مىكند وچون خداوند داناتر به نيّتها ومقاصد واهداف اشخاص مىباشد، پس او كسانى را كه راهشان نيكوتر است ودر مسير هدايت گام برمى دارند، بهتر مىشناسد.
2- (صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ)[1].
«رنگ خدايى (بپذيريد؛ رنگ ايمان وتوحيد واسلام) وچه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ وما تنها او را عبادت مىكنيم.»
عبادات شخص مؤمن بايد رنگ خدايى به خود بگيرد. رنگ خدايى، ظاهر اعمال وآن بخش مكشوف ومحسوس عبادت نيست، زيرا ظاهر اعمال گاهى مانند هم است، ولى آن نيت پنهان وهدفى كه در پشت عمل وعبادت، نهفته است، مىتواند به عمل، رنگ الهى ببخشد، پس يك عمل در اثر اخلاص وقصد تقرب به حضرت حق وپيوستن به او وبريدن از ماسواى او، الهى وخدايى مىشود.
ولى گاهى هم، به سبب نيت معكوس، رنگ شيطانى مىيابد وبخاطر رياء، شهرتطلبى وتظاهر براى مردم، غير الهى مىشود.
3- (وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ)[2].
«ودر زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، واو رابا بيم واميد بخوانيد (بيم از مسؤوليتها، واميد به رحمتش، ونيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.»
[1]- سوره بقره، آيه 138.
[2]- سوره اعراف، آيه 56.
4- (تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ)[1].
«پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مىشود (وبهپا مىخيزند ورو به درگاه خدا مىآورند) وپروردگار خود را با بيم واميد مىخوانند، واز آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند.»
دراين آيات خداوند متعال به مادستور مىدهد كه نيتها واهداف خود را در خواندن او خالص گردانيم وتنها از بيم واميد او، او را بخوانيم؛ بيم از غضب وسلب نعمتش، واميد به خشنودى وقربش. بيم از سقوط در گناه، واميد به نجات به وسيله طاعت وتقوا؛ نه به خاطر ترس از مردم يا اميد شهرت يافتن وريا كردن.
پس همه اعمال انسان مخصوصاً عبادات با معيار هدف، نيت ومقصدِ مورد نظر شخص، ارزيابى مىشود، (وبه همين معيار است كه رنگ الهى ياشيطانى پيدا مىكند.)
5- (قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ)[2].
«بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است، وتوجه خويش را در هر مسجد (وبه هنگام عبادت) به سوى او كنيد؛ واو را بخوانيد، در حاليكه دين (خود) را براى او خالص گردانيدهايد، (وبدانيد) همانگونه كه در آغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) باز مىگرديد.»
[1]- سوره سجده، آيه 16.
[2]- سوره اعراف، آيه 29.
6- (وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ)[1].
«وبه آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حاليكه دين خود را براى او خالص كنند واز شرك به توحيد باز گردند ونماز را برپادارند وزكات را بپردازند واين است آيين مستقيم وپايدار.»
قرآن مجيد در آيات فوق به مادستور مىدهد كه دين خود را براى خدا خالص گردانيم، وچنين پيدا است كه دين به معناى آن شريعت يانظامى است كه انسان به انتخاب واراده خود به مقررات آن گردن مىنهد واز آن تبعيت مىكند، اما خلوص در دين به معنى نفى هرگونه دوگانگى در ولايت ووابستگى بين خدا وپيامبران واولياى او از يك سو، وسلطه قواى مادى وقدرتهاى طاغوتى از سوى ديگر، مىباشد. پس عبادت خدا، كه از بارزترين وشاخصترين آن، برپاداشتن نماز وپرداختن زكات است، به صورت پاك وناب انجام نمىشود مگر اينكه مؤمن، دينش را براى خداوند خالص گرداند، يعنى باهمه اعضا وجوارح واز عمق دل ووجدان خود، در برابر خداوند خاضع وخاشع باشد واز ريا وتظاهر واز ترس هر قدرتى ماسواى خدا بپرهيزد.
7- (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)[2].
[1]- سوره بيّنه، آيه 5.
[2]- سوره مائده، آيه 27.
«وداستان دو فرزند آدم را بحق برآنها بخوان: هنگامى كه هركدام، كارى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند؛ اما از يكى پذيرفته شد، واز ديگرى پذيرفته نشد؛ (آنكه عملش مردود شده بود) گفت: به خدا سوگند تو را خواهم كشت. (برادر ديگر) گفت: خدا تنها از پرهيز كاران مىپذيرد.»
پذيرفتن اعمال از سوى خداوند، به حسن ظاهر اعمال وآنچه انسان بدان تظاهر مىكند، ربطى ندارد بلكه خداوند تنها از متقيان مىپذيرد؛ از كسانى كه نيّت وهدف خود را پاك وخالص ساختهاند.
بنابر اين تقواى الهى با ظاهر عمل وعامل تحقق نمىيابد بلكه ملاك تحقق آن، نيّت وهدف عامل است ودر واقع نيّتها واهدافى كه باعث انجام عمل شدهاند، ميزان پذيرش آنها در درگاه حضرت حق مىباشند.
حديث شريف:
سنت شريف، حاوى روايات فراوانى است كه از معصومين عليهم السلام درباره نيت، اخلاص، رياء، وآثار تربيتى وروانى آن در جامعه مؤمنين در دنيا، ودر سرنوشت انسان وعمل او در آخرت، نقل شده است. در اين جا تنها به نقل قسمتهاى كوتاهى از آنها اكتفا مىكنيم شايد در اصلاح نيّتهاى ما وخالص ساختن ورنگ الهى دادن به اعمال ما بدور از هر نوع آلودگى وتنها به قصد قربت الهى انجام دادن، مفيد واقع افتد.
نيّت وجاودانگى
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّما خلّد أهل النار في النار
؛ لأنّ نيّاتهم كانت في الدنيا أن لو خُلِّدوا فيها أن يعصوا اللَّه أبداً، وإنّما خُلِّد أهل الجنّة في الجنّة
؛ لأنّ نيّاتهم كانت في الدنيا أن لو بقوا فيها أن يطيعوا اللَّه أبداً، فبالنيّات خُلِّد هؤلاء وهؤلاء، ثمّ تلا قوله:
(قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)،
وقال: على نيّته»[1].
«اينكه اهل جهنّم در آتش، جاودانه هستند بدين جهت است كه نيّت وقصد آنان در دنيا چنين بوده كه اگر در دنيا، جاويدان باشند، براى هميشه خدا را معصيت كنند. واينكه اهل بهشت در بهشت، جاويدان هستند هم بدين جهت است كه نيّت وهدف آنان در دنيا چنين بوده كه اگر در دنيا باقى بمانند، هميشه خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نيّتها واهداف است كه اين دسته وآن دسته در بهشت يا جهنّم، جاويدان شدهاند سپس امام عليه السلام اين آيه را تلاوت كرد: (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)وبعد فرمود: (على شاكلته يعنى) على نيّته.»
نيت خير كند وبخوابد
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ العبد لينوي من نهاره أن يصلّي بالليل فتغلبه عينه فينام، فيثبت اللَّه له صلاته، ويكتب نَفَسه تسبيحاً، ويجعل نومه عليه صدقة»[2].
«بندهاى در روز نيت مىكند كه در شب نماز بخواند ولى خواب بر چشمانش غلبه مىكند ومىخوابد، خداوند آن نماز را براى او ثبت مىكند ونَفَس اورا تسبيح وخوابش را براى او صدقه قرار مىدهد.»
3- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، ابواب مقدمة العبادات، باب 6، ص 36، حديث 4.
[2]- همان، ص 38، حديث 16.
«نيّة المؤمن أبلغ من عمله، وكذلك نيّة الفاجر»[1].
«نيّت مؤمن رساتر از عملش است وهمچنين نيّت فاجر.»
4- امام صادق عليه السلام فرمود:
«من صدق لسانه زكى عمله، ومن حسنت نيّته زيد في رزقه، ومن حسن برّه بأهل بيته زيد في عمره»[2].
«كسى كه راستگو باشد، عمل او پاك مىشود، وكسى كه نيت او نيك باشد، روزى او افزوده مىگردد وكسى كه به اهل بيت وخانوادهاش نيكى كند، عمرش افزوده مىشود.»
5- امام على عليه السلام فرمود:
«... إنّ اللَّه- بكرمه وفضله- يدخل العبد بصدق النيّة وحسن السريرة الصالحة، الجنّة»[3].
«... خداوند به وسيله كرم وفضلش، بنده خود را به جهت نيّت راست (هدف نيك) وسرشت پاكش، وارد بهشت مىكند.»
رهايى
6- امام على عليه السلام فرمود:
«... وبالإخلاص يكون الخلاص»[4].
«... در اخلاص، خلاص ورهايى نهفته است.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، ابواب مقدمة العبادات، باب 6، ص 40، حديث 22.
[2]- همان، حديث 23.
[3]- همان، حديث 25.
[4]- همان، باب 8، ص 43، حديث 2.
عمل خالص
7- امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند: (لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا). «تا شما را آزمايش كند كه كدام يك عملش نيكوتر است»، فرمود:
«ليس يعني أكثركم عملًا، ولكن أصوبكم عملًا، وإنّما الإصابة خشية اللَّه والنيّة الصادقة الحسنة. والابقاء على العمل حتّى يخلص، أشدّ من العمل.
والعمل الخالص الذي لا تريد أن يحمدك عليه أحد إلّااللَّه عزّ وجلّ، والنيّة أفضل من العمل، ألا وأنّ النيّة هي العمل، ثمّ تلا قوله عزّ وجلّ:
(قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)[1]
يعني على نيّته».
«منظور خداوند اين نيست كه عمل بيشتر انجام داده باشيد بلكه منظورش اين است كه كداميك عملش صحيحتر باشد، وصحت عمل اين است كه باخشيت خدا ونيت راست ونيك توأم باشد. ونگهدارى عمل تا اين كه توأم با اخلاص شود، مشكلتر وسختتر از خود عمل است. وعمل خالص آن است كه نخواهى غير از خدا، كسى تو را برآن عمل بستايد. ونيت بهتر از عمل است وبلكه نيت همان عمل است. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:
(قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)وچنين معنى كرد كه: هركس طبق نيت خود عمل مىكند.»
اخلاص يا نفاق
8- مردى به امام صادق عليه السلام عرض كرد:
أتخوّف أن أكون منافقاً. قال له الإمام: «إذا خلوت في بيتك نهاراً أو ليلًا أليس تصلّي
؟». فقال: بلى. قال الإمام: «فلمن تصلّي
؟». قال:
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، ابواب مقدمة العبادات، باب 8، حديث 4؛ باب 6، حديث 5، در حاشيه وسائل اين حديث بصورت مقطّع وتكّه تكّه نقل شده است.
للَّه عزّ وجلّ. فقال الإمام: «فكيف تكون منافقاً وأنت تصلّي للَّهعزّ وجلّ لا لغيره»[1].
مىترسم از اينكه منافق باشم. امام فرمود: «اگر در خانه خود در شب ياروز تنها و در خلوت باشى آيا نماز نمىگزارى؟». گفت: بلى نماز مىگزارم.
فرمود: «پس براى كه نماز مىخوانى؟». گفت: براى خداوند عزّ وجلّ. امام عليه السلام فرمود:
«چگونه مىتوانى منافق باشى در حاليكه براى خدا نماز مىگزارى، نه براى غير او؟»
9- امام باقر عليه السلام فرمود:
«ما بين الحقّ والباطل إلّاقلّة العقل». قيل: وكيف ذلك يابن رسول اللَّه
؟ قال: «العبد ليعمل العمل الذي هو للَّهرضا فيريد به غير اللَّه، فلو أنّه أخلص للَّه لجاءه الذي يريد في أسرع من ذلك»[2].
«فاصله بين حق وباطل چيزى نيست جز كاستى عقل.» گفته شد: اى پسر رسول خدا! اين چگونه است؟ فرمود: «بنده، عملى را انجام مىدهد كه مورد رضاى خداوند است اما او غير خدا را قصد مىكند، واگر او براى خدا اخلاص ميداشت، زودتر وسريعتر از اين، به هدف مورد نظر خود هم مىرسيد.»
بهترين عبادت
10- امام صادق عليه السلام فرمود:
«العبادة ثلاثة: قوم عبدوا اللَّه عزّ وجلّ خوفاً، فتلك عبادة العبيد. وقوم عبدوا اللَّه تبارك وتعالى لطلب الثواب، فتلك عبادة الاجراء. وقوم عبدوا اللَّه
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، ابواب مقدمة العبادات، باب 8، ص 44، حديث 6.
[2]- همان، ص 45، حديث 11.