احتياطا پس از اتمام طواف همه طواف را نيز اعاده نمايد. و بنابر احتياط در حال طواف دست خود را روي شاذروان و يا به ديوار بالاي شاذروان نيز نگذارد; زيرا در نتيجه دست او داخل فضاي كعبه شده است .ششم از واجبات طواف :- بنابر مشهور - اينكه طواف بين كعبه و مقام ابراهيم (ع) واقع شود.(مسأله 410)بنابر مشهور اگر پشت مقام ابراهيم (ع) طواف كنند كه مقام نيز در محدوده طواف واقع شود طواف باطل است . و گفته شده كه فاصله بين "كعبه" و "مقام" بيست و شش ذراع و نصف[1]است و اين فاصله بايد در همه اطراف رعايت شود; و چون بنابر احتياط در ناحيه حجر اسماعيل (ع) نيز اين فاصله از خود كعبه حساب ميشود و مسافت حجر بيست ذراع است، در نتيجه براي طواف در ناحيه حجر شش ذراع و نيم مسافت باقي ميماند. و براي اين حكم به حديث "محمد بن مسلم" استدلال شده است . و لكن بر حسب حديث معتبر "حلبي" طواف در پشت مقام ابراهيم (ع) نيز مانعي ندارد; ولي مكروه است مگر در صورت ناچاري . و هر چند عمل به مضمون اين حديث كه موافق با اطلاقات ادله طواف است اقوي است، ولي بنابر احتياط مستحب به موارد ضرورت و ناچاري اكتفا شود. البته بايد كوشش كند در حال طواف از جمعيت طواف كننده متصل به كعبه زياد فاصله نگيرد و متصل به جمعيت طواف كند. و حديث "محمد بن مسلم" علاوه بر ضعف سند، بسا ناظر است به اينكه اگر كسي بخواهد پشت مقام ابراهيم (ع) با فاصله زياد از كعبه و از جمعيت به تنهايي طواف كند، در عرف طواف كعبه صادق نيست ; بلكه طواف در مسجد است . ضمنا يادآور ميشود كه فتواي منسوب به مشهور، بين قدماي
[1]"يك ذراع" تقريبا حدود نيم متر است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :145
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
از فقها مشهور نيست ; زيرا غير از "شيخ طوسي" و "ابن براج" در كلمات ديگران مانند "شيخ صدوق" و "شيخ مفيد" و "سيد مرتضي" و "ابو الصلاح" يافت نشد; و چون علماي غير شيعه به اين شرط قائل نيستند اگر از خصائص قطعي شيعه بود فقهاي قديم شيعه همه متعرض آن ميشدند.هفتم و هشتم از واجبات طواف :اينكه طواف بايد هفت شوط كامل باشد، نه كمتر و نه زيادتر. همچنين بنابر اقوي بايد اين هفت شوط عرفا متوالي و پي در پي واقع شود به نحوي كه عمل واحد شمرده شود; پس نبايد بين شوطها و اجزاي آنها فاصله زياد پيدا شود، مگر در موارد خاصي كه استثنا شده باشد.(مسأله 411)اگر از اول عمدا نيت كند كمتر از هفت شوط يا بيشتر طواف كند طوافش باطل است ; هر چند بالاخره هفت شوط بجا آورد. بلكه اگر از روي ندانستن مسأله يا سهو و يا غفلت نيت كمتر يا بيشتر كند صحت آن نيز محل اشكال است ; هر چند بالاخره هفت شوط انجام دهد.(مسأله 412)اگر در بين طواف از نيت هفت شوط برگردد و نيت كند طواف را كمتر يا بيشتر از هفت شوط انجام دهد، هر چه را با اين نيت بجا آورده باطل است و بايد آن را اعاده نمايد. و اگر موالات عرفي به هم خورده يا با اين نيت زيادتر بجا آورده، اصل طواف باطل است و بايد آن را از سر گيرد.
بقيه مسائل زياد كردن طواف
(مسأله 413)اگر بعد از تمام شدن هفت شوط نيت كند يك شوط ديگر زياد كند كه طواف او هشت شوط باشد و اين كار را انجام دهد، بنابر اقوي طواف او باطل ميشود.(مسأله 414)اگر از اول يا در بين نيت كند كه هفت شوط
طواف كند و پس از آن يك دور بدون قصد طواف براي تماشا يا تبرك يا پيدا كردن كسي مثلا بگردد طواف او صحيح است .(مسأله 415)اگر در اثر ندانستن مسأله گمان كرد همين طور كه هفت شوط طواف شرعي است يك شوط هم طواف شرعي مستحب است، پس از اول يا در بين نيت كرد هشت شوط طواف كند كه هفت شوط آن طواف واجب باشد و يك شوط آن طواف مستحب جداگانه باشد، هفت شوط طواف او صحيح است ; هر چند خوب است آن را از سر گيرد. همچنين است اگر پس از تمام شدن هفت شوط با اين گمان يك شوط اضافه كند.(مسأله 416)بنابر احتياط واجب در طواف واجب "قران" جايز نيست ; يعني جايز نيست پس از اتمام طواف واجب بدون اينكه نماز طواف فاصله شود يك طواف ديگر بجا آورد. ولي در طواف مستحبي "قران" بين آنها مانعي ندارد; پس جايز است چند طواف مستحبي به دنبال هم بجا آورد و بعد نمازهاي آنها را بخواند، هر چند بنابر مشهور كراهت دارد.(مسأله 417)اگر يك شوط يا كمتر يا بيشتر بر طواف خود اضافه كند و قصدش اين باشد كه زياده را جزو طواف ديگر قرار دهد، از موارد قران حساب ميشود و حكم قران بر آن جاري است .(مسأله 418)در طواف واجب اگر از اول يا در بين طواف، قصد قران كند، بنابر احتياط واجب بايد پس از مقداري فاصله كه موالات به هم بخورد طواف را از سر گيرد; و اگر بعد از تمام شدن طواف قصد طواف ديگر كند و آن را بجا آورد بنابر اقوي طواف اول او صحيح است، هر چند احوط اعاده است .(مسأله 419)اگر از روي سهو و غفلت بر هفت شوط اضافه نمود، پس اگر زياده كمتر از يك شوط است آن را رها كند و بنابر مشهور و اقوي طواف او صحيح است ; ولي خوب است اعاده
كند. و اگر زياده يك شوط يا بيشتر است بنابر احتياط طواف را ادامه دهد تا چهارده شوط شود به قصد قربت مطلقه، يعني قصد وجوب يا استحباب نكند; و بعد دو ركعت نماز طواف به قصد طواف واجب بجا آورد بدون اينكه معين كند كه "واجب" طواف اول است يا دوم، و دو ركعت ديگر بعد از سعي صفا و مروه بجا آورد.
مسائل كم كردن از طواف يا قطع طواف
(مسأله 420)قطع كردن طواف مستحب هر چند بدون عذر باشد مانعي ندارد. بلكه در طواف واجب نيز دليل مورد اعتمادي بر حرمت قطع آن نيست ; هر چند احوط ترك است، مگر در صورت ضرورت يا احتياج .(مسأله 421)اگر در بين طواف عمدا آن را رها كرد، پس اگر منافي طواف بجا نياورده و موالات عرفي آن نيز به هم نخورده است ميتواند همان طواف را تمام كند و طواف او صحيح است . و اگر منافي طواف بجا آورده يا موالات عرفي آن به هم خورده است، پس اگر پيش از نصف بوده طواف او باطل است و بايد آن را از سر گيرد; و اگر بعد از نصف بوده بنابر احتياط آن را تمام كند و دوباره از سر گيرد.(مسأله 422)اگر در بين طواف خسته شد ميتواند در محل طواف به مقداري كه موالات عرفي طواف به هم نخورد استراحت كند و بعد طواف را ادامه دهد.(مسأله 423)اگر در بين طواف واجب عمدا آن را رها كند و داخل كعبه معظمه شود، پس اگر پيش از نصف طواف باشد طواف او باطل ميشود و بايد آن را از سر گيرد. و اگر پس از نصف باشد بنابر احتياط آن را تمام كند و نماز آن را نيز بخواند; ولي دوباره طواف و نماز را از سر گيرد.
(مسأله 424)اگر از روي سهو و فراموشي بعضي از طواف واجب را ترك كرد و پيش از خارج شدن از مطاف[1]و به هم خوردن موالات عرفي و حادث شدن منافيات طواف يادش آمد، ميتواند آن را تمام كند و طواف او صحيح است . و اگر از مطاف به طور كلي خارج شده يا موالات عرفي آن به هم خورده است يا بعضي از منافيات طواف حادث شده ; مسأله چند صورت دارد:اول :اينكه مقدار باقيمانده يك شوط يا كمتر باشد; در اين صورت پس از اينكه يادش آمد بايد باقيمانده را بجا آورد و طواف او صحيح است . و اگر خودش نمي تواند - مثل اينكه به وطن برگشته است - بايد براي همان باقيمانده نايب بگيرد.دوم :اينكه مقدار باقيمانده بيشتر از يك شوط باشد ولي چهار شوط را تمام كرده باشد; اين صورت نيز بنابر اقوي مثل صورت اول است . ولي بنابر احتياط پس از تمام كردن طواف سابق همه طواف را نيز از سر گيرد; و اين احتياط تا ممكن است ترك نشود.سوم :اينكه بيش از نصف طواف را بجا آورده باشد ولي چهار شوط را تمام نكرده باشد; در اين صورت پس از اينكه يادش آمد بنابر احتياط واجب طواف سابق را تمام كند و پس از نماز آن، دوباره طواف و نماز آن را از سر گيرد.چهارم :اينكه كمتر از نصف طواف را بجا آورده باشد; در اين صورت بنابر مشهور و قاعده، طواف او باطل است ; ولي بنابر احتياط مانند صورت سوم عمل نمايد. و در همه اين صور اگر به وطن برگشته و برگشتن به مكه براي او مشقت دارد براي
[1]"مطاف" محدوده معيني است كه بايد طواف در آن واقع شود; و مقدار آن محدوده در مسأله «410» بيان شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :149
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خود نايب بگيرد.(مسأله 425)اگر در بين سعي صفا و مروه متوجه شود كه بعضي از طواف را ترك كرده است بنابر احتياط نسبت به طواف مانند مسأله پيش عمل نمايد، و نسبت به سعي بنابر احتياط آن را تمام كند و دوباره بجا آورد. مگر اينكه توجه او به نقص طواف بعد از انجام چهار شوط از طواف و چهار شوط از سعي باشد كه در اين صورت پس از اتمام طواف و اعاده آن بنابر احتياط اتمام سعي كافي است .(مسأله 426)اگر در بين طواف مريض شود به گونه اي كه نمي تواند طواف را هر چند با كمك ديگران ادامه دهد، پس اگر بعد از تمام شدن شوط چهارم باشد بنابر احتياط براي تمام كردن آن نايب بگيرد; و اگر در مكه حالش خوب شد خودش نيز باقيمانده را بجا آورد، و بهتر است همه طواف را نيز از سر گيرد. و اگر پيش از نصف باشد طواف او باطل ميشود. پس اگر در آينده بتواند بايد خودش آن را بجا آورد، هر چند ديگران او را طواف دهند; و اگر نتواند بايد نايب بگيرد. و اگر بعد از نصف و پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد بنابر احتياط مانند صورت اول عمل كند و بعد نيز طواف را از سر گيرد; و اگر نمي تواند نايب بگيرد.(مسأله 427)قطع كردن طواف براي انجام كارهاي ضروري مربوط به خود يا ديگران مانعي ندارد; بلكه در اخبار وارده نسبت به قطع طواف براي انجام خواسته هاي مؤمنين ترغيب و تشويق نيز شده است . پس اگر طواف مستحب باشد در هر صورت ميتواند از جايي كه قطع كرده ادامه دهد. و اگر طواف واجب باشد، پس اگر از محل طواف خارج نشده و موالات عرفي نيز به هم نخورده است
ميتواند طواف سابق را ادامه دهد و صحيح است ; و اگر موالات عرفي به هم خورده است در مسأله چند صورت است :اول :اينكه بعد از شوط چهارم قطع شده باشد; در اين صورت بايد طواف گذشته را ادامه دهد و صحيح است ; ولي بنابر احتياط پس از تمام كردن آن را از سر گيرد.دوم :اينكه بعد از نصف طواف و پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد; در اين صورت احتياط كند، يعني طواف گذشته را تمام كند و بعد آن را از سر گيرد.سوم :اينكه پيش از نصف باشد در اين صورت طواف او باطل شده و بايد آن را از سر گيرد.(مسأله 428)اگر در اثر عارض شدن جنابت يا حيض يا نفاس يا حدث اصغر و يا نجس شدن بدن يا لباس طواف را قطع كند، حكم آنها در بحث شرايط طواف، مسائل «381»، «390»، «397» بيان شده است .(مسأله 429)اگر در بين طواف واجب وقت نماز واجب تنگ شود، واجب است طواف را قطع كند و نماز را بخواند. پس اگر بعد از شوط چهارم طواف بوده همان طواف را تمام كند; و اگر پيش از تمام شدن شوط چهارم بوده، بنابر احتياط طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و دوباره آن را از سر گيرد. و نيز جايز بلكه مستحب است براي درك جماعت يا فضيلت وقت، طواف واجب را قطع كند و پس از نماز مطابق دستور فوق عمل نمايد.
مسائل شك در طواف
(مسأله 430)در چند مورد طواف كننده به شك خود اعتنا نمي كند و حكم به صحت طواف او ميشود:اول :اينكه بعد از فراغت از هفت شوط شك كند آيا طواف
را صحيح انجام داده يا نه ; مثلا احتمال بدهد از طرف راست دور زده باشد، يا در حال طواف محدث بوده، يا از داخل حجر اسماعيل (ع) طواف كرده باشد.دوم :اينكه بعد از فراغت از طواف و وارد شدن در واجب ديگري - مثل نماز طواف يا سعي - در عدد شوطها شك كند; به شرط اينكه يك طرف احتمال او هفت شوط باشد، مثلا شك كند آيا هفت شوط بجا آورده يا كمتر يا بيشتر. ولي اگر از طواف منصرف شده و هنوز وارد واجب ديگري نشده در عدد شوطها شك كند و احتمال نقيصه در ميان باشد، صحت طواف او خالي از اشكال نيست و احوط اعاده آن است .سوم :اينكه در آخر شوط باشد و يقين دارد كه هفت شوط كامل طواف كرده ولي نسبت به زياده شك كند و احتمال بدهد كه يك شوط يا بيشتر اضافه كرده باشد.چهارم :كسي كه كثيرالشك و خارج از متعارف باشد; و خوب است چنين شخصي ديگري را وادار كند تا مراقب طواف او باشد و عدد شوطها را حفظ كند.(مسأله 431)در چند صورت شك در طواف موجب بطلان طواف است و بايد آن را از سر گيرد; و جامع همه آنها اين است كه هفت شوط قطعي نشده باشد و احتمال نقيصه در بين باشد:اول :اينكه همه اطراف احتمال، كمتر از هفت باشد; مثل اينكه شك بين سه و چهار، يا چهار و پنج، يا پنج و شش باشد.دوم :اينكه پيش از فراغت از طواف، بين هفت و كمتر شك كند.سوم :اينكه بين كمتر از هفت و بيشتر از هفت شك كند، مثلا شك كند آيا شش شوط بجا آورده يا هشت شوط.چهارم :اينكه بين هفت و كمتر و زيادتر شك كند و هنوز از