بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 152

از آب خارج مى‌شوند. امام عليه السلام فرمود:

«إذا خرجت من الماء تعيش خارجة من الماء؟»

«آيا اگر از آب خارج شدند، در بيرون از آب زندگى مى‌كنند؟»

آن مرد گفت: نه. امام فرمود:

«لا بأس به»[1].

«اشكال ندارد.»

تفصيل احكام‌

جايز نيست لباس نمازگزار از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، هر چند تذكيه شده باشد يا در حال زنده بودن از آن گرفته شده باشد. فروع اين مسأله به شرح ذيل است:

1- نماز خواندن در لباس گرفته شده از پوست، پوستين، موى، پشم، كُرك و پر حيوان غير مأكول اللحم (حرام گوشت) جايز نيست.

2- اگر لباس نمازگزار به فضله حيوان حرام گوشت آلوده باشد، نماز او باطل است، و همچنين بنابر احتياط مستحبّ در جامه‌اى كه چيزى از موى حيوان حرام گوشت مانند سمور روى آن قرار گرفته، نبايد نماز خوانده شود.

3- برخى از فقها گفته‌اند: فرقى نيست بين حيوان حرام گوشتى كه در هنگام ذبح خون جهنده دارد يا حيوانى كه چنين نيست مانند ماهى حرام گوشت. البتّه در قسم اخير اشكال است.

4- فرقى نيست در عدم جواز بين اينكه همه لباس، يا قسمتى از آن، يا

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 10، ابواب لباس المصلّي، ص 263، ح 1.


صفحه 153

بعضى از اجزاء آن مانند: دگمه و نخ و مانند آن، از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، حتّى آن قطعه‌هاى كوچك مانند جوراب و كلاه و غيره در اين‌جا جايز نيست، امّا آنچه را از اجزاء حيوان حرام گوشت، نمازگزار در حال نماز با خود حمل مى‌كند اشكال ندارد.

5- از اين حكم، پوست و پوستين خز[1]و كُرك خالص آن كه به كرك خرگوش و روباه مخلوط نشده باشد، و همچنين پوست و پوستين سنجاب‌[2]استثنا شده است يعنى نماز در پوست خز و سنجاب جايز است.

6- كسى كه از روى جهل در اجزاء حيوان حرام گوشت نماز بخواند، بنابر اقوا نماز او صحيح است.

7- امّا كسى كه فراموش كرده است، بنابر احتياط بايد نماز را اعاده كند.

8- امّا در لباسى كه شك دارد آيا از اجزاء حرام گوشت تهيه شده يا از غير آن، نماز اشكال ندارد.

[1]- خَزْ به سكون زا، ظاهراً همان (قندس) است كه حيوانى است دريايى پستاندار، از راسته جوندگان، داراى دُم دراز و پر مو و قوى با رنگ سرخ تيره، قهوه‌اى يا خاكسترى و داراى پوست گرانبها است. گاهى به خود پوست يا پوستين، خز گفته مى‌شود.

(جواهر الكلام، باب لباس المصلّى. المنجد فى اللغه)

[2]- سنجاب حيوانى است بزرگتر از موش بزرگ، به اندازه گربه كوچك، از راسته پستانداران جونده با دُم دراز و پر پشم كه به چالاكى به روى درختان مى‌پرد و از پوست او، پوستين مى‌سازند، رنگ آن نيلى تيره و خاكسترى است.


صفحه 154

پنجم- اجتناب از طلا

حديث شريف‌

1- امام صادق عليه السلام فرمود:

«لا يلبس الرجل الذهب ولا يصلّي فيه لأنّه من ثياب أهل الجنّة»[1].

«مرد، طلا نمى‌پوشد و در لباس طلاباف نماز نمى‌خواند زيرا طلا از لباس‌هاى اهل بهشت است.»

2- باز هم امام صادق عليه السلام فرمود:

«... وجعل اللَّه الذهب في الدنيا زينة النساء فحرّم على الرجال لبسه والصلاة فيه»[2].

«... خداوند در دنيا، طلا را زينت زنان قرار داده و پوشيدن و نماز خواندن با آن را براى مردان، حرام نموده است.»

3- امام باقر عليه السلام فرمود:

«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نهاهم عن سبع منها التختّم بالذهب»[3].

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 30، ابواب لباس المصلّي، ص 300، ح 4.

[2]- همان، ح 5.

[3]- همان، ص 301، ح 9.


صفحه 155

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مردان را از هفت چيز منع كرده است كه از آن جمله است انگشتر طلا در دست كردن.»

4- محمّد بن مسلم روايت مى‌كند كه: داندانهاى امام محمّدباقر عليه السلام سُست شده بود پس با (روكش) طلا، آن را محكم كرد.»

تفصيل احكام‌

براى مرد جايز نيست كه با پوشيدن طلا نماز بگزارد. چنانكه پوشيدن و آرايش كردن به طلا بطور كلّى براى او جايز نيست اعمّ از اينكه طلا، به صورت لباس طلاباف باشد يا با نخهاى طلايى دوخته شده باشد، يا دگمه‌هاى آن از طلا باشد، يا به صورت گردن‌بند و زنجير طلايى به گردن آويزان نمايد، يا به صورت انگشتر طلايى يا ساعت طلايى يا چارچوب طلايى عينك استفاده كند.

اين مسأله فروعى دارد:

1- فرقى نيست بين اينكه طلاى خالص باشد يا مخلوط، اگر در عرف بگويند كه او طلا پوشيده است.

2- حمل طلا در جيب مانند سكّه‌هاى طلا، يا زيور آلات طلا، اشكال ندارد. چنانكه دندان طلا هم اشكال ندارد.

3- نماز با سلاحهاييى كه در ساختن آنها از طلا استفاده شود مانند شمشير يا خنجر طلايى اشكال ندارد مگر در عرف، آن را «پوشيدن طلا» بنامند كه دراين صورت احتياط، اقتضا مى‌كند از آن اجتناب نمايد.

4- در حرام بودن طلا براى مرد در نماز و غير نماز، فرقى نيست بين اين كه طلا، در معرض ديد ديگران باشد يا به گونه‌اى پوشيده باشد كه ديده نشود.


صفحه 156

5- اگر مردى با طلا نماز گزارد ولى نداند يا فراموش كند كه آن چيز طلاست، ظاهراً نماز او صحيح است.

6- پوشيدن آنچه كه شك دارد آيا طلا است يا غير آن، در نماز و غير نماز اشكال ندارد.


صفحه 157

ششم- اجتناب از ابريشم‌

حديث شريف‌

1- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نهى (في حديث المناهي) عن لبس الحرير والديباج والقزّ للرجال، فأمّا النساء فلا بأس»[1].

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله (در حديث مناهى) مردان را، از پوشيدن ابريشم، ديباج و قزّ منع فرمود، امّا براى زنان اشكال ندارد.»

2- اسماعيل بن سعد احوص مى‌گويد: از امام رضا عليه السلام پرسيدم كه آيا مرد مى‌تواند در جامه ابريشمين نماز بگزارد؟ امام عليه السلام فرمود:

«لا»[2].

«نه».

3- محمّد بن عبدالجبّار مى‌گويد: به امام ابومحمّد عليه السلام نوشتم و پرسيدم كه آيا با كلاه ابريشم خالص يا با كلاه ديباج مى‌توان نماز خواند؟ فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 16، ابواب لباس المصلّي، ص 276، ح 5.

[2]- همان، باب 11، ص 266، ح 1.


صفحه 158

«لا تحلّ الصلاة في حرير محض»[1].

«نماز در ابريشم خالص جايز نيست.»

4- امام صادق عليه السلام فرمود:

«لا يصلح للرجل أن يلبس الحرير إلّافي الحرب»[2].

«براى مرد پوشيدن ابريشم جز در جنگ، شايسته نيست.»

5- باز هم از امام صادق عليه السلام روايت شده كه درباره جامه‌اى كه ابريشم دارد، فرمود:

«إن كان فيه خلط فلا بأس»[3].

«اگر مخلوط باشد، اشكال ندارد.»

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«رفع عن امّتي: الخطأ، والنسيان، وما اكرهوا عليه، وما لا يطيقون»[4].

«از امّت من، خطا و نسيان و آنچه بر آن مجبور شده‌اند و آنچه خارج از قدرت آنان باشد، برداشته شده است.»

تفصيل احكام‌

براى مرد پوشيدن حرير خالص، در حال نماز و غير نماز جايز نيست.

ابريشم، قزّ و ديباج نيز گفته مى‌شود كه همگى به يك معنى و مبطل نماز مى‌باشد. اينك به فروع مسأله مى‌پردازيم:

1- در عدم جواز، فرقى نيست بين اينكه لباس ابريشم، همان ساتر

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 16، ابواب لباس المصلّي، ص 267، ح 2.

[2]- همان، باب 12، ص 269، ح 1.

[3]- همان، باب 13، ص 271، ح 4.

[4]- همان، باب 12، ص 270، ح 6.


صفحه 159

شرعى نمازگزار باشد يا جامه‌اى اضافه بر آن.

2- بنابر احتياط واجب، پوشيدن لباسهاى كوچك ابريشمين نيز جايز نيست مانند جوراب، كلاه، دست‌كش، كمربند، كروات و غيره كه به تنهايى ساتر عورتين نيستند.

3- در حال جنگ، پوشيدن ابريشم جايز است و بنابر اقوا نماز نيز در اين هنگام جايز است، ولى احوط اين است كه اگر ضرورتى نباشد نماز با آن خوانده نشود.

4- در جامه‌اى كه مخلوطى است از ابريشم با پنبه يا پشم يا هر چيز ديگرى كه نماز با آن جايز است، به گونه‌اى كه در عرف، ابريشم خالص، صدق نكند، نماز خواندن جايز است.

5- اگر جامه انسان، مخلوطى باشد از قطعه‌اى ابريشم خالص و قطعه‌هاى ديگر از غير ابريشم، پس اگر در عرف، پوشيدن ابريشم صدق كند، پوشيدن آن حرام و نماز با آن باطل است. امّا اگر در عرف، پوشيدن ابريشم گفته نشود، اشكال ندارد، و در صورت شك در صدق عرفى، اصل، برائت است و نماز با آن صحيح مى‌باشد. پس ملاك و معيار در همه فروع مشابه، صدق عرفى است.

6- نماز با ابريشم، در صورتيكه براى امور پزشكى و درمانى مانند بستن زخم و شكستگى و غيره استفاده شده باشد اشكال ندارد.

7- اگر از باب جهل يا فراموشى در لباس ابريشمين، نماز بخواند، اقوا عدم وجوب اعاده نماز است، هر چند احتياط مقتضى است كه اعاده نمايد.

8- اگر انسان، لباسى غير از ابريشم نداشته باشد و از باب اضطرار، بخاطر سردى هوا يا بيمارى و غيره، مجبور به پوشيدن آن باشد، نماز با آن‌