بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 157

فصل سوم - نماز طواف

چهارم از واجبات عمره تمتع "نماز طواف" است .

(مسأله 442)واجب است بعد از تمام شدن طواف واجب دو ركعت نماز مانند نماز صبح به قصد نماز طواف بخواند; خواه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء.(مسأله 443)واجب است پس از تمام شدن طواف واجب بدون فاصله عرفي نماز طواف را بخواند; و نبايد عمدا آن را تأخير اندازد.(مسأله 444)نماز طواف واجب را بنابر احتياط واجب بايد پشت مقام ابراهيم (ع) و نزديك به آن بخواند; به نحوي كه مقام در جلوي او قرار گيرد و عرفا گفته شود نزد مقام خوانده است . مگر اينكه در اثر كثرت جمعيت نتواند و مزاحم او شوند; پس در اين صورت آن را پشت مقام ولي عقب تر بخواند، ولي بنابر احتياط واجب نزديكترين مكان را نسبت به مقام ابراهيم (ع) رعايت نمايد. و اما نماز طواف مستحب را در هر جاي مسجدالحرام بخواند كافي است .(مسأله 445)جايز است در نماز طواف پس از حمد هر سوره اي را كه مي‌خواهد بخواند; به جز سوره هايي كه در آنها سجده واجب است . ولي مستحب مؤكد است در ركعت اول سوره : "قل هو الله احد" و در ركعت دوم سوره : "قل يا أيها الكافرون" را بخواند.(مسأله 446)نماز طواف را مي‌تواند مانند نماز صبح بلند بخواند، و مي‌تواند مانند نماز ظهر آهسته قرائت كند.(مسأله 447)اگر در ركعتهاي نماز طواف شك كرد، نماز باطل مي‌شود و بايد آن را از سر بگيرد. و اگر در يكي از افعال يا اقوال آن شك كرد، پس اگر محل آن نگذشته است آن را


صفحه 158

بجا آورد; و اگر محل آن گذشته است به شك خود اعتنا نكند. و اگر در ركعتهاي آن يا در افعال و اقوال آن به يك طرف اطمينان پيدا كرد به اطمينان خود عمل كند.(مسأله 448)اگر نماز طواف واجب را فراموش كند و در اثناء سعي يادش آيد، بايد برگردد و نماز را پشت مقام بخواند و سپس سعي را از محلي كه قطع نموده تمام كند.(مسأله 449)اگر نماز طواف واجب را فراموش كرد و پس از عمره يا حج يادش آيد، پس اگر هنوز در مكه است بايد آن را در پشت مقام بجا آورد; همچنين است اگر از مكه خارج شده ولي مي‌تواند به مكه برگردد و براي او مشقت ندارد. و لازم نيست سعي را اعاده نمايد; هر چند خوب است . و اگر برگشتن به مكه براي او حرج و مشقت دارد هر جا هست - هر چند در شهر خود - آن را بخواند.(مسأله 450)در حكم فراموشي نماز است اگر در اثر ندانستن مسأله آن را نخوانده است، يا فهميد نمازي كه خوانده باطل بوده است .(مسأله 451)اگر نماز طوافي را كه فراموش كرده يا باطل بوده يا در اثر ندانستن مسأله نخوانده است پيش از خواندن آن از دنيا برود، ولي او بايد آن را به جاي او بخواند.(مسأله 452)اگر عمدا و با علم به مسأله نماز طواف عمره يا حج را نخواند تا وقت تدارك آن بگذرد، در اين صورت صحيح بودن عمره و حج او محل اشكال است ; پس بنابر احتياط واجب نماز را بخواند و عمره يا حج را نيز اعاده نمايد.(مسأله 453)بر هر مكلف واجب است نماز خود و شرايط و واجبات و قرائت و ذكرهاي واجب آن را به طور صحيح ياد بگيرد; مخصوصا كسي كه مي‌خواهد به حج برود. و اگر كوتاهي كند و نماز خود را تصحيح نكند، صحت عمره و حج او محل


صفحه 159

اشكال است ; و قهرا در حلال شدن زن و ساير محرمات احرام با اشكال مواجه مي‌شود.(مسأله 454)اگر نتوانست قرائت يا ذكرهاي واجب نماز را ياد بگيرد بايد كسي را وادارد تا در وقت خواندن به او تلقين كند; و اگر ممكن نيست بايد به هر نحو ممكن است خودش نماز را بخواند، و بنابر احتياط در مقام ابراهيم (ع) به شخص عادلي نيز اقتدا كند و به يك نفر نيز نيابت دهد تا به جاي او نماز را بخواند; و اگر اقتدا كردن مشقت دارد خودش بخواند و به يك نفر نيز نيابت دهد تا به جاي او بخواند. و اگر كسي قرائت نمازش درست نيست و نمي تواند خوب ياد بگيرد جايز نيست به نيابت ديگري به حج برود.(مسأله 455)نماز طواف را در همه وقت جايز است بخواند; مگر اينكه موجب فوت نماز واجب يوميه شود; پس در اين صورت اول نماز يوميه را بخواند.(مسأله 456)اگر كسي نماز طواف واجب را در حجر اسماعيل (ع)بجا آورد و پس از نماز متوجه اشتباه خود شود بايد نماز را در پشت مقام ابراهيم (ع) اعاده نمايد.(مسأله 457)كسي كه در عمره تمتع بعد از طواف وضويش باطل شده و خجالت كشيده كه بگويد وضويش باطل شده و نمازش را بي وضو خوانده و بعد از آن سعي و تقصير را بجا آورده و از احرام خارج شده است، بايد نماز طواف و سعي و تقصير را اعاده نمايد.(مسأله 458)خواندن نماز طواف به جماعت در حال اختيار محل اشكال است ; و در حال ضرورت نيز نبايد به آن اكتفا كند.(مسأله 459)اگر بين طواف واجب و نماز آن زياد فاصله بيندازد، هر چند گناه كرده است ولي لازم نيست طواف را از سر گيرد.


صفحه 160

(مسأله 460)اگر قرائت نماز او غلط بوده و غلط بودن آن را نمي دانسته ولي ركنهاي نماز را بجا آورده و شرايط آن را نيز رعايت كرده است، اعاده نماز لازم نيست .

مستحبات نماز طواف

(مسأله 461)1 -بر حسب فرموده شيخ صدوق (ره) مستحب است بعد از نماز طواف، حمد و ثناي خدا را بجا آورد و صلوات بر پيامبراكرم6و آل او بفرستد و از خدا بخواهد نماز او را قبول نمايد و آن را آخرين عهد با خود قرار ندهد و سپس بگويد:

"الحمدلله بمحامده كلها علي نعمائه كلها حتي ينتهي الحمد الي ما يحب ربي و يرضي . أللهم صل علي محمد و آل محمد و تقبل مني و طهر قلبي وزك عملي".

2 -پس بكوشد در دعا و خواهش قبولي اعمال .3 -و به روايتي ديگر پس از نماز بگويد:

"أللهم ارحمني بطواعيتي اياك و طواعيتي رسولك صلي الله عليه و آله و سلم أللهم جنبني أن أتعدي حدودك و اجعلني ممن يحبك و يحب رسولك و ملائكتك و عبادك الصالحين".

4 -و به روايتي ديگر حضرت امام صادق (ع) پس از نماز طواف به سجده رفتند و فرمودند:

"سجد لك وجهي تعبدا و رقا لا اله الا أنت حقا حقا الاول قبل كل شئ و الاخر بعد كل شئ، و ها أناذا بين يديك ناصيتي بيدك فاغفرلي انه لا يغفر الذنب العظيم غيرك فاغفرلي فاني مقر بذنوبي علي نفسي و لا يدفع الذنب العظيم غيرك".

پس از سجده روي آن حضرت از گريه چنان بود كه گويا در آب فرو رفته باشد.[1]
[1]وسائل الشيعه، كتاب الحج، باب «78» از "ابواب الطواف"، حديث 2.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :160

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 161

فصل چهارم - سعي بين صفا و مروه

واجبات، شرايط، احكام و آداب آنسعي بين صفا و مروه :

پنجم از واجبات عمره تمتع"سعي بين صفا و مروه" است .(مسأله 462)واجب است پس از نماز طواف سعي كند بين صفا و مروه كه دو كوه معروفند، بدين نحو كه از صفا برود به مروه و از مروه برگردد به صفا; و اين عمل در حج و عمره مفرده نيز واجب است .(مسأله 463)سعي بين صفا و مروه بايد هفت مرتبه باشد; و هر مرتبه را يك "شوط" مي‌نامند. بدين نحو كه از صفا به مروه يك شوط است و از مروه به صفا نيز يك شوط.(مسأله 464)در سعي واجب است از صفا شروع كند، و در نتيجه به مروه ختم مي‌شود. پس اگر از مروه شروع كند، سعي باطل است و بايد آن را از سر گيرد.(مسأله 465)بنابر احتياط واجب در سعي بايد از اول كوه صفا، از پايين آن شروع كند و تا اولين جزء كوه مروه ادامه دهد; و اگر مقداري روي كوه صفا برود و از آنجا به شكل متعارف شروع كند مانعي ندارد. چنانكه در مروه هم مي‌تواند براي احتياط كمي بالاي آن برود.(مسأله 466)در سعي جايز است بدون عذر نيز بر حيوان يا دوچرخه و مانند آن سوار شود و سواره سعي كند; هر چند پياده رفتن افضل است .(مسأله 467)واجب است رفت و برگشت بين صفا و مروه از راه متعارف باشد; و اگر فرضا از داخل مسجدالحرام يا


صفحه 162

راهي ديگر به طرف مروه برود كافي نيست ; ولي لازم نيست رفت و برگشت در يك خط مستقيم باشد.(مسأله 468)واجب است هنگام رفتن به طرف مروه متوجه مروه باشد; و هنگام رفتن به طرف صفا متوجه صفا باشد. پس اگر عقب عقب برود يا پهلوي خود را به طرف صفا و مروه كند و راه برود باطل است ; ولي نگاه كردن به طرف راست يا چپ و احيانا به پشت سر مانعي ندارد.(مسأله 469)سعي نيز مانند طواف از عبادات است و بايد آن را به قصد قربت و با خلوص نيت براي خدا بجا آورد; و اگر به قصد ريا يا مقاصد ديگر آن را بجا آورد باطل است .(مسأله 470)در سعي بايد نيت كند كه براي عمره تمتع است يا حج و يا عمره مفرده .(مسأله 471)در سعي پوشاندن عورت و پاك بودن بدن و لباس و طهارت از حدث معتبر نيست . پس مي‌تواند بدون وضو يا به حال جنابت يا حيض و يا نفاس سعي را بجا آورد; هر چند خوب است تا جايي كه مي‌تواند پاك و با وضو باشد.(مسأله 472)سعي نيز همانند طواف يكي از اركان عمره و حج است . پس اگر عمدا آن را ترك كند تا زماني كه تدارك آن ممكن نباشد، عمره و حج او باطل است ; هر چند از روي ندانستن مسأله باشد. و اگر آن را فراموش كند، هر وقت يادش آمد بايد آن را بجا آورد. و اگر برگشتن به مكه براي او حرج و مشقت دارد، بايد براي خود نايب بگيرد تا سعي را به جاي او بجا آورد; و عمره و حج او صحيح است .(مسأله 473)واجب است سعي را پس از طواف و نماز طواف بجا آورد; و اگر عمدا آن را پيش از طواف يا نماز طواف


صفحه 163

بجا آورد بايد آن را بعد از نماز طواف از سر گيرد; و اگر از روي فراموشي سعي را جلو بيندازد بنابر احتياط واجب پس از طواف و نماز آن، سعي را اعاده نمايد.(مسأله 474)اگر بيماري را به دوش بگيرد تا او را سعي دهد و براي خودش نيز نيت سعي نمايد، سعي هر دو صحيح است .(مسأله 475)اگر كسي به هيچ گونه حتي سواره نتواند سعي را بجا آورد بايد نايب بگيرد تا سعي را به جاي او بجا آورد; و عمره و حجش صحيح است .(مسأله 476)پس از نماز طواف لازم نيست فورا و بلا فاصله سعي را انجام دهد; بلكه مي‌تواند به خاطر رفع خستگي يا گرمي هوا يا جهات ديگر تا شب همان روز تأخير اندازد. هر چند احوط عدم تأخير است ; مگر به جهت عذر، از قبيل بيماري و مانند آن . ولي تأخير سعي تا روز بعد بدون عذر جايز نيست ; و اگر تأخير انداخت گناه كرده، لكن عمره و حج او صحيح است .(مسأله 477)بنابر احتياط واجب بايد موالات عرفي را در سعي رعايت كند و بين شوطهاي آن و همچنين بين اجزاي آنها زياد فاصله نيندازد; ولي به جهت استراحت و رفع خستگي مي‌تواند مقدار كمي بر كوه صفا يا مروه بلكه در وسط راه بنشيند. چنانكه اگر وقت نماز واجب روزانه داخل شود مانعي ندارد نماز را بخواند و بعد سعي را از محل قطع آن ادامه دهد; هر چند بهتر است اگر شوط چهارم را تمام نكرده پس از تمام كردن سعي سابق، همه آن را نيز از سر گيرد. و اگر وقت نماز واجب تنگ شده واجب است نماز را مقدم دارد.(مسأله 478)اگر بين صفا و مروه را چند طبقه كنند پس


صفحه 164

سعي هر طبقه اي كه ميان دو كوه واقع شده بنابر اقوي مانعي ندارد; هر چند احوط سعي در همان راهي است كه از قديم متعارف بوده است . و اگر بالاتر از دو كوه واقع شده باشد سعي در آنجا محل اشكال است .

زياد و كم كردن در سعي

(مسأله 479)اگر عمدا زيادتر از هفت شوط سعي كند، سعي او باطل است و بايد از سر گيرد; نظير آنچه در طواف گذشت . و اگر در اثر ندانستن مسأله زياد كرده باشد - مثل اينكه گمان مي‌كرد در سعي بايد رفت و برگشت را يك شوط حساب كند و در نتيجه چهارده شوط سعي كرده است - بنابر اقوي سعي او صحيح است ; يعني هفت شوط اول سعي است و بقيه آن زياده اي است كه موجب بطلان نيست ; هر چند احوط اعاده سعي است .(مسأله 480)اگر از روي اشتباه و فراموشي زيادتر از هفت شوط سعي كرده است، سعي او صحيح است و بهتر است زياده را رها كند. ولي بعيد نيست اگر زياده يك شوط است جايز باشد آن را به هفت شوط برساند و يك سعي مستحب حساب كند; هر چند به صفا ختم مي‌شود.(مسأله 481)اگر عمدا بعضي از شوطهاي سعي را در عمره تمتع ترك كند به نحوي كه اگر بخواهد بجا آورد وقوف به عرفات را درك نمي كند، ظاهرا عمره و حج او باطل است ; نظير كسي كه عمدا همه سعي را ترك كرده باشد. و بنابر احتياط نيت خود را به حج افراد بدل كند و پس از تمام كردن حج، يك عمره مفرده بجا آورد; ولي به آنها اكتفا نكند و در سال بعد عمره و حج را اعاده نمايد. همچنين است بنابر احتياط واجب اگر از روي ندانستن مسأله