«إن شكّ في الركوع بعدما سجد فليمض، وإن شكّ في السجود بعد ما قام فليمض. كلّ شيء فيه ممّا قد جاوزه ودخل في غيره فليمض عليه»[1].
«اگر بعد از سجده در ركوع خود، شك كند، بگذرد (به شك خود اعتنا نكند) واگر بعد از آنكه ايستاد، در سجده خود شك كند، بگذرد (وبه شك اعتنا نكند) وهر چيزى كه در آن شك شود در حاليكه وقت ومحل آن گذشته وانسان به كار ديگرى مشغول شده باشد، به آن شك اعتنا نمىشود واز آن بايد بگذرد.»
19- بازهم امام باقر عليه السلام فرمود:
«المرأة إذا قامت في الصلاة جمعت بين قدميها، وتضمّ يديها إلى صدرها لمكان ثدييها، فإذا ركعت وضعت يديها فوق ركبتيها على فخذيها لئلا تطأطأ كثيراً فترتفع عجيزتها»[2].
«زن هنگاميكه به نماز ايستاد، پاهايش را جفت مىكند وبهم مىچسباند، ودستهايش را روى سينه در محل پستانهايش، به همديگر مىچسباند، وهنگاميكه به ركوع رفت، دستهايش را در محلى بالاتر از زانوهايش، برروى رانهايش مىگذارد تا خيلى زياد خم نشود كه عقبش بالارود.»
20- بريد عجلى روايت مىكند:
قلت لأبي جعفر عليه السلام: أيّهما أفضل في الصلاة؛ كثرة القرآن أو طول اللبث في الركوع والسجود في الصلاة؟ فقال: «كثرة اللبث في الركوع والسجود في الصلاة أفضل، أما تسمع لقول اللَّه عزّ وجلّ:
(فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ)
إنّما عنى بإقامة الصلاة، طول اللبث في الركوع والسجود.
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 13، حديث 4.
[2]- همان، باب 18، حديث 2.
قلت: فأيّهما أفضل كثرة القراءة أو كثرة الدعاء
؟ فقال: «كثرة الدعاء أفضل، أما تسمع لقول اللَّه تعالى لنبيّه صلى الله عليه و آله:
(قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ)»[1]
به امام باقر عليه السلام عرض كردم آيا قرآن زياد خواندن در نماز بهتر است ياطول دادن ركوع وسجود نماز؟ امام عليه السلام فرمود: «زياد درنگ كردن در ركوع وسجود بهتر است. آيا قول خداوند را نشنيدهاى كه فرموده است: (فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ)، [آن مقدار از قرآن كه براى شما ميّسر است بخوانيد ونماز را برپا داريد] ومقصود از برپا داشتن نماز، درنگ طولانى در ركوع وسجود است.
بعد گفتم: آيا كثرت قرائت قرآن در نماز بهتر است يا كثرت دعا؟ فرمود: «كثرت دعا بهتر است. آيا سخن خداوند متعال را به پيامبرش صلى الله عليه و آله نشنيدى كه فرمود: (قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ)[بگو اگر دعاى شما نبود، پروردگار من به شما اعتنا نمىكرد وارجى قايل نبود].
21- معاوية بن عمار مىگويد:
امام صادق عليه السلام را ديدم در وقتى كه ركوع مىكرد، ويا سرش را از ركوع برمىداشت، ويا به سجده مىرفت، ويا سر از سجده برمىداشت وهنگاميكه مىخواست به سجده دوم برود، دستهايش را (براى تكبير) بلند مىكرد.[2]
22- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«إنّي قد نُهيت عن القراءة في الركوع والسجود، فأمّا الركوع فعظّموا اللَّه
، وأمّا السجود فأكثروا فيه الدعاء
؛ فإنّه قَمَن أن يستجاب لكم، أيجدير
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 26، حديث 3.
[2]- همان، باب 2، حديث 2.
وحريّ أن يستجاب لكم»[1].
«من نهى شدهام از قرائت (قرآن) در ركوع وسجود. پس در ركوع، خداوند را تعظيم كنيد ودر سجده، دعاى زياد بخوانيد زيرا شايسته وسزاوار است كه دعاى شما در هنگام سجده مستجاب شود.»
تفصيل احكام:
1- ركوع از اركان پنجگانه نماز ودر هرركعت از نمازهاى واجب يامستحب، يكبار واجب است (به استثناى نماز ميت كه اصلًا ركوع وسجود ندارد، ونماز آيات كه در هرركعت خود پنج ركوع دارد.)
2- چون ركوع ركن است، كم يازياد كردن آن عمداً ياسهواً درهمه نمازهاى واجب، باطل كننده نماز است، مگر دربعضى از حالات نماز جماعت كه سخن درباره آن خواهد آمد.
3- عناصر واجزاى تشكيل دهنده ركوع عبارتند از: خم شدن، ذكر گفتن، طمأنينه وآرام بودن بدن در اثناى ذكر وبعد از قيام، سربرداشتن وراست ايستادن بعد از ركوع.
خم شدن:
4- واجب در ركوع همان خم شدن متعارف ومتداول بين مسلمانان است وبطور مشخص بايد گفت: در تحقق ركوع، خم شدن به اندازهاى كه انگشتان دست يابعضى از آنها مانند انگشت ميانه وسبّابه باهم به زانوها برسد كفايت مىكند، ورسيدن انگشت شست
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الركوع، باب 8، حديث 2.
واجب نيست ولى احتياط اين است كه خم شدن در حدى باشد كه كفهاى دست بطور كامل برروى زانوها گذاشته شود.
5- خم شدنهاى غير متعارف در تحقق ركوع كفايت نمىكند، مانند خم شدن خيلى كم، ياكج شدن به يكى از دوطرف هرچند دستان هم به زانو برسد، ياشكلهاى ديگرى كه در عرف، ركوع ناميده نمىشود.
6- برافراد غير مستوى الخلقه (مانند كسى كه دستانش خيلى بلند است بطوريكه باكمترين خم شدن به زانوهايش مىرسد يا كسى كه ساق پاهايش خيلى كوتاه است به گونهاى كه دستها به زانوهايش نمىرسد مگر با خم شدن خيلى زياد) واجب است كه مانند افراد عادى وطبيعى ركوع نمايند.
7- گذاشتن دستهابرزانوها از اجزاى ركوع نيست ولذا اگر ركوع ومقدار خم شدن، طبيعى باشد، هرچند دستان روى زانو هم گذاشته نشود، اشكال ندارد.
ذكر ركوع:
8- ذكر خداوند در ركوع واجب است، واحتياط اين است كه سه بار تسبيح كوچك يعنى «سُبْحانَ اللَّهِ» يايكبار تسبيح بزرگ يعنى «سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ» گفته شود.
اگر چه اقوا اين است كه همه انواع ذكر از تسبيح يا تحميد (الْحَمْدُ للَّهِ) يا تهليل (لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ) ياتكبير (اللَّهُ أَكْبَرُ) ياغير آنها از اذكار ديگر كفايت مىكند، به شرطى كه اندازه آن از مقدار سه بار سبحان اللَّه
گفتن، كمتر نباشد.
9- بهتر آن است كه تسبيح بزرگ وهمچنين ساير ذكرها، سه بار تكرار شود، واضافه بر سه بار هم مستحب است، ونيز مستحب است تعداد تكرار فرد باشد مثل پنج وهفت و...
10- اما در حالات استثنايى ماند تنگى وقت يا اضطرار، يكبار (سبحان اللَّه) گفتن هم كفايت مىكند.
11- خواندن ذكر در موقعى واجب است كه نمازگزار به حدّ كامل ركوع برسد واطمينان واستقرار وآرامش پيدا كند، همچنين واجب است قبل از آنكه از ركوع بلند شود، ذكر را كامل كند. پس در اثناى خم شدن به طرف ركوع، شروع به ذكر جايز نيست وهمچنين قبل از اتمام ذكر واجب، بلند شدن از ركوع جايز نيست.
12- واجب است ذكر ركوع، دنبال هم وبه زبان عربى صحيح ادا گردد ودر حد امكان، حروف از مخرج طبيعى خود تلفظ شود وكلمات از حيث حركات اعراب وبنا، صحيح ودرست بيان گردد.
13- جمع بين دو تسبيح كوچك وبزرگ وهمچنين جمع بين آن دو وساير اذكار اشكال ندارد.
طمأنينه وآرامش:
14- واجب است در ركوع، بدن نماز گزار طمأنينه وآرامش داشته باشد، واحتياط واجب اين است كه اين آرامش به مقدار ذكر واجب، طول بكشد بلكه حتى در ذكر مستحب، احتياط اين است كه با طمأنينه باشد در صورتيكه نمازگزار ذكر مستحب را به قصد ذكر
مستحب در ركوع بجا آورد.[1]
15- در صورتيكه در حال خم شدن براى ركوع وقبل از آرام گرفتن بدن، عمداً ذكر ركوع را بخواند يااينكه قبل از كامل كردن ذكر واجب، عمداً سر را از ركوع بردارد، نماز او باطل مىشود، اما اگر سهواً قبل از اتمام ذكر، سرش را بردارد، چيزى براو نيست ولى احتياط استحبابى اين است كه نماز را بعد از اتمام، اعاده نمايد.
16- اگر در ركوع ودر اثناى خواندن ذكر واجب، بدن نمازگزار بدون اراده او حركت كرده واز حالت استقرار وآرامش خارج شود، واجب است كه بعد از آرام گرفتن بدن، ذكر را اعاده نمايد، اما اگر اين حركت غير ارادى در اثناى ذكر مستحب باشد اشكال ندارد زيرا اين ذكر از همان ذكر مطلق در ركوع محسوب مىشود كه استقرار وآرامش در آن شرط نيست. اما حركتهاى اندك كه زيانى به استقرار بدن نمىرساند، مانند حركت انگشتان، اشكالى ندارد، ونيازى به اعاده ذكر نيست.
17- اگر نماز گزار نتواند به اندازه قرائت ذكر واجب به حالت ركوع باقى بماند، بهتر است كه از هنگام رسيدن به حد ركوع كامل، به قرائت ذكر شروع كند وسپس آن را- هرچند در اثناى بلند شدن-
[1]- به عبارت ديگر نمازگزار گاهى ذكر مستحب را به عنوان ذكر مستحب وبطور مطلق وبدون ارتباط به افعال نماز بجا مىآورد، دراين صورت آرامش وطمأنينه در اثناى آن ذكر واجب نيست، اما گاهى آن ذكر را به عنوان يكى از مستحبات نماز بجا مىآورد كه در اين صورت احتياط ايجاب مىكند كه در اثناى اين ذكر نيز، بدن آرام باشد واستقرار وطمأنينه داشته باشد.
به اتمام رساند.
18- اگر بخاطر بيمارى ياعلت ديگر نتواند آرامش وطمأنينه خود را در ركوع حفظ كند، اشكال ندارد ولى براو واجب است كه ذكر واجب را قبل از خارج شدن از حالت ركوع، تكميل كند.
سر برداشتن وبلند شدن از ركوع:
19- جايز نيست نمازگزار از حالت ركوع، مستقيماً به سجده رود بلكه واجب است سر راكاملًا از ركوع بردارد ودر حال ايستاده، بدن او آرام بگيرد، سپس از حالت قيام به سجده رود، اگر عمداً اين ترتيب را ترك كند طبق رأى مشهور فقها وبنابر احتياط بايد نماز را اعاده كند.
ركوع اضطرارى:
20- اگر نمازگزار نتواند ركوع را مطابق باشرايط ياد شده بطور كامل بجاآورد، بايد آن مقدار را كه در توان دارد، هرچند باتكيه برعصا ياديوار ياشخص ديگر انجام دهد وبه ركوع نشسته منتقل نشود مگر اينكه از ركوع ايستاده، كاملًا ناتوان باشد.
21- اگر از ركوع ايستاده باهمه اشكال واقسام آن عاجز شد، نشسته ركوع كند واحتياط اين است كه نماز ديگرى هم ايستاده بخواند وبراى ركوع آن باسر اشاره نمايد. اما اگر از ركوع نشسته نيز عاجز شد، در حاليكه ايستاده است باسر براى ركوع اشاره كند، واگر از اشاره باسر هم عاجز بود باهردو چشم اشاره كند به اين ترتيب كه
بجاى خم شدن براى ركوع، چشمانش را ببندد وذكر واجب رابخواند، سپس به قصد بلند شدن از ركوع، چشمانش را بگشايد واگر حتى از همين حركت هم عاجز بود، در قلب نيت ركوع كند وذكر واجب آنرا بازبانش قرائت نمايد.
22- اگر امر داير شود بين اينكه باخم شدن اندك، ركوع نشسته انجام دهد يااينكه ايستاده نماز بخواند وبراى ركوع فقط اشاره كند، بايد ديد كه اگر به آن خم شدنِ اندكِ نشسته، در عرف ركوع گفته مىشود، به همان اكتفاكند واگر در عرف، ركوع ناميده نمىشود، بعيد نيست كه نماز ايستاده با اشاره به ركوع، مقدم باشد، واحتياط اين است كه دو نماز بخواند: يكى ايستاده با اشاره براى ركوع، وديگرى با ركوع نشسته.
23- شرط تحقق ركوع نشسته اين است كه به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد يا به گونهاى باشد كه در عرف ركوع نشسته گفته شود كه گاهى به كمتر از آن مقدار هم تحقق مىيابد، اما بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
مسائل فرعى ركوع:
1- كم وزياد كردن ركوع نشسته، باطل كننده نماز است اما ركوع اشارهاى هم از باب احتياط همين حكم را دارد.
2- در تحقق ركوع لازم است كه خم شدن به قصد ركوع انجام شده باشد، اما اگر او به جهت غرض ديگرى مانند گذاشتن چيزى بر روى زمين يا دفع آزار حيوانى مضرّ يامانند آن خم شده باشد، اين خم شدن