بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

و فروش است و نه دوستى.»

از امام صادق عليه السلام نيز چنين روايت شده است:

«يؤتى بشيخ يوم القيامة فيدفع إليه كتابه، ظاهره ممّا يلي الناس لا يرى إلّا مساوئ فيطول ذلك عليه فيقول: يا ربّ! أتأمر بي إلى النار؟ فيقول الجبّار جلّ‌

جلاله: يا شيخ أنا استحي أن اعذّبك وقد كنت تصلّي في دار الدنيا، اذهبوا بعبدي إلى الجنّة»[1].

«روز قيامت، پيرمردى در محضر خدا آورده مى‌شود و كارنامه اعمالش به او داده مى‌شود، در ظاهر آن كه به سوى مردم است جز بدى ديده نمى‌شود، و اين بر او سخت و گران تمام مى‌شود. پس مى‌گويد: پروردگارا! آيا دستور مى‌دهى به آتش شوم؟ خداوند مى‌فرمايد: اى پيرمرد! من خجالت مى‌كشم كه تو را عذاب كنم در حاليكه تو در دنيا نماز بجا مى‌آوردى. بنده‌ام را به بهشت ببريد.»

نماز، آتش گناهانى را كه انسان بين دو نماز برافروخته است، خاموش مى‌گرداند. در خبر منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين آمده است:

ما من صلاة يحضر وقتها إلّانادى ملك بين يدي الناس (أيّها الناس) قوموا إلى نيرانكم التي أوقدتموها على ظهوركم فأطفؤوها بصلاتكم»[2].

«در هر نمازى كه وقت آن فرامى‌رسد، فرشته‌اى در ميان مردم، ندا سر مى‌دهد كه:

اى مردم! بلند شويد آتشى را كه پشت سر خود روشن كرده‌ايد، با نماز خود خاموش گردانيد.»

نماز از بارزترين صفات پرهيزكاران است؛ پرهيزكارانى كه قرآن براى هدايت آنان فرود آمده است:

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 204، ح 4.

[2]- همان، ص 209، ح 21.


صفحه 18

(الم* ذلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ)[1].

«الم* اين كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است* همان كسانيكه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

همچنين خداوند فرموده است:

(طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ* هُدىً وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ)[2].

«اين آيات قرآن و كتاب مبين است* وسيله هدايت و بشارت براى مؤمنين است* همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات را پرداخت مى‌كنند و به آخرت يقين دارند.»

برترين اعمال‌

نماز برترين اعمال صالح و با اجرترين آنها در نزد خداوند است.

خداوند متعال مى‌فرمايد:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوْا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ)[3].

«كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را ادا نمودند، اجر آنها در نزد پروردگارشان است.»

[1]- سوره بقره، آيات 1- 3.

[2]- سوره نمل، آيات 1- 3.

[3]- سوره بقره، آيه 277.


صفحه 19

نيز از حضرت على عليه السلام روايت شده است:

«من أتى الصلاة عارفاً بحقّها غُفِرَ له»[1].

«كسى كه نماز را بجا آورد در حاليكه به حقيقت نماز شناخت داشته باشد، آمرزيده مى‌شود.»

نماز بهترين شكر براى نعمتهاى فراوان خداوند و بلكه خود خير فراوان (كوثر) است.

خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ* إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ)[2].

«ما به تو كوثر [خير و بركت فراوان‌] عطا كرديم* پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن* (و بدان) دشمن تو قطعاً بريده نسل و بى‌عقب است.»

شرط ولايت‌

برپا داشتن نماز از شرايط ولايت است، پس كسى كه رهبرى مسلمانان را به عهده مى‌گيرد، بر او واجب است كه نماز را در ميان آنان برپا دارد. مگر خداوند متعال نفرموده است:

(الَّذِينَ إِن مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ)[3].

«همان كسانى كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند.»

همچنين مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 107، ح 12.

[2]- سوره كوثر.

[3]- سوره حجّ، آيه 41.


صفحه 20

(إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)[1].

«سرپرست و ولىّ شما تنها خدا است و پيامبر او و آنان كه ايمان آوردند، همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات را ادا مى‌نمايند در حاليكه در ركوع هستند.»

و همچنين مى‌فرمايد:

(إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى‌ أُولئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ)[2].

«مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‌كند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشد و نماز را برپا داشته و زكات را داده باشد و جز از خدا نترسد. اميدست چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند.»

اينان، همان سرپرستان مساجد، متولّيان و خدمتگزاران خانه‌هاى خدا و شايسته‌ترين مردم نسبت به مساجد هستند، نه كسانيكه ظاهر مسجد را آباد امّا واقع و حقيقت آن را، خراب مى‌نمايند و از حركت مردم در راه خدا مانع مى‌شوند.

نماز، همچنين- بعداز امر به معروف و نهى از منكر- شرط ولايت برخى از مؤمنان بر برخى ديگر است، مگر نه اين است كه نماز شعار مؤمنان و رمز خداپرستى آنان است؟ به سخن خداوند گوش فرا دهيم:

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ)[3].

[1]- سوره مائده، آيه 55.

[2]- سوره توبه، آيه 18.

[3]- سوره توبه، آيه 71.


صفحه 21

«مردان و زنان مؤمن، برخى ولىّ و سرپرست برخى ديگر است، امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنند، نماز را برپا مى‌دارند، زكات را ادا مى‌نمايند و از خدا وپيامبرش اطاعت مى‌كنند.»

مطابق با آنچه از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است، كسى كه نماز را بطور عمدى ترك كند، از حزب مؤمنان خارج شده و با منافقان محشور خواهد شد، ايشان مى‌فرمايند:

«ولا تضيّعوا صلاتكم فإنّ من ضيّع صلاته حشره اللَّه مع قارون وفرعون وهامان، لعنهم اللَّه وأخزاهم، وكان حقّاً على اللَّه أن يدخله النار مع المنافقين‌

، فالويل لمن لم يحافظ على صلاته»[1].

«نماز خود را ضايع نسازيد (ترك نكنيد) پس كسى كه نمازش را ضايع سازد خدا او را با قارون و فرعون و هامان- خداوند آنان را لعنت كند و ذليل‌شان بگرداند- محشور مى‌كند، و خدا- براساس حق- او را همراه منافقين، در آتش وارد كند، پس واى بر كسى كه از نماز خود پاس نمى‌دارد.»

نماز، از جهت ديگر، بر تقواى انسان مى‌افزايد و برپا دارنده خود را از نيروى شهوات باز مى‌دارد. خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى‌ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ)[2].

«به يقين نماز انسان را از زشتى‌ها و گناه باز مى‌دارد.»

نماز، همچنين باعث محو شدن بديها و گناهان مى‌شود. خداوند فرموده است:

(إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ)[3].

[1]- بحارالانوار، ج 79، ص 202، ح 2.

[2]- سوره عنكبوت، آيه 45.

[3]- سوره هود، آيه 114.


صفحه 22

«حسنات و كارهاى نيك، سيّئات و بديها را از بين مى‌برد.»

شعار مؤمنان‌

نماز از شعائر الهى است كه «ارزشهاى ثابت» زندگى جامعه ايمانى را در خود خلاصه مى‌سازد، و بايد براى «متغيرات زندگى» كه از طريق «شورا» به «عرف و عقل» ارجاع داده شده نيز، قالب و چارچوب قرار گيرد. اين مطلب را ما از سخن خداوند مى‌آموزيم:

(وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى‌ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ)[1].

«و كسانى كه دعوت پروردگار خود را اجابت كردند و نماز را بر پا داشتند و امور مهمّ خود را با شورا سامان مى‌دهند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

و نيز اين سخن خداوند:

(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ)[2].

«آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما مردم را هدايت مى‌كنند و به آنان انجام كارهاى خير و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستش كنندگان ما بودند.»

نماز، محور اجتماع مؤمنان در روز عيد، و گردهمايى هفتگى آنان (در روز جمعه) است. مؤمنان در روز جمعه بر خوان با بركت نماز مى‌نشينند و از محور نماز به اداره شؤون اجتماعى و حل مشكلات خود، مى‌پردازند

[1]- سوره شورى، آيه 38.

[2]- سوره انبياء، آيه 73.


صفحه 23

و از همين طريق در آن روز معيّن، خدا را نيز ياد مى‌كنند واز ذكر او غافل نمى‌شوند.

خداوند مى‌فرمايد:

(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى‌ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! زمانى كه در روز جمعه براى نماز ندا داده مى‌شود، به ياد خدا بشتابيد و دادوستد را ترك گوييد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.»

خشوع در نماز

خشوع در نماز، نشانه كمال ايمان است. معناى خشوع- آنچنانكه از آيه ذيل فهميده مى‌شود- اين است كه نمازگزار را، تجارت و دادوستد، از ياد خدا غافل نگرداند، پس وقتى نمازگزار در برابر خداوند به نماز مى‌ايستد، نبايد به مصالح و منافع خود و هر آنچه او را از ياد خدا غافل مى‌كند، بينديشد، و اين از شرايط «خانه‌هاى ذكر» است؛ خانه‌هايى كه خداوند مقام آنها را والا و رفيع داشته و آنها را چراغدان نور خود قرار داده است.

خداوند بعداز آيه معروف نور مى‌فرمايد:

(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ* رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)[2].

« (نور خداوند) در خانه‌هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده آنها بالا روند و نام‌

[1]- سوره جمعه، آيه 9.

[2]- سوره نور، آيات 36- 37.


صفحه 24

خدا در آنها برده مى‌شود و صبح و شام در آنها تسبيح او مى‌گويند* مردانى كه نه تجارت و نه معامله‌اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‌كند. آنها از روزى مى‌ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى‌شوند.»

نماز معراج مؤمن به سوى خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه توجّه به خدا مى‌باشد. نماز شرط رستگارى و سرچشمه فضيلتهاى ايمانى است. خداوند مى‌فرمايد:

(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ)[1].

«به يقين مؤمنان رستگار هستند، همان كسانى كه در نماز خود، خشوع دارند.»

برپا داشتن نماز

حفظ و پاس داشتن نماز بدين معنى است كه به بجاى آوردن آن در اوقاتش و با شرايط و آدابش، اهتمام ورزيده شود و همين اهتمام، از نشانه‌هاى ايمان به خدا و روز قيامت است.

خداوند مى‌فرمايد:

(وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى‌ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ)[2].

«آنها كه به آخرت ايمان دارند، به آن ايمان مى‌آورند، و بر نمازهاى خويش مراقب مى‌كنند.»

نماز، پنجره‌اى است كه مؤمن از طريق آن به جهان وسيع و گسترده غيب مى‌نگرد. نماز؛ نيايش، ذكر، اخلاص و ياد خدا است و همه اينها حقايق غيبى هستند، و لذا كسانى كه از خداوند در نهان مى‌ترسند، همانها

[1]- سوره مؤمنون، آيات 1 و 2.

[2]- سوره انعام، آيه 92.