بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 73

ودستهايت را رها كن و انگشتانت را داخل همديگر نكن ودستها روى رانها و برابر زانوهايت قرار گيرد ونگاه توبايد به جاى سجده‌ات باشد.»

تفصيل احكام:

وجوب قيام (ايستادن):

1- واجب است نماز، در حال ايستاده وبدون تكيه كردن بر چيزى بجا آورده شود، البته اين در شرايط عادى است. اما شخص مريض وناتوان، هرطور كه بتواند نماز مى‌خواند؛ باتكيه بر چيزى يا نشسته يا خوابيده كه تفصيل آن در سطور بعدى ذكر مى‌شود.

2- قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و همچنين قيام پيش از ركوع كه قيام متصل به ركوع ناميده مى‌شود، ركن است يعنى با ترك هريك از آن دو عمداً يا سهواً، نماز باطل مى‌شود.

3- ولى قيام در حال خواندن حمد وسوره يا تسبيحات اربعه وقيام بعد از ركوع هر چند واجب است ولى ركن نمى‌باشد وباترك آن اگر تنها از روى عمد باشد نماز باطل مى‌شود نه از روى سهو.

جزئيات اين مسأله به شرح ذيل است:

الف- نمازگزار در حاليكه قيام اوكاملًا تحقق يافته باشد، تكبيرة الاحرام مى‌گويد پس اگر در حال بلند شدن باشد وهنوز كاملًا راست نايستاده باشد، تكبيرة الاحرام گفتن، صحيح نيست.

ب- واجب است تلفظ تكبيرة الاحرام در وقتى پايان يابد كه او در حالت قيام كامل باشد پس اگر نمازگزار به جماعت ملحق شود در وقتى كه امام جماعت در ركوع است واو تكبيرة الاحرام بگويد،


صفحه 74

بايد در هنگام تلفظ تكبير كاملًا ايستاده باشد بعد براى ركوع خم شود واگر تلفظ حروف آخر تكبيرة الاحرام با خم شدن او براى ركوع، هم زمان شود، نماز باطل است.

ج- اگر بعد از قرائت حمد وسوره، بنشيند وركوع را فراموش كند وبعد به ياد آورد، واجب است كه به طور كامل وراست بايستد، سپس از حالت ايستاده به ركوع رود تا ركنيت قيام متصل به ركوع تحقق يابد، وصحيح نيست كه از حالت نشسته، به صورت خميده وكمانى بلند شود وخود رابه حالت ركوع قرار دهد بدون اينكه كاملًا ايستاده باشد.

د- اگر حمد وسوره يا تسبيحات اربعه را از روى فراموشى در حالت نشسته بخواند وبعد به ياد آورد، اعاده قرائت بر او واجب نيست ولى از جهت ركوع، واجب است كه بايستد. اگر چه احتياط استحبابى مقتضى است كه در حال قيام، حمد وسوره را هم از نو بخواند.

ه- اگر قيام بعد از ركوع را سهواً ترك كند واز حالت ركوع، مستقيماً به سجده رود، نمازش صحيح است.

4- در شرايط طبيعى وعادى، همين كه راست بايستد، به گونه‌اى كه در عرف قيام ناميده شود، قيام وايستادن واجب تحقق مى‌يابد. تحقق استقرار (آرامش بدن) هم به اين است كه بدن واعضايش را حركت ندهد. وجوب استقرار، در ميان فقها، مشهور وموافق احتياط واجب است. اما استقلال در قيام اين است كه برچيزى تكيه نكند واين هم مشهور وموافق احتياط مستحب است.


صفحه 75

جزئيات مسأله:

الف- اگر نماز گزار در حين قيام، خم شود يابه يكى از دو طرف متمايل گردد به گونه‌اى كه نزد عرف صفت قيام را از دست بدهد، نماز او باطل مى‌باشد.

ب- اگر استقرار نداشته وبدن واعضايش را حركت بدهد به گونه‌اى كه با استقرار منافات داشته باشد، نمازش باطل است اما حركت ساده دست وانگشتان اشكال ندارد.

ج- اگر درحين قيام به چيزى مانند انسان يا ديوار يا عصا بدون علت وضرورت، تكيه كند، نماز را تمام كند وبنابر احتياط مستحب، اعاده نمايد.

د- شايسته است نمازگزار پاهايش را در حين قيام خيلى زياد نگشايد به گونه‌اى كه در عرف قيام گفته نشود.

ه- اگر راست ايستادن يا استقلال يا استقرار در قيام را از روى فراموشى وسهو ترك كند، نماز او صحيح است مگر در هنگام قيام ركنى يعنى قيام در موقع تكبيرة الاحرام وقيام متصل به ركوع كه اگر صدق قيام در عرف، مشكوك باشد، احتياط واجب مقتضى است كه نماز را اعاده نمايد.

و- اصل در قيام اين است كه هردو پاها روى زمين باشد اما واجب نيست كه سنگينى بدن برهردو پا بطور مساوى تقسيم شود بلكه جايز است سنگينى بدن را روى يكى از پاها بيشتر از ديگرى بيندازد.


صفحه 76

در شرايط استثنايى:

5- اما در حالات استثنايى مانند بيمارى ياضعف ومانند آن بر نماز گزار است كه تاحدّ امكان، در حال قيام نماز بگذارد وبه تدريج از قيام مستقل به قيام با تكيه برديوار يا انسان منتقل شود.

واگر به هيچ شكلى قيام ممكن نبود، نشسته نماز بخواند واگر نشستن هم برايش مقدور نبود، خوابيده بر پهلوى راست وگرنه برپهلوى چپ، نماز بخواند ودر اين دو صورت بايد جلو بدنش به طرف قبله قرار گيرد. اگر بر پهلوى چپ ياراست هم امكان نداشت در حاليكه بر پشت خوابيده (مانند حالت احتضار) وكف پاهايش به سمت قبله باشد، نماز بگزارد.

جزئيات وفروع اين مسأله به اين شرح است:

الف- در حالات اضطرارى واجب است براى ركوع، اندكى خم شود ودر صورت امكان، برزمين سجده كند، واگر امكان نداشت براى سجده هم، كمى بيشتر از ركوع، خم شود واگر از خم شدن هم عاجز بود، به جاى ركوع وسجده باسر اشاره كند اگر آن هم امكان نداشت، بادوچشم اشاره نمايد، واحوط اين است كه در همه اين حالات، چيزى را كه سجده برآن صحيح است، برپيشانى بگذارد.

ب- براى كسى كه نشسته نماز مى‌خواند اگر بعد از آنكه در حال نشسته حمد وسوره را قرائت كند امكان يابد كه براى ركوع بايستد، بنابر احتياط واجب بايد بايستد.

ج- كسى كه نشسته نماز مى‌خواند اگر در اثناى نماز قدرت بر قيام‌


صفحه 77

پيدا كرد، بايد بقيه نمازش را در حال ايستاده بخواند، وهمچنين كسى كه به حالت خوابيده نماز مى‌خواند، اگر در اثناى نماز توانست بنشيند يا بايستد، بايد بقيه نماز را در حال نشسته ياايستاده تمام كند، ولى در زمانى كه از حالتى به حالت ديگر منتقل مى‌شود نبايد چيزى بخواند.

د- اگر بتواند ايستاده نماز بخواند، ولى نتواند ايستاده ركوع كند، ركوع را نشسته انجام دهد، واگر بطور كلى از ركوع وسجود، عاجز باشد، ايستاده نماز بخواند وبراى ركوع وسجده باسر يا چشم اشاره كند، وبنابراحوط در هنگام اشاره به سجده، چيزى را كه سجده برآن صحيح است، برپيشانى بگذارد.

ه- اگر در اول وقت، عاجز از قيام باشد ولى گمان كند يا احتمال دهد كه در آخر وقت، قدرت بر قيام پيدا مى‌كند، واجب است نماز را تا آخر وقت به تأخير اندازد.

و- اگر كسى قدرت برقيام داشته باشد ولى‌بترسد از اينكه اگر ايستاده نماز بخواند، بيمارى او شدت پيدا كند، براى او جايز است كه نشسته نماز بخواند، وهمچنين اگر بترسد از شدت يافتن بيمارى در صورتيكه نشسته نماز بخواند، جايز است كه خوابيده بجا آورد.

آداب قيام‌

در هنگام قيام براى نماز، مستحب است امور زير مراعات شود:

1- پايين انداختن شانه‌ها.


صفحه 78

2- رها كردن دستها.

3- گذاشتن دستها روى رانهادر حاليكه انگشتان را بهم چسبانده باشد.

4- نگاه كردن به محل سجده.

5- راست نگهداشتن فقرات پشت وگردن.

6- رو به قبله قرار دادن پاها.

7- فاصله گذاشتن بين پاها به اندازه سه انگشت باز تايك وجب (در حدود 15 تا 20 سانتى‌متر).

8- انداختن سنگينى بدن بر هردو پاباهم.

9- خاشعانه وخاضعانه بودن قيام به گونه‌اى كه با ايستادن يك بنده ذليل در برابر پروردگار جليل، متناسب باشد.


صفحه 79

پنجم- قرائت‌

حديث شريف:

1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«لا صلاة لمن لم يقرأ بامّ الكتاب فصاعداً»[1].

«كسى كه امّ الكتاب (سوره حمد) يابيشتر از آنرا در نماز نخواند، نمازى براى او نيست.»

2- محمّد بن مسلم مى‌گويد:

سألت أبا جعفر عليه السلام عن الذي لا يقرأ بفاتحة الكتاب في صلاته، فقال الإمام:

«لا صلاة له إلّاأن يقرأ بها في جهر أو إخفات».

قلت: أيما أحبّ إليك إذا كان خائفاً أو مستعجلًا يقرأ سورة أو فاتحة الكتاب‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 1، كتاب الصلاة، ابواب القرائة فى الصلاة، باب 1، ص 274، حديث 7.


صفحه 80

فقال: «فاتحة الكتاب»[1].

از امام باقر عليه السلام پرسيدم درباره كسى كه سوره حمد را در نمازش نمى‌خواند. امام عليه السلام فرمود:

«نمازى براى او نيست مگر اينكه سوره حمد را بلند يا آهسته بخواند.»

گفتم: در صورتيكه او در حالت خوف باشد ياعجله داشته باشد، سوره را بخواند يا حمد را، كدام يك بهتر است؟

فرمود: سوره حمد.»

3- امام رضا عليه السلام فرمود:

«امر الناس بالقراءة في الصلاة لئلا يكون القرآن مهجوراً مضيّعاً

، ويكون محفوظاً مدروساً فلا يضمحلّ ولا يُجهل، وإنّما بدأ بالحمد دون سائر السور لأنّه ليس شي‌ء من القرآن والكلام جُمع فيه من جوامع الخير والحكمة ما جُمِع فى سورة الحمد...»[2].

«اينكه مردم به قرائت در نماز دستور داده شده‌اند براى اين است كه قرآن در ميان مردم، مهجور وضايع نشود بلكه مورد حفظ ومطالعه قرار گيرد ومجهول نماند وبه فراموشى سپرده نشود، واينكه از سوره حمد شروع شده نه ساير سوره‌ها بدين جهت است كه هيچ چيزى از قرآن يا سخنى نيست كه، به اندازه سوره حمد، جامع خير وحكمت باشد.»

4- امام صادق عليه السلام فرمود:

«لا بأس بأن يقرأ الرجل في الفريضة بفاتحة الكتاب في الركعتين‌

[1]- وسائل‌الشيعة، ج 4، كتاب‌الصلاة، ابواب القرائة فى‌الصلاة، باب 1، ص 732، حديث 1.

[2]- همان، حديث 3.