هفتم- سجود
قرآن كريم:
1- (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، ركوع كنيد وسجود بجا آوريد وپروردگار خود را عبادت نماييد وكارخير انجام دهيد، شايد رستگار شويد.»
سجده، تعبير وبيانى از منتهاى خضوع، فرمانبردارى ومطيع بودن است. هنگاميكه انسان به سجده مىافتد، اين حالت، باحقيقت ذات وهستى او كاملًا هماهنگى دارد زيرا حقيقت وجود انسان، عين فقر، ناتوانى ونياز به پروردگار عزيز ومقتدر است واز اين رو، انسانِ درحال سجده، بسيار نزديكتر به مقام عبوديت است تاحالات ديگر. شخص مؤمن باسجده خود، حقيقت ايمان وتسليم بودن خود در برابر ذات حق را به نمايش مىگذارد.
[1]- سوره حجّ، آيه 77.
2- (فَاسْجُدُوا للَّهِ وَاعْبُدُوا)[1].
«براى خدا سجده كنيد واو را عبادت نمائيد.»
زيرا سجده، مظهر تعبّد وتسليم بودن وپرستش خداوند است پس بايد خالصانه براى رضاى او انجام شود.
3- (مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيَماهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)[2].
«محمد صلى الله عليه و آله فرستاده خدا است وكسانى كه بااو هستند، دربرابر كفار سرسخت وشديد ودر ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را درحال ركوع وسجود مىبينى در حاليكه همواره فضل ورضاى خدا را مىطلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است.
اين توصيف آنها در تورات وتوصيف آنان در انجيل است همانند زراعتى كه جوانههاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده وبرپاى خود ايستاده است وبه قدرى نمو ورشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى دارد. اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد ولى كسانى از آنهارا كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش واجر عظيمى داده است.»
سجود، زبان ايمان وهمتاى ركوع است، وچنين پيدا است كه اگر ركوع وقيام را در كنار سجود بگذارى، معناى كامل نماز بدست
[1]- سوره نجم، آيه 62.
[2]- سوره فتح، آيه 29.
خواهد آمد زيرا نماز مركب از دو بعد است: شكل ومحتوا. شكل وهيئت نماز، همين سه يعنى «قيام وركوع وسجود» است ومحتواى آن هم ذكر خدا وطلب فضل ورضوان او.
سجده ميعادگاه بشر براى سخن گفتن باخدا از طريق تسبيح وستايش اوست، زيرا هنگاميكه ما خدارا تسبيح مىكنيم، اين در پرتو قدرت وقوت او وهمه نعمتهايى است كه موجب حمد وستايش او است. پس تسبيح هم باحمد وستايش خداوند است.
4- (فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ)[1].
«به جهت ستايش پروردگار خود، او را تسبيح كن واز سجده كنندگان باش.»
از اين جمله مبارك الهام مىگيريم كه سجده براى خدا، انسان را درزمره فرشتگان وهمه صالحانى كه خدا را سجده مىكنند قرار مىدهد. وشايد هم اين جمله، امر به سجده در نماز جماعت باشد كه هم اهميت سجده وهم اهميت جماعت وسجده دسته جمعى را بيان مىكند.
اما حقيقت سجده چيست؟
سجده، افتادن به زمين است براى تعظيم خداوند وسپس تسبيح وتنزيه او وستايش او وگريه وخشوع وزارى والتماس به درگاه او.
قرآن سجده كامل را باشرايط وذكرهاى آن به تفصيل براى ما بيان كرده است:
5- (قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ
[1]- سوره حجر، آيه 98.
يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً* وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا* وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعاً)[1].
«بگو: خواه به آن ايمان بياوريد وخواه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگاميكه (اين آيات) برآنان خوانده مىشود، سجده كنان به خاك مىافتند؛ ومىگويند: منزه است پروردگار ما كه وعدههايش به يقين، انجام شدنى است. آنها (بى اختيار) به زمين مىافتند وگريه مىكنند؛ و (تلاوت اين آيات، همواره) بر خشوعشان مىافزايد.»
اگر سجده در شبانگاهان ودقيقاً درهنگام غروب ستارهها يعنى سحرگاهان انجام شود وسجده گزار با حالت خشوع وانقطاع به ذات حق وبيم واميد داشتن از او به خاك بيفتد، اسباب هدايت او فراهم شده ونور حق بردل اوخواهد تابيد، وبه خداوند سبحان تقرب پيدا خواهد كرد. گوش بدهيم به سخن خداوند كه خطاب به مامىگويد:
6- (أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ...)[2].
«آيا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است ودر حال سجده وقيام، از عذاب آخرت مىترسد وبه رحمت پروردگارش اميدوار است...»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
«ما خسر واللَّه من أتى بحقيقة السجود ولو كان في العمر مرّة واحدة
[1]- سوره اسراء، آيات 107- 109.
[2]- سوره زمر، آيه 9.
وما أفلح من خلا بربّه في مثل ذلك الحال شبيهاً بمخادع نفسه، غافلٍ، لاهٍ عمّا أعدّ اللَّه للساجدين
؛ من انس العاجل، وراحة الآجل، ولا بَعُد أبداً عن اللَّه من أحسن تقرّبه في السجود، ولا قَرُبَ إليه أبداً من أساء أدبه، وضيّع حرمته، بتعليق قلبه بسواه في حال سجوده، فاسجد سجود متواضع ذليل علم أنّه خُلِقَ من تراب يطأه الخلق، وأنّه ركّب من نطفة يستقذرها كلّ أحد
، وكُوِّنَ ولم يكن.
وقد جعل اللَّه معنى السجود سبب التقرّب إليه بالقلب والسرّ والروح، فمن قَرُب منه بَعُد من غيره، ألا يرى في الظاهر أنّه لا يستوي حال السجود إلّا بالتواري عن جميع الأشياء، والاحتجاب عن كلّ ما تراه العيون، كذلك أراد اللَّه تعالى أمر الباطن
؛ فمن كان قلبه متعلّقاً في صلاته بشيء دون اللَّه، فهو قريب من ذلك الشيء، بعيد من حقيقة ما أراد اللَّه منه في صلاته، قال اللَّه عزّ وجلّ:
(مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ)،
وقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: قال اللَّه عزّ وجلّ: لا أطبع على قلب عبدٍ، فأعلم منه حبّ الإخلاص لطاعتي لوجهي
، وابتغاء مرضاتي إلّاتولّيت تقويمه وسياسته، ومن اشتغل في صلاته بغيري فهو من المستهزئين بنفسه، ومكتوب اسمه في ديوان الخاسرين»[1].
«به خدا سوگند كسى كه حقيقت سجود را هرچند در همه عمر فقط يكبار بجا آورد هيچ گاه، زيان نكرده است اما كسى كه باپروردگارش در چنين حالتى خلوت كرده ولى در واقع خود را فريب داده واز آنچه خداوند براى سجده كنندگان آماده كرده واز شيرينى انس با خدا در دنيا وراحتى وآسايش آخرت، غافل است، رستگار نشده است. وكسى كه در سجده خود، به نيكى قصد تقرب داشته،
[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 136، حديث 16.
هيچگاه از خداوند دور نشده است. وكسى هم كه اسائه ادب كرده وحرمت خدارا شكسته ودر حال سجده قلب خود را به غير او سپرده است هيچگاه به او نزديك نشده است. پس مانند سجده شخص فروتن وذليل سجده كن؛ سجده كسى كه دانسته است كه از خاك بىارزش كه خلق آنرا لگد مال مىكنند، آفريده شده واز نطفهاى پديد آمده كه همه آنرا كثيف وآلوده وناپاك مىدانند واز نيستى به هستى آورده شده است.
خداوند سجده را باعث تقرّب دلها وروحها به خود قرار داده است. پس كسى كه به او نزديك شده است از غير او دورى جسته است. همانطور كه از ظاهر سجده پيدا است كه شخص نمىتواند سجده كامل كند مگر اينكه ازهمه اشياى اطراف خود، واز همه آنچه چشمها آنرا مىبينند، پنهان گردد ودر يك حالتى از استتار واحتجاب وعزلت از ديگران قرار گيرد، در باطن نيز خداوند چنين خواسته است. پس كسى كه در نماز به چيز ديگرى غير از خدا، تعلق خاطر داشته باشد، او به همان چيز نزديك است واز حقيقت آنچه خداوند در نمازش از او خواسته است، دور مىباشد. خداوند مىگويد: «خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده.» پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هم فرموده است: خداوند متعال فرمود: هيچ بندهاى نيست كه من بردل او آگاه شوم پس اخلاص او را در اطاعت وطلب رضاى خود از او بدانم، مگر اينكه من خودم تربيت، سرپرستى واداره اورا به عهده مىگيرم وكسى كه در نماز خود، دل به غير من بسته است، او خود را مسخره مىكند واسم او در ديوان زيانكاران نوشته مىشود.»
2- امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
«جاء رجل إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فقال: يا رسول اللَّه، كَثُرت ذنوبي
، وضَعُف عملي، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: أكثر السجود، فإنّه يحطّ الذنوب
،
كما تحطّ الريح ورق الشجر»[1].
«مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد وعرض كرد؛ يارسول اللَّه! گناهان من زياد وعمل من كم وضعيف شده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: زياد سجده كن. سجده بار گناهان را سبك مىكند، همانطور كه باد، برگهاى درختان را مىريزد.»
3- امام على عليه السلام فرمود:
«جاء رجل إلى النبيّ صلى الله عليه و آله
، فقال: علّمني عملًا يحبّني اللَّه عليه، ويحبّني المخلوقون، ويثري اللَّه مالي، ويصحّ بدني، ويطيل عمري، ويحشرني معك. قال: هذه ستّ خصال تحتاج إلى ستّ خصال
؛ إذا أردت أن يحبّك اللَّه فخفه واتّقه، وإذا أردت أن يحبّك المخلوقون فأحسن إليهم وارفض ما في أيديهم، وإذا أردت أن يثري اللَّه مالك فزكّه، وإذا أردت أن يصحّ اللَّه بدنك فأكثر من الصدقة، وإذا أردت أن يطيل اللَّه عمرك فصل ذوي أرحامك، وإذا أردت أن يحشرك اللَّه معي، فأطل السجود بين يدي اللَّه الواحد القهّار»[2].
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد وگفت: به من عملى بياموز كه خدا مرا به واسطه آن دوست بدارد وخلق او هم مرا دوست بدارند، وخدا مالم را فزونى دهد، بدنم را سالم گرداند، عمرم را طولانى نمايد، ودر قيامت باتو محشورم كند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اين شش صفت است كه به شش عمل احتياج دارد: اگر مىخواهى خدا تو را دوست داشته باشد، از او بترس وتقواى او پيشه كن، واگر بخواهى بندگان، تورا دوست داشته باشند، به آنها نيكى كن واز آنچه در دست آنها است، امتناع بورز، واگر بخواهى خدا مالت را زياد كند، زكات آن را بپرداز، واگر مىخواهى خدا بدنت را سالم نگهدارد، پس صدقه زياد بده، واگر بخواهى خدا عمرت را طولانى
[1]- بحار الانوار، ج 82، ص 162، حديث 6.
[2]- همان، ص 164، حديث 12.
كند، پس صله رحم داشته باش، واگر مىخواهى خدا تو را بامن محشور كند پس در پيشگاه خداوند يكتاى قهار، سجده خود را طول بده.»
4- امام باقر عليه السلام فرمود:
«قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: السجود على سبعة أعظم
؛ الجبهة واليدين والركبتين والإبهامين من الرجلين، وترغم بانفك ارغاماً. أمّا الفرض فهذه السبعة، وأمّا الإرغام بالأنف فسنّة من النبيّ صلى الله عليه و آله»[1].
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سجده برهفت موضع از بدن است: پيشانى، دودست، دوزانو، دوانگشت بزرگ پا وبينى خود را به خاك مىمالى. مقدار واجب همان هفت موضع است اما بينى به خاك ماليدن سُنّت پيامبر است.»
5- امام باقر عليه السلام فرمود:
«الجبهة كلّها من قصاص شعر الرأس إلى الحاجبين موضع السجود
، فأيما سقط ذلك إلى الأرض أجزأك مقدار الدرهم أو مقدار طرف الأنملة»[2].
«همه پيشانى از محلّ موى پيشانى تاابروها محل سجده است، پس هرقسمت از آن را كه برزمين نهى، كفايت مىكند، به مقدار يك درهم يابه مقدار يك بند انگشت.»
6- عبد اللَّه بن سنان مىگويد:
سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن موضع جبهة الساجد، أيكون أرفع من مقامه
؟ فقال: «لا، وليكن مستوياً»[3].
از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا جايز است محل سجده نماز گزار، بالاتر از
[1]- وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة، باب 4 از ابواب سجود، ص 954، حديث 2.
[2]- همان، باب 9، ص 963، حديث 5.
[3]- همان، باب 10، ص 963، حديث 1.