بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

در خانواده بزرگ نشر را كسب نموده تاكنون توفيق انتشار 381 عنوان كتاب را داشته است. وكتاب حاضر براى سومين بار متنشر مى‌گردد.

از خداوند متعال ميخواهيم كه ما را در تداوم نشر معارف دين مبين اسلام موفقمان بدارد.

انتشارات محبان الحسين عليه السلام‌


صفحه 13

مقدّمه‌

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

الحمد للَّه‌ربّ العالمين، وصلّى اللَّه على النبىّ المصطفى وآله الطاهرين، واللعنة على أعدائهم أعداء الدين.

آيا مى‌دانى كه چرا نماز ستون دين است؟ و حكمت اينكه اگر نماز مورد قبول حضرت حقّ واقع شود، ساير اعمال انسان هم قبول مى‌شود و اگر نماز رد شود، ماسواى آن هم رد مى‌شود، چيست؟

رمز و راز مسأله دراين است كه نماز ذكر و ياد خدا و نيايش به درگاه اوست. تو در محراب نماز و در آن هنگام كه پروردگار رحمان و رحيم خود را مى‌خوانى، با او سخن مى‌گويى و در آن هنگام كه از قرآن مجيد در نماز قرائت مى‌كنى، سخن خدايت را فرا مى‌گيرى، يعنى انسان نماز گزار هم با خدا سخن مى‌گويد و هم سخنان خدا را دريافت مى‌كند.


صفحه 14

در فرداى قيامت كه در محضر خداوند حضور مى‌يابى، نمازت به بهترين شكل و نيكوترين صورت در كنارت مى‌ايستد تا تو را شفاعت كند.

به همين جهت بر تو لازم است كه اوقات نمازت را ميعادگاه ملاقات و ديدار با پروردگار جهان قرار بدهى و براين باور باشى كه وقت نماز، وقت ديدار با خداوند است و لذا بر تو است كه در هنگام وضوء با طهارت گرفتن و پاكيزه ساختن، خود را از نظر روانى و روحى براى اين ملاقات آماده سازى و با اذان و اقامه به استقبال آن بروى و با تكبير گفتن در آغاز و افتتاح نماز، از شرّ وسوسه‌گر خنّاس، به خداوند پناه ببرى. پس بر تو لازم است در آيات سوره حمد و هر سوره ديگرى كه بعداز حمد انتخاب مى‌كنى، چنان تدبّر و تأمّل نمائى گواينكه اين آيات را بطور مستقيم از خداوند دريافت مى‌كنى و در هنگام ركوع و سجود با تقديس و تسبيح خداوند و زارى و تضرّع در پيشگاه او و در خواست حوايج خود از او، به او تقرّب بجويى و خود را به مقام ربوبى او نزديك سازى و در تشهّد هم به عبوديت او و رسالت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله اقرار نمايى.

اگر با توفيق و كمك خداوند، خود را با نمازت منسجم و هماهنگ سازى و با روح نماز دمساز شوى، زندگى تو دگرگون مى‌شود و توأم با صلاح و رستگارى، تكامل مى‌يابد و تو هر روز خود را بهتر از گذشته خواهى يافت.

اكنون اين رساله كوتاه كه در باب افعال و اعمال نماز در اختيار


صفحه 15

شما قرار دارد، پراست از آيات و روايات و احكامى كه دراين باب از قرآن و سنّت استنباط شده است. وقتى اين كتاب را مطالعه مى‌كنى، متون آيات و روايات را به نيكى مورد تأمّل قرار بده زيرا اين متون، ابزار هدايت و سرچشمه نور و روشنايى است.

درست است احكام شرعى‌اى كه فقها بيان كرده‌اند، مسايلى است كه تقيّد و التزام به آنها واجب ا ست زيرا فقها از «اهل ذكر» هستند و خداوند سبحان به انسانها دستور داده است كه مسايل خود را از آنها بپرسند.

(فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُم لَا تَعْلَمُونَ)[1].

يعنى: «اگر نمى‌دانيد از آگاهان و اهل ذكر بپرسيد.»

امّا بايد قبول كرد كه متن آيات و روايات، مزايا و ويژگيهاى خاصّى دارد و مشتمل بر لطايف، ظرافتها و نكته‌هاى فراوانى است كه دل را زنده مى‌كند و مؤمن را به روح احكام شرعى نزديك مى‌گرداند.

از خداوند سبحان مى‌خواهيم كه اين رساله كوتاه و مختصر را از ما بپذيرد و عمل به آن را مجزى قرار بدهد.

انّه ولىّ التوفيق‌

محمّدتقى المدرسى‌

13 ربيع الاوّل 1420 ه. ق‌

[1]- سوره نحل، آيه 43.


صفحه 16

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 17

اوّل- اذان و اقامه‌

حديث شريف:

1- اسماعيل جعفى روايت مى‌كند كه امام باقر عليه السلام فرمود:

«الأذان والإقامة خمسة وثلاثون حرفاً، فعدّ ذلك بيده واحداً واحداً؛ الأذان ثمانية عشر حرفاً، والإقامة سبعة عشر حرفاً»[1].

«اذان واقامه، سى وپنج حرف است‌[2]. پس يكى يكى بادست مباركش آنها را شمرد، اذان، هجده حرف واقامه هفده حرف.»

2- ابوبكر حضرمى وكليب اسدى روايت مى‌كنند كه امام صادق عليه السلام اذان را براى آنان به ترتيب ذيل بيان فرمود:

«اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه.

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 642، حديث 1.

[2]- يعنى سى وپنج فصل وجمله است.


صفحه 18

أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.

حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ. حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ.

حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ. حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ.

حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ. حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ.

اللَّهُ أَكْبَر. اللَّهُ أَكْبَر.

لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ. لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ.

واقامه نيز مانند اذان است.»[1]

3- در حديث از امام باقر عليه السلام پيرامون شرح اذان واقامه آمده است كه بعد از ذكر اذان فرمود:

«والإقامة مثلها إلّاأنّ فيها:

(قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ)

بين‌

(حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ)

وبين‌

(اللَّهُ أَكْبَر)»[2].

«اقامه مانند اذان است جز اينكه در اقامه بين (حَيَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ) و (اللَّهُ أَكْبَر)، بايد (قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ) را نيز افزود.»

4- فضل بن شاذان درباره حكمت اذان از امام رضا عليه السلام روايت مى‌كند كه فرمود:

«إنّما امر الناس بالأذان لعلل كثيرة منها: أن يكون تذكيراً للساهي‌

، وتنبيهاً للغافل، وتعريفاً لمن جهل الوقت واشتغل عنه، ويكون المؤذّن بذلك داعياً إلى عبادة الخالق، ومرغّباً فيها، مقرّاً له بالتوحيد، مجاهراً بالإيمان، معلناً بالإسلام، مؤذناً لمن ينساها، وإنّما يقال له (مؤذّن)

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 644، حديث 9.

[2]- همان، حديث 8.


صفحه 19

لأنّه يُوذن بالأذان بالصلاة.

وإنّما بدأ فيه بالتكبير وختم بالتهليل لأنّ اللَّه عزّ وجلّ أراد أن يكون الابتداء بذكره واسمه، واسم اللَّه في التكبير في أوّل الحرف، وفي التهليل في آخره.

وإنّما جعل مثنى مثنى ليكون تكراراً في آذان المستمعين، مؤكّداً عليهم إن سها أحد عن الأوّل لم يسه الثاني، ولأنّ الصلاة ركعتان فلذلك جعل الأذان مثنى مثنى.

وجعل التكبير في أوّل الأذان أربعاً، لأنّ أوّل الأذان إنّما يبدو غفلة، وليس قبله كلام ينبِّه المستمع له، فجعل الأوّل تنبيهاً للمستمعين لما بعده في الأذان.

وجُعل بعد التكبير الشهادتان‌

؛ لأنّ أوّل الإيمان هو التوحيد والإقرار للَّه بالوحدانيّة

؛ والثاني الإقرار للرسول بالرسالة وإنّ طاعتهما ومعرفتهما مقرونتان، ولأنّ أصل الإيمان إنّما هو الشهادتان، فجعل شهادتين شهادتين، كما جعل في سائر الحقوق شاهدان، فإذا أقرّ العبد للَّه‌عزّ وجلّ بالوحدانيّة، وأقرّ للرسول صلى الله عليه و آله بالرسالة، فقد أقرّ بجملة الإيمان، لأنّ أصل الإيمان إنّما هو الإقرار باللَّه وبرسوله.

وإنّما جعل بعد الشهادتين الدعاء إلى الصلاة لأنّ الأذان إنّما وضع لموضع الصلاة، وإنّما هو نداء إلى الصلاة في وسط الأذان، ودعاء إلى الفلاح وإلى خير العمل، وجعل ختم الكلام باسمه كما فتح باسمه»[1].

«اينكه مردم به اذان دستور داده شده‌اند، علل وحكمت‌هاى زيادى دارد، از آن جمله اينكه: يادآورى براى فراموش كاران وبيدارى براى غافلان باشد وكسانى را كه وقت نماز را نمى‌دانند يا مشغول كار ديگرى شده‌اند، باوقت نماز آشنا گرداند.

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 4، كتاب‌الصلاة، ابواب الاذان والاقامه باب 19، ص 645، حديث 14.