بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 142

واجبات طواف

در طواف چند چيز واجب است، و به اصطلاح در حقيقت طواف معتبر است :اول و دوم :اينكه طواف از حجرالاسود شروع شود و به حجرالاسود نيز ختم شود.(مسأله 402)بايد به گونه اي طواف كند كه در عرف بگويند از حجرالاسود شروع كرد و هفت دور طواف نمود و به آن ختم كرد. و سعي كند دقتهاي ناشي از وسوسه را در آن راه ندهد كه علاوه بر زنندگي، بسا موجب اشكال هم خواهد شد. و لازم نيست در آخر هر شوط بايستد و جلو و عقب برود و قصد شوط بعد نمايد; بلكه در شوطهاي بعد مي‌تواند بدون توقف دور بزند تا هفت شوط تمام شود. و بنابر احتياط به گونه اي شروع كند كه در اول طواف، همه بدن او از برابر همه حجرالاسود عبور نمايد. و اگر از باب مقدمه علميه[1]مقدار خيلي كمي از پيش شروع كند به قصد اينكه از اول حجرالاسود طواف باشد كافي است . و در آخر نيز قصد كند تا برابر نقطه شروع جزو طواف باشد به گونه اي كه از هفت شوط نه زيادتر طواف كرده باشد و نه كمتر.سوم از واجبات طواف :اينكه خانه كعبه را در همه شوطها در طرف چپ خود قرار دهد.(مسأله 403)طواف بايد به نحو متعارف باشد و از دقتهاي ناشي از وسوسه اجتناب شود; بلكه به نحوي طواف كند كه در عرف بگويند در حال طواف است و خانه كعبه را در طرف چپ خود قرار داده است . و اگر طبعا در گذشتن از
[1]"مقدمه علميه" يعني كاري كه مقدمة انجام مي‌شود به منظور علم و اطمينان پيدا كردن به اينكه به وظيفه عمل شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :142

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 143

مقابل اركان[1]و طواف دور حجر اسماعيل (ع)مقداري شانه او از برابر كعبه منحرف مي‌شود مانعي ندارد. بر حسب بعضي از روايات پيامبراكرم6در حالي كه بر شتر خود سوار بودند طواف كردند و در اين حال قهرا شانه از خانه كعبه منحرف مي‌شود. ولي اگر در قسمتي از طواف خود براي بوسيدن اركان عمدا رو به كعبه كرد يا براي انجام كاري پشت به كعبه كرد يا در اثر فشار جمعيت به طور كلي از مسير عادي منحرف شد، آن مقدار از طواف را حساب نكند و آن را جبران نمايد.(مسأله 404)گاهي ديده مي‌شود بعضي از افراد براي احتياط در امر طواف، ديگري را وادار مي‌كند كه او را طواف دهد و خود را در اختيار او قرار مي‌دهد و به او تكيه مي‌كند به نحوي كه اراده را از خود سلب كرده و آن شخص او را با فشار با خود مي‌برد. اين گونه طواف باطل است ; و اگر فرضا طواف نساء را به اين نحو بجا آورده باشد همسرش بر او حلال نشده است .(مسأله 405)اگر در اثر كثرت جمعيت، انسان را بدون اختيار با خود ببرند به نحوي كه حركت انسان به اختيار و اراده خودش نباشد، اين مقدار از طواف صحيح نيست و بايد اين مقدار را از سر بگيرد; هر چند شانه چپ او از كعبه منحرف نشده باشد.(مسأله 406)انسان در حال طواف مي‌تواند آهسته برود،
[1]كعبه چهار ركن دارد: 1 - ركن جنوب شرقي كه "حجرالاسود" بر آن نصب شده و "ركن حجر" نيز ناميده مي‌شود. 2 - ركن شمال شرقي كه به "ركن عراقي" معروف است ; از درب كعبه گذشته نرسيده به حجر اسماعيل واقع شده است . 3 - ركن شمال غربي كه به "ركن شامي" معروف است ; پس از حجر اسماعيل قرار دارد. 4 - ركن جنوب غربي كه به "ركن يماني" معروف است ; پيش از حجرالاسود نرسيده به آن قرار دارد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :143

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 144

و مي‌تواند تند برود و يا بدود، و مي‌تواند سواره طواف كند; ولي خوب است حركت او به نحو متعارف باشد و به گونه اي طواف كند كه ديگران را اذيت نكند.چهارم از واجبات طواف :اينكه حجر اسماعيل (ع) را نيز دور بزند; بدين معنا كه دور خانه كعبه و حجر بگردد. و "حجر اسماعيل (ع)" محلي است متصل به خانه كعبه كه مطابق اخبار وارده محل دفن حضرت اسماعيل (ع) و مادر او و جمعي از انبياء(ع) است .(مسأله 407)اگر در طواف داخل حجر اسماعيل (ع) شود و فقط به دور خانه كعبه بگردد، طواف او باطل است و بايد از سر گيرد. و اگر در بعضي از شوطها اين كار را كند، بنابر اقوي كافي است همان شوط را از حجرالاسود تا حجرالاسود از سر گيرد; هر چند احوط اتمام طواف و اعاده همه آن مي‌باشد.(مسأله 408)اگر در بعضي از شوطها از روي ديوار حجر كه ديوار كوتاهي است طواف كند، بنابر احتياط واجب بايد مانند مسأله پيش عمل نمايد. و بنابر احتياط در حال طواف دست خود را روي ديوار حجر نگذارد; ولي دست گذاشتن و تماس با سطح خارج ديوار حجر مانعي ندارد.پنجم از واجبات طواف :اينكه طواف دور همه كعبه و خارج از خود كعبه واقع شود.(مسأله 409)در پايين بعضي از اطراف كعبه يك نما و پيش آمدگي است كه آن را "شاذروان" مي‌گويند; و بنابر مشهور آن پيش آمدگي جزو خانه كعبه است و ديوار، عقبتر از آن بنا شده است . پس طواف كننده بايد خارج از شاذروان طواف كند; و اگر در اثر كثرت جمعيت يا غير آن روي شاذروان حركت كند آن مقدار از طواف او باطل است و بايد آن مقدار را از سر گيرد، و


صفحه 145

احتياطا پس از اتمام طواف همه طواف را نيز اعاده نمايد. و بنابر احتياط در حال طواف دست خود را روي شاذروان و يا به ديوار بالاي شاذروان نيز نگذارد; زيرا در نتيجه دست او داخل فضاي كعبه شده است .ششم از واجبات طواف :- بنابر مشهور - اينكه طواف بين كعبه و مقام ابراهيم (ع) واقع شود.(مسأله 410)بنابر مشهور اگر پشت مقام ابراهيم (ع) طواف كنند كه مقام نيز در محدوده طواف واقع شود طواف باطل است . و گفته شده كه فاصله بين "كعبه" و "مقام" بيست و شش ذراع و نصف[1]است و اين فاصله بايد در همه اطراف رعايت شود; و چون بنابر احتياط در ناحيه حجر اسماعيل (ع) نيز اين فاصله از خود كعبه حساب مي‌شود و مسافت حجر بيست ذراع است، در نتيجه براي طواف در ناحيه حجر شش ذراع و نيم مسافت باقي مي‌ماند. و براي اين حكم به حديث "محمد بن مسلم" استدلال شده است . و لكن بر حسب حديث معتبر "حلبي" طواف در پشت مقام ابراهيم (ع) نيز مانعي ندارد; ولي مكروه است مگر در صورت ناچاري . و هر چند عمل به مضمون اين حديث كه موافق با اطلاقات ادله طواف است اقوي است، ولي بنابر احتياط مستحب به موارد ضرورت و ناچاري اكتفا شود. البته بايد كوشش كند در حال طواف از جمعيت طواف كننده متصل به كعبه زياد فاصله نگيرد و متصل به جمعيت طواف كند. و حديث "محمد بن مسلم" علاوه بر ضعف سند، بسا ناظر است به اينكه اگر كسي بخواهد پشت مقام ابراهيم (ع) با فاصله زياد از كعبه و از جمعيت به تنهايي طواف كند، در عرف طواف كعبه صادق نيست ; بلكه طواف در مسجد است . ضمنا يادآور مي‌شود كه فتواي منسوب به مشهور، بين قدماي
[1]"يك ذراع" تقريبا حدود نيم متر است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :145

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 146

از فقها مشهور نيست ; زيرا غير از "شيخ طوسي" و "ابن براج" در كلمات ديگران مانند "شيخ صدوق" و "شيخ مفيد" و "سيد مرتضي" و "ابو الصلاح" يافت نشد; و چون علماي غير شيعه به اين شرط قائل نيستند اگر از خصائص قطعي شيعه بود فقهاي قديم شيعه همه متعرض آن مي‌شدند.هفتم و هشتم از واجبات طواف :اينكه طواف بايد هفت شوط كامل باشد، نه كمتر و نه زيادتر. همچنين بنابر اقوي بايد اين هفت شوط عرفا متوالي و پي در پي واقع شود به نحوي كه عمل واحد شمرده شود; پس نبايد بين شوطها و اجزاي آنها فاصله زياد پيدا شود، مگر در موارد خاصي كه استثنا شده باشد.(مسأله 411)اگر از اول عمدا نيت كند كمتر از هفت شوط يا بيشتر طواف كند طوافش باطل است ; هر چند بالاخره هفت شوط بجا آورد. بلكه اگر از روي ندانستن مسأله يا سهو و يا غفلت نيت كمتر يا بيشتر كند صحت آن نيز محل اشكال است ; هر چند بالاخره هفت شوط انجام دهد.(مسأله 412)اگر در بين طواف از نيت هفت شوط برگردد و نيت كند طواف را كمتر يا بيشتر از هفت شوط انجام دهد، هر چه را با اين نيت بجا آورده باطل است و بايد آن را اعاده نمايد. و اگر موالات عرفي به هم خورده يا با اين نيت زيادتر بجا آورده، اصل طواف باطل است و بايد آن را از سر گيرد.

بقيه مسائل زياد كردن طواف

(مسأله 413)اگر بعد از تمام شدن هفت شوط نيت كند يك شوط ديگر زياد كند كه طواف او هشت شوط باشد و اين كار را انجام دهد، بنابر اقوي طواف او باطل مي‌شود.(مسأله 414)اگر از اول يا در بين نيت كند كه هفت شوط


صفحه 147

طواف كند و پس از آن يك دور بدون قصد طواف براي تماشا يا تبرك يا پيدا كردن كسي مثلا بگردد طواف او صحيح است .(مسأله 415)اگر در اثر ندانستن مسأله گمان كرد همين طور كه هفت شوط طواف شرعي است يك شوط هم طواف شرعي مستحب است، پس از اول يا در بين نيت كرد هشت شوط طواف كند كه هفت شوط آن طواف واجب باشد و يك شوط آن طواف مستحب جداگانه باشد، هفت شوط طواف او صحيح است ; هر چند خوب است آن را از سر گيرد. همچنين است اگر پس از تمام شدن هفت شوط با اين گمان يك شوط اضافه كند.(مسأله 416)بنابر احتياط واجب در طواف واجب "قران" جايز نيست ; يعني جايز نيست پس از اتمام طواف واجب بدون اينكه نماز طواف فاصله شود يك طواف ديگر بجا آورد. ولي در طواف مستحبي "قران" بين آنها مانعي ندارد; پس جايز است چند طواف مستحبي به دنبال هم بجا آورد و بعد نمازهاي آنها را بخواند، هر چند بنابر مشهور كراهت دارد.(مسأله 417)اگر يك شوط يا كمتر يا بيشتر بر طواف خود اضافه كند و قصدش اين باشد كه زياده را جزو طواف ديگر قرار دهد، از موارد قران حساب مي‌شود و حكم قران بر آن جاري است .(مسأله 418)در طواف واجب اگر از اول يا در بين طواف، قصد قران كند، بنابر احتياط واجب بايد پس از مقداري فاصله كه موالات به هم بخورد طواف را از سر گيرد; و اگر بعد از تمام شدن طواف قصد طواف ديگر كند و آن را بجا آورد بنابر اقوي طواف اول او صحيح است، هر چند احوط اعاده است .(مسأله 419)اگر از روي سهو و غفلت بر هفت شوط اضافه نمود، پس اگر زياده كمتر از يك شوط است آن را رها كند و بنابر مشهور و اقوي طواف او صحيح است ; ولي خوب است اعاده


صفحه 148

كند. و اگر زياده يك شوط يا بيشتر است بنابر احتياط طواف را ادامه دهد تا چهارده شوط شود به قصد قربت مطلقه، يعني قصد وجوب يا استحباب نكند; و بعد دو ركعت نماز طواف به قصد طواف واجب بجا آورد بدون اينكه معين كند كه "واجب" طواف اول است يا دوم، و دو ركعت ديگر بعد از سعي صفا و مروه بجا آورد.

مسائل كم كردن از طواف يا قطع طواف

(مسأله 420)قطع كردن طواف مستحب هر چند بدون عذر باشد مانعي ندارد. بلكه در طواف واجب نيز دليل مورد اعتمادي بر حرمت قطع آن نيست ; هر چند احوط ترك است، مگر در صورت ضرورت يا احتياج .(مسأله 421)اگر در بين طواف عمدا آن را رها كرد، پس اگر منافي طواف بجا نياورده و موالات عرفي آن نيز به هم نخورده است مي‌تواند همان طواف را تمام كند و طواف او صحيح است . و اگر منافي طواف بجا آورده يا موالات عرفي آن به هم خورده است، پس اگر پيش از نصف بوده طواف او باطل است و بايد آن را از سر گيرد; و اگر بعد از نصف بوده بنابر احتياط آن را تمام كند و دوباره از سر گيرد.(مسأله 422)اگر در بين طواف خسته شد مي‌تواند در محل طواف به مقداري كه موالات عرفي طواف به هم نخورد استراحت كند و بعد طواف را ادامه دهد.(مسأله 423)اگر در بين طواف واجب عمدا آن را رها كند و داخل كعبه معظمه شود، پس اگر پيش از نصف طواف باشد طواف او باطل مي‌شود و بايد آن را از سر گيرد. و اگر پس از نصف باشد بنابر احتياط آن را تمام كند و نماز آن را نيز بخواند; ولي دوباره طواف و نماز را از سر گيرد.


صفحه 149

(مسأله 424)اگر از روي سهو و فراموشي بعضي از طواف واجب را ترك كرد و پيش از خارج شدن از مطاف[1]و به هم خوردن موالات عرفي و حادث شدن منافيات طواف يادش آمد، مي‌تواند آن را تمام كند و طواف او صحيح است . و اگر از مطاف به طور كلي خارج شده يا موالات عرفي آن به هم خورده است يا بعضي از منافيات طواف حادث شده ; مسأله چند صورت دارد:اول :اينكه مقدار باقيمانده يك شوط يا كمتر باشد; در اين صورت پس از اينكه يادش آمد بايد باقيمانده را بجا آورد و طواف او صحيح است . و اگر خودش نمي تواند - مثل اينكه به وطن برگشته است - بايد براي همان باقيمانده نايب بگيرد.دوم :اينكه مقدار باقيمانده بيشتر از يك شوط باشد ولي چهار شوط را تمام كرده باشد; اين صورت نيز بنابر اقوي مثل صورت اول است . ولي بنابر احتياط پس از تمام كردن طواف سابق همه طواف را نيز از سر گيرد; و اين احتياط تا ممكن است ترك نشود.سوم :اينكه بيش از نصف طواف را بجا آورده باشد ولي چهار شوط را تمام نكرده باشد; در اين صورت پس از اينكه يادش آمد بنابر احتياط واجب طواف سابق را تمام كند و پس از نماز آن، دوباره طواف و نماز آن را از سر گيرد.چهارم :اينكه كمتر از نصف طواف را بجا آورده باشد; در اين صورت بنابر مشهور و قاعده، طواف او باطل است ; ولي بنابر احتياط مانند صورت سوم عمل نمايد. و در همه اين صور اگر به وطن برگشته و برگشتن به مكه براي او مشقت دارد براي
[1]"مطاف" محدوده معيني است كه بايد طواف در آن واقع شود; و مقدار آن محدوده در مسأله «410» بيان شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :149

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست