پيراهنها و زير پيراهنهايي كه با چرخ يا با دست ميبافند اجتناب كند; همچنين است پوششهايي كه با پشم ميمالند مانند كليچه و نمدهايي كه چوپانان ميپوشند.(مسأله 269)بنابر احتياط مرد محرم از پوشيدن هر نوع لباس دوخته اجتناب نمايد; هر چند كوچك باشد، مانند كمربند دوخته و شب كلاه .(مسأله 270)اگر قمقمه آب مثلا در محفظه دوخته باشد يا وسائل سفر در ساك دوخته باشد بنابر احتياط در حال احرام آنها را بر دوش نيندازد; ولي دست گرفتن آنها مانعي ندارد.(مسأله 271)همياني را كه در آن پول خود را حفظ ميكنند و به كمر ميبندند براي محرم جايز است آن را به كمر خود ببندد; هر چند دوخته باشد، ولي بنابر احتياط بدون گره باشد.(مسأله 272)اگر محرم به فتق بند دوخته نياز پيدا كند و ناچار شود آن را به خود ببندد جايز است آن را به خود ببندد; ولي بنابر احتياط كفاره آن را بدهد.(مسأله 273)اگر محرم به لباس دوخته احتياج پيدا كند و ناچار شود آن را بپوشد جايز است آن را بپوشد; ولي بنابر احتياط واجب بايد كفاره آن را بدهد.(مسأله 274)كفاره پوشيدن لباس دوخته اگر از روي علم و عمد باشد، ذبح يك گوسفند است ; همچنين است بنابر احتياط واجب اگر از روي اضطرار و ناچاري باشد; ولي اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسأله باشد كفاره واجب نيست .(مسأله 275)جايز است محرم هنگام خوابيدن از لحاف يا روانداز دوخته استفاده كند و بدن خود را با آن بپوشاند; ولي سر خود را بايد نپوشاند. و بنابر احتياط در حال نشستن نيز لحاف يا پتو را به خود نپيچد.
(مسأله 276)محرم جايز است شال ندوخته يا عمامه را دور كمر خود روي لنگ ببندد; ولي بنابر احتياط آن را تا سينه خود بالا نبرد. بلكه خوب است به طور كلي از بستن شال و عمامه به دور كمر اجتناب نمايد.(مسأله 277)اگر محرم چند نوع لباس دوخته بپوشد - مانند پيراهن و قبا و شلوار - براي هر كدام بايد يك كفاره بدهد. و اگر آنها را داخل يكديگر كند و يكدفعه بپوشد باز هم بنابر احتياط واجب براي هر كدام يك كفاره بدهد.(مسأله 278)اگر محرم چند لباس دوخته از يك نوع بپوشد - مثلا چند پيراهن يا چند قبا بپوشد - چه در يك مجلس باشد يا در چند مجلس، بنابر احتياط براي هر كدام يك كفاره بدهد.(مسأله 279)اگر يك نوع لباس دوخته مانند پيراهن مثلا بپوشد و كفاره آن را بدهد و بعد پيراهن ديگر بپوشد يا آن پيراهن را در آورد و پس از دادن كفاره دوباره آن را بپوشد بايد دوباره كفاره بدهد.(مسأله 280)اگر از روي اضطرار و ناچاري چند نوع لباس دوخته بپوشد بنابر احتياط واجب بايد براي هر كدام يك كفاره بدهد; همچنين است بنابر احتياط اگر چند لباس دوخته از يك نوع بپوشد.(مسأله 281)اگر محرم لباس دوخته اي را از روي فراموشي يا ندانستن مسأله پوشيده است پس از توجه و علم بايد فورا آن را در آورد. پس اگر آن را پيش از تلبيه پوشيده است ميتواند آن را از طرف سر درآورد; و لازم نيست آن را از طرف پا درآورد. ولي اگر بعد از تلبيه و تحقق احرام پوشيده است، بايد از طرف پا درآورد; و اگر يقه آن تنگ است بايد آن را بشكافد يا پاره كند تا از طرف پا كنده شود. و در هر دو صورت اگر در بيرون آوردن آن كوتاهي نكند كفاره واجب نيست ; و اگر عمدا كوتاهي كند و
بيرون آوردن آن را به تأخير بيندازد بايد كفاره بدهد. و تفصيلي كه در چگونگي بيرون آوردن لباس دوخته گفته شد، در صورتي كه از روي علم و عمد هم آن را پوشيده باشد جاري است .(مسأله 282)براي زنها جايز است در حال احرام هر اندازه لازم داشته باشند لباس دوخته بپوشند; با رعايت شرايطي كه در لباس احرام معتبر است و پيش از اين گفته شد; و كفاره نيز واجب نيست . ولي بنابر روايات معتبر زنها در حال احرام نهي شده اند از پوشيدن "قفازين" كه به صورت يك جفت دستكش زنانه بوده و زنها براي رفع سرما به دست ميكرده اند و بيشتر جنبه زينت داشته است ; و بنابر احتياط از پوشيدن هر نوع دستكش در حال احرام اجتناب نمايند.
دكمه گذاشتن و گره زدن جامه هاي احرام
پانزدهم از محرمات احرام"دكمه گذاشتن و گره زدن جامه هاي احرام" است .(مسأله 283)مرد محرم نبايد به جامه هاي خود دكمه بگذارد و دو طرف جامه را با دكمه به يكديگر متصل كند. همچنين بنابر احتياط واجب نبايد لنگ خود را به گردن خود گره بزند; بلكه بنابر احتياط واجب هيچ يك از جامه هاي احرام را به گردن خود و به يكديگر گره نزند. همچنين دو طرف جامه را با سوزن و سنجاق و گره به يكديگر متصل نكند; بلكه يك طرف لنگ را در طرف ديگر آن فرو كند. و بعيد نيست بتواند براي حفظ رداء از افتادن، دو طرف آن را با گذاشتن سنگ در آن و پيچيدن نخ به دور آن بدون گره به يكديگر متصل كند; ولي يك طرف آن را روي طرف ديگر نيندازد.(مسأله 284)دكمه گذاشتن و گره زدن جامه هاي احرام كفاره ندارد; هر چند اولي و احوط ذبح يك گوسفند است .
پوشيدن جوراب و چكمه
شانزدهم از محرمات احرام"پوشيدن جوراب و چكمه" براي مردان است .(مسأله 285)بر مرد محرم پوشيدن جوراب و چكمه، بلكه موزه و گيوه و هر چه تمام روي پا را بپوشاند حرام است ; ولي براي زن در حال احرام مانعي ندارد.(مسأله 286)اگر مرد محرم نعلين پيدا نكند و ناچار شود چكمه يا جوراب و مانند اينها را بپوشد، بنابر احتياط واجب روي آنها را شكاف دهد; بلكه خوب است ساق آنها را نيز قطع كند.(مسأله 287)اگر مرد محرم از روي علم و عمد چكمه و جوراب و امثال اينها را پوشيد بنابر احتياط يك گوسفند به عنوان كفاره ذبح نمايد.(مسأله 288)اگر مرد محرم زير لحاف يا پتو بخوابد مانعي ندارد; هر چند روي پاهاي او را بپوشاند.(مسأله 289)در حال احرام پوشيدن نعليني كه بندهاي عريض دارد ولي همه روي پاها را نمي گيرد مانعي ندارد; هر چند بهتر است نعلين با بندهاي باريك انتخاب شود.
پوشيدن سر
هفدهم از محرمات احرام"پوشيدن سر" براي مردان است .(مسأله 290)مرد محرم نبايد در حال احرام تمام سر خود يا قسمتي از آن را با لباس يا پارچه بپوشاند; بلكه بنابر احتياط واجب با گل و حنا و دوا و پوشال و گذاشتن محمولات روي سر و مانند اينها نيز سر خود را نپوشاند.(مسأله 291)مرد محرم اگر سرش را بشويد، نبايد سر يا بعض آن را با حوله و دستمال خشك كند.(مسأله 292)مرد محرم نبايد در حال احرام كلاه گيس بر سر گذارد.
(مسأله 293)گوشها در اينجا حكم سر را دارند; پس مرد محرم نبايد آنها را بپوشاند.(مسأله 294)محرم جايز است سر خود را با اعضاي بدن خود مانند دستها يا ذراع خود بپوشاند; هر چند احوط ترك است، مگر در مواقع ضرورت، مانند مسح سر يا خاراندن سر و مانند اينها.(مسأله 295)محرم جايز است براي خواب سر خود را روي زمين يا بالش بگذارد.(مسأله 296)براي محرم خوابيدن زير پشه بند و مانند آن كه بالاي سر قرار ميگيرند و سر را نمي پوشانند مانعي ندارد.(مسأله 297)براي محرم گذاشتن بند مشگ آب بر سر مانعي ندارد.(مسأله 298)براي محرم جايز است هنگام سر درد، دستمالي را به سر ببندد; ولي احتياطا كفاره بدهد.(مسأله 299)محرم اگر سر خود را هنگام خواب يا زماني ديگر از روي غفلت و فراموشي يا ندانستن مسأله بپوشاند كفاره ندارد; ولي بنابر احتياط لبيك بگويد و پس از توجه فورا سر خود را باز كند; و اگر باز نكرد و ادامه داد، بنابر احتياط واجب كفاره بدهد.(مسأله 300)محرم جايز نيست در آب فرو رود به طوري كه سرش زير آب برود; همچنين نبايد سر خود را زير آب كند; بلكه بنابر احتياط واجب سر خود را در مايع ديگر هم نكند، و بعض سر را نيز زير آب يا مايع ديگر نكند. و بنابر احتياط زن نيز در حال احرام سر يا بعض سر را زير آب يا مايع ديگر نكند. ولي براي غسل يا شستشو اگر آب روي سر بريزند يا زير دوش بروند مانعي ندارد; لكن زير آبشاري كه همه سر را فرو ميگيرد نروند.(مسأله 301)محرم اگر سر خود را از روي علم و عمد
بپوشاند يا زير آب فرو ببرد بنابر احتياط واجب بايد كفاره بدهد; و كفاره آن ذبح يك گوسفند است . و بنابر احتياط براي پوشاندن بعض سر و همچنين پوشاندن به جهت اضطرار و ناچاري نيز كفاره بدهد; ولي اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسأله باشد كفاره ندارد; چنانكه در مسأله «299» گذشت .(مسأله 302)مرد محرم اگر سر خود را با لباس دوخته بپوشاند، بنابر احتياط واجب بايد دو كفاره بدهد.(مسأله 303)مرد محرم اگر سر خود را چند مرتبه بپوشاند، بنابر احتياط براي هر كدام يك كفاره بدهد; بخصوص اگر سر خود را بپوشاند و كفاره دهد و بعد دوباره بپوشاند.(مسأله 304)مرد محرم جايز است صورت خود را بپوشاند يا براي خواب صورت خود را روي زمين يا بالش بگذارد; ولي بنابر احتياط يك مسكين را به دست خود اطعام كند.
پوشاندن صورت
هجدهم از محرمات احرام"پوشاندن صورت" بر زنها است .(مسأله 305)جايز نيست زن در حال احرام صورت خود يا قسمتي از آن را با نقاب يا روبند يا پوشيه يا باد بزن يا مانند اينها بپوشاند; بلكه بنابر احتياط واجب صورت خود را با دوا يا حنا يا گل و مانند اينها نيز نپوشاند. ولي پوشاندن صورت به وسيله اعضاي بدن خود مانند دستها مانعي ندارد.(مسأله 306)بنابر احتياط واجب زن در حال احرام صورت خود را با حوله و مانند آن خشك نكند.(مسأله 307)زن در حال احرام ميتواند صورت خود را براي خوابيدن روي زمين يا بالش بگذارد.(مسأله 308)زن در حال احرام ناچار است سر خود را براي نماز بپوشاند و طبعا به عنوان مقدمه اين كار لازم است
قسمت كمي از صورت خود را نيز بپوشاند; ولي بنابر احتياط واجب بعد از نماز فورا آن قسمت را باز نمايد.(مسأله 309)جايز است زن در حال احرام براي رو گرفتن از مرد نامحرم پر چادر يا عبا يا جامه اي را كه روي سر انداخته به طرف پايين رها كند تا محاذي بيني و در صورت احتياج تا محاذي گردن قرار گيرد; ولي اولي و احوط اين است كه با دست يا چيز ديگر، آن را از صورت خود دور نگه دارد تا به صورت نچسبد.(مسأله 310)كفاره پوشاندن صورت بنابر احتياط ذبح يك گوسفند است .
سايه قرار دادن مرد است بالاي سر خود
نوزدهم از محرمات احرام"سايه قرار دادن مرد است بالاي سر خود هنگام سير و حركت"(مسأله 311)جايز نيست مرد محرم هنگام سير و طي مسافت، خود را در زير سقف اشياي سايه دار متحرك مانند محمل روپوش دار يا ماشين سر پوشيده يا كشتي يا هواپيما قرار دهد; همچنين جايز نيست خود را زير چتر و مانند آن قرار دهد، خواه سواره باشد يا پياده ; بلكه بنابر احتياط واجب از سايه چيزي كه بالاي سر او نيست نيز استفاده نكند; پس نبايد چتر را در طرف راست يا چپ خود قرار دهد به نحوي كه از سايه آن استفاده كند. آري شخص پياده اگر در كنار ماشين و مانند آن حركت كند به نحوي كه در سايه آن واقع شود اشكال ندارد. و بنابر اقوي جايز است در حال سير از زير پلها و تونلها و در سايه ديوارها و درختها و كوهها عبور نمايد. ولي اگر با وجود راههاي متعدد راه تونل را براي سايه اش انتخاب نمايد خالي از اشكال نيست .(مسأله 312)جايز است مرد محرم در منازل بين راه و
همچنين در مكه و مني و عرفات و مشعر در خيمه يا سايبان يا اطاق و يا هر ساختمان ديگر منزل كند و زير سايه برود; همچنين رفتن در زير سقف مسجد شجره و مساجد بين راه و مسجدالحرام و مساجد مكه و مني و محل سعي كه سقف دار است و مغازه ها و بازارهاي سقف دار مكه معظمه و امثال اينها مانعي ندارد. ولي براي رفت و آمدهاي خود در منازل بين راه و در خيابانهاي مكه و مني و مشعر و عرفات بنابر احتياط آنچه را در مسأله پيش گفته شد رعايت كند و از چتر و ماشين سقف دار و امثال اينها استفاده نكند; مگر در حال ضرورت و ناچاري .(مسأله 313)در حرمت استفاده مرد محرم از ماشين سقف دار و هواپيما و مانند اينها بين روز و شب فرق نيست . و چنانكه در روايات مسأله اشاره شده استفاده از اينها تنها براي جلوگيري از آفتاب نيست ; بلكه براي حفاظت از باد و باران و سرما نيز از اينها استفاده ميشود; و مرد محرم از اين قبيل استفاده ها منع شده است .(مسأله 314)جايز است مرد محرم به وسيله دست و ذراع خود جلوي تابش آفتاب را بر بدن خود بگيرد.(مسأله 315)استفاده از اشياي سقف دار و سايه دار براي زنها و بچه هاي نابالغ در حال احرام مانعي ندارد.(مسأله 316)اگر مرد محرم از گرما يا سرما بي تاب ميشود و به حد اضطرار و ناچاري رسيده، در اين صورت جايز است از ماشين سقف دار و مانند آن استفاده كند; ولي بايد كفاره بدهد.(مسأله 317)كفاره زير سايه رفتن ذبح يك گوسفند است ; و چنانچه اين عمل تكرار شده و در بين آنها كفاره نداده، در هر احرام يك كفاره كافي است . يعني يك كفاره براي احرام عمره و يك كفاره براي احرام حج . و فرقي بين حال اختيار و