاسلام . اين كتاب مختصر كتاب اللطيف است و از كتب خوب و سودمند طبرى مىباشد .
اين كتاب را طبرى به خواهش يكى از دوستانش بنام ابو احمد عباس بن حسن عزيزى كه ميخواست خلاصهاى از احكام را در دست باشد تا مورد مطالعه و استفادهاش باشد تأليف كرد . اين كتاب براى هر خوانندهاى اعم از عالم و مبتدى قابل استفاده و سهل التناول است و مشتمل بر اصول احكام و مسائل مىباشد . عدد اوراق كتاب خفيف در حدود چهار صد ورقه است .
< فهرس الموضوعات > 6 - كتاب بسيط القول فى احكام شرائع الاسلام < / فهرس الموضوعات > 6 - كتاب بسيط القول فى احكام شرائع الاسلام . طبرى كتاب سودمند ديگرى بعنوان كتاب مراتب العلماء بعنوان مقدمه اين كتاب نوشته و در آن پس از خطبه شرحى دربارهء فوايد طلب علم و تفقه در احكام و اخبار نوشته و از كسانى كه فقط بنقل مطالب كتاب او بىآنكه در آنها تعمق و تفقه كنند اكتفا كردهاند نكوهش كرده است . پس از آن بذكر علما و فقهائى كه بمذهب او تفقه كردهاند پرداخته و ابتدا كرده است از علماى مدينه زيرا پيغمبر صلى الله عليه و آله از آن شهر مقدس هجرت فرمود ، پس از آن بذكر علماى مكه پرداخته است زيرا در آنجا حرم شريف قرار دارد . آن گاه بذكر علماى عراقين ( كوفه و بصره ) و بعد بذكر علماى شام و خراسان پرداخته است .
درين كتاب بذكر اختلاف و اتفاق فقهاء در موارد استقصاء و تبيين و دلائل هر يك اشاره كرده و آنچه در نظر خودش صواب بوده اختيار كرده است : اين كتاب در حدود
دو هزار ورق بوده است .
از كتاب مذكور كتابى بنام « آداب قضات » استخراج كرد و اين از كتب بسيار مفيد و مشهور بفضل و خوبى است .
پس از بيان خطبه شرحى در مدح قضات خوب و نويسندگان آنان و آنچه بايد قاضى در مسند قضاء بدان عمل كند آورده و نيز دربارهء سجلات و شهادات و دعاوى گواهان بتفصيل بحث كرده است .
اين كتاب در حدود هزار ورق بوده است .
طبرى باصحاب خود سفارش و تأكيد ميكرد كه همواره دو كتاب بسيط و تهذيب را با خود داشته باشند و در مطالعه و فهميدن مطالب آن دو كوشش كنند .
< فهرس الموضوعات > 7 - كتاب تهذيب الاثار و تفصيل الثابت عن رسول الله ( ص ) من الاخبار < / فهرس الموضوعات > 7 - كتاب تهذيب الاثار و تفصيل الثابت عن رسول الله ( ص ) من الاخبار ، دربارهء اين كتاب نوشتهاند كه بر علما دشوار است كه بتوانند مثل آن را تأليف و يا آن را تمام و تكميل كنند .
ابو بكر بن كامل گفته است : پس از ابو جعفر طبرى دانشمندى را نيافتم كه ازو جامعتر در علوم و كتب علما و شناسائى موارد اختلاف فقهاء باشد . خود من سالها رياضت كشيدم و رنج بردم تا در مسند عبد الله بن مسعود دربارهء حديثى از آن نظير آنچه ابو جعفر فراهم آورده بود ، بنويسم و موفق بانجام آن نشدم و فكرم يارى نكرد .
< فهرس الموضوعات > 8 - كتاب ادب النفوس الجيدة و الاخلاق النفيسة كه گاهى بنام ادب النفس - الشريفة و الاخلاق الحميدة خوانده شده است < / فهرس الموضوعات > 8 - كتاب ادب النفوس الجيدة و الاخلاق النفيسة كه گاهى بنام ادب النفس - الشريفة و الاخلاق الحميدة خوانده شده است . اين كتاب چنانكه از نامش هويداست دربارهء تهذيب نفس و تزكيهء اخلاق است و در نوع خود كم نظير بوده است .
طبرى درين اثر نفيس و ممتع خود از علوم دين و فضل و پارسائى و اخلاص و شكر سخن گفته و نيز دربارهء ريا و كبر و خضوع و صبر و امر بمعروف و نهى از منكر بحث كرده است .
در ابتداى كتاب شرحى در معنى وسوسه و اعمال قلوب و دعاء و فضيلت قرآن
و اوقات اجابت دعا و دلائل آن و آنچه درباره مستحبات و سنن از صحابه و تابعان روايت شده ذكر كرده است . آنچه از اين كتاب پاكنويس شده در حدود پانصد ورق بوده است .
< فهرس الموضوعات > 9 - كتاب فضائل على بن ابى طالب عليه السلام < / فهرس الموضوعات > 9 - كتاب فضائل على بن ابى طالب عليه السلام درين كتاب طبرى از صحيح بودن حديث غدير خم[1]سخن رانده و پس از آن بذكر فضائل حضرت على عليه السلام پرداخته ولى موفق باتمام كتاب نشده است .
< فهرس الموضوعات > 10 - كتاب فضائل ابى بكر و عمر < / فهرس الموضوعات > 10 - كتاب فضائل ابى بكر و عمر . اين كتاب نيز ناتمام مانده است و علت تأليف كتاب مذكور آن بود كه چون طبرى بطبرستان برگشت ، ديد شيعيان آنجا در مذهب تشيع غلو كرده و بصحابه و خلفا سب ميكنند ، ازينرو بتأليف كتاب مذكور پرداخت .
كتاب ديگرى نيز در فضائل عباس نوشت ولى آن هم ناتمام ماند .
< فهرس الموضوعات > 11 - كتاب رد بر صاحب اسفار ( الرد على ذى الاسفار ) < / فهرس الموضوعات > 11 - كتاب رد بر صاحب اسفار ( الرد على ذى الاسفار ) . طبرى درين كتاب آراء و عقايد سست داود بن على اصفهانى را رد كرده است .
داود بن على از دانشمندان و فقهاى همزمان با طبرى و از علوم نظرى و فقه و حديث و سنن با خبر بود ولى در آنها زياد تبحر و تعمق نداشت در مقابل زبانى فصيح و بيانى شيوا و دلنشين داشت بر خلاف طبرى كه از تمام علوم زمان خود با خبر بود و در آنها تبحر و مهارت كامل داشت .
روزى بين ابو جعفر طبرى و داود بن على اصفهانى در مسألهاى سخن بميان آمد و كار بمباحثه و مناظره كشيد و داود در مقابل ابو جعفر از آوردن دليل عاجز شد و ناچار خاموش گشت اصحاب داود كه مردمانى بد زبان و اهل هزل بودند ازين پيش آمد خشمگين شدند و يكى از آنان سخن ناهنجارى دربارهء طبرى بر زبان راند . طبرى از آن مجلس بلند شد و پس از آن شروع بتأليف اين كتاب كرد و قسمت قسمت از آن را پاكنويس ميكرد تا صد ورق نوشت و آنچه نوشته بود در نهايت نفاست و استحكام
[1]موضعى در ميان مكه و مدينه بوده است . )
بود . درين هنگام چون آگاه شد كه داود وفات يافته است ، از اتمام كتاب خوددارى كرد و آنچه نوشته بود نيز در دسترس مردم قرار نگرفت مگر آنچه را برخى از اصحاب او قبلا نوشته بودند .
يكى از اصحاب داود نقل كرده است كه داود سخن كسى را كه به ابو جعفر اهانت كرده بود قطع كرد و يك سال با او سخن نگفت .
بعد از داود ، پسرش بنام محمد كتابى در رد كتاب طبرى بطرفدارى از پدرش نوشت بنام الرد على ابى جعفر بن جرير .
خود محمد بن داود گفته است كه از آنچه ميان پدرم و ابو جعفر طبرى گذشته بود ، همواره در خاطرم چيزى بود تا آنكه روزى بر ابو بكر بن ابو حامد وارد شدم و ابو جعفر طبرى را نزد او ديدم ابو بكر بطبرى گفت اين محمد بن داود اصفهانى است .
طبرى چون مرا شناخت ، به من خوش آمد گفت و شروع كرد بستايش پدرم چنانكه من از آنچه در دل داشتم و ميخواستم بطبرى بگويم ، خوددارى كردم :
< فهرس الموضوعات > 12 - كتاب رسالة البصير فى معالم الدين < / فهرس الموضوعات > 12 - كتاب رسالة البصير فى معالم الدين - اين كتاب را براى اهل طبرستان كه درباره اسم و مسمى اختلاف كرده بودند و در رد مذاهب بدعت تأليف كرد .
< فهرس الموضوعات > 13 - رسالهء معروف به كتاب صريح السنة < / فهرس الموضوعات > 13 - رسالهء معروف به كتاب صريح السنة - درين رساله طبرى مذهب و معتقدات خود را نوشته است .
< فهرس الموضوعات > 14 - كتاب المسترشد فى علوم الدين و القراآت < / فهرس الموضوعات > 14 - كتاب المسترشد فى علوم الدين و القراآت .[1]< فهرس الموضوعات > 15 - كتابى در تعبير رؤيا ( ناتمام ) < / فهرس الموضوعات > 15 - كتابى در تعبير رؤيا ( ناتمام ) < فهرس الموضوعات > 16 - كتاب مختصر مناسك حج .
< / فهرس الموضوعات > 16 - كتاب مختصر مناسك حج .
< فهرس الموضوعات > 17 - كتاب مختصر الفرائض .
< / فهرس الموضوعات > 17 - كتاب مختصر الفرائض .
< فهرس الموضوعات > 18 - كتاب الموجز فى الاصول < / فهرس الموضوعات > 18 - كتاب الموجز فى الاصول .
[1]قاموس الاعلام . )