تفصيل احكام
1- وقت نافله ظهر، قبل از فريضه ظهر است پس از زوال خورشيد تا وقتى كه سايه به وجود آمده بعداز زوال، به اندازه دو قدم يا يك ذراع برسد.
2- وقت نافله عصر، بعداز زوال وبعداز فريضه ظهر است تا زمانى كه سايه به وجود آمده به اندازه چهار قدم يا دو ذراع برسد.
3- وقت نافله مغرب از هنگام اداى فريضه مغرب است تا از بين رفتن شفق يا سرخى مغرب. نافله مغرب، بعداز نماز مغرب خوانده مىشود.
4- وقت وتيره (نافله عشاء) بعداز نماز عشاء است و تا هر وقت كه وقت عشاء ادامه دارد، وتيره نيز وقت دارد، ولى بهتر اين است كه بعداز نماز عشاء، فوراً و بدون فاصله قابل توجّهى بجا آورده شود.
5- وقت نماز شب از نيمه شب تا طلوع فجر دوّم (فجر صادق) ادامه دارد، و بهتر اين است كه در سحر يعنى در يك سوّم آخر شب انجام شود وءهرچه به فجر نزديكتر باشد بهتر است.
6- وقت نافله نماز صبح، بين فجر اوّل و نمايان شدن سرخى مشرق است، و مىتوان آن را بر فجر نيز مقدّم داشت و با نماز شب يكجا بجا آورد.
7- نظريه مشهور بين فقها اين است كه نافلههاى نماز ظهر و عصر را در غير روز جمعه نمىتوان بر زوال خورشيد مقدّم داشت.
8- امّا در نماز شب جايز است كه قبل از نيمه شب هم انجام شود مخصوصاً براى مسافر و كسى كه براى او دشوار است كه بتواند در وقتش بجا آورد. و همچنين براى صاحبان عذر همچون شخص سالمند و كسى
كه از سردى يا بيمارى و مانند آن مىترسد نيز مقدّم داشتن نماز شب جايز است، ولى بهتر اين است كه در نيمه شب و بهتر از آن، در سحر انجام شود.
سنن و آداب وقت
حديث شريف
1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«إذا زالت الشمس فتحت أبواب السماء وأبواب الجنان واستجيب الدعاء
، فطوبى لمن رفع له عند ذلك عمل صالح»[1].
«زمانى كه خورشيد زوال يابد، درهاى آسمان و بهشت گشوده مىشود و دعا مستجاب مىگردد. پس خوشا به حال كسى كه در آن هنگام عمل صالحى براى او بالا رود (و در پرونده اعمال او ثبت شود).»
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«العصر على ذراعين، فمن تركها حتى تصير على ستّة أقدام فذلك المضيِّع»[2].
«وقت عصر، به دو ذراع رسيدن سايه است. پس كسى كه آن را ترك كند تا اينكه سايه شش قدم شود، او ضايع كننده نماز حساب مىشود.»
3- از امام باقر عليه السلام سؤال شد درباره مردى كه بدون طهارت نماز بخواند
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 12، ابواب المواقيت، ص 121، ح 2.
[2]- همان، باب 9، ص 111، ح 2.
يا نمازهايى را فراموش كند يا در خواب بماند. امام عليه السلام فرمود:
«يقضيها إذا ذكرها، في أيساعة ذكرها من ليل أو نهار»[1].
«هر وقت به ياد بياورد، در هر ساعتى از شب و روز، قضا كند.»
4- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نهى عن الصلاة عند طلوع الشمس وعند غروبها وعند استوائها»[2].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نهى كرد از نماز خواندن در هنگام طلوع خورشيد و غروب خورشيد و در هنگامى كه خورشيد بالا مىآيد.»
5- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله جمع بين الظهر والعصر بأذان وإقامتين، وجمع بين المغرب والعشاء من غير علّة بأذان واحد وإقامتين»[3].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نماز ظهر و عصر را جمعاً با يك اذان و دو اقامه باهم بجا آورد، مغرب و عشاء را نيز جمعاً و بدون علّت و عذر با يك اذان و دو اقامه بجا آورد.»
تفصيل احكام
1- مبادرت به نماز و تعجيل در اقامه آن در اوّل وقت فضيلت وبه تأخير نينداختن آن بدون عذر، استحباب مؤكّد دارد، و همچنين بعداز فوت وقت فضيلت، باز هم تعجيل در آن مستحبّ است وهرچه نماز به اوّل وقت، نزديكتر باشد بهتر است.
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 57، ابواب المواقيت، ص 199، ح 1.
[2]- همان، باب 38، ص 171، ح 6.
[3]- همان، باب 32، ص 160، ح 1.
2- از استحباب در تعجيل نماز، موارد و حالات زير استثنا شده است:
الف- به تأخير انداختن نماز صبح و ظهر و عصر از اوّل وقت، براى كسى كه بخواهد نافلههاى آنها را قبل از آنها بخواند.
ب- به تأخير انداختن فريضه حاضر براى بجا آوردن قضاى نماز فوت شده در صورتيكه از فوت وقت فضيلت براى فريضه حاضر، خوف نداشته باشد.
ج- زمانى كه اقبال (و آمادگى كافى) براى شروع به نماز نداشته باشد پس به تأخير بيندازد تا اين حالت فراهم شود.
د- براى انتظار برپا شدن نماز جماعت نسبت به امام جماعت.
ه- به تأخير انداختن نماز مغرب نسبت به روزه دارى كه علاقه به افطار دارد يا كسى ديگر بر سفره افطار، منتظر او است.
و- مسافرى كه عجله دارد.
3- جمع بين دو نماز ظهر و عصر و همچنين مغرب و عشاء با يك اذان و دو اقامه اشكال ندارد، ولى مستحبّ است كه بين دو نماز مشترك در وقت، فاصله زمانى هر چند به مقدار اداى نوافل و تعقيبات، گذاشته شود.
4- مستحبّ است در هنگام زوال خورشيد، به تسبيح و دعا و عمل صالح مشغول باشد.
5- تأخير نماز عصر تا آن وقت كه سايه شاخص بعداز زوال به شش قدم برسد، كراهت دارد.
6- مبادرت در قضاى واجبات فوت شده مستحبّ است زيرا فوت فريضه، به هر دليلى باشد، سهل انگارى، مسامحه و تعلّل در قضاى آن را توجيه نمىكند.
7- انتخاب اوقات ذيل براى انجام نمازهاى مستحبّى ابتدايى[1]كراهت دارد.
الف- بعداز نماز صبح تا طلوع خورشيد.
ب- بعداز نماز عصر تا غروب خورشيد.
ج- از هنگام طلوع خورشيد تا پخش و پهن شدن نور آن.
د- از هنگام بالا آمدن آفتاب تا زوال.
ه- در هنگام غروب خورشيد.
[1]- نمازهاى مستحب بر سه قسم مىباشد:
1- نوافل يوميّه كه داراى وقت خاصى هستند.
2- نمازهاى مستحبّ كه در روايات به جهت علل معيّنى مانند زيارت و غيره وارد شدهاند.
3- نمازهايى كه نصّ معيّنى در مورد آنها وارد نشده ولى از باب اينكه نماز وسيله تقرّب هر پرهيزكارى است به خداوند، بجا آورده مىشود. اين قسم سوّم نمازهاى مستحبّى، ابتدائى (مبتدأة) ناميده مىشود.
حكمت اوقات نماز
گاهى در ذهن اين سؤال پديد مىآيد كه حكمت تقسيم نمازهاى يوميّه به اوقات خاص معروف چيست؟
امام رضا عليه السلام در يك حديث طولانى به اين سؤال پاسخ داده و علل تقسيم اوقات را بيان مىفرمايد. امام عليه السلام درباره اوقات نمازهاى پنجگانه مىفرمايد:
«إنّما جُعلت الصلاة في هذه الأوقات، ولم تقدّم ولم تؤخّر لأنّ الأوقات المشهورة المعلومة التي تعمّ أهل الأرض فيعرفها الجاهل والعالم أربعة:
- غروب الشمس، مشهور معروف تجب عنده المغرب.
- وسقوط الشفق (أيالحمرة المغربية)، مشهور معلوم تجب عنده العشاء.
- وطلوع الفجر، مشهور معلوم تجب عنده الغداة.
- وزوال الشمس، مشهور معلوم تجب عنده الظهر.
ولم يكن للعصر وقت معلوم مشهور مثل هذه الأوقات الأربعة، فجعل وقتها عند الفراغ من الصلاة التي قبلها.
وعلّة اخرى: إنّ اللَّه عزّ وجلّ أحبّ أن يبدأ الناس في كلّ عمل أوّلًا بطاعته وعبادته، فأمرهم أوّل النهار أن يبدؤوا بعبادته ثمّ ينتشروا فيما أحبّوا من مرمّة
دنياهم فأوجب صلاة الغداة عليهم.
فإذا كان نصف النهار وتركوا ما كانوا فيه من الشغل، وهو وقت يضع الناس فيه ثيابهم ويستريحون ويشتغلون بطعامهم وقيلولتهم، فأمرهم أن يبدؤوا أوّلًا بذكره وعبادته فأوجب عليهم الظهر، ثمّ يتفرّغوا لما أحبّوا من ذلك.
فإذا قضوا ظهرهم، وأرادوا الانتشار لآخر النهار، بدؤوا أيضاً بعبادته، ثمّ صاروا إلى ما أحبّوا من ذلك، فأوجب عليهم العصر، ثمّ ينتشرون فيما شاؤوا من مرمّة دنياهم.
فإذا جاء الليل ووضعوا زينتهم وعادوا إلى أوطانهم ابتدؤوا أوّلًا بعبادة ربّهم، ثمّ يتفرّغوا لما أحبّوا من ذلك، فأوجب عليهم المغرب.
فإذا جاء وقت النوم، وفرغوا ممّا كانوا به مشتغلين أحبّ أن يبدؤوا أوّلًا بعبادته وطاعته ثمّ يصيروا إلى ما شاؤوا أن يصيروا إليه من ذلك، فيكون قد بدؤوا في كلّ عمل بطاعته وعبادته، فأوجب عليهم العتمة، فإذا فعلوا ذلك لم ينسوه ولم يغفلوا عنه، ولم تقس قلوبهم، ولم تقل رغبتهم»[1].
«... نماز در اين اوقات قرار داده شده، نه پيش و نه پس از آن، زيرا اوقات و زمانهاى مشهور و معلوم كه همه اهل زمين را فرامىگيرد و همگى از جاهل و عالم، آنها را مىشناسند، چهار وقت است:
- غروب خورشيد، كه مشهور و معروف است و نماز مغرب در اين وقت واجب مىشود.
- سقوط شفق و از بين رفتن سرخى مغرب، كه مشهور و معلوم است و نماز عشاء در اين وقت واجب مىشود.
- طلوع فجر، كه مشهور و معلوم است و نماز صبح در اين وقت واجب مىشود.
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، باب 10، أبواب المواقيت، ص 117، ح 11.