بپوشاند يا زير آب فرو ببرد بنابر احتياط واجب بايد كفاره بدهد; و كفاره آن ذبح يك گوسفند است . و بنابر احتياط براي پوشاندن بعض سر و همچنين پوشاندن به جهت اضطرار و ناچاري نيز كفاره بدهد; ولي اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسأله باشد كفاره ندارد; چنانكه در مسأله «299» گذشت .(مسأله 302)مرد محرم اگر سر خود را با لباس دوخته بپوشاند، بنابر احتياط واجب بايد دو كفاره بدهد.(مسأله 303)مرد محرم اگر سر خود را چند مرتبه بپوشاند، بنابر احتياط براي هر كدام يك كفاره بدهد; بخصوص اگر سر خود را بپوشاند و كفاره دهد و بعد دوباره بپوشاند.(مسأله 304)مرد محرم جايز است صورت خود را بپوشاند يا براي خواب صورت خود را روي زمين يا بالش بگذارد; ولي بنابر احتياط يك مسكين را به دست خود اطعام كند.
پوشاندن صورت
هجدهم از محرمات احرام"پوشاندن صورت" بر زنها است .(مسأله 305)جايز نيست زن در حال احرام صورت خود يا قسمتي از آن را با نقاب يا روبند يا پوشيه يا باد بزن يا مانند اينها بپوشاند; بلكه بنابر احتياط واجب صورت خود را با دوا يا حنا يا گل و مانند اينها نيز نپوشاند. ولي پوشاندن صورت به وسيله اعضاي بدن خود مانند دستها مانعي ندارد.(مسأله 306)بنابر احتياط واجب زن در حال احرام صورت خود را با حوله و مانند آن خشك نكند.(مسأله 307)زن در حال احرام ميتواند صورت خود را براي خوابيدن روي زمين يا بالش بگذارد.(مسأله 308)زن در حال احرام ناچار است سر خود را براي نماز بپوشاند و طبعا به عنوان مقدمه اين كار لازم است
قسمت كمي از صورت خود را نيز بپوشاند; ولي بنابر احتياط واجب بعد از نماز فورا آن قسمت را باز نمايد.(مسأله 309)جايز است زن در حال احرام براي رو گرفتن از مرد نامحرم پر چادر يا عبا يا جامه اي را كه روي سر انداخته به طرف پايين رها كند تا محاذي بيني و در صورت احتياج تا محاذي گردن قرار گيرد; ولي اولي و احوط اين است كه با دست يا چيز ديگر، آن را از صورت خود دور نگه دارد تا به صورت نچسبد.(مسأله 310)كفاره پوشاندن صورت بنابر احتياط ذبح يك گوسفند است .
سايه قرار دادن مرد است بالاي سر خود
نوزدهم از محرمات احرام"سايه قرار دادن مرد است بالاي سر خود هنگام سير و حركت"(مسأله 311)جايز نيست مرد محرم هنگام سير و طي مسافت، خود را در زير سقف اشياي سايه دار متحرك مانند محمل روپوش دار يا ماشين سر پوشيده يا كشتي يا هواپيما قرار دهد; همچنين جايز نيست خود را زير چتر و مانند آن قرار دهد، خواه سواره باشد يا پياده ; بلكه بنابر احتياط واجب از سايه چيزي كه بالاي سر او نيست نيز استفاده نكند; پس نبايد چتر را در طرف راست يا چپ خود قرار دهد به نحوي كه از سايه آن استفاده كند. آري شخص پياده اگر در كنار ماشين و مانند آن حركت كند به نحوي كه در سايه آن واقع شود اشكال ندارد. و بنابر اقوي جايز است در حال سير از زير پلها و تونلها و در سايه ديوارها و درختها و كوهها عبور نمايد. ولي اگر با وجود راههاي متعدد راه تونل را براي سايه اش انتخاب نمايد خالي از اشكال نيست .(مسأله 312)جايز است مرد محرم در منازل بين راه و
همچنين در مكه و مني و عرفات و مشعر در خيمه يا سايبان يا اطاق و يا هر ساختمان ديگر منزل كند و زير سايه برود; همچنين رفتن در زير سقف مسجد شجره و مساجد بين راه و مسجدالحرام و مساجد مكه و مني و محل سعي كه سقف دار است و مغازه ها و بازارهاي سقف دار مكه معظمه و امثال اينها مانعي ندارد. ولي براي رفت و آمدهاي خود در منازل بين راه و در خيابانهاي مكه و مني و مشعر و عرفات بنابر احتياط آنچه را در مسأله پيش گفته شد رعايت كند و از چتر و ماشين سقف دار و امثال اينها استفاده نكند; مگر در حال ضرورت و ناچاري .(مسأله 313)در حرمت استفاده مرد محرم از ماشين سقف دار و هواپيما و مانند اينها بين روز و شب فرق نيست . و چنانكه در روايات مسأله اشاره شده استفاده از اينها تنها براي جلوگيري از آفتاب نيست ; بلكه براي حفاظت از باد و باران و سرما نيز از اينها استفاده ميشود; و مرد محرم از اين قبيل استفاده ها منع شده است .(مسأله 314)جايز است مرد محرم به وسيله دست و ذراع خود جلوي تابش آفتاب را بر بدن خود بگيرد.(مسأله 315)استفاده از اشياي سقف دار و سايه دار براي زنها و بچه هاي نابالغ در حال احرام مانعي ندارد.(مسأله 316)اگر مرد محرم از گرما يا سرما بي تاب ميشود و به حد اضطرار و ناچاري رسيده، در اين صورت جايز است از ماشين سقف دار و مانند آن استفاده كند; ولي بايد كفاره بدهد.(مسأله 317)كفاره زير سايه رفتن ذبح يك گوسفند است ; و چنانچه اين عمل تكرار شده و در بين آنها كفاره نداده، در هر احرام يك كفاره كافي است . يعني يك كفاره براي احرام عمره و يك كفاره براي احرام حج . و فرقي بين حال اختيار و
اضطرار نيست ; هر چند نسبت به حال اختيار بهتر بلكه احوط است كه براي هر روز يك كفاره بدهد. و اگر در بين آنها كفاره دهد و دوباره در همان احرام زير سايه برود بنابر احتياط واجب دوباره كفاره بدهد. و اگر عمل از روي فراموشي يا ندانستن مسأله واقع شده كفاره واجب نيست .
فسوق
بيستم از محرمات احرام"فسوق" است .(مسأله 318)در قرآن كريم "فسوق" از محرمات احرام شمرده شده، و در اخبار وارده به دروغ و دشنام و فخر كردن تفسير شده است . و ظاهرا مقصود در اينجا "فخر فروشي ناحق" است ; بدين معنا كه انسان فضيلتهايي را به دروغ به خود نسبت دهد و از طرف مقابل خود سلب نمايد، و عيبهايي را از خود سلب و به طرف مقابل نسبت دهد. و در حقيقت فخر فروشي شاخه اي از دروغ و دشنام است ; و هرچند اين سه موضوع هميشه حرام ميباشند ولي معلوم ميشود حرمت آنها در حال احرام شديدتر است، خواه مرتكب آنها مرد باشد يا زن . و خوب است شخص محرم خود را به طور كلي از همه بديها حفظ كند و به عبادت و ذكر خدا مشغول نمايد.(مسأله 319)بنابر مشهور در فسوق كفاره نيست ; بلكه بايد استغفار كند و تلبيه را اعاده نمايد. ولي بنابر احتياط كفاره بدهد; و كفاره آن ذبح يك گاو است .
جدال
بيست ويكم از محرمات احرام"جدال" است .(مسأله 320)جدال و ستيزه جويي كه همراه قسم خوردن به كلمه : "لاوالله" يا "بلي والله" باشد در حال احرام حرام است ;
خواه قسم راست باشد يا دروغ، و محرم مرد باشد يا زن . و بنابر احتياط واجب بايد هر نوع قسم به خدا را ترك كنند; خواه در حال نزاع و ستيزه جويي باشند يا نه، و به كلمه : "لاوالله" يا "بلي والله" باشد يا به الفاظي ديگر مانند: "والله" يا "تالله" بدون "لا" و "بلي". همچنين است ترجمه كلمه هاي نامبرده، و قسم خوردن به ديگر نامهاي خداوند مانند: "والرحمن" يا "والرحيم" مثلا. ولي نزاع و ستيزه جويي بدون قسم و همچنين قسم خوردن به غير خدا و نامهاي خدامثل : "به جانم قسم" يا قسم به پيامبراكرم6و ائمه اطهار(ع) از محرمات احرام نيستند.(مسأله 321)قسم به خدا در حال احرام در دو صورت مانعي ندارد:اول :اينكه براي اثبات حقي يا دفع باطلي ضرورت پيدا كند كه به خدا قسم بخورد; ولي بنابر احتياط اگر سه بار قسم بخورد يك گوسفند كفاره بدهد.دوم :اينكه به قصد اظهار محبت نسبت به طرف مقابل و وعده به او قسم بخورد; مثل اينكه بنا دارد به نفع طرف كاري انجام دهد واو ميگويد به خدا قسم اين كار را نمي كني، پس شخص محرم بگويد: به خدا قسم انجام ميدهم . و اين قبيل قسم نه جدال است و نه كفاره دارد.(مسأله 322)بنابر مشهور اگر قسم محرم راست باشد قسم اول و دوم او كفاره ندارد و فقط بايد استغفار كند; و كفاره قسم سوم يك گوسفند است . و اگر قسم او دروغ باشد كفاره يك قسم يك گوسفند، و دو قسم يك گاو، و سه قسم يك شتر است . ولي اثبات تفصيل ياد شده نسبت به قسم دروغ با وجود اخبار
مختلفه در مسأله مشكل است ; هر چند تا اندازه اي به احتياط نزديك است . و بنابر ثبوت تفصيل يادشده، بعيد نيست گفته شود: مقصود از سوم در هر دو قسم قسم، رقم سه به بالاست نسبت به موضوع واحد،به شرط اينكه در بين، كفاره نداده باشد. پس در موضوع واحد، يك قسم و دو قسم راست كفاره ندارد، وسه قسم راست به بالا هر چه باشد كفاره آن يك گوسفند است ; و كفاره يك قسم دروغ يك گوسفند، و دو قسم دروغ يك گاو، و سه قسم به بالا يك شتر است، ولي اگر بين قسمها كفاره گذشته را بدهد و باز بعد از كفاره نسبت به همان موضوع قسم بخورد قسم گذشته به حساب نمي آيد و از نو بايد حساب كند. و اگر قسمها نسبت به موضوعهاي مختلف باشد، هر موضوعي بايد جداگانه حساب شود; خواه كفاره گذشته را داده باشد يا نداده باشد; والله العالم .
كشتن جانوران بدن
بيست و دوم از محرمات احرام"كشتن جانوران بدن" است .(مسأله 323)محرم جايز نيست شپشي را كه در بدن و لباس انسان به وجود ميآيد با دست يا سم و دارو يا به وسيله ديگر بكشد، و يا آن را از بدن و لباس خود دور اندازد، و يا آن را در بدن خود جابجا كند، مگر به جايي كه امن تر باشد. و بنابراحتياط واجب كك و پشه را نيز نبايد بكشد، مگر اينكه او را اذيت كنند; ولي جايز است آنها را از بدن خود براند يا به دور اندازد، هر چند احوط ترك است . چنانكه كنه و امثال آن را نيز جايز است از بدن و لباس خود دور اندازد.(مسأله 324)بنابر احتياط واجب براي كشتن يا دور انداختن شپش در حال احرام يك مشت از طعام صدقه بدهد; و بنابر احتياط در حال خطا نيز اين كار را انجام دهد.
جدا كردن مو از بدن خود يا ديگري
بيست و سوم از محرمات احرام"جدا كردن مو از بدن خود يا ديگري" است .(مسأله 325)محرم جايز نيست سر خود يا ديگري را بتراشد، يا به هر شكل مويي از بدن خود يا ديگري برطرف كند; خواه شخص ديگر در حال احرام باشد يانباشد، و خواه ازاله مو به تراشيدن باشد يا به كندن يا چيدن يا ماشين كردن و يا نوره كشيدن، و خواه مو كم باشد يا زياد; حتي يك مو هم جايز نيست از بدن خود يا ديگري بكند. البته از اين حكم دو مورد استثناء شده است :اول :اينكه هنگام وضو يا غسل در اثر دست كشيدن به صورت يا بدن، خودبخود وبدون قصد مو از بدن جدا شود.دوم :اينكه ضرورت، تراشيدن يا كندن مو را ايجاب كند; مثل اينكه مو در پلك چشم روييده باشد و موجب ناراحتي او باشد، يا وجود مو در سر مثلا موجب درد سر باشد و چاره اي جز تراشيدن نباشد، يا اينكه وجود مو موجب كثرت شپش شده باشد ومحرم از آن رنج ميبرد; البته در صورت دوم بايد كفاره بدهد.(مسأله 326)محرم اگر سر خود را بدون ضرورت بتراشد بايد استغفار كند و كفاره هم بدهد; و بنابر احتياط واجب كفاره آن ذبح يك گوسفند است . و اگر به جهت ضرورت سر خود را بتراشد واجب است كفاره بدهد; و در كفاره آن مخير است بين اينكه يك گوسفند ذبح كند يا سه روز روزه بگيرد يا شش مسكين را اطعام كند، يعني به هر كدام دو مد طعام بدهد; و خوب است به ده مسكين به هر كدام دو مد طعام بدهد. و مقصود از دو مد طعام حدود يك كيلو و نيم مواد غذايي است مانند: گندم يا آرد يا نان و يا برنج .(مسأله 327)محرم اگر موي سر خود را به غير از تراشيدن برطرف كند، بنابر احتياط واجب بايد كفاره تراشيدن آن
را بدهد; بلكه اين امر خالي از قوت نيست .(مسأله 328)محرم اگر موهاي زير هر دو بغل خود را برطرف كند كفاره آن ذبح يك گوسفند است ; همچنين است بنابر احتياط واجب اگر موهاي زير يك بغل خود را برطرف نمايد.(مسأله 329)اگر محرم بعضي از سر خود را بتراشد به گونه اي كه بگويند سرش را تراشيده، يا قسمتي از بدن خود - غير از سر و زير بغل - را بتراشد، بنابر احتياط واجب حكم آن حكم تراشيدن همه سر است ; همچنين است اگر موها را به غير تراشيدن برطرف كند.(مسأله 330)اگر محرم يك مو يا چند مو از ريش يا غير ريش خود بكند، كفاره آن صدقه دادن يك مشت طعام است ; و بهتر است يك مد يا دو مشت طعام صدقه بدهد.(مسأله 331)اگر محرم عمدا دست به سر يا ريش خود بكشد و خود بخود وبدون قصد مويي كنده شود بايد يك مشت طعام صدقه بدهد; ولي اگر براي وضو ياغسل دست به صورت يا بدن خود بكشد و خودبخود مويي زائل شود كفاره واجب نيست .(مسأله 332)جايز است محرم سر يا بدن خود را بخاراند، ولي بايد به گونه اي باشد كه نه خون خارج گردد و نه مويي از بدن او كنده شود.(مسأله 333)اگر محرم سر ديگري را بتراشد يا مويي از بدن او زايل كند بايد استغفار نمايد، ولي كفاره بدهكار نيست ; هر چند آن شخص اگر خودش اجازه داده باشد در صورت محرم بودن بايد كفاره بدهد.(مسأله 334)اگر محرم از روي فراموشي يا ندانستن مسأله سر خود را بتراشد يا مويي از بدن خود زايل كند كفاره واجب نيست .