بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 77

«... ستونى را مى‌گيريد كه طول آن سه وجب باشد و اگر زيادتر باشد، بهتر (واضح‌تر) است. اين ستون در محلّى نصب شود. پس تا زمانى كه مى‌بينى سايه آن در حال كم شدن است، هنوز زوال نشده است، پس اگر بعداز آنكه سايه به آخرين حدّ كاهش رسيد، دوباره فزونى يافت، خورشيد زوال يافته است.»

تفصيل احكام‌

زوال در اصطلاح به معناى «مايل شدن خورشيد از وسط آسمان به سمت مغرب» است و مى‌توان فرارسيدن زوال را با «ساعت آفتابى»[1]كه توسط آن، ظهر حقيقى تعيين مى‌شود، تشخيص داد.

تعيين اوقات نوافل ظهر و عصر و اوقات فضيلت آن دو با معيار سايه پديد آمده بعداز زوال، صورت مى‌گيرد، زيرا اگر سايه شاخص‌[2]در وقت زوال مثلًا سه قدم بوده، بعداز زوال اين سايه بار ديگر امتداد و افزايش مى‌يابد. پس زمانى كه مجموع طول سايه به پنج قدم رسيد (سه قدم اصلى‌

[1]- ساعت آفتابى اين است كه در يك سطح كاملًا هموار، شاخص معتدل و راست با زواياى قائمه، نصب‌شود. با بر آمدن آفتاب، اين شاخص يك سايه طولانى به سمت مغرب دارد و هر چند آفتاب از مشرق به سمت وسط آسمان بالا مى‌آيد، سايه شاخص رو به كاهش مى‌رود تا اينكه در برخى از مناطق استوائى، اين سايه بطور كامل از بين مى‌رود، و در ديگر مناطق به كمترين حدّ خود مى‌رسد. با از بين رفتن كامل سايه يا رسيدن آن به كمترين حدّ خود، خورشيد به وسط آسمان رسيده است. و از لحظه بعدى كه سايه براى بار دوّم ظهور مى‌كند (در حالت اوّل يعنى آنجا كه كاملًا سايه از بين رفته است) يا مجدّداً رو به سمت مشرق، زيادتر مى‌شود (در حالت دوّم يعنى آنجا كه به كمترين درجه خود رسيده است) زوال خورشيد تحقّق يافته، يعنى خورشيد از وسط آسمان به سوى مغرب مايل شده و ظهر شرعى تحقّق يافته است.

[2]- منظور از شاخص در كتابهاى فقهى غالباً چيزى است كه به اندازه طول قامت انسان متوسط و يا به‌حسب مقياسهاى عرفى قديم، مساوى هفت قدم يا سه ذراع و نيم باشد.


صفحه 78

در موقع زوال و دو قدم زياد شده بعداز زوال) آخر وقت فضيلت ظهر و نوافل آن خواهد بود، و اگر مجموع طول سايه به هفت قدم رسيد (سه قدم اصلى در موقع زوال و چهار قدم جديد بعداز زوال) پايان وقت فضيلت نماز عصر و نافله آن خواهد بود.


صفحه 79

دوّم- وقت نمازهاى مغرب و عشاء

حديث شريف‌

1- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:

«وقت المغرب إذا غربت الشمس فغاب قرصها»[1]

. «وقت نماز مغرب زمانى است كه خورشيد غروب كند و قرص آن از نظرها ناپديد شود.»

2- امام صادق عليه السلام در روايت ديگر مى‌فرمايد:

«إذا غابت الشمس فقد حلّ الإفطار ووجبت الصلاة، وإذا صلّيت المغرب فقد دخل وقت العشاء الآخرة إلى انتصاف الليل»[2]

. «وقتى خورشيد غروب كرد، افطار، جايز و نماز، واجب مى‌شود، و موقعى كه نماز مغرب را گزاردى، وقت نماز عشاء فرامى‌رسد كه تا نيمه شب ادامه دارد.»

3- شهاب بن عبد ربّه مى‌گويد: امام صادق عليه السلام به او فرمود:

«يا شهاب، انّي احبّ إذا صلّيت المغرب أن أرى في السماء كوكباً»[3]

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، باب 16، ابواب المواقيت، ص 130، ح 16.

[2]- همان، ح 19.

[3]- همان، ص 128، ح 9.


صفحه 80

«اى شهاب! من دوست دارم وقتى نماز مغرب را به جا مى‌آورم ستاره‌اى را در آسمان ببينم.»

4- اسماعيل بن جابر مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام درباره وقت مغرب پرسيدم، فرمود:

«ما بين غروب الشمس إلى سقوط الشفق»[1]

. «ما بين غروب خورشيد تا سقوط (پايين آمدن) شفق.»

5- نيز امام صادق عليه السلام فرمود:

«إذا غابت الشمس فقد دخل وقت المغرب حتى يمضي مقدار ما يصلّي المصلّي ثلاث ركعات، فإذا مضى ذلك فقد دخل وقت المغرب والعشاء الآخرة حتى يبقى من انتصاف الليل مقدار ما يصلّي المصلّي أربع ركعات، وإذا بقي مقدار ذلك فقد خرج وقت المغرب وبقي وقت العشاء إلى انتصاف الليل»[2].

«موقعى كه خورشيد غروب كرد، وقت نماز مغرب فرارسيده است تا اينكه به اندازه خواندن سه ركعت نماز، سپرى شود و بعداز آن وقت مغرب و عشاء فرارسيده است تا اينكه به نيمه شب به اندازه چهار ركعت نماز، وقت باقى بماند. كه در آن صورت، وقت مغرب پايان يافته و وقت عشاء تا نيمه شب باقى مانده است.»

6- امام صادق عليه السلام فرمود:

«... وأوّل وقت العشاء ذهاب الحمرة، وآخر وقتها إلى غسق الليل، يعني نصف الليل»[3].

«... اوّل وقت عشا، رفتن سرخى شفق و آخر وقت آن تا غسق يعنى تا نيمه شب است.»

[1]- وسائل الشيعة، ج 3، كتاب الصلاة، باب 16، ابواب المواقيت، ص 133، ح 29.

[2]- همان، ج 3، ب 17، ص 134، ح 4.

[3]- همان، ص 135، ح 6.


صفحه 81

تفصيل احكام‌

1- وقت نمازهاى مغرب و عشاء، از سقوط و غروب قرص خورشيد تا نيمه شب است.

2- وقت اختصاصى مغرب، از اوّل وقت است تا موقعى كه به اندازه اداى سه ركعت نماز (در حضر و سفر) از اوّل وقت سپرى شود.

3- امّا وقت اختصاصى عشا، به اندازه اداى نماز عشا از آخر وقت است، يعنى به اندازه چهار ركعت نماز براى حاضر و دو ركعت نماز براى مسافر.

امّا بين وقت اختصاصى مغرب (از اوّل وقت) و وقت اختصاصى عشا (از آخر وقت) وقت مشترك هر دو است ولى بايد نماز مغرب قبل از عشاء بجا آورده شود. آنچه گفتيم وقت اختيارى مغرب و عشا يعنى در غير حالات اضطرارى است.

4- مغرب و عشا، وقت اضطرارى هم دارند كه تا طلوع فجر ادامه دارد.

مضطرّ مانند كسى است كه خواب بر او غلبه كرده يا نماز را فراموش كرده تا اينكه وقت از نيمه شب گذشته باشد يا مانند زن حائضى كه بعداز نيمه شب پاك مى‌شود. بهتر اين است كه شخص مضطرّ نه نيّت ادا كند و نه نيّت قضا.

5- كسى كه بطور عمد نماز مغرب و عشا يا يكى از آن دو را تا بعداز نيمه شب به تأخير بيندازد، اقوا آن است كه وقت او تا طلوع فجر امتداد مى‌يابد ولى باز هم نه قصد ادا كند و نه قصد قضا. البتّه او از جهت اينكه نماز را عمداً به تأخير انداخته است، گنهكار مى‌باشد.

6- وقت فضيلت نماز مغرب، از اوّل مغرب تا رفتن سرخى مغرب‌


صفحه 82

(شفق) مى‌باشد.

7- وقت فضيلت نماز عشا، از وقت رفتن سرخى مغرب (شفق)، يعنى بعداز وقت فضيلت نماز مغرب تا سپرى شدن يك‌سوم شب است.

8- اگر كسى از باب سهو، نماز عشا را قبل از مغرب و در وقت مشترك بجا آورد و بعد متوجّه اشتباهش شود، نماز او صحيح بوده و واجب است نماز مغرب را بعداز آن بجا آورد.

وقت نماز مغرب و عشا را چگونه تشخيص بدهيم؟

حديث شريف‌

1- امام رضا عليه السلام فرمود:

«اوّل وقت المغرب سقوط القرص، وعلامة سقوطه أن يسودّ افق المشرق»

. «اوّلين وقت مغرب، غروب قرص خورشيد است و علامت غروب قرص اين است كه افق مشرق سياه شود.»

و در جاى ديگر فرمود:

«وقت المغرب سقوط القرص إلى مغيب الشفق- إلى أن قال-: والدليل على غروب الشمس ذهاب الحمرة من جانب المشرق...»[1]

. «وقت نماز مغرب، از سقوط قرص (خورشيد) تا غروب شفق است. [شفق يعنى:

سرخى مغرب‌] تا اينكه فرمود: دليل غروب خورشيد، از بين رفتن سرخى از جانب مشرق است.»

2- امام باقر عليه السلام فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، كتاب الصلاة، باب 13، ابواب المواقيت، ح 3.


صفحه 83

«إذا غابت الحمرة من هذا الجانب، يعني من المشرق، فقد غابت الشمس من شرق الأرض وغربها»[1].

«هنگامى كه سرخى از اين سمت يعنى از مشرق برود، خورشيد از شرق و غرب زمين، پنهان شده است.»

3- عمر بن حنظله از امام صادق عليه السلام پرسيد كه: ما زوال خورشيد را در روز تشخيص مى‌دهيم امّا در شب چه كار كنيم؟ امام عليه السلام فرمود:

«لليل زوال كزوال الشمس»

. «شب هم مانند خورشيد زوال دارد.»

گفت: زوال شب را چگونه تشخيص بدهيم؟ امام عليه السلام فرمود:

«بالنجوم إذا انحدرت»[2].

«توسط ستاره‌ها در موقعى كه به سوى مغرب مايل شوند.»

تفصيل احكام‌

1- برخى از فقها مى‌گويند: مغرب با رفتن سرخى مشرق و منحرف شدن آن از سمت بالاى سر به سوى مغرب است. سرخى مشرق، سرخى‌اى است كه در هنگام غروب خورشيد، در سمت مشرق آسمان ظاهر مى‌شود. ولى اقوا اين است كه سقوط و پنهان شدن قرص خورشيد براى تحقّق وقت غروب كفايت مى‌كند، امّا از بين رفتن و منحرف شدن سرخى مشرق از وسط آسمان، علامتى است كه با آن مى‌توانيم به تحقّق مغرب يقين پيدا كنيم. اگرچه احوط اين است كه بايد انتظار كشيد تا

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 16، ابواب المواقيت، ص 126، ح 1.

[2]- همان، باب 55، ص 198، ح 1.


صفحه 84

سرخى مشرق زايل شود.

2- امّا نيمه شب كه آخرين وقت نماز عشاء است، بوسيله ستاره‌ها تشخيص داده مى‌شود زيرا ستاره‌هايى كه در اوّل مغرب طلوع كرده‌اند، اگر از دايره نصف النهار مايل شدند، شب به نيمه رسيده است. راه آسانتر و دقيق‌تر هم اين است كه: نيمه شب، همان نيم وقت بين غروب خورشيد و طلوع آن در روز بعدى است و برخى هم گفته‌اند: نيمه شب، نيم وقت بين غروب خورشيد و طلوع فجر است.