بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

ناقص يا باطل! صرفاً از اين جهت كه در آموختن احكام آن كوتاهى كرده است، در حاليكه چه‌بسا در ظرف يك يا دو ماه مى‌توانسته همه آن را فرا بگيرد.

بدين ترتيب خداوند سبحان ما را با همكارى برادران بزرگوار ما در دفتر، موفق ساخت كه اين رساله را درباره «احكام مقدّمات نماز» فراهم آوريم و از خداوند سبحان مسألت مى‌كنيم كه براى تكميل و اتمام جلد دوم درباره «افعال نماز» و جلد سوم در مورد «احكام مبطلات نماز» و ملحقات آن نيز توفيق‌مان بخشد.

روش ما در بررسيهاى فقهى، تكيه بر آيات قرآن و روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت او عليهم السلام است و از خوانندگان گرامى نيز انتظار داريم كه در «نصوص» و متون، تدبّر و دقّت نمايند تا قبل از استفاده از احكام شرعيه‌اى كه ما از آن نصوص استخراج كرده‌ايم، از خود «نص»، الهام بگيرند و از هدايات و انوار تابناك آن بهره بجويند.

از خداوند متعال مى‌خواهم كه اين اندك را از ما بپذيرد و عمل به آن را در نزد خود مجزى و مبرء ذمّه قرار دهد.

انّه ولىّ التّوفيق‌

محمّدتقى المدرسى‌

14 محرّم الحرام 1420 ه. ق‌


صفحه 13

نماز، شعار ايمان‌[1]

(الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ* أُوْلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ)[2].

«آنها كه نماز را برپا مى‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم، انفاق مى‌كنند. مؤمنان حقيقى آنها هستند، براى آنان درجاتى نزد پروردگارشان است، و براى آنها آمرزش و روزى كريمانه‌اى است.»

ايمان آن است كه در دل مؤمن، با «ترس و بيم»، در خرد او، با «يقين»، در عمل او، با «توكّل»، در عبادت او، با «نماز»، در اقتصاد و معيشت او، با «انفاق»، تجلّى مى‌يابد. اگر ما در مورد صفاتى كه در آغاز سوره انفال ذكر شده، تأمّل و دقّت كنيم، درمى‌يابيم كه اين صفات ما را از ظاهر و مفهوم ايمان، به حقايق آن هدايت مى‌كند؛ حقايقى كه در واقعيت زندگى ما تجلّى مى‌يابد و ما را از تاريكى‌هاى خويشتن به سوى نور حق (شناخت خداوند، ياد او، آيات و احكام او) رهنمون مى‌سازد. بدين ترتيب ايمان‌

[1]- اين قسمت از بحث، از جلد چهارم كتاب «التشريع الاسلامى» نوشته مؤلّف، برگرفته شد. و بخاطر اهمّيت موضوعى آن در اين‌جا درج گرديده است.

[2]- سوره انفال، آيات 3- 4.


صفحه 14

در «توكّل به خدا»، «نماز براى خدا» و «انفاق بر بندگان خدا» تجلّى مى‌يابد.

ولى، حقايق ايمان به چه چيز كامل مى‌گردد؟ مگر نه اين است كه با نماز كامل مى‌شود؟ بياييد با هم به سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله گوش جان بسپاريم. حضرت مى‌فرمايد:

«من أسبغ وضوءه، وأحسن صلاته، وأدّى زكاته، وكفّ غضبه، وسجن لسانه، واستغفر لذنبه، وأدّى النصيحة لأهل بيت نبيّه، فقد استكمل حقائق الإيمان، وأبواب الجنّة مفتّحة له»[1]

. «كسى كه وضوى خود را را بطور كامل انجام دهد، و نمازش را نيكو برپا دارد، و زكاتش را پرداخت كند، و از خشمش جلوگيرى نمايد، و زبانش را به بند كشد، و براى گناهش، آمرزش بطلبد وبراى اهل‌بيت پيامبر خود، صادق و مخلص باشد، حقايق ايمان را تكميل كرده است و دروازه‌هاى بهشت براى او گشوده است.»

نماز، حلقه وصل و ارتباط بين قلب بنده و نور خداوند است. نماز معراجى است كه مؤمن به وسيله آن به سوى عرش خداوند، صعود مى‌كند و به گفته حضرت على عليه السلام:

«لو يعلم المصلّي ما يغشاه من جلال اللَّه، ما سرّه أن يرفع رأسه من السجود»[2].

«اگر نمازگزار بداند آنچه را كه از جلال و شكوه خداوند، او را فرا مى‌گيرد، هرگز خوش نمى‌دارد سر از سجده بلند كند.»

نماز رمز بندگى انسان براى خداوند و تسليم بودن او در برابر امر

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 218، ح 35.

[2]- همان، ج 82، ص 37. الخصال، ج 2، ص 167.


صفحه 15

خداوند، در همه صحنه‌هاى زندگى است. لذا اوّلين عملى كه به آن نگاه مى‌شود و مورد بررسى قرار مى‌گيرد، نماز است.

على عليه السلام مى‌فرمايد:

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: إنّ عمود الدين الصلاة، وهي أوّل ما ينظر فيه من عمل ابن آدم، فإن صحّت نظر في عمله، وإن لم تصحّ لم ينظر في بقيّة عمله»[1].

«به يقين، نماز ستون دين است و اوّلين چيزى از اعمال فرزند آدم است كه مورد بررسى قرار مى‌گيرد، پس اگر صحيح و درست بود، پرونده اعمال او مورد ملاحظه و بررسى قرار مى‌گيرد و گرنه از ملاحظه بقيّه اعمال او صرف نظر مى‌شود.»

نماز، چارچوب ياد خداوند بزرگ، زبان سخن گفتن مستقيم بين انسان و خداوند، ستون دين، محور احكام دين، هنگامه گواهى دادن به حق و شعار برپا داشتن قسط و عدالت است.

امام محمّدباقر مى‌فرمايد:

«الصلاة عمود الدين، ومثلها كمثل عمود الفسطاط، إذا ثبت العمود ثبتت الأوتاد والأطناب، وإذا مال العمود وانكسر لم يثبت وتد ولا طنب»[2].

«نماز ستون دين است. مثل نماز، مثل ستون خيمه است. اگر ستون ثابت و پابرجا باشد، ميخ‌ها و طناب‌ها نيز ثابت و پابرجا خواهند بود، و اگر ستون كج شود يا بشكند، ميخ و طنابى هم پابرجا نخواهد ماند.»

برپا داشتن نماز، رمز مدنيّت ايمان است. خداوند سبحان فرموده است: (وَأَوْحَيْنَا إِلَى‌ مُوسَى‌ وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)[3].

[1]- الخصال، ج 2، ص 227.

[2]- بحار الانوار، ج 79، ص 218، ح 36.

[3]- سوره يونس، آيه 87.


صفحه 16

«به موسى و برادرش وحى كرديم كه: براى قوم خود، خانه‌هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد و خانه‌هايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد و نماز را برپا داريد و به مؤمنان بشارت ده.»

بدين سان خداوند، مؤمنان را به جهت نماز و عبادت‌شان، نويد و بشارت مى‌دهد؛ نويد پيروزى و رستگارى.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«للمصلّي ثلاث خصال: إذا قام في صلاته يتناثر عليه البرّ من أعنان السماء إلى مفرق رأسه، وتحفّ به الملائكة من تحت قدميه إلى أعنان السماء، وملك ينادي: أيّها المصلّي لو تعلم من تناجي ما انفتلت»[1].

«براى نمازگزار سه خصوصيّت است: زمانى كه او به نماز مى‌ايستد، از آفاق آسمان تا فرق سرش، نيكويى بر او افشانده مى‌شود، و فرشتگان از زير قدمهايش تا آفاق آسمان به گِرد او مى‌چرخند و طواف مى‌كنند، و فرشته‌اى فرياد مى‌زند: اى نمازگزار! اگر بدانى كه با كه مناجات مى‌كنى، هرگز از او رو بر نمى‌تابانى.»

نشانه ايمان‌

نماز، نشانه ايمان و توشه مؤمن براى روز قيامت است. گوش فرا دهيم كه خداوند عزّ وجلّ خطاب به پيامبرش چه مى‌فرمايد:

(قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَابَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلالٌ)[2].

«به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم، پنهان و آشكار، انفاق كنند، پيش از آنكه روزى فرارسد كه نه در آن خريد

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 215، ح 30.

[2]- سوره ابراهيم، آيه 31.


صفحه 17

و فروش است و نه دوستى.»

از امام صادق عليه السلام نيز چنين روايت شده است:

«يؤتى بشيخ يوم القيامة فيدفع إليه كتابه، ظاهره ممّا يلي الناس لا يرى إلّا مساوئ فيطول ذلك عليه فيقول: يا ربّ! أتأمر بي إلى النار؟ فيقول الجبّار جلّ‌

جلاله: يا شيخ أنا استحي أن اعذّبك وقد كنت تصلّي في دار الدنيا، اذهبوا بعبدي إلى الجنّة»[1].

«روز قيامت، پيرمردى در محضر خدا آورده مى‌شود و كارنامه اعمالش به او داده مى‌شود، در ظاهر آن كه به سوى مردم است جز بدى ديده نمى‌شود، و اين بر او سخت و گران تمام مى‌شود. پس مى‌گويد: پروردگارا! آيا دستور مى‌دهى به آتش شوم؟ خداوند مى‌فرمايد: اى پيرمرد! من خجالت مى‌كشم كه تو را عذاب كنم در حاليكه تو در دنيا نماز بجا مى‌آوردى. بنده‌ام را به بهشت ببريد.»

نماز، آتش گناهانى را كه انسان بين دو نماز برافروخته است، خاموش مى‌گرداند. در خبر منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين آمده است:

ما من صلاة يحضر وقتها إلّانادى ملك بين يدي الناس (أيّها الناس) قوموا إلى نيرانكم التي أوقدتموها على ظهوركم فأطفؤوها بصلاتكم»[2].

«در هر نمازى كه وقت آن فرامى‌رسد، فرشته‌اى در ميان مردم، ندا سر مى‌دهد كه:

اى مردم! بلند شويد آتشى را كه پشت سر خود روشن كرده‌ايد، با نماز خود خاموش گردانيد.»

نماز از بارزترين صفات پرهيزكاران است؛ پرهيزكارانى كه قرآن براى هدايت آنان فرود آمده است:

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 204، ح 4.

[2]- همان، ص 209، ح 21.


صفحه 18

(الم* ذلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ)[1].

«الم* اين كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است* همان كسانيكه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

همچنين خداوند فرموده است:

(طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ* هُدىً وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ)[2].

«اين آيات قرآن و كتاب مبين است* وسيله هدايت و بشارت براى مؤمنين است* همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات را پرداخت مى‌كنند و به آخرت يقين دارند.»

برترين اعمال‌

نماز برترين اعمال صالح و با اجرترين آنها در نزد خداوند است.

خداوند متعال مى‌فرمايد:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوْا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ)[3].

«كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را ادا نمودند، اجر آنها در نزد پروردگارشان است.»

[1]- سوره بقره، آيات 1- 3.

[2]- سوره نمل، آيات 1- 3.

[3]- سوره بقره، آيه 277.


صفحه 19

نيز از حضرت على عليه السلام روايت شده است:

«من أتى الصلاة عارفاً بحقّها غُفِرَ له»[1].

«كسى كه نماز را بجا آورد در حاليكه به حقيقت نماز شناخت داشته باشد، آمرزيده مى‌شود.»

نماز بهترين شكر براى نعمتهاى فراوان خداوند و بلكه خود خير فراوان (كوثر) است.

خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ* إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ)[2].

«ما به تو كوثر [خير و بركت فراوان‌] عطا كرديم* پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن* (و بدان) دشمن تو قطعاً بريده نسل و بى‌عقب است.»

شرط ولايت‌

برپا داشتن نماز از شرايط ولايت است، پس كسى كه رهبرى مسلمانان را به عهده مى‌گيرد، بر او واجب است كه نماز را در ميان آنان برپا دارد. مگر خداوند متعال نفرموده است:

(الَّذِينَ إِن مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ)[3].

«همان كسانى كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند.»

همچنين مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 107، ح 12.

[2]- سوره كوثر.

[3]- سوره حجّ، آيه 41.