بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 185

«نهى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله أن يصلّي الرجل في المقابر والطرق والأودية ومرابط الإبل وعلى ظهر الكعبة»[1].

«پيامبر خدا منع كرد از اينكه كسى در قبرستانها، راهها، آسيابها، درّه‌ها، طويله‌هاى شتران و بر بام كعبه نماز بخواند.»

10- كراهت ايستادن در مقابل تصاوير

محمّد بن مسلم مى‌گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم كه نماز مى‌خوانم در حاليكه در جلو روى من تصاويرى است كه من به سوى آنها نگاه مى‌كنم؟ امام فرمود:

«لا،

اطرح عليها ثوباً ولا بأس بها إذا كانت عن يمينك أو شمالك أو خلفك أو تحت رجلك أو فوق رأسك، وإن كانت في القبلة فألقِ عليها ثوباً وصلِّ»[2].

«نه، پارچه‌اى روى آنها بينداز امّا اگر در طرف راست يا چپ يا پشت سر يا زير پا و يا بالاى سر تو باشد اشكال ندارد و اگر در جهت قبله باشد، پارچه‌اى روى آنها بينداز و نماز بخوان.»

11- خانه‌اى كه در آن سگ باشد

امام صادق عليه السلام فرمود:

«لا يصلّى في دار فيها كلب، إلّاأن يكون كلب صيد واغلقت دونه باباً فلا

بأس، فإنّ الملائكة لا تدخل بيتاً فيه كلب، ولا بيتاً فيه تماثيل، ولا بيتاً فيه بول مجموع في آنية»[3].

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 25، ابواب مكان المصلّي، ص 453، ح 2.

[2]- همان، باب 32، ص 461، ح 1.

[3]- همان، باب 33، ص 465، ح 4.


صفحه 186

«در خانه‌اى كه سگ وجود دارد، نماز خوانده نمى‌شود، مگر اينكه سگ شكارى باشد و درب را بر آن ببندى كه دراين صورت اشكال ندارد. فرشتگان در خانه‌اى كه سگ باشد و همچنين در خانه‌اى كه در آن تصاوير و عكس وجود داشته باشد يا در خانه‌اى كه در آن بول در يك ظرف جمع شده باشد، وارد نمى‌شوند.»

12- نماز در حمّام‌

از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه نماز در حمام چگونه است؟ امام فرمود:

«إذا كان موضعاً نظيفاً فلا بأس»[1].

«اگر جاى پاكيزه و تميزى باشد، اشكال ندارد.»

13- نماز در راه‌

امام رضا عليه السلام فرمود:

«كلّ طريق يُوطأ ويتطرّق، كانت فيه جادّة أم لم تكن، لا ينبغي الصلاة فيه».

«هر راهى كه زير پاى و محلّ رفت و آمد است، چه جاده (راه عمومى) از آنجا باشد يا نباشد، نماز در آنجا شايسته نيست.»

راوى پرسيد: پس در كجا نماز بخوانم؟ امام عليه السلام فرمود:

«يمنة ويسرة»[2].

«كمى به طرف راست پا چپ راه نماز بخوان.»

14- نماز در برابر آتش‌

امام صادق عليه السلام فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 34، ابواب مكان المصلّي، ص 466، ح 1.

[2]- همان، باب 19، ص 445، ح 3.


صفحه 187

«لا يصلّي الرجل وفي قبلته نار أو حديد».

«در جايى كه در پيش روى شخص، آتش يا آهن قرار داشته باشد، نبايد نماز بخواند.»

راوى مى‌گويد: آيا اگر در مقابل او آتشدانى از مِس قرار داشته باشد نماز بخواند؟ فرمود:

«نعم، فإن كان فيها نار فلا يصلّي حتى ينحّيها عن قبلته.

«بلى. ولى اگر در آن آتشدان، آتش باشد، نماز نخواند مگر اينكه آن را از طرف قبله خود دور كند.»

از امام سؤال شد درباره كسى كه نماز مى‌خواند و در مقابل او چراغى آويزان باشد كه در آن آتش باشد؟ فرمود:

«إذا ارتفع كان أشرّ، لا يصلّي بحياله»[1].

«اگر آن چراغ، در بلندى قرار گيرد، بدتراست، رو به روى آن نماز خوانده نشود.»

همچنين روايت شده كه امام صادق عليه السلام فرمود:

«لا بأس به، لأنّ الذي يصلّي له أقرب إليه من ذلك»[2].

«اشكال ندارد زيرا كسى كه اين شخص براى او (خداوند) نماز مى‌خواند، نزديكتر از آن چراغ به اواست.»

15- اشكال ندارد

على بن جعفر از برادرش امام موسى بن جعفر پرسيد:

- درباره شخصى كه نماز مى‌خواند و در پيش روى او تاك انگور قرار

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 30، ابواب مكان المصلّي، ص 459، ح 2.

[2]- همان، ح 3.


صفحه 188

دارد كه ميوه دارد؟ فرمود:

«اشكال ندارد.»

- درباره كسى كه نماز مى‌گزارد و در مقابل او درخت خرما با ميوه‌اش قرار دارد؟ فرمود:

«اشكال ندارد.»

- درباره مردى كه نماز مى‌خواند و در برابر او مقدارى گل وجود دارد؟

فرمود:

«اشكال ندارد.»

- درباره شخصى كه نماز مى‌خواند و در برابر او جالباسى قرار دارد كه لباس روى آن آويزان است؟ فرمود:

«اشكال ندارد.»

- درباره فردى كه در برابر او سير يا پياز قرار دارد آيا مى‌تواند نماز بگزارد؟ فرمود:

«اشكال ندارد.»

- درباره اينكه آيا انسان مى‌تواند بر روى علف روييده در زمين نماز بخواند؟ فرمود:

«اگر پيشانى را بر زمين بچسپاند اشكال ندارد.»

- درباره نماز بر روى گياهان و چمن در حاليكه به زمين خشك دسترسى دارد؟ فرمود:

«اشكال ندارد.[1]»

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 37، ابواب مكان المصلّي، ص 467، ح 1.


صفحه 189

6- احكام و آداب مسجد

حديث شريف‌

1- پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

«من بنى مسجداً في الدنيا أعطاه اللَّه بكلّ شبر منه مسيرة أربعين ألف عام؛ مدينة من ذهب وفضّة ودرّ وياقوت وزمرّد وزبرجد ولؤلو...»[1].

«اگر كسى در دنيا مسجدى بنا كند، خداوند در مقابل هر وجب از آن، به اندازه مسير چهل هزار سال را، شهرى از طلا، نقره، دُرّ، ياقوت، زُمُرُّد، زبرجد و مرواريد به وى مى‌بخشد.»

2- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«لا صلاة لجار المسجد إلّافي مسجده»[2].

«براى همسايه مسجد، نمازى نيست مگر در مسجدش.»

3- امام على عليه السلام فرمود:

«لا صلاة لمن لم يشهد الصلوات المكتوبات من جيران المسجد إذا كان‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 8، ابواب احكام المساجد، ص 486، ح 4.

[2]- همان، باب 2، ص 478، ح 1.


صفحه 190

فارغاً صحيحاً»[1].

«نمازى نيست براى كسى كه همسايه مسجد است و وقت دارد و سالم است ولى نمازهاى واجب را در مسجد حاضر نمى‌شود.»

4- زريق مى‌گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام فرمود:

«من صلّى في بيته جماعة رغبة عن المسجد فلا صلاة له ولا لمن صلّى معه إلّا مع علّة تمنع من المسجد»[2].

«كسى كه به عنوان اعراض از مسجد، در خانه خود، نماز را به جماعت بخواند، براى او و براى كسى كه با او نماز خوانده است، نمازى نيست مگر به جهت علّتى (مرضى) كه مانع از رفتن به مسجد، شده باشد.»

5- امام صادق عليه السلام فرمود:

«ثلاثة يشكون إلى للَّه‌عزّ وجلّ: «مسجد خراب لا يُصلّي فيه أهله، وعالم بين جهّال، ومصحف معلّق قد وقع عليه الغبار لا يُقرأ فيه»[3].

«سه چيز به نزد خداوند متعال شكايت مى‌كنند: مسجدى كه خراب شده و اهل محل در آن نماز نمى‌خوانند، دانشمندى كه در بين نادانان واقع شده، و قرآنى كه گرد و غبار آن را فراگرفته و كسى آن را تلاوت نمى‌كند.»

6- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«من مشى إلى مسجد من مساجد اللَّه، فله بكلّ خطوة خطاها حتى يرجع إلى منزله عشر حسنات، ومُحي عنه عشر سيّئات، ورُفع له عشر درجات»[4].

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 2، ابواب احكام المساجد، ح 3.

[2]- همان، باب 2، ص 420، ح 10.

[3]- همان، باب 5، ص 483، ح 1.

[4]- همان، باب 4، ص 483، ح 3.


صفحه 191

«كسى كه بسوى مسجدى از مساجد خداوند گام برمى‌دارد، خداوند در مقابل هر گامى كه او برمى‌دارد تا زمانى كه به منزلش برمى‌گردد، ده حسنه براى او قرار مى‌دهد وده سيّئه را از پرونده اعمال او محو مى‌كند و ده درجه، مقام او را بالا مى‌برد.»

7- بازهم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«الجلوس في المسجد انتظار الصلاة عبادة»

«نشستن در مسجد به انتظار نماز، عبادت است.»

و:

«من كان القرآن حديثه، والمسجد بيته، بنى اللَّه تعالى له بيتاً في الجنة

، ودرجة دون الدرجة الوسطى»[1].

«كسى كه تلاوت قرآن، سخن او و مسجد، خانه او باشد، خداوند متعال، خانه‌اى در بهشت براى او بنا مى‌كند و براى او درجه‌اى نزديك به درجه وسطى قرار مى‌دهد.»

8- امام حسن عليه السلام فرمود:

«سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقول: من أدمن الاختلاف إلى المساجد أصاب أخاً مستفاداً في اللَّه عزّ وجلّ، أو علماً مستطرفاً، أو كلمة تدلّه على هدى، واخرى تصرفه عن الردى، أو رحمة منتظرة، أو ترك الذنب حياءً أو خشية»[2].

«از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‌فرمود: كسى كه رفت و آمد به مسجد را ادامه بدهد، دست پيدا مى‌كند به: برادرى كه در راه خدا از او استفاده مى‌شود، يا به دانش جديد، يا به سخنى كه او را بسوى هدايت راهنمايى كند، يا به سخن ديگرى كه او را از هلاكت باز دارد، يا به رحمت مورد انتظار مى‌رسد، يا گناه را از باب شرم و حياء يا از ترس، ترك مى‌كند.»

9- امام باقر عليه السلام فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 4، ابواب احكام المساجد، ص 483، ح 3.

[2]- همان، ح 10.


صفحه 192

«إذا دخلت المسجد وأنت تريد أن تجلس فلا تدخله إلّاطاهراً، وإذا دخلته فاستقبل القبلة، ثمّ ادع اللَّه وسله، وسمِّ حين تدخله، واحمد اللَّه وصلِّ على النبيّ صلى الله عليه و آله»[1].

«هنگامى كه وارد مسجد شدى در حاليكه مى‌خواستى در آنجا بنشينى، وارد نشو مگر اينكه با طهارت باشى، و بعداز آنكه وارد شدى، روبه قبله كن، سپس خدا را دعا كن و از او مسألت نما، و هنگام وارد شدن، نام خدا را ببر و ستايش او را بجا آور و به پيامبر صلى الله عليه و آله درود بفرست.»

10- امام معصوم عليه السلام فرمود:

«الفضل في دخول المسجد أن تبدأ برجلك اليمنى إذا دخلت، وباليسرى إذا خرجت»[2].

«فضيلت ورود به مسجد اين است كه وقت وارد شدن، اوّل پاى راست را و هنگام خارج شدن اوّل پاى چپ را بگذارى.»

11- ابوذرّ (رضوان اللَّه تعالى عليه) فرمود: بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم در حاليكه آن‌حضرت در مسجد نشسته بود. پس به من فرمود:

«إنّ للمسجد تحيّة».

«اى ابوذرّ! مسجد هم تحيّتى دارد.»

عرض كردم: تحيّت مسجد چيست؟ فرمود:

«ركعتان تركعهما»[3].

«دو ركعت نماز...»

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 39، ابواب احكام المساجد، ص 516، ح 2.

[2]- همان، باب 40، ص 517، ح 2.

[3]- همان، باب 42، ص 518، ح 1.