ركوع محسوب نمىشود بلكه بايد قيام كند واز نو خم شود واين، ركوع اضافى شمرده نمىشود.
3- اگر ركوع را فراموش كرد ومستقيماً براى سجده به سوى زمين رفت، اما قبل از اينكه سجده كند يا در اثناى سجده اوّل يا بعد از نشستن از سجده اول وقبل از رفتن به سجده دوم متوجه شد كه ركوع نكرده است، بايد قيام كند وركوع نمايد ونمازش را تكميل كند. البته جايز نيست كه از حالت سجده به صورت كمانى وبدون قيام كامل براى ركوع بلند شود بلكه بايد بطور كامل بايستد بعد ركوع كند. احتياط واجب در حالت اخير اين است كه نماز را بعد از اتمام اعاده كند ودو سجده سهو براى زياد شدن يك سجده نيز بجا آورد.
4- مستحب است زنها به كمترين حد واجب در خم شدن براى ركوع اكتفا كنند، وهمين كه دستها را روى رانها از زانو بالاتر بگذارند كفايت مىكند.
5- اگر نماز گزار، از روى سهو، در حال ركوع اصلًا آرام نگرفت وبعد از خم شدن، فوراً وبدون تأنّى ودرنگ بلند شد، احتياط اين است كه نماز را بعد از اتمام اعاده نمايد. اگر چه اقوا اين است كه نماز او صحيح است.
6- در احكام ركوع بين نماز واجب ونافله فرقى نيست ونماز چه واجب يانافله، باكم شدن ركوع باطل مىشود امّا زياد شدن سهوى ركوع در نماز نافله، بنابر اقوا موجب بطلان نمىشود.
آداب ومستحبات ركوع
در روايات شريف، مستحبات زيادى براى ركوع ذكر شده كه در اين جا به ذكر مهمترين آنها بسنده مىكنيم:
1- قبل از ركوع ودر حاليكه ايستاده است تكبير بگويد.
2- دستان خود را با تكبير بلند كند، چنانكه در تكبيرة الاحرام گذشت.
3- زانوها را عقب دهد وكف دست خود را روى زانو بگذارد.
4- در حين ركوع، پشتش را صاف وگردن را برابر پشت و كشيده نگهدارد.
5- نگاه نمازگزار مابين دوپايش باشد.
6- كف دست راست را قبل از كف دست چپ روى زانو بگذارد.
7- قبل از ذكر ركوع اين دعارا بخواند: اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَسَمْعِي وَبَصَرِي وَشَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَعِظَامِي وَما أقَلَّتْهُ قَدَمايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَلا مُسْتَكْبِرٍ وَلَا مُسْتَحْسِرٍ.
8- بعد از بلند شدن از ركوع، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ بگويد وهمچنين اضافه كند: الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ أَهْل الْجَبَرُوتِ، وَالْكِبْرِياءِ، وَالْعَظَمَةُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
9- قبل يابعد از ذكر ركوع برپيامبر اسلام صلى الله عليه و آله صلوات بفرستد.
10- ركوع را باذكر ودعا طول بدهد زيرا ركوع، چنانكه در حديث آمده، يك سوّم نماز است.
11- بهتر است در ركوع قرآن خوانده نشود بلكه تسبيح وحمد وذكر ودعا خوانده شود.
هفتم- سجود
قرآن كريم:
1- (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، ركوع كنيد وسجود بجا آوريد وپروردگار خود را عبادت نماييد وكارخير انجام دهيد، شايد رستگار شويد.»
سجده، تعبير وبيانى از منتهاى خضوع، فرمانبردارى ومطيع بودن است. هنگاميكه انسان به سجده مىافتد، اين حالت، باحقيقت ذات وهستى او كاملًا هماهنگى دارد زيرا حقيقت وجود انسان، عين فقر، ناتوانى ونياز به پروردگار عزيز ومقتدر است واز اين رو، انسانِ درحال سجده، بسيار نزديكتر به مقام عبوديت است تاحالات ديگر. شخص مؤمن باسجده خود، حقيقت ايمان وتسليم بودن خود در برابر ذات حق را به نمايش مىگذارد.
[1]- سوره حجّ، آيه 77.
2- (فَاسْجُدُوا للَّهِ وَاعْبُدُوا)[1].
«براى خدا سجده كنيد واو را عبادت نمائيد.»
زيرا سجده، مظهر تعبّد وتسليم بودن وپرستش خداوند است پس بايد خالصانه براى رضاى او انجام شود.
3- (مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيَماهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)[2].
«محمد صلى الله عليه و آله فرستاده خدا است وكسانى كه بااو هستند، دربرابر كفار سرسخت وشديد ودر ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را درحال ركوع وسجود مىبينى در حاليكه همواره فضل ورضاى خدا را مىطلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است.
اين توصيف آنها در تورات وتوصيف آنان در انجيل است همانند زراعتى كه جوانههاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده وبرپاى خود ايستاده است وبه قدرى نمو ورشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى دارد. اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد ولى كسانى از آنهارا كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش واجر عظيمى داده است.»
سجود، زبان ايمان وهمتاى ركوع است، وچنين پيدا است كه اگر ركوع وقيام را در كنار سجود بگذارى، معناى كامل نماز بدست
[1]- سوره نجم، آيه 62.
[2]- سوره فتح، آيه 29.
خواهد آمد زيرا نماز مركب از دو بعد است: شكل ومحتوا. شكل وهيئت نماز، همين سه يعنى «قيام وركوع وسجود» است ومحتواى آن هم ذكر خدا وطلب فضل ورضوان او.
سجده ميعادگاه بشر براى سخن گفتن باخدا از طريق تسبيح وستايش اوست، زيرا هنگاميكه ما خدارا تسبيح مىكنيم، اين در پرتو قدرت وقوت او وهمه نعمتهايى است كه موجب حمد وستايش او است. پس تسبيح هم باحمد وستايش خداوند است.
4- (فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ)[1].
«به جهت ستايش پروردگار خود، او را تسبيح كن واز سجده كنندگان باش.»
از اين جمله مبارك الهام مىگيريم كه سجده براى خدا، انسان را درزمره فرشتگان وهمه صالحانى كه خدا را سجده مىكنند قرار مىدهد. وشايد هم اين جمله، امر به سجده در نماز جماعت باشد كه هم اهميت سجده وهم اهميت جماعت وسجده دسته جمعى را بيان مىكند.
اما حقيقت سجده چيست؟
سجده، افتادن به زمين است براى تعظيم خداوند وسپس تسبيح وتنزيه او وستايش او وگريه وخشوع وزارى والتماس به درگاه او.
قرآن سجده كامل را باشرايط وذكرهاى آن به تفصيل براى ما بيان كرده است:
5- (قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ
[1]- سوره حجر، آيه 98.
يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً* وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا* وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعاً)[1].
«بگو: خواه به آن ايمان بياوريد وخواه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگاميكه (اين آيات) برآنان خوانده مىشود، سجده كنان به خاك مىافتند؛ ومىگويند: منزه است پروردگار ما كه وعدههايش به يقين، انجام شدنى است. آنها (بى اختيار) به زمين مىافتند وگريه مىكنند؛ و (تلاوت اين آيات، همواره) بر خشوعشان مىافزايد.»
اگر سجده در شبانگاهان ودقيقاً درهنگام غروب ستارهها يعنى سحرگاهان انجام شود وسجده گزار با حالت خشوع وانقطاع به ذات حق وبيم واميد داشتن از او به خاك بيفتد، اسباب هدايت او فراهم شده ونور حق بردل اوخواهد تابيد، وبه خداوند سبحان تقرب پيدا خواهد كرد. گوش بدهيم به سخن خداوند كه خطاب به مامىگويد:
6- (أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ...)[2].
«آيا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است ودر حال سجده وقيام، از عذاب آخرت مىترسد وبه رحمت پروردگارش اميدوار است...»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
«ما خسر واللَّه من أتى بحقيقة السجود ولو كان في العمر مرّة واحدة
[1]- سوره اسراء، آيات 107- 109.
[2]- سوره زمر، آيه 9.
وما أفلح من خلا بربّه في مثل ذلك الحال شبيهاً بمخادع نفسه، غافلٍ، لاهٍ عمّا أعدّ اللَّه للساجدين
؛ من انس العاجل، وراحة الآجل، ولا بَعُد أبداً عن اللَّه من أحسن تقرّبه في السجود، ولا قَرُبَ إليه أبداً من أساء أدبه، وضيّع حرمته، بتعليق قلبه بسواه في حال سجوده، فاسجد سجود متواضع ذليل علم أنّه خُلِقَ من تراب يطأه الخلق، وأنّه ركّب من نطفة يستقذرها كلّ أحد
، وكُوِّنَ ولم يكن.
وقد جعل اللَّه معنى السجود سبب التقرّب إليه بالقلب والسرّ والروح، فمن قَرُب منه بَعُد من غيره، ألا يرى في الظاهر أنّه لا يستوي حال السجود إلّا بالتواري عن جميع الأشياء، والاحتجاب عن كلّ ما تراه العيون، كذلك أراد اللَّه تعالى أمر الباطن
؛ فمن كان قلبه متعلّقاً في صلاته بشيء دون اللَّه، فهو قريب من ذلك الشيء، بعيد من حقيقة ما أراد اللَّه منه في صلاته، قال اللَّه عزّ وجلّ:
(مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ)،
وقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: قال اللَّه عزّ وجلّ: لا أطبع على قلب عبدٍ، فأعلم منه حبّ الإخلاص لطاعتي لوجهي
، وابتغاء مرضاتي إلّاتولّيت تقويمه وسياسته، ومن اشتغل في صلاته بغيري فهو من المستهزئين بنفسه، ومكتوب اسمه في ديوان الخاسرين»[1].
«به خدا سوگند كسى كه حقيقت سجود را هرچند در همه عمر فقط يكبار بجا آورد هيچ گاه، زيان نكرده است اما كسى كه باپروردگارش در چنين حالتى خلوت كرده ولى در واقع خود را فريب داده واز آنچه خداوند براى سجده كنندگان آماده كرده واز شيرينى انس با خدا در دنيا وراحتى وآسايش آخرت، غافل است، رستگار نشده است. وكسى كه در سجده خود، به نيكى قصد تقرب داشته،
[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 136، حديث 16.