برداشتن سلاح
بيست و هفتم از محرمات احرام"برداشتن سلاح" است .(مسأله 354)محرم جايز نيست سلاحهاي جنگي مانند شمشير، نيزه، تفنگ، كلت و امثال اينها را به دوش گيرد ياباخود حمل كند; بلكه بنابر احتياط از داشتن سلاح با خود به طور كلي اجتناب نمايد، مگر اينكه آن را در جايي پيچيده و مخفي نمايد. و بنابر احتياط از حمل وسائل دفاعي از قبيل زره و كلاه خود و سپر نيز اجتناب نمايد.(مسأله 355)جايز است محرم در حال ضرورت و ترس از دشمن يا دزد سلاح باخود حمل نمايد.(مسأله 356)اگر محرم بدون ضرورت با خود سلاح حمل نمود بنابر احتياط كفاره آن ذبح يك گوسفند است .
جنگ كردن و كشتي گرفتن
بيست و هشتم از محرمات احرامبنابر احتياط "جنگ كردن و كشتي گرفتن" است .(مسأله 357)بنابر احتياط جنگ كردن در حال احرام هر چند در غير حرم باشد جايز نيست ; و اگر دو محرم با يكديگر جنگ كردند بنابر احتياط هر كدام يك گوسفند ذبح نمايد.(مسأله 358)بنابر احتياط محرم با كسي كشتي نگيرد; زيرا در معرض جراحت يا كنده شدن مو قرار ميگيرد.
كندن و بريدن درخت و گياه حرم
بيست و نهم از محرمات احرام"كندن و بريدن درخت و گياه حرم" است .(مسأله 359)كندن و بريدن و چيدن هر چه در حرم خدا روييده و ميرويد، درخت باشد يا گياه، بر محرم و غيرمحرم، مرد باشد يا زن، حرام است ; و در حقيقت اين امر از محرمات حرم است . چنانكه صيد حيوانات حرم نيز حرام است، حتي بر
غير محرم ; هر چند ممكن است حرمت آنها نسبت به كسي كه در حال احرام است شديدتر باشد.(مسأله 360)از حكم گذشته چند مورد استثناء شده است :اول :گياهاني كه در اثر راه رفتن انسان و حيوانات و وسيله هاي نقليه بدون قصد كنده يا له ميشوند.دوم :جايز است شتر و ساير حيوانات را در علفها و گياهان حرم رها كنند تا بچرند; ولي چيدن و جمع كردن علفهاي حرم براي آنها محل اشكال است .سوم :درختهاي خرما و درختهاي ميوهچهارم :درختها و گياهاني كه خود انسان آنها را كشت ميكند.پنجم :درختاني كه در ملك يا منزل انسان ميرويند; اما كندن درختهايي كه پيش از تملك يا خريدن منزل يا ملك در زمين بوده جايز نيست . چنانكه كندن گياهاني كه در منزل و ملك انسان خودبخود ميرويند نيز خالي از اشكال نيست .ششم :"اذخر" و آن نام گياهي است خوشبو كه از آن معمولا براي پوشش بامها استفاده ميكرده اند.(مسأله 361)درختي كه ريشه آن در حرم و شاخه هايش در خارج حرم، يا ريشه آن در خارج حرم و شاخه هايش در حرم ميباشد حكم درخت حرم را دارد.(مسأله 362)كندن و بريدن گياه و درخت خارج حرم در حال احرام مانعي ندارد.(مسأله 363)در مواردي كه كندن يا بريدن گياه و درخت در حرم جايز نيست بنابر مشهور كفاره كندن درخت بزرگ ذبح يك گاو، و كفاره كندن درخت كوچك ذبح يك گوسفند است ; و كفاره بريدن قسمتي از درخت قيمت آن قسمت ميباشد كه بايد آنها را صدقه بدهند; و در كندن گياه استغفار كافي است . ولي
اقامه دليل بر اين تفصيل با توجه به اخبار وارده در مسأله مشكل است ; ولكن در درخت بزرگ و كوچك اگر قيمت درخت از يك گاو يا گوسفند زيادتر باشد در صورتي كه مقدار زياده را نيز صدقه بدهند ظاهرا به احتياط در مسأله عمل شده است . و در كندن گياه خوب است علاوه بر استغفار قيمت آن را نيز صدقه بدهند.
جاي ذبح و نحر كفارات
(مسأله 364)شكار اگر در احرام عمره واقع شود، جاي ذبح ونحر[1]كفاره آن مكه معظمه است ; و اگر در احرام حج واقع شود جاي ذبح ونحر كفاره آن مني است . همچنين است بنابر مشهور و بنابر احتياط حكم كفاره در غير شكار; ولي بنابر اقوي در غير كفاره شكار جايز است آن را تأخير اندازد و در وطن خود يا جاي مناسب ديگري انجام دهد. و اگر فرضا صدقه دادن گوشت آنها در مكه يا مني مورد نداشته باشد مثل زمان ما، در اين صورت احتياط در تأخير است . و بنابر احتياط خود او از گوشت حيوان كفاره نخورد; مگر به مقدار كمي به شرط اينكه قيمت آن را صدقه دهد.
مستحبات ورود به حرم
(مسأله 365)براي داخل شدن در حرم خدا چند چيز مستحب است :اول :اينكه وقتي به حرم خدا رسيد پياده شود و غسل كند و براي تواضع و فروتني نسبت به خداي متعال، كفش خود را به دست گيرد و پابرهنه داخل حرم شود; چنانكه - برحسب روايت
[1]"نحر" يعني : قرباني كردن شتر.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :126
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
"أبان بن تغلب" - حضرت امام صادق (ع) چنين كرد و فرمود: "هر كس به منظور تواضع براي خدا چنين كند، خداوند صد هزار سيئه از او محو ميكند، وصد هزار حسنه براي او مينويسد، و صد هزار درجه به او ميدهد، و صد هزار حاجت از او روا ميكند".دوم :بر حسب فرمايش شيخ صدوق (ره) هنگام دخول در حرم بگويد:
"اللهم انك قلت في كتابك المنزل و قولك الحق : "و أذن في الناس بالحج يأتوك رجالا و علي كل ضامر يأتين من كل فج عميق" أللهم اني أرجو أن أكون ممن أجاب دعوتك و قد جئت من شقة بعيدة و فج عميق سامعا لندائك و مستجيبا لك مطيعا لامرك . و كل ذلك بفضلك علي و احسانك الي فلك الحمد علي ما وفقتني له أبتغي بذلك الزلفة عندك و القربة اليك و المنزلة لديك و المغفرة لذنوبي و التوبة علي منها بمنك . أللهم صل علي محمد و آل محمد و حرم بدني علي النار و آمني من عذابك و عقابك برحمتك يا أرحم الراحمين".[1]سوم :وقتي كه داخل حرم شد مقداري از گياه "اذخر" را كه گياه خوشبويي است بجود تا دهان او خوشبو شود.
مستحبات ورود به مكه معظمه
(مسأله 366)مستحب است حاجي براي ورود به مكه معظمه نيز غسل كند و با آرامش و وقار وارد شود; و كساني كه از راه مدينه منوره به مكه ميآيند مانند رسول خدا6از گردنه "مدنيين" كه در بالاي مكه است وارد شوند و هنگام خروج از مكه
[1]من لايحضره الفقيه 529/2.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :127
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
از گردنه "ذي طوي" خارج شوند. و در حديث صحيح وارد شده است : "هر كس با حالت آرامش بدون تكبر وارد مكه معظمه شود، خداوند گناهان او را ميآمرزد".
آداب ورود به مسجدالحرام
(مسأله 367)مستحب است حاجي در حال ورود به مسجدالحرام با غسل باشد و با پاي برهنه و آرامش و وقار و خشوع وارد مسجد شود; و ورود او از در "بني شيبه" باشد كه بر حسب آنچه گفته شده در امتداد باب السلام فعلي واقع شده، پس خوب است انسان از "باب السلام" وارد شود; ومستحب است بر درب داخلي مسجدالحرام بايستد و بگويد:
"السلام عليك أيها النبي و رحمة الله و بركاته . بسم الله و بالله و من الله و ما شاءالله ، والسلام علي أنبياء الله و رسله ، و السلام علي رسول الله6و السلام علي ابراهيم (خليل الله )، و الحمدلله رب العالمين".و هنگامي كه داخل مسجد شد رو به خانه خدا بايستد و دستها را بلند كند و بگويد:
"أللهم اني أسألك في مقامي هذا في أول مناسكي أن تقبل توبتي و أن تجاوز عن خطيئتي و أن تضع عني وزري ، الحمدلله الذي بلغني بيته الحرام . أللهم اني أشهد أن هذا بيتك الحرام الذي جعلته مثابة للناس و أمنا مباركا و هدي للعالمين . أللهم اني عبدك و البلد بلدك و البيت بيتك جئت أطلب رحمتك و أؤم طاعتك مطيعا لأمرك راضيا بقدرك أسألك مسألة المضطر اليك الخائف لعقوبتك . أللهم افتح لي أبواب رحمتك و استعملني بطاعتك و مرضاتك".بعد كعبه را مخاطب قرار داده بگويد:
"ألحمدلله الذي عظمك و شرفك و كرمك و جعلك مثابة للناس و أمنا مباركا و هدي للعالمين".و در روايتي ديگر وارد شده كه درب مسجد ميگويي :
"بسم الله و بالله و من الله و ما شاءالله و علي ملة رسول الله صلي الله عليه و آله ، و خير الاسماء لله ، و الحمدلله و السلام علي رسول الله ، السلام علي محمد بن عبدالله6، السلام عليك أيها النبي و رحمة الله و بركاته ، السلام علي أنبياء الله و رسله ، السلام علي ابراهيم خليل الله الرحمن ، السلام علي المرسلين و الحمدلله رب العالمين ، السلام علينا و علي عبادالله الصالحين ، أللهم صل علي محمد و آل محمد و بارك علي محمد و آل محمد و ارحم محمدا و آل محمد كما صليت و باركت و ترحمت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد أللهم صل علي محمد [و آل محمد] عبدك و رسولك و علي ابراهيم خليلك و علي أنبيائك و رسلك وسلم عليهم، و سلام علي المرسلين و الحمدلله رب العالمين أللهم افتح لي أبواب رحمتك و استعملني في طاعتك و مرضاتك و احفظني بحفظ الايمان أبدا ما أبقيتني جل ثناء وجهك ، الحمدلله الذي جعلني من وفده و زواره و جعلني ممن يعمر مساجده ، و جعلني ممن يناجيه . أللهم اني عبدك و زائرك في بيتك ، و علي كل مأتي حق لمن أتاه وزاره ، و أنت خير مأتي و أكرم مزور، فاسالك ياالله يا رحمن بانك أنت الله لا اله الا أنت وحدك لاشريك لك و بأنك واحد أحد صمد لم تلد و لم تولد و لم يكن له (لك خ . ل) كفوا أحد، و أن محمدا عبدك و رسولك صلي الله عليه و علي أهل بيته ياجواد ياكريم يا ماجد يا جبار يا كريم أسألك أنپس سه مرتبه ميگويي :
"أللهم فك رقبتي من النار".پس ميگويي :
"و أوسع علي من رزقك الحلال الطيب و ادراء عني شر شياطين الجن و الانس و شر فسقة العرب و العجم".و هنگامي كه محاذي حجر الاسود شدي بگو:
"أشهد أن لا اله الا الله وحده لاشريك له و أشهد أن محمدا عبده و رسوله آمنت بالله و كفرت بالجبت و الطاغوت و اللات و العزي و بعبادة الشيطان و بعبادة كل ند يدعي من دون الله".پس به فرمايش شيخ صدوق (ره) نگاه كن به حجرالاسود و متوجه آن شو و بگو:
"الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا أن هدانا الله ، سبحان الله و الحمدلله ولا اله الا الله و الله أكبر، الله أكبر (من خلقه و الله أكبر مما أخشي وأحذر) لا اله الا الله وحده لاشريك له ، له الملك وله الحمد يحيي و يميت و يميت و يحيي و هو حي لايموت بيده الخير و هو علي كل شئ قدير. اللهم صل علي محمد و آل محمد و بارك علي محمد و آله كأفضل ما صليت و باركت و ترحمت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد، و سلام علي جميع النبيين و المرسلين و الحمدلله رب العالمين . اللهم اني اومن بوعدك و أصدق رسلك و أتبع كتابك".و در روايت صحيحه از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است : "هنگامي كه نزديك حجرالاسود رسيدي دستهاي خود را بلند كن و حمد و ثناي خدا را بجاآور و صلوات بر پيامبر6بفرست و از خدا بخواه از تو قبول كند; پس از آن دست خود را
بر حجرالاسود بكش و آن را ببوس، اگر نتوانستي ببوسي دست بكش، و اگر نشد اشاره كن به آن و بگو:
"اللهم أمانتي اديتها و ميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالموافاة . اللهم تصديقا بكتابك و علي سنة نبيك صلواتك عليه و آله اشهد أن لا اله الا الله وحده لاشريك له ، و أن محمدا عبده ورسوله آمنت بالله و كفرت بالجبت والطاغوت واللات و العزي و عبادة الشيطان و عبادة كل ند يدعي من دون الله".واگر نتوانستي همه را بخواني بعضي را بخوان و بگو:
"اللهم اليك بسطت يدي و فيما عندك عظمت رغبتي فاقبل سبحتي و اغفر لي و ارحمني ، اللهم اني أعوذ بك من الكفر و الفقر ومواقف الخزي في الدنيا و الاخرة".فصل دوم - طواف خانه خدا
واجبات، شرايط، احكام و آداب آناولينواجب عمره تمتع "نيت" ودومينواجب آن "احرام" بود كه شرح آن گذشت .سوم :"طواف خانه كعبه" است، بدين معنا كه هفت مرتبه دور خانه كعبه به گونه اي كه شرحش ميآيد بگردند; و هر دور را يك "شوط" مينامند.(مسأله 368)"طواف" از اركان عمره تمتع است ; چنانكه از اركان عمره مفرده و انواع حج نيز ميباشد، مگر طواف نساء كه هر چند واجب است ولي جزو عمره و حج نيست . پس در عمره تمتع اگر طواف را عمدا ترك كند تا وقت آن فوت شود عمره او باطل ميشود. همچنين است عمره مفرده و انواع حج ; خواه ترك طواف با علم به مسأله باشد يا از روي ندانستن مسأله يا