بودن جنس مورد معامله شك نماييم بايد بنا را بر صحت و سلامت آن گذاشت .13 - "اخبار مستفيضه":اصطلاحي است در علم الحديث و به رواياتي گفته ميشود كه راويان آنها از سه نفر يعني از سه طريق بيشتر باشند ولي به حدي كه موجب تواتر يعني پيدا شدن يقين به صدور آنها از معصوم (ع) باشد نرسد.14 - "ادني الحل":معناي آن در مسأله «155» ذكر شده .15 - "استمناء":بازي كردن انسان با آلت خود يا غير آن به حدي كه مني خارج شود.16 - "اطلاق":شامل و عام بودن چيزي يا حكمي ."ب"17 -"بعيد نيست":در مواردي اين تعبير را به كار ميبرند كه روشني مسأله، در حد تمايل به اظهار فتواي قطعي ميباشد; در اين گونه موارد، مقلد بايد به آن عمل نمايد و رجوع به مرجع ديگر جايز نيست .18 - "بيتوته":ماندن حجاج در شب در محلي (نظير ماندن در مني در شبهاي يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذي حجه).19 - "بومادران":گياهي است خوشبو و معطر، داراي ساقه هاي بلند و گلهاي سفيد رنگ ."ت"20 - "تصالح":حاضر شدن طرفين اختلاف براي مصالحه و گذشت نسبت به يكديگر.21 - "تراضي":رضايت دادن طرفين اختلاف بر يك امر.22 - "تبرع":انجام دادن كاري مجانا.
23 - "تبرعي":كار و عمل مجاني .24 - "تدارك":بجا آوردن مجدد عمل يا جزئي از آن كه فراموش شده يا درست بجا آورده نشده .25 - "تل سرخ":مكاني است بين راه عرفات به مشعر در حدود مشعر (كثيب احمر)."ج"26 - "جعرانه":نام يكي از حدود چهارگانه حرم خداست كه از ناحيه شرق مكه بر سر راه طائف در فاصله سي كيلومتري شهر مكه قرار دارد.27 - "جبل الرحمه":نام كوهي است در سرزمين عرفات .28 - "جحفه":نام يكي از ميقاتهاست كه در فاصله «156» كيلومتري شمال غربي مكه واقع شده و اهل مصر و سوريه و مغرب از آنجا احرام ميبندند."ح"29 - "حجة الاسلام":بر هر شخص مستطيع واجب است حداقل يك مرتبه در عمر خود به زيارت خانه خدا برود و آن را "حجة الاسلام" ميگويند.30 - "حجامت":خون گرفتن از بدن به شكل خاص .31 - "حجرالاسود":سنگ سياهي است كه در ركن شرقي كعبه معظمه نصب شده است و مبدأ شروع طواف بايد از برابر آن باشد.32 - "حجر اسماعيل (ع)":مكاني است به شكل نيم دايره با ديواري به ارتفاع يك متر و سي سانت كه در جانب شمالي كعبه قرار دارد.
33 - "حديبيه":محلي است در سمت شمال غربي مكه معظمه و يكي از حدود چهارگانه حرم خداست .34 - "حرم و حد آن":حدود چهارگانه حرم در پاورقي مسأله «76» بيان شده است .35 - "حنوط":ماليدن كافور بر مواضع سجده ميت .36 - "حائض":زني است كه در ايام قاعدگي ميباشد."خ"37 - "خالي از وجه نيست":در جايي گفته ميشود كه مرجع، در مرز فتوا دادن ميباشد ولي فتواي قطعي نمي دهد.38 - "خالي از قوت نيست":در حكم فتوا دادن مرجع است و مقلد بايد به آن عمل نمايد.39 - "خالي از اشكال نيست":نشانه نداشتن فتواي قطعي مرجع ميباشد; در اين گونه موارد، مقلد مخير است بين عمل به احتياط و يا رجوع به فتواي مرجع ديگري با شرايطش .40 - "خلاف شأن":شأن، همان مجموعه حيثيت شخصي و اجتماعي يك فرد است، و خلاف آن يعني : مراعات نكردن حيثيت ذكر شده .41 - "خراج عراقين":"خراج" نوعي ماليات بوده است كه حكومتهاي اسلامي از اقشار خاصي ميگرفته اند و "عراقين" يعني : عراق عرب و عجم .42 - "خطور دادن به قلب":توجه نمودن به چيزي در قلب و مجسم نمودن آن در ذهن .43 - "خزامي":سبزي صحرايي خوشبويي است ."د"44 - "درمنه":سبزي صحرايي خوشبويي است .
"ر"45 - "ركن يماني":رجوع شود به اركان كعبه .46 - "رقطاء":محلي است بين راه مكه به عرفات كه سابقا در نزديكي آن سدي بوده و اكنون داخل محدوده شهر مكه و حوالي "مسجد الرايه" است ."ص"47 - "صدق وطن":جايي كه به آن، وطن يعني محل سكونت گفته ميشود."ظ"48 - "ظاهرا":هر كجا فقيه چنين تعبيري داشته باشد نشانه فتوا دادن او در مسأله مربوطه است كه بايد به آن عمل نمود."ع"49 - "عقبه مدنيين":سابقا دروازه مدينه در شهر مكه بوده و اكنون جزو شهر شده و جنب حجون و قبرستان مكه ميباشد."ف"50 - "فسوق":معناي آن در مسأله «318» بيان شده است .51 - "فخ":وادي اي است در مدخل شهر مكه از راه جده و مسجد تنعيم ."ق"52 - "قصد انشا":قصد به وجود آوردن چيزهايي كه وجود اعتباري دارند. (رجوع شود به امر اعتباري)
53 - "قرن المنازل":محلي است در فاصله «94» كيلومتري شهر مكه از ناحيه شرقي آن و ميقات كساني است كه از راه طائف به مكه مكرمه ميروند.54 - "قصد قربت مطلقه":قصد نزديك شدن و تقرب به خداي متعال بدون قصد واجب يا مستحب بودن عمل ."م"55 - "ما في الذمه":آنچه به عهده انسان است .56 - "مطاف":حد فاصل بين كعبه و مقام ابراهيم (ع) است كه بنابر مشهور بايد طواف، در آن محدوده انجام شود.57 - "مقام ابراهيم (ع)":سنگي است در فاصله «13» متري از كعبه بين شرق و شمال آن كه در جايگاه مخصوصي قرار دارد و گفته ميشود حضرت ابراهيم (ع) هنگام ساختن كعبه، روي آن ميايستادند و يا روي آن نماز ميخواندند.58 - "محل اشكال يا محل تأمل است":نشانه نداشتن فتواي قطعي در مسأله مربوطه ميباشد و مقلد مخير است بين احتياط كردن در آن مسأله و يا رجوع به مرجع ديگر كه فتواي قطعي دارد، با مراعات شرايط آن .59 - "مسلوس و مبطون":معناي آنها در پاورقي مسأله «383» ذكر شده است .60 - "مستقر":ثابت و قطعي شدن تكليفي بر عهده مكلف .61 - "محدث":كسي است كه كاري كه موجب وضو يا غسل باشد انجام داده .62 - "مأزمين":تنگه اي است بين عرفات و مشعر كه حد مشعر و خارج از آن است .
63 - "مسكين":كسي است كه وضع و حال او از فقير بدتر است .64 - "محرم":كسي است كه در حال احرام است .65 - "محل":كسي است كه از احرام خارج شده .66 - "مجزي هست":كافي و موجب سقوط تكليف ميباشد.67 - "مزدلفه":نام ديگر مشعرالحرام ميباشد.68 - "مد طعام":تقريبا ده سير غذاي معمولي مانند گندم، آرد، برنج و غيره .69 - "متمكن":داراي توان و قدرت .70 - "مستجار":قسمت مقابل درب كعبه معظمه نزديك ركن يماني است .71 - "مسجد شجره":يكي از ميقاتهاست و در فاصله «486» كيلومتري شمال مكه و دوازده كيلومتري مدينه ميباشد و به آن "ذوالحليفه" نيز ميگويند.72 - "مسجد غدير خم":در حدود «9» كيلومتري شرق مسجد جحفه قرار دارد و در كنار آن چشمه اي است به نام چشمه غدير كه در اطراف آن تعدادي نخل به چشم ميخورد.73 - "مسجد مباهله":همان محل مسجد "اجابه" كنوني است كه كنار خيابان ستين در مدينه ميباشد.74 - "مسجد فضيخ":در جنوب شرقي مدينه انتهاي خيابان علي بن ابيطالب (ع) حوالي سردخانه و خيابان كمربندي قرار دارد.75 - "مسجد رد الشمس (مسجد فضيخ در روايات شيعه)":در جنوب مدينه، شرق مسجد قبا انتهاي خيابان قربان (عبدالمحسن عبدالعزيز) ميباشد كه از بلوار طريق الهجرة گذشته و به پلي در امتداد همان خيابان ميرسد روبروي پل، دست راست جاده، آثار آن مسجد باقي است .
76 - "مسجد سلمان":در مدينه دو مسجد به اين نام ميباشد، يكي همان كه جزو مساجد سبعه است و معروف ميباشد; دومي در سمت جنوب شرقي مدينه بين منطقه عوالي و شرق قبا، انتهاي خيابان علي بن ابيطالب (ع)، حوالي خيابان "مدرسة الحسين بن علي (ع)" و پمپ بنزين قرار دارد.77 - "مستحاضه":زني است كه خون استحاضه ميبيند.78 - "مشربه ام ابراهيم":همان حوالي مسجد فضيخ حدود دويست متر مانده به كوچه فرعي آن مسجد قرار دارد."ن"79 - "نفساء":زني است كه بعد از وضع حمل خون ميبيند."و"80 - "وطن":در بحث نماز و روزه مسافر به معناي محل سكونت ميباشد نه به معناي كشور، ولي در بحث حج گاهي به معناي كشور نيز ميباشد.81 - "ورس":گياهي است خوشبو.82 - "وادي عقيق":نام يكي از ميقاتها است . به قسمت اول آن "مسلخ" و وسط آن "غمره" و آخر آن "ذات عرق" گفته ميشود و در فاصله «94» كيلومتري شمال شرقي مكه قرار دارد. اهل عراق و نجد و هر كس از آن راه به مكه مشرف شود از آنجا احرام ميبندند.83 - "وادي محسر":محلي است بين راه مشعرالحرام به مني كه هم اكنون بخشي از قربانگاه در اين قسمت قرار دارد.84 - "وقوف":ماندن در محلي است .
"ي"85 - "يلملم":نام كوهي است در جنوب مكه كه ميقات اهل يمن و هر كسي است كه از آن راه به حج برود; و فاصله آن تا مكه «84» كيلومتر است .