بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 99

كه از سردى يا بيمارى و مانند آن مى‌ترسد نيز مقدّم داشتن نماز شب جايز است، ولى بهتر اين است كه در نيمه شب و بهتر از آن، در سحر انجام شود.


صفحه 100

سنن و آداب وقت‌

حديث شريف‌

1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«إذا زالت الشمس فتحت أبواب السماء وأبواب الجنان واستجيب الدعاء

، فطوبى لمن رفع له عند ذلك عمل صالح»[1].

«زمانى كه خورشيد زوال يابد، درهاى آسمان و بهشت گشوده مى‌شود و دعا مستجاب مى‌گردد. پس خوشا به حال كسى كه در آن هنگام عمل صالحى براى او بالا رود (و در پرونده اعمال او ثبت شود).»

2- امام صادق عليه السلام فرمود:

«العصر على ذراعين، فمن تركها حتى تصير على ستّة أقدام فذلك المضيِّع»[2].

«وقت عصر، به دو ذراع رسيدن سايه است. پس كسى كه آن را ترك كند تا اينكه سايه شش قدم شود، او ضايع كننده نماز حساب مى‌شود.»

3- از امام باقر عليه السلام سؤال شد درباره مردى كه بدون طهارت نماز بخواند

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 12، ابواب المواقيت، ص 121، ح 2.

[2]- همان، باب 9، ص 111، ح 2.


صفحه 101

يا نمازهايى را فراموش كند يا در خواب بماند. امام عليه السلام فرمود:

«يقضيها إذا ذكرها، في أي‌ساعة ذكرها من ليل أو نهار»[1].

«هر وقت به ياد بياورد، در هر ساعتى از شب و روز، قضا كند.»

4- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نهى عن الصلاة عند طلوع الشمس وعند غروبها وعند استوائها»[2].

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نهى كرد از نماز خواندن در هنگام طلوع خورشيد و غروب خورشيد و در هنگامى كه خورشيد بالا مى‌آيد.»

5- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله جمع بين الظهر والعصر بأذان وإقامتين، وجمع بين المغرب والعشاء من غير علّة بأذان واحد وإقامتين»[3].

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نماز ظهر و عصر را جمعاً با يك اذان و دو اقامه باهم بجا آورد، مغرب و عشاء را نيز جمعاً و بدون علّت و عذر با يك اذان و دو اقامه بجا آورد.»

تفصيل احكام‌

1- مبادرت به نماز و تعجيل در اقامه آن در اوّل وقت فضيلت وبه تأخير نينداختن آن بدون عذر، استحباب مؤكّد دارد، و همچنين بعداز فوت وقت فضيلت، باز هم تعجيل در آن مستحبّ است وهرچه نماز به اوّل وقت، نزديكتر باشد بهتر است.

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 57، ابواب المواقيت، ص 199، ح 1.

[2]- همان، باب 38، ص 171، ح 6.

[3]- همان، باب 32، ص 160، ح 1.


صفحه 102

2- از استحباب در تعجيل نماز، موارد و حالات زير استثنا شده است:

الف- به تأخير انداختن نماز صبح و ظهر و عصر از اوّل وقت، براى كسى كه بخواهد نافله‌هاى آنها را قبل از آنها بخواند.

ب- به تأخير انداختن فريضه حاضر براى بجا آوردن قضاى نماز فوت شده در صورتيكه از فوت وقت فضيلت براى فريضه حاضر، خوف نداشته باشد.

ج- زمانى كه اقبال (و آمادگى كافى) براى شروع به نماز نداشته باشد پس به تأخير بيندازد تا اين حالت فراهم شود.

د- براى انتظار برپا شدن نماز جماعت نسبت به امام جماعت.

ه- به تأخير انداختن نماز مغرب نسبت به روزه دارى كه علاقه به افطار دارد يا كسى ديگر بر سفره افطار، منتظر او است.

و- مسافرى كه عجله دارد.

3- جمع بين دو نماز ظهر و عصر و همچنين مغرب و عشاء با يك اذان و دو اقامه اشكال ندارد، ولى مستحبّ است كه بين دو نماز مشترك در وقت، فاصله زمانى هر چند به مقدار اداى نوافل و تعقيبات، گذاشته شود.

4- مستحبّ است در هنگام زوال خورشيد، به تسبيح و دعا و عمل صالح مشغول باشد.

5- تأخير نماز عصر تا آن وقت كه سايه شاخص بعداز زوال به شش قدم برسد، كراهت دارد.

6- مبادرت در قضاى واجبات فوت شده مستحبّ است زيرا فوت فريضه، به هر دليلى باشد، سهل انگارى، مسامحه و تعلّل در قضاى آن را توجيه نمى‌كند.


صفحه 103

7- انتخاب اوقات ذيل براى انجام نمازهاى مستحبّى ابتدايى‌[1]كراهت دارد.

الف- بعداز نماز صبح تا طلوع خورشيد.

ب- بعداز نماز عصر تا غروب خورشيد.

ج- از هنگام طلوع خورشيد تا پخش و پهن شدن نور آن.

د- از هنگام بالا آمدن آفتاب تا زوال.

ه- در هنگام غروب خورشيد.

[1]- نمازهاى مستحب بر سه قسم مى‌باشد:

1- نوافل يوميّه كه داراى وقت خاصى هستند.

2- نمازهاى مستحبّ كه در روايات به جهت علل معيّنى مانند زيارت و غيره وارد شده‌اند.

3- نمازهايى كه نصّ معيّنى در مورد آنها وارد نشده ولى از باب اينكه نماز وسيله تقرّب هر پرهيزكارى است به خداوند، بجا آورده مى‌شود. اين قسم سوّم نمازهاى مستحبّى، ابتدائى (مبتدأة) ناميده مى‌شود.


صفحه 104

حكمت اوقات نماز

گاهى در ذهن اين سؤال پديد مى‌آيد كه حكمت تقسيم نمازهاى يوميّه به اوقات خاص معروف چيست؟

امام رضا عليه السلام در يك حديث طولانى به اين سؤال پاسخ داده و علل تقسيم اوقات را بيان مى‌فرمايد. امام عليه السلام درباره اوقات نمازهاى پنجگانه مى‌فرمايد:

«إنّما جُعلت الصلاة في هذه الأوقات، ولم تقدّم ولم تؤخّر لأنّ الأوقات المشهورة المعلومة التي تعمّ أهل الأرض فيعرفها الجاهل والعالم أربعة:

- غروب الشمس، مشهور معروف تجب عنده المغرب.

- وسقوط الشفق (أي‌الحمرة المغربية)، مشهور معلوم تجب عنده العشاء.

- وطلوع الفجر، مشهور معلوم تجب عنده الغداة.

- وزوال الشمس، مشهور معلوم تجب عنده الظهر.

ولم يكن للعصر وقت معلوم مشهور مثل هذه الأوقات الأربعة، فجعل وقتها عند الفراغ من الصلاة التي قبلها.

وعلّة اخرى: إنّ اللَّه عزّ وجلّ أحبّ أن يبدأ الناس في كلّ عمل أوّلًا بطاعته وعبادته، فأمرهم أوّل النهار أن يبدؤوا بعبادته ثمّ ينتشروا فيما أحبّوا من مرمّة


صفحه 105

دنياهم فأوجب صلاة الغداة عليهم.

فإذا كان نصف النهار وتركوا ما كانوا فيه من الشغل، وهو وقت يضع الناس فيه ثيابهم ويستريحون ويشتغلون بطعامهم وقيلولتهم، فأمرهم أن يبدؤوا أوّلًا بذكره وعبادته فأوجب عليهم الظهر، ثمّ يتفرّغوا لما أحبّوا من ذلك.

فإذا قضوا ظهرهم، وأرادوا الانتشار لآخر النهار، بدؤوا أيضاً بعبادته، ثمّ صاروا إلى ما أحبّوا من ذلك، فأوجب عليهم العصر، ثمّ ينتشرون فيما شاؤوا من مرمّة دنياهم.

فإذا جاء الليل ووضعوا زينتهم وعادوا إلى أوطانهم ابتدؤوا أوّلًا بعبادة ربّهم، ثمّ يتفرّغوا لما أحبّوا من ذلك، فأوجب عليهم المغرب.

فإذا جاء وقت النوم، وفرغوا ممّا كانوا به مشتغلين أحبّ أن يبدؤوا أوّلًا بعبادته وطاعته ثمّ يصيروا إلى ما شاؤوا أن يصيروا إليه من ذلك، فيكون قد بدؤوا في كلّ عمل بطاعته وعبادته، فأوجب عليهم العتمة، فإذا فعلوا ذلك لم ينسوه ولم يغفلوا عنه، ولم تقس قلوبهم، ولم تقل رغبتهم»[1].

«... نماز در اين اوقات قرار داده شده، نه پيش و نه پس از آن، زيرا اوقات و زمانهاى مشهور و معلوم كه همه اهل زمين را فرامى‌گيرد و همگى از جاهل و عالم، آنها را مى‌شناسند، چهار وقت است:

- غروب خورشيد، كه مشهور و معروف است و نماز مغرب در اين وقت واجب مى‌شود.

- سقوط شفق و از بين رفتن سرخى مغرب، كه مشهور و معلوم است و نماز عشاء در اين وقت واجب مى‌شود.

- طلوع فجر، كه مشهور و معلوم است و نماز صبح در اين وقت واجب مى‌شود.

[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 10، أبواب المواقيت، ص 117، ح 11.


صفحه 106

- زوال خورشيد، كه مشهور و معلوم است و نماز ظهر در اين وقت واجب مى‌شود.

براى نماز عصر، وقت معلوم و مشهور مانند اوقات چهارگانه فوق نيست و لذا وقت آن، بعداز فراغت از نماز قبل از آن قرار داده شده است.

علّت ديگر اين است كه خداوند متعال دوست دارد كه مردم هر كارى را با اطاعت و عبادت او آغاز كنند، و لذا دستور داده كه اوّل روز را با عبادت او آغاز نمايند و سپس براى تأمين زندگى دنيايى و تهيه مؤنه زندگى پراكنده شوند و بدين جهت نماز صبح را واجب كرده است.

موقعى كه روز، به نيمه رسيد و مردم كارهاى خود را تعطيل كردند واين وقتى است كه مردم، جامه از تن كشيده و به استراحت و خوردن غذا و خواب نيمروز (قيلوله) مى‌پردازند، خداوند دستور داده است كه اوّل به ذكر و عبادت او بپردازند و بعد به هرچه دوست دارند مشغول شوند و لذا نماز ظهر را واجب كرده است.

زمانى كه ظهر را گذراندند و خواستند براى آخر روز پراكنده شوند، باز هم بايد با عبادت او كار خود را آغاز نمايند و بعد به هرچه دوست دارند بپردازند و از اين رو نماز عصر را واجب كرده است كه بعداز آن، مردم به دنبال كسب و تأمين زندگى خود مى‌روند.

و هنگامى كه شب فرارسيد، و مردم زينت خود را از تن بيرون كردند و به وطن و كاشانه خود بازگشتند، در اين زمان باز هم بايد با عبادت پروردگار خود آغاز كنند و بعد به آنچه دوست دارند بپردازند و لذا مغرب را بر آنها واجب كرده است.

موقعى كه وقت خواب فرارسيد و از همه اشتغالات خود فارغ شدند باز خداوند دوست داشته است كه با عبادت و اطاعت او شروع كنند و بعد به آنچه خود مى‌خواهند بپردازند تا هر عملى را با اطاعت و عبادت او آغاز كرده باشند و بدين جهت نماز عشاء را واجب كرده است. وقتى كه بندگان اين عبادتها را انجام دادند، خدا را فراموش نمى‌كنند و از او غفلت نمى‌ورزند و دل آنان قساوت پيدا نمى‌كند و شوق و علاقه آنان به خداوند كم نمى‌شود.»