بر او توكل كن ; و تسليم فرمان قضا و قدر او شو; و با دنيا و راحتي و خلق خدا وداع كن .""و اخرج من حقوق تلزمك من جهة المخلوقين، و لا تعتمد علي زادك و راحلتك و اصحابك و قوتك و شبابك و مالك مخافة ان تصير لك اعداء و وبالا، ليعلم انه ليس له قوة و لا حيلة و لا لأحد الا بعصمة الله تعالي و توفيقه، و استعد استعداد من لا يرجو الرجوع ، و احسن الصحبة و راع اوقات فرائض الله و سنن نبيه6و ما يجب عليك من الادب و الاحتمال و الصبر و الشكر و الشفقة و السخاء و ايثار الزاد علي دوام الاوقات .""و پيش از حج حقوقي را كه از مردم در ذمه تو ميباشد ادا كن . و اعتماد به توشه و مركب و ياران و نيرو و جواني و مالت نداشته باش ; زيرا بسا آنها همه دشمن تو شوند و تو را تنها گذارند و براي تو كاربردي نداشته باشند. بايد بداني هيچ نيرو و پناهي جز خدا نيست . در اين راه خود را مانند كسي كه اميد به برگشتن ندارد آماده ساز; و با همراهانت در اين سفر خوش رفتاري كن ; و مراقب واجبات الهي و سنتهاي پيامبر گرامي باش تا آنها را به خوبي و در اوقات خود انجام دهي و آداب آنها را رعايت كني ; و تحمل و صبر در برابر ناراحتيها، و شكر خدا و مهرباني نسبت به خلق خدا را پيشه خود كن ; و با سخاوت باش، و در همه اوقات نسبت به آنچه داري ديگران را بر خود مقدم بدار.""ثم اغتسل بماء التوبة الخالصة من الذنوب ، و البس كسوة الصدق و الصفاء و الخضوع و الخشوع . و احرم عن كل شئ يمنعك عن ذكر الله عزوجل و يحجبك عن طاعته . و لب بمعني اجابة صافية خالصة زاكية لله عزوجل في دعوتك له متمسكا بالعروة الوثقي .""و پس از رسيدن به محل احرام در يكي از ميقاتها، با آب
توبه خالص از همه گناهانت غسل كن . و لباس صدق و صفا، خضوع و خشوع را بپوش و محرم شو (احرام ببند) از آنچه تو را از ياد خدا باز ميدارد و بين تو و بندگي او مانع ميشود. (تا هنگامي كه انسان گرفتار تعلقات مادي و تمايلات نفساني است نمي تواند در مسير عالم ملكوت سير كند; بايد نخست صفحه دل را از ما سوي الله پاك كند تا زمينه تجلي نور الهي فراهم گردد.) سپس لبيك بگو، بدين معنا كه دعوت خدا را با دل صاف و با نيت پاك و خالص اجابت كن ; در حالي كه به ريسمان محكم الهي چنگ زده و از ما سوي الله بريده باشي ." (و بر اين اساس در حال احرام، آنچه شائبه تعلق و وابستگي به ظواهر طبيعت و زيباييهاي آن دارد تحريم شده است ; و احرام كامل هنگامي حاصل ميشود كه گذشته از جسم و بدن، روح و دل و فكر و اراده انسان نيز محرم شوند و جز در مسير رضاي خدا سير نكنند.)"و طف بقلبك مع الملائكة حول العرش كطوافك مع المسلمين بنفسك حول البيت .""در حال طواف بايد علاوه بر طواف در اطراف كعبه كه كانون توحيد است، دل تو نيز هماهنگ با ملائكه در حريم عرش خدا طواف كند." (مبادا چنين باشي كه فقط بدنت دور خانه كعبه بچرخد; ولي فكر و اراده و تمايلاتت و انگيزه ها و اعمالت بر محور غير خدا تنظيم شده باشد. بر حسب ظاهر با نام خدا و ياد خدا بر گرد خانه خدا بگردي ; ولي در زير اين پوشش، شرك و ريا و نفاق و خدعه و حب مال و جاه و مقام بر قلب و درونت حاكم باشد.)"و هرول هرولة فرا (هربا) من هواك و تبريا من جميع حولك و قوتك . و اخرج من غفلتك و زلاتك بخروجك الي مني ، و لا تمن ما لا يحل لك و لا تستحقه . و اعترف بالخطايا بعرفات و جدد عهدك عند
الله تعالي بوحدانيته، و تقرب اليه و اتقه بمزدلفة، و اصعد بروحك الي الملا الاعلي بصعودك الي الجبل .""پس براي سعي صفا و مروه حاضر شو; و با "هروله" سعي را انجام بده، در حالي كه خود را از هوي و هوس و خودبيني و توكل بر غير خدا دور كرده باشي . (و در حقيقت سعي تو سعي الي الله باشد.) و پس از آن به طرف مني (آرزوها) رهسپار شو، و از غفلت و لغزشهايت بيرون آي و دل خود را متوجه خدا كن (آرزوهايت را از او بخواه); و مبادا چيزهايي را كه حلال نيست و يا استحقاق آنها را نداري آرزو كني . و در عرفات به خطاهايت اعتراف كن و عهد و پيمان خود را با خداي يكتا تجديد نما. و در مزدلفه (جاي تقرب و نزديك شدن ; مشعرالحرام) به خدا نزديك شو و حريم او را نگه دار و تقوي پيشه كن ; و با رفتن بالاي كوه مشعر، روح و روان خود را متوجه عالم بالا كن . (از غير خدا منقطع شو و خدا را بر قلب و درونت حاكم نما).""و اذبح حنجرة الهوي و الطمع عند الذبيحة . و ارم الشهوات و الخساسة و الدنائة و الافعال الذميمة عند رمي الجمرات .""و هنگام قرباني در مني حلقوم هوي و طمع را ببر (يعني در حقيقت، نفس اماره و تمايلات و تعلقات آن را ذبح كن . حضرت ابراهيم (ع) مأمور شد فرزند عزيزش را كه به او دل بسته بود در راه خدا ذبح كند و او اطاعت و تسليم خود را نشان داد. ما بايد به او تأسي كنيم و آنچه را عزيز ميداريم از مال و مقام و اولاد، دل از آنها بر كنيم و حاضر باشيم آنها را در راه خدا و دين او فدا كنيم .) و هنگام رمي جمرات سه گانه شهوتهاي نفساني و زشتيها و پستيها را از خود دور كن ."
(همه شهوتها و تمايلات نفساني و علاقه به مال و مقام و شئون دنيا و كبر و عجب و خودپسندي و ساير اخلاق زشت، دامهاي شيطان است . و چنانكه حضرت ابراهيم (ع) در سه مرحله شيطان را رمي و سنگسار كرد ما نيز بايد به پيروي از آن حضرت در رمي جمرات سه گانه، شيطان بزرگ و همه شيطانهاي جني و انسي را رمي كنيم، و دل را از وسوسه هاي آنان پاك نماييم ; وگرنه رمي جمرات و ساير اعمال ما صورتهايي بي مغز خواهند بود. شيطان دامهاي گوناگون و جنود بي شماري از شيطانهاي جني و انسي در اختيار دارد و هيچ گاه در كار خود مأيوس نمي شود; و اگر فرضا وسوسه هاي او در قسمتي با شكست مواجه شد از راهي ديگر وارد ميشود; و براي هر دسته و گروهي دامي مخصوص دارد. و هر چند انسان اهل رياضت و تقوي و در علوم و معارف قوي باشد، باز شيطان او را رها نمي كند و شيطانهاي خاصي را مأمور اغواء او مينمايد. پس بايد انسان به عبادتها و علم خود مغرور نشود و هميشه بيدار و هوشيار باشد و به دامهاي گوناگون شيطان توجه كند. و در اينجا تاريخ گذشتگان وسيله عبرت است براي انسان . و اگر كسي گرفتار اخلاق زشت و خصلتهاي ناپسند باشد و در درون خود اسير غرور و خودپسندي و حسد و تعصبات جاهلي و گرايشهاي نژادي و قبيله اي و زبان و گروه و امثال آن شود و بالاخره در مبارزه با شيطان دروني شكست خورده باشد، قهرا در مبارزه با شيطانهاي بيروني و طاغوتهاي زمان و خواسته هاي آنان نيز شكست ميخورد و اسير و مقهور قدرتهاي آنان ميگردد. اول بايد در جهاد اكبر كه جهاد با نفس اماره است پيروز شد تا بتوان در مقابل شرك و كفر و نفاق ايستاد.)"و احلق العيوب الظاهرة و الباطنة بحلق شعرك (رأسك). و ادخل
في امان الله تعالي و كنفه و ستره و كلائه من متابعة مرادك بدخول الحرم . و زر البيت متحققا (متحففا) لتعظيم صاحبه و معرفة جلاله و سلطانه . و استلم الحجر رضي بقسمته و خضوعا لعظمته، و ودع ما سواه بطواف الوداع .""هنگام تراشيدن سر در روز عيد قربان كوشش كن عيبهاي ظاهري و باطني خود را بر طرف نمايي . و پس از اعمال عرفات و مشعر و مني به مكه كه كانون حرم خداست بازگرد; و خود را در امان و حفظ و حراست خدا قرار بده تا بدين وسيله از پيروي هوي و هوسها محفوظ باشي . خانه خدا را با حالت تعظيم و شناخت كامل از جلال و قدرت او زيارت كن ; و با استلام و لمس حجر الاسود (كه نشانه بيعت با خداست) رضايت خود را از قسمت الهي و خضوع خود را در برابر عظمت خدا نشان بده . و به وسيله طواف وداع، با غير خدا وداع نما.""و صف روحك و سرك للقاء الله تعالي يوم تلقاه بوقوفك علي الصفا، و كن ذا مروة من الله بفناء اوصافك عند المروة . و استقم علي شروط حجك و وفاء عهدك الذي عاهدت ربك و اوجبته له الي يوم القيامة .""و در وقوف بر كوه صفا روح و باطن خود را صاف و پاكيزه كن تا در روز لقاء خدا از هر جهت پاك باشي . و چون به كوه مروه رسيدي با مردانگي دريافت شده از ناحيه خدا شخصيت و كمالات خود را در برابر خدا محو و فاني ببين و خود را در مقام فقر و فناء محض بنگر. و كوشش نما بر تعهدات خود كه با خداي خودت در يكايك اعمال حج داشته اي، ثابت و پايدار باشي تا روز قيامت .""و اعلم بان الله تعالي لم يفترض الحج و لم يخصه من جميع الطاعات الا بالاضافة الي نفسه بقوله تعالي : "ولله علي الناس حج البيت من
استطاع اليه سبيلا" و لا شرع نبيه6سنة في خلال المناسك علي ترتيب ما شرعه الا للاستعداد و الاشارة الي الموت و القبر و البعث و القيامة . و فصل بيان السبق من دخول الجنة اهلها و دخول النار اهلها بمشاهدة مناسك الحج من اولها الي آخرها لاولي الالباب و اولي النهي .""و بدانكه خدا حج را واجب نفرمود و آن را از ميان عبادتها ممتاز نساخت مگر به وسيله اضافه آن به ذات خود كه فرمود:(و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا):"براي خداست بر عهده مردم، حج خانه خدا هر كس بتواند به آن راه يابد." و پيامبرخدا6تشريع نفرموده است عملي را در ضمن اعمال و مناسك حج مگر جهت مستعد ساختن مردم براي مرگ و قبر و بعث و قيامت، و جدا كردن سبقت گيران از اهل بهشت و اهل جهنم كه در اثر مشاهده مناسك حج از اول تا آخر، صاحبان عقل و خرد صحنه هاي مرگ و بعث و قيامت را مينگرند." در اينجا حديث شريف "مصباح الشريعة" به پايان رسيد. و براي تذكر و بيداري اهل دل، تأمل در همين حديث كافي است . و با توجه به اهداف ياد شده است كه حج يكي از اركان دين مقدس اسلام و از ضروريات آن به شمار آمده و انكار آن - با توجه به اينكه از اسلام ميباشد - موجب كفر و ترك آن از گناهان كبيره محسوب شده است . و علاوه بر قرآن كريم، روايات زيادي از پيامبراكرم6و ائمه معصومين (ع) در بيان واجب بودن حج و اهميت آن وارد شده است كه اين مختصر گنجايش همه آنها را ندارد. از باب نمونه شيخ كليني (ره) به سند معتبر از حضرت امام صادق (ع) روايت نموده كه فرمود:"من مات و لم يحج حجة الاسلام، لم يمنعه من ذلك حاجة
تجحف به او مرض لا يطيق فيه الحج او سلطان يمنعه فليمت يهوديا او نصرانيا"[1]يعني : "هر كس از دنيا برود، در حالي كه حجة الاسلام را به جا نياورده بدون اينكه حاجتي مانع او شده باشد يا به جهت بيماري از آن بازمانده باشد يا پادشاهي از رفتن او جلوگيري كرده باشد، چنين كس در حال مردن به كيش يهوديت يا نصرانيت خواهد مرد." پس هر مكلفي كه مستطيع باشد بايد دست كم در عمر خود يك بار به مكه مكرمه برود و عمره و حج بجا آورد و آن را "حجة الاسلام" مينامند. خداوند مهربان و بخشنده به همه ما حالت تنبه و بيداري عنايت كند و عمره و حج حجاج محترم را قبول فرمايد; و اين بنده محتاج خود را نيز مورد لطف قرار دهد. و چون مستحبات حج بيش از آن است كه در اين رساله بيان شود، لذا به بيان مقداري از آنها اكتفا كرده و باقيمانده را به كتابهاي مفصل ارجاع ميدهيم . و بجا آوردن مستحباتي كه در آن كتابها ذكر شده به اميد ثواب اشكالي ندارد بلكه ثواب هم دارد. و نظر به اينكه اين كتاب مناسك براي فارسي زبانان نوشته شده و تكليف آنان معمولا عمره و حج تمتع است، به بيان آنها اكتفا ميشود و از بقيه به نحو اجمال نامي برده ميشود.
[1]وسائل الشيعة، كتاب الحج، باب «7» از ابواب وجوب الحج و شرائطه، حديث 1.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :24
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بخش دوم : مشتمل بر بيان وجوب حج و عمره
و شرايط، احكام، واجبات و آداب و سنن عمره و حج
باب اول : مشتمل بر دوازده فصل