شرط اساسى نماز است؟ پس بايد درباره آن وحى نازل شود و حكم خدا بيان گردد و لذا در قرآن تعيين قبله به صورت «امر» آمده است.
ب- رو نمودن- كه قرآن به آن دستور داده- عبارت است از اينكه با رو، در مقابل چيزى قرار بگيرى، و چون سر انسان به صورت دايره است، پس رو و صورت، قسمتى از اين دايره را تشكيل مىدهد، و مقابل شدن با چيزى با صورت، تنها به معناى مقابل قرار گرفتن بينى نيست بلكه مقابل قرار گرفتن يكى از دو جانب صورت را به گونهاى كه «رو كردن» صدق كند نيز شامل مىشود. مگر اين چنين نيست كه اگر در ميان جمعى نشسته باشيد كه اطراف يك ميزگرد نشسته باشند، هر فردى، رو به سوى همه كسانى دارد كه در جلو او قرار گرفتهاند نه تنها يك شخصى كه در مقابل بينى او قرار گرفته است زيرا معيار، صورت و رو است نه بينى.
ج- «شطر» به معناى قسمت و بخشى از يك چيز است و به جهات چهارگانه هم «شطر» گفته مىشود چون قسمتها و بخشهايى از مكانى است كه بر انسان احاطه دارد. بنابراين اگر آنچه خداوند دستور داده، رو كردن به «شطر المسجدالحرام» باشد، پس مقدار واجب، رو كردن به جهت و جانبى است كه اين مسجد در آن جهت قرار داد، يعنى رو به سمتى كند كه مسجدالحرام در آن سمت است. در عرف هم معمولًا، جهات و جوانب را به چهار طرف و حدّاكثر به هشت طرف و سمت تقسيم مىكنند. پس جهت و سمت، وسيعتر از خود مسجد يا خود كعبه است.
بدين ترتيب از مجموع آياتى كه كلمه (شطر) در آنها تكرار شده، استفاده مىكنيم كه قبله مأمور به، جهت و سمت مسجدالحرام است نه خود آن.
للَّه العالم.
حديث شريف
1- علم الهدى در رساله «المحكم والمتشابه» از امام اميرالمؤمنين عليه السلام روايت مىكند كه فرمود:
«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كان في أوّل مبعثه يصلّي إلى بيت المقدس جميع أيام مقامه بمكّة وبعد هجرته إلى المدينة بأشهر، فعيّرته اليهود وقالوا: إنّك تابع لقبلتنا، فأحزنه ذلك، فأنزل اللَّه عزّ وجلّ وهو يقلّب وجهه في السماء وينتظر الأمر:
(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ)[1].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اوّل بعثت و در همه مدّتى كه در مكّه ببود و تا چند ماه بعداز هجرت به مدينه، به سوى بيتالمقدّس نماز مىگزارد. تا اينكه يهود، آنحضرت را نكوهش و سرزنش كردند و گفتند: تو تابع قبله ما هستى! اين وضع براى حضرت سنگين تمام شد و او غمگين گرديد و در حاليكه منتظرانه به آسمان نگاه مىكرد، خداوند اين آيه را نازل فرمود: (نگاههاى انتظار آميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مىبينيم. اكنون تو را به سوى قبلهاى كه از آن خشنود باشى بازمىگردانيم، پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن. و هرجا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد...).
2- امام محمّدباقر فرمود:
«لا صلاة إلّاإلى القبلة»
«نماز صحيح نيست مگر به سمت قبله.»
گفته شد: حدّ قبله كدام است؟ فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 2، ابواب القبله، ص 218، ح 11.
«ما بين المشرق والمغرب قبلة كلّه»
«بين مشرق و مغرب، همه آن قبله است.»
گفته شد: اگر كسى به سمت غير قبله نماز بخواند، يا در روز ابرى، در غير وقت نماز بخواند، تكليفش چيست؟ فرمود:
«يعيد»[1].
«نماز را اعاده كند.»
3- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ اللَّه تعالى جعل الكعبة قبلة لأهل المسجد وجعل المسجد قبلة لأهل الحرم، وجعل الحرم قبلة لأهل الدنيا»[2].
«خداوند متعال، كعبه را قبله اهل مسجدالحرام، و مسجد را قبله اهل حرم، و حرم را قبله جهانيان قرار داده است.»
4- در حديث آمده است كه مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد كه: من نماز عصر را در بالاى كوه ابوقبيس خواندم و كعبه پايينتر از من قرار داشت آيا نمازم كفايت مىكند؟ امام عليه السلام فرمود:
«نعم، إنّها قبلة من موضعها إلى السماء»[3].
«بلى. كعبه، از محلّ خود تا به آسمان، قبله است.»
5- از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه درباره اين آيه شريفه: (وِبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ)فرمود:
«الجدي، لأنّه نجم لا يزول، وعليه بناء القبلة وبه يهتدي اهل البرّ والبحر»[4].
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 9، ابواب القبله، ص 227، ح 2.
[2]- همان، ج 3، باب 3، ابواب القبله، ص 220، ح 1.
[3]- همان، باب 18، ص 247، ح 1.
[4]- همان، باب 5، ص 223، ح 3.
«مقصود ستاره جدى است زيرا اين ستاره ثابتى است و قبله هم بر مبناى آن قابل تشخيص است و اهل خشكى و دريا با همين ستاره راه خود را مىيابند.»
6- سماعة بن مهران روايت مىكند كه از امام معصوم پرسيده است كه اگر خورشيد و ماه و ستارگان ديده نشوند، در روز و شب چگونه بايد نماز گزارد؟ امام فرمود:
«تجهد رأيك، وتعتمد القبلة بجهدك»[1].
«اعمال نظر مىكنى، و به هر سو كه به نظرت قبله باشد نماز مىگزارى.»
7- زراره مىگويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم درباره قبله شخص متحيّر يعنى كسى كه نمىداند قبله به كدام سمت است. امام عليه السلام فرمود:
«يصلّي حيث يشاء»[2]. وروي أيضاً: «أنّه يصلّي إلى أربعة جوانب».
«به هر سمت كه بخواهد نماز بخواند.» و همچنين در روايت ديگرى آمده است كه: «او به چهار طرف نماز بخواند.»
8- از امام صادق عليه السلام درباره نماز در كشتى سؤال شد. امام فرمود:
«يستقبل القبلة، فإذا دارت فاستطاع أن يتوجّه إلى القبلة فليفعل، وإلّا فليصلِّ حيث توجّهت به»، ثمّ قال: «فإن أمكنه القيام فليصلِّ قائماً وإلّا فليقعد ثمّ ليصلِّ»[3].
«روبه قبله كند و اگر در هنگام نماز خواندن، كشتى دور بزند، چنانچه بتواند، روبه قبله كند و گرنه به هر سمت كه كشتى او را مىبرد، نماز بخواند. سپس فرمود: اگر ايستادن براى او امكان دارد، ايستاده نماز بخواند و گرنه بنشيند و نماز بگزارد.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 6، ابواب القبله، ص 224، ح 3.
[2]- همان، باب 6، ص 224، ح 3.
[3]- همان، ج 3، باب 13، ابواب القبله، ص 235، ح 13.
9- حلبى مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره نماز نافله در حال سوار بودن بر روى شتر و چهارپا. امام فرمود:
«نعم، حيث كان متوجّهاً، وكذلك فعل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله»[1].
«بلى، هر سو كه متوجّه است نماز بگزارد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز چنين كرد.»
10- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه درباره اين آيه شريفه: (فَأَيْنَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)فرمود:
«هذا في النوافل خاصّة في حال السفر، فأمّا الفرايض فلا بدّ فيها من استقبال القبلة»[2].
«اين، تنها درباره نوافل و در حالت سفر است امّا در فرائض (نمازهاى واجب) بايد رو به قبله كرد.»
تفصيل احكام
1- محل و جايگاه كعبه (شرّفها اللَّه) قبله مسلمانان است، و بر مردم است كه در هر كشور و منطقهاى باشند، به سمت مسجدالحرام- كه كعبه در آن قرار دارد- نماز بگزارند.
2- سمت و جانب مسجدالحرام، هرچه كه شخص از آن دورتر شود، وسيعتر مىگردد و واجب هم رو كردن به طرف و جهت عرفى مسجدالحرام است، و لذا درست است آنچه گفتهاند كه اهل عراق روبه ركن عراقى- ركن حجرالاسود- و اهل شام روبه ركن شامى و مغربىها روبه ركن مغربى و اهالى يمن روبه ركن يمانى نماز مىگزارند، و رو در رو
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 15، ابواب القبله، ص 240، ح 6.
[2]- همان، باب 15، ص 242، ح 19.
قرار گرفتن دقيق، واجب نيست و همين كه «روبه سمت قبله» صدق كند كافى است.
3- سمت و جهت مسجدالحرام قبله است نه خود ساختمانها، و لذا اگر ساختمانهاى كعبه يا مسجد، از بين بروند، باز هم مسلمان روبه سمت آن نماز مىخواند، وكسى كه در جايگاه بلندتر از كعبه قرار داشته باشد، باز هم به همان سمت نماز مىخواند و كسى كه در داخل كعبه نماز بخواند، به هر طرف كه بخواهد بخواند.
4- بر مسلمانان لازم است كه جايگاه خود را نسبت به كعبه و قبله مشخّص سازند تا روبه سمت مسجدالحرام نمايند. تشخيص و تعيين قبله هم با هر وسيلهاى كه موجب اعتماد و اطمينان شود، صورت مىگيرد و احوط اين است كه تا آنجا درباره قبله جستجو كند كه علماليقين حاصل شود، اگرچه بنابر اقوا، حصول اطمينان نيز كفايت مىكند.
5- اگر كسى سمت مسجدالحرام را نداند، بايد به امارات و نشانههاى مورد اعتماد عقلا، كه موجب اطمينان مىشود، عمل كند. از جمله اين امارات، امور ذيل است:
الف- قبله يابى بوسيله ستارگان مطابق با موقعيت جغرافيايى شخص در خشكى و دريا و فضا.[1]
ب- اعتماد به خبر عادل از مؤمنان يا خبر ثقه از عامّه مردم. بدينسان به قبله مناطق و كشورهايى كه انسان به آنجا مىرود، مىتوان اعتماد كرد اگر
[1]- در اين مورد جزئياتى است كه فقها رحمهم الله ذكر كردهاند و كارشناسان و دانشمندان از نظر علمى، بر تفصيلات آن آگاهند و چون در اين زمان، نياز كمترى به اين راه وجود دارد از ذكر آن صرف نظر كرديم.
علم به خطا و اشتباه آن نداشته باشد.
ج- قبله را از راههاى علمى ممكن نيز مىتوان مشخّص كرد، از قبيل:
حركت بادها و وضعيّت خورشيد و ماه در اوقات مختلف و مكانهاى مختلف، در صورتيكه براى عقلا، اطمينان آور باشد.
د- اگر امارات و نشانهها، متعارض باشند، بايد به آنچه اطمينان آور است عمل كند و بقيّه را رها نمايد. پس اگر اجتهاد و جستجو كرد و قبله را تشخيص داد ولى صاحب خانه، قبله را بر خلاف آن جهت، اعلام كرد يا اينكه قبله آن منطقه بر خلاف قبله مورد تشخيص او بود، او بايد به آن جهتى عمل كند كه اطمينان پيدا كرده است، امّا كسى كه عاجز از جستجو و تفحّص است مانند شخص نابينا و زندانى، بايد در بيان امارات يا تعيين قبله يا كمك گرفتن از ابزارهاى علمى اطمينان آور، به غير خود مراجعه كند.
ه- اجتهاد به رأى و قياس يا اعتماد بر گمان و تصوّر كه شارع مقدّس از آنها نهى كرده، جايز نيست زيرا گمان، انسان را به حق نمىرساند، و بايد مطابق با روشهايى كه شرع در نظر گرفته يا عرف عقلا صحّت آن را تصديق كرده، قبله را تشخيص داد.
6- كسى كه نمىتواند جهت قبله را تشخيص بدهد، مخيّر است به هر طرف كه بخواهد نماز بگزارد و در اين مورد قول مشهور و احوط هم اين است كه به چهار طرف نماز بخواند.
7- براى مسافر لازم است كه جهت قبله را پيدا كند و جايز نيست نمازهاى واجب را سواره بخواند مگر در صورتيكه بتواند بدون اختلال در قبله، نماز را بجا آورد مانند كشتى و قطار و هواپيما. امّا حركتهاى جزئى كه در اين هنگام ايجاد مىشود، اشكالى ندارد ولى اگر حركت به گونهاى
باشد كه باعث سلب استقرار شود مانند قايق در درياى طوفانى يا هواپيما در هنگام پرواز كردن يا فرود آمدن و مانند آن، پس احوط اين است كه در صورت امكان، نماز را به تأخير اندازد تا در يك محلّ ديگر و با استقرار و آرامش بجا آورد. و بر او لازم است در هنگاميكه در داخل وسيله نقليّه نماز مىخواند، مواظب قبله باشد و با انحراف وسيله نقليّه از قبله، او خود را به سمت قبله منحرف كند، و اگر نمىتواند بطور دقيق، به موازات قبله قرار بگيرد و مىترسد نمازش قضا شود، لازم است به هر مقدار كه امكان دارد حتّى با تكبيرة الاحرام، روبه قبله كند و اگر اين هم امكان نداشته باشد، نمازش بدون قبله كافى است. همچنين است حكم كسى كه مجبور است در حال راه رفتن نماز بخواند.
8- جايز است براى شخص در حالت سواره يا راه رفتن، نمازهاى نافله را در سفر و حضر، روبه غير قبله بخواند امّا در حالت استقرار، جايز نيست و بايد روبه قبله نماز بخواند. و اگر بعضى از نوافل با نذر، واجب شود، حكم آن، حكم ساير نوافل است.
9- حكم ساير نمازهاى واجب مانند نماز آيات و نماز ميّت، حكم نمازهاى واجب يوميّه است.