جدا كردن مو از بدن خود يا ديگري
بيست و سوم از محرمات احرام"جدا كردن مو از بدن خود يا ديگري" است .(مسأله 325)محرم جايز نيست سر خود يا ديگري را بتراشد، يا به هر شكل مويي از بدن خود يا ديگري برطرف كند; خواه شخص ديگر در حال احرام باشد يانباشد، و خواه ازاله مو به تراشيدن باشد يا به كندن يا چيدن يا ماشين كردن و يا نوره كشيدن، و خواه مو كم باشد يا زياد; حتي يك مو هم جايز نيست از بدن خود يا ديگري بكند. البته از اين حكم دو مورد استثناء شده است :اول :اينكه هنگام وضو يا غسل در اثر دست كشيدن به صورت يا بدن، خودبخود وبدون قصد مو از بدن جدا شود.دوم :اينكه ضرورت، تراشيدن يا كندن مو را ايجاب كند; مثل اينكه مو در پلك چشم روييده باشد و موجب ناراحتي او باشد، يا وجود مو در سر مثلا موجب درد سر باشد و چاره اي جز تراشيدن نباشد، يا اينكه وجود مو موجب كثرت شپش شده باشد ومحرم از آن رنج ميبرد; البته در صورت دوم بايد كفاره بدهد.(مسأله 326)محرم اگر سر خود را بدون ضرورت بتراشد بايد استغفار كند و كفاره هم بدهد; و بنابر احتياط واجب كفاره آن ذبح يك گوسفند است . و اگر به جهت ضرورت سر خود را بتراشد واجب است كفاره بدهد; و در كفاره آن مخير است بين اينكه يك گوسفند ذبح كند يا سه روز روزه بگيرد يا شش مسكين را اطعام كند، يعني به هر كدام دو مد طعام بدهد; و خوب است به ده مسكين به هر كدام دو مد طعام بدهد. و مقصود از دو مد طعام حدود يك كيلو و نيم مواد غذايي است مانند: گندم يا آرد يا نان و يا برنج .(مسأله 327)محرم اگر موي سر خود را به غير از تراشيدن برطرف كند، بنابر احتياط واجب بايد كفاره تراشيدن آن
را بدهد; بلكه اين امر خالي از قوت نيست .(مسأله 328)محرم اگر موهاي زير هر دو بغل خود را برطرف كند كفاره آن ذبح يك گوسفند است ; همچنين است بنابر احتياط واجب اگر موهاي زير يك بغل خود را برطرف نمايد.(مسأله 329)اگر محرم بعضي از سر خود را بتراشد به گونه اي كه بگويند سرش را تراشيده، يا قسمتي از بدن خود - غير از سر و زير بغل - را بتراشد، بنابر احتياط واجب حكم آن حكم تراشيدن همه سر است ; همچنين است اگر موها را به غير تراشيدن برطرف كند.(مسأله 330)اگر محرم يك مو يا چند مو از ريش يا غير ريش خود بكند، كفاره آن صدقه دادن يك مشت طعام است ; و بهتر است يك مد يا دو مشت طعام صدقه بدهد.(مسأله 331)اگر محرم عمدا دست به سر يا ريش خود بكشد و خود بخود وبدون قصد مويي كنده شود بايد يك مشت طعام صدقه بدهد; ولي اگر براي وضو ياغسل دست به صورت يا بدن خود بكشد و خودبخود مويي زائل شود كفاره واجب نيست .(مسأله 332)جايز است محرم سر يا بدن خود را بخاراند، ولي بايد به گونه اي باشد كه نه خون خارج گردد و نه مويي از بدن او كنده شود.(مسأله 333)اگر محرم سر ديگري را بتراشد يا مويي از بدن او زايل كند بايد استغفار نمايد، ولي كفاره بدهكار نيست ; هر چند آن شخص اگر خودش اجازه داده باشد در صورت محرم بودن بايد كفاره بدهد.(مسأله 334)اگر محرم از روي فراموشي يا ندانستن مسأله سر خود را بتراشد يا مويي از بدن خود زايل كند كفاره واجب نيست .
(مسأله 335)در حرمت زايل كردن مو در حال احرام و در كفاره آن بين زن و مرد فرقي نيست .
بيرون آوردن خون از بدن خود
بيست و چهارم از محرمات احرام"بيرون آوردن خون از بدن خود" است .(مسأله 336)مرد و زن در حال احرام جايز نيست به نحوي از انحاء خون از بدن خود بيرون نمايند; خواه به خاراندن بدن باشد يا به حجامت كردن يا رگ زدن ياخون گرفتن و يا به نحو ديگر.(مسأله 337)اگر در حال احرام خون گرفتن يا حجامت كردن يارگ زدن ضرورت پيدا كند مانعي ندارد; همچنين است اگر باز كردن دمل يا خاراندن جرب مثلا ضرورت پيدا كند، هر چند موجب بيرون آمدن خون باشد.(مسأله 338)مسواك كردن در حال احرام مانعي ندارد; ولي اگر ميداند كه موجب بيرون آمدن خون ميشود بنابر احتياط از آن اجتناب كند.(مسأله 339)تزريق آمپول در حال احرام مانعي ندارد; ولي اگر موجب بيرون آمدن خون ميشود بايد از آن اجتناب كند، مگر اينكه ضرورت داشته باشد.(مسأله 340)بنابر احتياط كفاره بيرون آوردن خون از بدن ذبح يك گوسفند است .(مسأله 341)محرم ميتواند از بدن ديگري كه محرم نيست خون خارج نمايد; مثل اينكه او را حجامت كند يا از او خون بگيرد يا مثلا دندان او را بكند.
كندن دندان
بيست و پنجم از محرمات احرامبنابر احتياط "كندن دندان" است .(مسأله 342)بنابر احتياط محرم در حال احرام دندان خود
را نكشد، هر چند خون بيرون نيايد; و اگر كشيد بنابر احتياط يك گوسفند ذبح نمايد. و اگر دندان او را اذيت ميكند و ناراحت است مانعي ندارد آن را بكشد; ولي بنابر احتياط كفاره آن را بدهد. چنانكه كشيدن دندان ديگري نيز مانعي ندارد.
ناخن گرفتن
بيست و ششم از محرمات احرام"ناخن گرفتن" است .(مسأله 343)گرفتن ناخن يا قسمتي از آن در حال احرام جايز نيست ; خواه از دست باشد يا از پا، محرم مرد باشد يا زن، با قيچي بگيرد يا ناخنگير يا چاقو; بلكه بنابر احتياط واجب با سوهان آن را نسايد و با دندان نيز آن را جدا نكند. مگر اينكه باقي ماندن ناخن موجب اذيت و ضرر باشد; مثل اينكه ناخن كنده شده باشد و ماندنش موجب ناراحتي شديد باشد; پس در اين صورت جايز است آن را جدا كند و كفاره آن را بدهد.(مسأله 344)اگر محرم دست يا پا و يا انگشت زيادي داشته باشد بنابر احتياط واجب ناخن آنها را نيز نگيرد; و اگر گرفت كفاره آن را بدهد.(مسأله 345)محرم اگر ناخن شخص ديگري را كه محرم نيست بگيرد مانعي ندارد.(مسأله 346)اگر محرم يك ناخن از دست يا پاي خود بگيرد براي كفاره آن بايد يك مد طعام صدقه بدهد. همچنين است تا ناخن نهم كه براي هر ناخن بايد يك مد طعام صدقه بدهد. و اگر همه ده ناخن دستها يا پاها را بگيرد، بدون اينكه بين آنها كفاره بدهد بايد براي ده ناخن يك گوسفند ذبح كند.(مسأله 347)اگر محرم همه ناخنهاي دستها را در يك مجلس يا چند مجلس بگيرد و بعد در مجلس ديگر همه ناخنهاي پاها را بگيرد، بايد دو گوسفند ذبح كند; ولي اگر همه ناخنهاي
دستها و پاها را در يك مجلس بگيرد ذبح يك گوسفند كافي است ; مگر اينكه ناخنهاي دستها را مثلا بگيرد و فورا كفاره آن را بدهد و پس از آن در همان مجلس ناخنهاي پاها را بگيرد كه در اين صورت بايد يك گوسفند ديگر ذبح نمايد.(مسأله 348)اگر محرم همه ناخنهاي دستها را بگيرد و در مجلس ديگر بعضي از ناخنهاي پاها را بگيرد، بايد براي ناخنهاي دست يك گوسفند ذبح كند و براي هر يك از ناخنهاي پا يك مد طعام بدهد. همچنين است بنابر احتياط اگر همه ناخنهاي دستها و بعضي از ناخنهاي پاها را در يك مجلس بگيرد. هر چند كافي بودن ذبح يك گوسفند در اين صورت خالي از وجه نيست .(مسأله 349)اگر چند ناخن از دستها بگيرد و چند ناخن از پاها بايد براي هر ناخن يك مد طعام بدهد; هر چند مجموع آنها ده ناخن يا بيشتر باشد.(مسأله 350)اگر محرم قسمتي از يك ناخن خود را بگيرد بنابر احتياط واجب بايد يك مد طعام بدهد.(مسأله 351)اگر محرم ناچار شود ناخن يا ناخنهاي خود را بگيرد بنابر احتياط كفاره را مطابق آنچه گذشت بدهد; هر چند بعيد نيست اگر به جاي يك مد طعام يك مشت طعام بدهد كافي باشد.(مسأله 352)اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسأله در حال احرام ناخنهاي خود را بگيرد كفاره واجب نيست .(مسأله 353)اگر كسي براي محرم فتوي دهد كه جايز است ناخن خود را بگيرد و او به گفته او ناخن خود را گرفت به گونه اي كه خون خارج شد، بنابر احتياط واجب فتوادهنده بايد يك گوسفند ذبح كند; و خوب است خود او هم يك گوسفند ذبح نمايد.
برداشتن سلاح
بيست و هفتم از محرمات احرام"برداشتن سلاح" است .(مسأله 354)محرم جايز نيست سلاحهاي جنگي مانند شمشير، نيزه، تفنگ، كلت و امثال اينها را به دوش گيرد ياباخود حمل كند; بلكه بنابر احتياط از داشتن سلاح با خود به طور كلي اجتناب نمايد، مگر اينكه آن را در جايي پيچيده و مخفي نمايد. و بنابر احتياط از حمل وسائل دفاعي از قبيل زره و كلاه خود و سپر نيز اجتناب نمايد.(مسأله 355)جايز است محرم در حال ضرورت و ترس از دشمن يا دزد سلاح باخود حمل نمايد.(مسأله 356)اگر محرم بدون ضرورت با خود سلاح حمل نمود بنابر احتياط كفاره آن ذبح يك گوسفند است .
جنگ كردن و كشتي گرفتن
بيست و هشتم از محرمات احرامبنابر احتياط "جنگ كردن و كشتي گرفتن" است .(مسأله 357)بنابر احتياط جنگ كردن در حال احرام هر چند در غير حرم باشد جايز نيست ; و اگر دو محرم با يكديگر جنگ كردند بنابر احتياط هر كدام يك گوسفند ذبح نمايد.(مسأله 358)بنابر احتياط محرم با كسي كشتي نگيرد; زيرا در معرض جراحت يا كنده شدن مو قرار ميگيرد.
كندن و بريدن درخت و گياه حرم
بيست و نهم از محرمات احرام"كندن و بريدن درخت و گياه حرم" است .(مسأله 359)كندن و بريدن و چيدن هر چه در حرم خدا روييده و ميرويد، درخت باشد يا گياه، بر محرم و غيرمحرم، مرد باشد يا زن، حرام است ; و در حقيقت اين امر از محرمات حرم است . چنانكه صيد حيوانات حرم نيز حرام است، حتي بر
غير محرم ; هر چند ممكن است حرمت آنها نسبت به كسي كه در حال احرام است شديدتر باشد.(مسأله 360)از حكم گذشته چند مورد استثناء شده است :اول :گياهاني كه در اثر راه رفتن انسان و حيوانات و وسيله هاي نقليه بدون قصد كنده يا له ميشوند.دوم :جايز است شتر و ساير حيوانات را در علفها و گياهان حرم رها كنند تا بچرند; ولي چيدن و جمع كردن علفهاي حرم براي آنها محل اشكال است .سوم :درختهاي خرما و درختهاي ميوهچهارم :درختها و گياهاني كه خود انسان آنها را كشت ميكند.پنجم :درختاني كه در ملك يا منزل انسان ميرويند; اما كندن درختهايي كه پيش از تملك يا خريدن منزل يا ملك در زمين بوده جايز نيست . چنانكه كندن گياهاني كه در منزل و ملك انسان خودبخود ميرويند نيز خالي از اشكال نيست .ششم :"اذخر" و آن نام گياهي است خوشبو كه از آن معمولا براي پوشش بامها استفاده ميكرده اند.(مسأله 361)درختي كه ريشه آن در حرم و شاخه هايش در خارج حرم، يا ريشه آن در خارج حرم و شاخه هايش در حرم ميباشد حكم درخت حرم را دارد.(مسأله 362)كندن و بريدن گياه و درخت خارج حرم در حال احرام مانعي ندارد.(مسأله 363)در مواردي كه كندن يا بريدن گياه و درخت در حرم جايز نيست بنابر مشهور كفاره كندن درخت بزرگ ذبح يك گاو، و كفاره كندن درخت كوچك ذبح يك گوسفند است ; و كفاره بريدن قسمتي از درخت قيمت آن قسمت ميباشد كه بايد آنها را صدقه بدهند; و در كندن گياه استغفار كافي است . ولي
اقامه دليل بر اين تفصيل با توجه به اخبار وارده در مسأله مشكل است ; ولكن در درخت بزرگ و كوچك اگر قيمت درخت از يك گاو يا گوسفند زيادتر باشد در صورتي كه مقدار زياده را نيز صدقه بدهند ظاهرا به احتياط در مسأله عمل شده است . و در كندن گياه خوب است علاوه بر استغفار قيمت آن را نيز صدقه بدهند.
جاي ذبح و نحر كفارات
(مسأله 364)شكار اگر در احرام عمره واقع شود، جاي ذبح ونحر[1]كفاره آن مكه معظمه است ; و اگر در احرام حج واقع شود جاي ذبح ونحر كفاره آن مني است . همچنين است بنابر مشهور و بنابر احتياط حكم كفاره در غير شكار; ولي بنابر اقوي در غير كفاره شكار جايز است آن را تأخير اندازد و در وطن خود يا جاي مناسب ديگري انجام دهد. و اگر فرضا صدقه دادن گوشت آنها در مكه يا مني مورد نداشته باشد مثل زمان ما، در اين صورت احتياط در تأخير است . و بنابر احتياط خود او از گوشت حيوان كفاره نخورد; مگر به مقدار كمي به شرط اينكه قيمت آن را صدقه دهد.
مستحبات ورود به حرم
(مسأله 365)براي داخل شدن در حرم خدا چند چيز مستحب است :اول :اينكه وقتي به حرم خدا رسيد پياده شود و غسل كند و براي تواضع و فروتني نسبت به خداي متعال، كفش خود را به دست گيرد و پابرهنه داخل حرم شود; چنانكه - برحسب روايت
[1]"نحر" يعني : قرباني كردن شتر.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :126
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست