بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 106

- زوال خورشيد، كه مشهور و معلوم است و نماز ظهر در اين وقت واجب مى‌شود.

براى نماز عصر، وقت معلوم و مشهور مانند اوقات چهارگانه فوق نيست و لذا وقت آن، بعداز فراغت از نماز قبل از آن قرار داده شده است.

علّت ديگر اين است كه خداوند متعال دوست دارد كه مردم هر كارى را با اطاعت و عبادت او آغاز كنند، و لذا دستور داده كه اوّل روز را با عبادت او آغاز نمايند و سپس براى تأمين زندگى دنيايى و تهيه مؤنه زندگى پراكنده شوند و بدين جهت نماز صبح را واجب كرده است.

موقعى كه روز، به نيمه رسيد و مردم كارهاى خود را تعطيل كردند واين وقتى است كه مردم، جامه از تن كشيده و به استراحت و خوردن غذا و خواب نيمروز (قيلوله) مى‌پردازند، خداوند دستور داده است كه اوّل به ذكر و عبادت او بپردازند و بعد به هرچه دوست دارند مشغول شوند و لذا نماز ظهر را واجب كرده است.

زمانى كه ظهر را گذراندند و خواستند براى آخر روز پراكنده شوند، باز هم بايد با عبادت او كار خود را آغاز نمايند و بعد به هرچه دوست دارند بپردازند و از اين رو نماز عصر را واجب كرده است كه بعداز آن، مردم به دنبال كسب و تأمين زندگى خود مى‌روند.

و هنگامى كه شب فرارسيد، و مردم زينت خود را از تن بيرون كردند و به وطن و كاشانه خود بازگشتند، در اين زمان باز هم بايد با عبادت پروردگار خود آغاز كنند و بعد به آنچه دوست دارند بپردازند و لذا مغرب را بر آنها واجب كرده است.

موقعى كه وقت خواب فرارسيد و از همه اشتغالات خود فارغ شدند باز خداوند دوست داشته است كه با عبادت و اطاعت او شروع كنند و بعد به آنچه خود مى‌خواهند بپردازند تا هر عملى را با اطاعت و عبادت او آغاز كرده باشند و بدين جهت نماز عشاء را واجب كرده است. وقتى كه بندگان اين عبادتها را انجام دادند، خدا را فراموش نمى‌كنند و از او غفلت نمى‌ورزند و دل آنان قساوت پيدا نمى‌كند و شوق و علاقه آنان به خداوند كم نمى‌شود.»


صفحه 107

3- احكام قبله‌

قرآن كريم‌

1- (قَدْ نَرَى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ)[1].

«نگاههاى انتظار آميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‌بينيم. اكنون تو را به سوى قبله‌اى كه از آن خوشنود باشى باز مى‌گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‌دانند اين فرمان حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده، و خداوند از اعمال آنها غافل نيست.»

2- (وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ)[2].

«از هرجا خارج شدى (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. اين دستور حقى‌از طرف پروردگار تواست؛ وخداوند، از آنچه‌انجام مى‌دهيد، غافل نيست.»

[1]- سوره بقره، آيه 144.

[2]- همان، آيه 149.


صفحه 108

3- (وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)[1].

«و از هرجا خارج شدى، روى خود را به جانب مسجدالحرام كن، و هر جا بوديد، روى خود را به سوى آن كنيد؛ تا مردم، جز ظالمان، دليلى بر ضد شما نداشته باشند. از آنها نترسيد و (تنها) از من بترسيد. (اين تغيير قبله بخاطر آن بود كه) نعمت خود را بر شما تمام كنم شايد هدايت شويد.»

رهنمودى از آيات‌

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از اهل مكّة بود و عظمت مكّه و جلال و شكوه آن را نزد خداوند به خوبى مى‌دانست ولى چون خدا امر كرده بود، به سوى مسجدالاقصى نماز مى‌گزارد، زيرا او اوّلين پرستنده و تسليم شونده به امر خدا بود، ولى اين تسليم بودن مانع از اين نمى‌شد كه پيامبر اسلام به درگاه خداوند دعا كند و بخواهد كه قبله ديگرى كه حضرت از آن خوشنود باشد، تعيين كند، و لذا به گونه انتظار آميز رو به آسمان مى‌كرد و علاقه‌مند بود كه مسجد الحرام و كعبه، قبله او قرار گيرد. خداوند نيز اين دعا را استجابت نمود و به پيامبر دستور داد كه رو به جانب مسجدالحرام نمايد.

فقه آيات‌

از آيات مذكور، بصيرت‌هاى زير را استفاده مى‌كنيم:

الف- تعيين قبله تشريع و قانون الهى است، مگرنه اين است كه قبله‌

[1]- سوره بقره، آيه 150.


صفحه 109

شرط اساسى نماز است؟ پس بايد درباره آن وحى نازل شود و حكم خدا بيان گردد و لذا در قرآن تعيين قبله به صورت «امر» آمده است.

ب- رو نمودن- كه قرآن به آن دستور داده- عبارت است از اينكه با رو، در مقابل چيزى قرار بگيرى، و چون سر انسان به صورت دايره است، پس رو و صورت، قسمتى از اين دايره را تشكيل مى‌دهد، و مقابل شدن با چيزى با صورت، تنها به معناى مقابل قرار گرفتن بينى نيست بلكه مقابل قرار گرفتن يكى از دو جانب صورت را به گونه‌اى كه «رو كردن» صدق كند نيز شامل مى‌شود. مگر اين چنين نيست كه اگر در ميان جمعى نشسته باشيد كه اطراف يك ميزگرد نشسته باشند، هر فردى، رو به سوى همه كسانى دارد كه در جلو او قرار گرفته‌اند نه تنها يك شخصى كه در مقابل بينى او قرار گرفته است زيرا معيار، صورت و رو است نه بينى.

ج- «شطر» به معناى قسمت و بخشى از يك چيز است و به جهات چهارگانه هم «شطر» گفته مى‌شود چون قسمتها و بخشهايى از مكانى است كه بر انسان احاطه دارد. بنابراين اگر آنچه خداوند دستور داده، رو كردن به «شطر المسجدالحرام» باشد، پس مقدار واجب، رو كردن به جهت و جانبى است كه اين مسجد در آن جهت قرار داد، يعنى رو به سمتى كند كه مسجدالحرام در آن سمت است. در عرف هم معمولًا، جهات و جوانب را به چهار طرف و حدّاكثر به هشت طرف و سمت تقسيم مى‌كنند. پس جهت و سمت، وسيع‌تر از خود مسجد يا خود كعبه است.

بدين ترتيب از مجموع آياتى كه كلمه (شطر) در آنها تكرار شده، استفاده مى‌كنيم كه قبله مأمور به، جهت و سمت مسجدالحرام است نه خود آن.

للَّه العالم.


صفحه 110

حديث شريف‌

1- علم الهدى در رساله «المحكم والمتشابه» از امام اميرالمؤمنين عليه السلام روايت مى‌كند كه فرمود:

«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كان في أوّل مبعثه يصلّي إلى بيت المقدس جميع أيام مقامه بمكّة وبعد هجرته إلى المدينة بأشهر، فعيّرته اليهود وقالوا: إنّك تابع لقبلتنا، فأحزنه ذلك، فأنزل اللَّه عزّ وجلّ وهو يقلّب وجهه في السماء وينتظر الأمر:

(قَدْ نَرَى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ)[1].

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اوّل بعثت و در همه مدّتى كه در مكّه ببود و تا چند ماه بعداز هجرت به مدينه، به سوى بيت‌المقدّس نماز مى‌گزارد. تا اينكه يهود، آن‌حضرت را نكوهش و سرزنش كردند و گفتند: تو تابع قبله ما هستى! اين وضع براى حضرت سنگين تمام شد و او غمگين گرديد و در حاليكه منتظرانه به آسمان نگاه مى‌كرد، خداوند اين آيه را نازل فرمود: (نگاههاى انتظار آميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‌بينيم. اكنون تو را به سوى قبله‌اى كه از آن خشنود باشى بازمى‌گردانيم، پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. و هرجا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد...).

2- امام محمّدباقر فرمود:

«لا صلاة إلّاإلى القبلة»

«نماز صحيح نيست مگر به سمت قبله.»

گفته شد: حدّ قبله كدام است؟ فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 2، ابواب القبله، ص 218، ح 11.


صفحه 111

«ما بين المشرق والمغرب قبلة كلّه»

«بين مشرق و مغرب، همه آن قبله است.»

گفته شد: اگر كسى به سمت غير قبله نماز بخواند، يا در روز ابرى، در غير وقت نماز بخواند، تكليفش چيست؟ فرمود:

«يعيد»[1].

«نماز را اعاده كند.»

3- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إنّ اللَّه تعالى جعل الكعبة قبلة لأهل المسجد وجعل المسجد قبلة لأهل الحرم، وجعل الحرم قبلة لأهل الدنيا»[2].

«خداوند متعال، كعبه را قبله اهل مسجدالحرام، و مسجد را قبله اهل حرم، و حرم را قبله جهانيان قرار داده است.»

4- در حديث آمده است كه مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد كه: من نماز عصر را در بالاى كوه ابوقبيس خواندم و كعبه پايين‌تر از من قرار داشت آيا نمازم كفايت مى‌كند؟ امام عليه السلام فرمود:

«نعم، إنّها قبلة من موضعها إلى السماء»[3].

«بلى. كعبه، از محلّ خود تا به آسمان، قبله است.»

5- از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه درباره اين آيه شريفه: (وِبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ)فرمود:

«الجدي، لأنّه نجم لا يزول، وعليه بناء القبلة وبه يهتدي اهل البرّ والبحر»[4].

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 9، ابواب القبله، ص 227، ح 2.

[2]- همان، ج 3، باب 3، ابواب القبله، ص 220، ح 1.

[3]- همان، باب 18، ص 247، ح 1.

[4]- همان، باب 5، ص 223، ح 3.


صفحه 112

«مقصود ستاره جدى است زيرا اين ستاره ثابتى است و قبله هم بر مبناى آن قابل تشخيص است و اهل خشكى و دريا با همين ستاره راه خود را مى‌يابند.»

6- سماعة بن مهران روايت مى‌كند كه از امام معصوم پرسيده است كه اگر خورشيد و ماه و ستارگان ديده نشوند، در روز و شب چگونه بايد نماز گزارد؟ امام فرمود:

«تجهد رأيك، وتعتمد القبلة بجهدك»[1].

«اعمال نظر مى‌كنى، و به هر سو كه به نظرت قبله باشد نماز مى‌گزارى.»

7- زراره مى‌گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم درباره قبله شخص متحيّر يعنى كسى كه نمى‌داند قبله به كدام سمت است. امام عليه السلام فرمود:

«يصلّي حيث يشاء»[2]. وروي أيضاً: «أنّه يصلّي إلى أربعة جوانب».

«به هر سمت كه بخواهد نماز بخواند.» و همچنين در روايت ديگرى آمده است كه: «او به چهار طرف نماز بخواند.»

8- از امام صادق عليه السلام درباره نماز در كشتى سؤال شد. امام فرمود:

«يستقبل القبلة، فإذا دارت فاستطاع أن يتوجّه إلى القبلة فليفعل، وإلّا فليصلِّ حيث توجّهت به»، ثمّ قال: «فإن أمكنه القيام فليصلِّ قائماً وإلّا فليقعد ثمّ ليصلِّ»[3].

«روبه قبله كند و اگر در هنگام نماز خواندن، كشتى دور بزند، چنانچه بتواند، روبه قبله كند و گرنه به هر سمت كه كشتى او را مى‌برد، نماز بخواند. سپس فرمود: اگر ايستادن براى او امكان دارد، ايستاده نماز بخواند و گرنه بنشيند و نماز بگزارد.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 6، ابواب القبله، ص 224، ح 3.

[2]- همان، باب 6، ص 224، ح 3.

[3]- همان، ج 3، باب 13، ابواب القبله، ص 235، ح 13.


صفحه 113

9- حلبى مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره نماز نافله در حال سوار بودن بر روى شتر و چهارپا. امام فرمود:

«نعم، حيث كان متوجّهاً، وكذلك فعل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله»[1].

«بلى، هر سو كه متوجّه است نماز بگزارد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز چنين كرد.»

10- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه درباره اين آيه شريفه: (فَأَيْنَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)فرمود:

«هذا في النوافل خاصّة في حال السفر، فأمّا الفرايض فلا بدّ فيها من استقبال القبلة»[2].

«اين، تنها درباره نوافل و در حالت سفر است امّا در فرائض (نمازهاى واجب) بايد رو به قبله كرد.»

تفصيل احكام‌

1- محل و جايگاه كعبه (شرّفها اللَّه) قبله مسلمانان است، و بر مردم است كه در هر كشور و منطقه‌اى باشند، به سمت مسجدالحرام- كه كعبه در آن قرار دارد- نماز بگزارند.

2- سمت و جانب مسجدالحرام، هرچه كه شخص از آن دورتر شود، وسيع‌تر مى‌گردد و واجب هم رو كردن به طرف و جهت عرفى مسجدالحرام است، و لذا درست است آنچه گفته‌اند كه اهل عراق روبه ركن عراقى- ركن حجرالاسود- و اهل شام روبه ركن شامى و مغربى‌ها روبه ركن مغربى و اهالى يمن روبه ركن يمانى نماز مى‌گزارند، و رو در رو

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 15، ابواب القبله، ص 240، ح 6.

[2]- همان، باب 15، ص 242، ح 19.