بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 139

اين صورت بايد براي طواف و نماز آن نايب بگيرد و خودش باقي اعمال را بدون طهارت انجام دهد.(مسأله 391)اگر زن با احرام عمره تمتع وارد مكه شد و با اينكه فرصت طواف و ساير اعمال را داشت عمدا و بدون عذر تأخير انداخت تا اينكه حائض شد و وقت هم تنگ شده است، در اين صورت بنابر احتياط واجب نيت خود را به حج افراد برگرداند و احتياطا احرام را نيز تجديد نمايد، و پس از حج يك عمره مفرده بجا آورد. ولي با اين حال كافي بودن حج او از حجة الاسلام محل اشكال است ; پس در سال آينده نيز حج را اعاده نمايد.سوم از شرايط طواف"پاك بودن بدن و لباس" است از خون و ساير نجاسات .(مسأله 392)بنابر احتياط واجب از نجاساتي كه در نماز بخشيده شده - مانند خون كمتر از درهم[1]و نجاست لباسهاي كوچكي كه پوشاننده عورت نيستند، مثل جوراب و عرقچين - و حتي به دست كردن انگشتر نجس نيز اجتناب شود. ولي حمل اشياي متنجس در جيب و مانند آن مانعي ندارد; هر چند احتياط خوب است .(مسأله 393)اگر شستن خون زخم و دمل مشقت و حرج داشته باشد و تأخير طواف هم ميسر نيست، طواف با آن مانعي ندارد. ولي اگر تأخير طواف ممكن است و وقت تنگ نيست، يا اينكه شستن آن مشقت ندارد و يا لباس را مي‌تواند عوض نمايد، در اين موارد بنابر احتياط واجب با آن طواف نكند.(مسأله 394)اگر بعد از طواف يقين كند بدن يا لباس او در حال طواف نجس بوده است و سابقا آن را نمي دانسته،
[1]اندازه درهم تقريبا به اندازه بند انگشت شست افراد متعارف يا دو ريالي هاي سابق است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :139

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 140

بنابر اقوي طواف او صحيح است .(مسأله 395)اگر نجس بودن بدن يا لباس را مي‌دانست ولي فراموش كرد و پس از طواف يا در بين آن يادش آمد، بنابر احتياط طواف را اعاده نمايد.(مسأله 396)اگر در پاكي بدن يا لباس خود شك داشته باشد، پس اگر حالت گذشته آن نجاست بوده بايد بنا گذارد بر نجاست آن، و آن را تطهير نمايد; و اگر حالت گذشته را نمي داند، يا مي‌داند كه پاك بوده مي‌تواند بنابر طهارت گذارد و شستن آن لازم نيست .(مسأله 397)اگر در بين طواف نجاستي بر بدن يا لباس عارض شود، طواف را از همانجا قطع كند و پس از شستن يا عوض كردن لباس از همانجا ادامه دهد; به شرط اينكه موالات عرفي[1]به هم نخورد. و اگر موالات به هم مي‌خورد، پس اگر بعد از شوط چهارم باشد طواف را از همانجا ادامه دهد و اعاده آن لازم نيست، هر چند خوب است ; و اگر پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، پس از تمام كردن طواف بنابر احتياط آن را از سر گيرد. همچنين است اگر نجاستي را ببيند و احتمال دهد كه الان عارض شده باشد.(مسأله 398)اگر در بين طواف نجاستي را بر بدن يا لباس ببيند و يقين كند از اول بوده است، طواف را از همانجا قطع كند و پس از شستن يا عوض كردن لباس، آن را تمام كند و نماز آن را نيز بخواند و بنابر احتياط دوباره آن طواف را با نماز از سر گيرد; بخصوص اگر پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، يا شستن آن طول بكشد به گونه اي كه موالات عرفي به هم بخورد.
[1]"موالات عرفي" يعني پي در پي بودن مجموعه عمل از نظر عرف، به گونه اي كه فاصله مجموعه طواف پيش از شستن و پس از آن به نحوي نباشد كه در عرف بگويند دو عمل است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :140

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 141

چهارم از شرايط طواف"ختنه" است در مردها; و اين شرط در زنها نيست .(مسأله 399)مرد اگر ختنه نشده باشد، طوافش باطل است ; مگر اينكه ختنه شده به دنيا آمده باشد. همچنين است بنابر ظاهر بچه مميزي كه خودش احرام و طواف را انجام مي‌دهد. بلكه بنابر احتياط واجب اين شرط در بچه غير مميزي كه او را طواف مي‌دهند نيز بايد رعايت شود; وگرنه صحت طواف و حلال شدن زن بر او محل اشكال است، مگر اينكه او را ختنه كنند و طواف دهند يا پس از بزرگ شدن، خود را ختنه كند و طواف را بجا آورد و در صورت عدم امكان نايب بگيرد.(مسأله 400)اگر مرد ختنه نشده مستطيع گردد، اگر مي‌تواند بايد ختنه شود و به حج برسد; و اگر وقت براي ختنه نيست خود را ختنه كند و در سال بعد به حج برود. و اگر به طور كلي ختنه براي او ضرر يا خطر دارد بايد عمره و حج را بجا آورد، و لكن بنابر احتياط واجب هم خودش طواف و نماز آن را بجا آورد و هم براي طواف نايب بگيرد و پس از طواف نايب، خودش نيز نماز طواف را بجا آورد.پنجم از شرايط طواف"پوشاندن عورت" است بنابر مشهور و احتياط واجب .(مسأله 401)اگر در حال طواف عورت خود را نپوشاند صحت طواف او محل اشكال است ; همچنين است اگر با پوشش غصبي آن را بپوشاند. و بنابر احتياط واجب طواف كننده در لباس خود همه شرايط لباس نمازگزار را رعايت كند.


صفحه 142

واجبات طواف

در طواف چند چيز واجب است، و به اصطلاح در حقيقت طواف معتبر است :اول و دوم :اينكه طواف از حجرالاسود شروع شود و به حجرالاسود نيز ختم شود.(مسأله 402)بايد به گونه اي طواف كند كه در عرف بگويند از حجرالاسود شروع كرد و هفت دور طواف نمود و به آن ختم كرد. و سعي كند دقتهاي ناشي از وسوسه را در آن راه ندهد كه علاوه بر زنندگي، بسا موجب اشكال هم خواهد شد. و لازم نيست در آخر هر شوط بايستد و جلو و عقب برود و قصد شوط بعد نمايد; بلكه در شوطهاي بعد مي‌تواند بدون توقف دور بزند تا هفت شوط تمام شود. و بنابر احتياط به گونه اي شروع كند كه در اول طواف، همه بدن او از برابر همه حجرالاسود عبور نمايد. و اگر از باب مقدمه علميه[1]مقدار خيلي كمي از پيش شروع كند به قصد اينكه از اول حجرالاسود طواف باشد كافي است . و در آخر نيز قصد كند تا برابر نقطه شروع جزو طواف باشد به گونه اي كه از هفت شوط نه زيادتر طواف كرده باشد و نه كمتر.سوم از واجبات طواف :اينكه خانه كعبه را در همه شوطها در طرف چپ خود قرار دهد.(مسأله 403)طواف بايد به نحو متعارف باشد و از دقتهاي ناشي از وسوسه اجتناب شود; بلكه به نحوي طواف كند كه در عرف بگويند در حال طواف است و خانه كعبه را در طرف چپ خود قرار داده است . و اگر طبعا در گذشتن از
[1]"مقدمه علميه" يعني كاري كه مقدمة انجام مي‌شود به منظور علم و اطمينان پيدا كردن به اينكه به وظيفه عمل شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :142

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 143

مقابل اركان[1]و طواف دور حجر اسماعيل (ع)مقداري شانه او از برابر كعبه منحرف مي‌شود مانعي ندارد. بر حسب بعضي از روايات پيامبراكرم6در حالي كه بر شتر خود سوار بودند طواف كردند و در اين حال قهرا شانه از خانه كعبه منحرف مي‌شود. ولي اگر در قسمتي از طواف خود براي بوسيدن اركان عمدا رو به كعبه كرد يا براي انجام كاري پشت به كعبه كرد يا در اثر فشار جمعيت به طور كلي از مسير عادي منحرف شد، آن مقدار از طواف را حساب نكند و آن را جبران نمايد.(مسأله 404)گاهي ديده مي‌شود بعضي از افراد براي احتياط در امر طواف، ديگري را وادار مي‌كند كه او را طواف دهد و خود را در اختيار او قرار مي‌دهد و به او تكيه مي‌كند به نحوي كه اراده را از خود سلب كرده و آن شخص او را با فشار با خود مي‌برد. اين گونه طواف باطل است ; و اگر فرضا طواف نساء را به اين نحو بجا آورده باشد همسرش بر او حلال نشده است .(مسأله 405)اگر در اثر كثرت جمعيت، انسان را بدون اختيار با خود ببرند به نحوي كه حركت انسان به اختيار و اراده خودش نباشد، اين مقدار از طواف صحيح نيست و بايد اين مقدار را از سر بگيرد; هر چند شانه چپ او از كعبه منحرف نشده باشد.(مسأله 406)انسان در حال طواف مي‌تواند آهسته برود،
[1]كعبه چهار ركن دارد: 1 - ركن جنوب شرقي كه "حجرالاسود" بر آن نصب شده و "ركن حجر" نيز ناميده مي‌شود. 2 - ركن شمال شرقي كه به "ركن عراقي" معروف است ; از درب كعبه گذشته نرسيده به حجر اسماعيل واقع شده است . 3 - ركن شمال غربي كه به "ركن شامي" معروف است ; پس از حجر اسماعيل قرار دارد. 4 - ركن جنوب غربي كه به "ركن يماني" معروف است ; پيش از حجرالاسود نرسيده به آن قرار دارد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :143

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 144

و مي‌تواند تند برود و يا بدود، و مي‌تواند سواره طواف كند; ولي خوب است حركت او به نحو متعارف باشد و به گونه اي طواف كند كه ديگران را اذيت نكند.چهارم از واجبات طواف :اينكه حجر اسماعيل (ع) را نيز دور بزند; بدين معنا كه دور خانه كعبه و حجر بگردد. و "حجر اسماعيل (ع)" محلي است متصل به خانه كعبه كه مطابق اخبار وارده محل دفن حضرت اسماعيل (ع) و مادر او و جمعي از انبياء(ع) است .(مسأله 407)اگر در طواف داخل حجر اسماعيل (ع) شود و فقط به دور خانه كعبه بگردد، طواف او باطل است و بايد از سر گيرد. و اگر در بعضي از شوطها اين كار را كند، بنابر اقوي كافي است همان شوط را از حجرالاسود تا حجرالاسود از سر گيرد; هر چند احوط اتمام طواف و اعاده همه آن مي‌باشد.(مسأله 408)اگر در بعضي از شوطها از روي ديوار حجر كه ديوار كوتاهي است طواف كند، بنابر احتياط واجب بايد مانند مسأله پيش عمل نمايد. و بنابر احتياط در حال طواف دست خود را روي ديوار حجر نگذارد; ولي دست گذاشتن و تماس با سطح خارج ديوار حجر مانعي ندارد.پنجم از واجبات طواف :اينكه طواف دور همه كعبه و خارج از خود كعبه واقع شود.(مسأله 409)در پايين بعضي از اطراف كعبه يك نما و پيش آمدگي است كه آن را "شاذروان" مي‌گويند; و بنابر مشهور آن پيش آمدگي جزو خانه كعبه است و ديوار، عقبتر از آن بنا شده است . پس طواف كننده بايد خارج از شاذروان طواف كند; و اگر در اثر كثرت جمعيت يا غير آن روي شاذروان حركت كند آن مقدار از طواف او باطل است و بايد آن مقدار را از سر گيرد، و


صفحه 145

احتياطا پس از اتمام طواف همه طواف را نيز اعاده نمايد. و بنابر احتياط در حال طواف دست خود را روي شاذروان و يا به ديوار بالاي شاذروان نيز نگذارد; زيرا در نتيجه دست او داخل فضاي كعبه شده است .ششم از واجبات طواف :- بنابر مشهور - اينكه طواف بين كعبه و مقام ابراهيم (ع) واقع شود.(مسأله 410)بنابر مشهور اگر پشت مقام ابراهيم (ع) طواف كنند كه مقام نيز در محدوده طواف واقع شود طواف باطل است . و گفته شده كه فاصله بين "كعبه" و "مقام" بيست و شش ذراع و نصف[1]است و اين فاصله بايد در همه اطراف رعايت شود; و چون بنابر احتياط در ناحيه حجر اسماعيل (ع) نيز اين فاصله از خود كعبه حساب مي‌شود و مسافت حجر بيست ذراع است، در نتيجه براي طواف در ناحيه حجر شش ذراع و نيم مسافت باقي مي‌ماند. و براي اين حكم به حديث "محمد بن مسلم" استدلال شده است . و لكن بر حسب حديث معتبر "حلبي" طواف در پشت مقام ابراهيم (ع) نيز مانعي ندارد; ولي مكروه است مگر در صورت ناچاري . و هر چند عمل به مضمون اين حديث كه موافق با اطلاقات ادله طواف است اقوي است، ولي بنابر احتياط مستحب به موارد ضرورت و ناچاري اكتفا شود. البته بايد كوشش كند در حال طواف از جمعيت طواف كننده متصل به كعبه زياد فاصله نگيرد و متصل به جمعيت طواف كند. و حديث "محمد بن مسلم" علاوه بر ضعف سند، بسا ناظر است به اينكه اگر كسي بخواهد پشت مقام ابراهيم (ع) با فاصله زياد از كعبه و از جمعيت به تنهايي طواف كند، در عرف طواف كعبه صادق نيست ; بلكه طواف در مسجد است . ضمنا يادآور مي‌شود كه فتواي منسوب به مشهور، بين قدماي
[1]"يك ذراع" تقريبا حدود نيم متر است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :145

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 146

از فقها مشهور نيست ; زيرا غير از "شيخ طوسي" و "ابن براج" در كلمات ديگران مانند "شيخ صدوق" و "شيخ مفيد" و "سيد مرتضي" و "ابو الصلاح" يافت نشد; و چون علماي غير شيعه به اين شرط قائل نيستند اگر از خصائص قطعي شيعه بود فقهاي قديم شيعه همه متعرض آن مي‌شدند.هفتم و هشتم از واجبات طواف :اينكه طواف بايد هفت شوط كامل باشد، نه كمتر و نه زيادتر. همچنين بنابر اقوي بايد اين هفت شوط عرفا متوالي و پي در پي واقع شود به نحوي كه عمل واحد شمرده شود; پس نبايد بين شوطها و اجزاي آنها فاصله زياد پيدا شود، مگر در موارد خاصي كه استثنا شده باشد.(مسأله 411)اگر از اول عمدا نيت كند كمتر از هفت شوط يا بيشتر طواف كند طوافش باطل است ; هر چند بالاخره هفت شوط بجا آورد. بلكه اگر از روي ندانستن مسأله يا سهو و يا غفلت نيت كمتر يا بيشتر كند صحت آن نيز محل اشكال است ; هر چند بالاخره هفت شوط انجام دهد.(مسأله 412)اگر در بين طواف از نيت هفت شوط برگردد و نيت كند طواف را كمتر يا بيشتر از هفت شوط انجام دهد، هر چه را با اين نيت بجا آورده باطل است و بايد آن را اعاده نمايد. و اگر موالات عرفي به هم خورده يا با اين نيت زيادتر بجا آورده، اصل طواف باطل است و بايد آن را از سر گيرد.

بقيه مسائل زياد كردن طواف

(مسأله 413)اگر بعد از تمام شدن هفت شوط نيت كند يك شوط ديگر زياد كند كه طواف او هشت شوط باشد و اين كار را انجام دهد، بنابر اقوي طواف او باطل مي‌شود.(مسأله 414)اگر از اول يا در بين نيت كند كه هفت شوط