رفتن به حج و تهيه مقدمات كوتاهي كند تا نوبت از دست برود، واجب است به هر نحو ميشود - گرچه با سفارش و يا از راه كشورهاي ديگر و صرف مبالغي زيادتر - به حج برود; مگر اينكه موجب عسر و حرج شديد شود.(مسأله 60)كسي كه بعد از استطاعت مالي بدون تأخير در تهيه مقدمات حج كوشش نمود و در قرعه كشي شركت كرد ولي قرعه به نامش اصابت نكرد و از راه ديگري هم نمي تواند به حج برود، حج بر خودش واجب نيست ; ولي اگر مأيوس است كه در آينده نيز بتواند برود بنابر احتياط واجب كسي را به جاي خود به حج بفرستد. و اگر بعد از استطاعت مالي در تهيه مقدمات كوتاهي كرد و در قرعه كشي شركت نكرد و حج را عمدا تأخير انداخت حج بر او ثابت شده است ; و اگر در سالهاي بعد خودش نتواند به حج برود بايد ديگري را به جاي خود بفرستد.(مسأله 61)شخص مستطيع خودش بايد به حج برود و حج ديگري از طرف او كافي نيست ; مگر اينكه نتواند خودش برود.
مسائل متفرقه استطاعت
(مسأله 62)اگر زني در زمان حيات شوهر استطاعت مالي نداشت و بعد از مردن شوهر از ارث او استطاعت پيدا كرد ولي از جهت مرض يا پيري نمي تواند به حج برود، در صورتي كه اميد بهبود در آينده ندارد بنابر احتياط واجب كسي را كه حج بر او واجب نيست به جاي خود به حج بفرستد. و اگر ارثي كه به او رسيده فقط براي رفت و برگشت حج كافي باشد ولي براي زندگي به آن نياز دارد و زراعت يا صنعت يا شغلي كه بتواند پس از برگشتن از حج زندگي خود را با آن اداره كند ندارد، مستطيع نمي شود و حج بر او واجب نيست .
(مسأله 63)كسي كه حج بر او واجب و مستقر شده اگر بجا نياورد تا اينكه از كار بيفتد و از اينكه خودش بتواند برود عاجز و مأيوس شود، بايد فورا كسي را به نيابت خودش به حج بفرستد. و اگر نفرستد تا از دنيا برود، بايد از مالش براي او يك حج بجا آورند; وصيت كرده باشد يا نه . و حج ميقاتي كافي است و لازم نيست از شهر او كسي را بفرستند; مگر اينكه وصيت كند كه از شهر خودش برايش بفرستند يا ظاهر وصيتش چنين باشد. و در حج واجب، مقدار پول ميقاتي آن از اصل مال برداشت ميشود و زائد بر آن از ثلث مال . و بايد در همان سال وفات او حج را بجا آورند و تأخير آن جايز نيست . و چنانچه در آن سال نيابت از ميقات ممكن نباشد بايد از شهر وي نايب بگيرند و همه آن از اصل مال برداشت ميشود. همچنين اگر در آن سال نتوانند از ميقات نايب بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف، لازم است نايب بگيرند و تأخير نيندازند. و اگر وصي يا وارث كوتاهي كنند و تأخير بيندازند و مال ميت از بين برود ضامنند; بلي اگر ميت مال نداشته باشد بر وارث انجام حج براي او واجب نيست، هر چند خوب است .(مسأله 64)اگر كسي از سالهاي پيش مستطيع بوده و اكنون مسافرت با هواپيما مثلا به جهت كسالت براي او مقدور نيست و جز هواپيما وسيله ديگري براي او فراهم نيست و اميد هم ندارد كه در آينده خودش بتواند به حج برود، بايد كسي را به نيابت خود به حج بفرستد; و اگر نفرستد تا از دنيا برود بايد از مال او برايش نايب بگيرند.(مسأله 65)اگر كسي با داشتن استطاعت مالي به خوردن
ترياك عادت دارد و طبق مقررات كشور از رفتن او به حج جلوگيري ميشود، پس اگر استطاعت او از سابق بوده و امكان رفتن به حج داشته و نرفته، حج بر او ثابت شده است . و چنانچه ترك ترياك براي او ميسر نيست و جانش به خطر ميافتد و از رفتن در سالهاي بعد نيز مأيوس است بايد نايب بگيرد. و اگر از سابق مستطيع نبوده و سال اول استطاعت اوست، بنابر احتياط واجب نايب بگيرد.(مسأله 66)اگر رفتن به حج موجب ترك واجب يا فعل حرامي ميشود، بايد ملاحظه كند حج مهمتر است يا آن واجب يا حرام ; اگر اهميت حج بيشتر است بايد به حج برود; و اگر آن واجب يا حرام مهمتر است - مثل نجات دادن مسلماني كه در حال تلف شدن است - در اين صورت حج واجب نيست و نبايد برود; ولي اگر رفت و حرامي را مرتكب يا واجبي را ترك كرد - هر چند معصيت كرده - حج او صحيح است، بلكه از حجة الاسلام كفايت ميكند.(مسأله 67)اگر كسي در مدينه منوره يا در راه حج مريض شود و بردن او براي حج ميسر نباشد، پس اگر سال اول استطاعت اوست و از خوب شدن حتي در سالهاي بعد مأيوس است، بنابر احتياط واجب اگر ميتواند براي خودش نايب بگيرد تا برايش اعمال عمره و حج را بجا آورد; و نايب گرفتن از ميقات كافي است . و اگر از سابق حج بر او واجب و ثابت شده و از خوب شدن و انجام حج حتي در سالهاي بعد مأيوس است، واجب است براي خودش نايب بگيرد. و اگر ميتواند خودش اعمال حج را به صورت اضطراري انجام دهد، بايد محرم شود و هر مقداري را ميتواند گرچه با كمك ديگران انجام دهد و هر چه را نمي تواند نايب بگيرد; ولي در وقوف به عرفات و مشعر نايب
گرفتن كافي نيست .(مسأله 68)اگر بخواهند شخص مريض عاجز از حج را به مكه معظمه ببرند، بنابر احتياط به قصد عمره مفرده محرم شود و با انجام اعمال آن - هر چند اعمال اضطراري آن - و تقصير[1]از احرام خارج شود.(مسأله 69)اگر كسي بعد از انجام عمره تمتع مريض شود و قادر به انجام حج نباشد و بخواهند او را به وطن باز گردانند، پس اگر ميتواند خودش احتياطا يك طواف نساء بجا آورد; و اگر نمي تواند نايب بگيرد. و چنانچه از سابق حج بر او واجب شده است و از خوب شدن و انجام حج در آينده مأيوس است بايد در همان سال يا سال بعد براي عمره و حج تمتع نايب بگيرد; و نايب گرفتن از ميقات كافي است . و اگر مأيوس نيست هر وقت توانست خودش عمره و حج را انجام دهد. و اگر سال اول استطاعت اوست و از خوب شدن مأيوس است بنابر احتياط واجب اگر ميتواند از همانجا براي عمره و حج تمتع نايب بگيرد.(مسأله 70)اگر كسي به گمان اينكه استطاعت دارد به قصد عمره و حج تمتع واجب همه اعمال را انجام داد و بعد معلوم شد مستطيع نبوده است، چنانچه بعدا مستطيع شود بايد حجة الاسلام را بجا آورد و حج و عمره گذشته كافي نيست .(مسأله 71)اگر كسي به گمان اينكه مستطيع نيست قصد عمره و حج استحبابي كند و بعد معلوم شود مستطيع بوده است، بنابر احتياط واجب حج او از حجة الاسلام كفايت نمي كند و بايد اعاده نمايد; مگر اينكه در وقت نيت قصد وظيفه فعلي خود را كرده باشد نه خصوص استحبابي را. و اگر بعد از عمره معلوم
[1]"تقصير" يعني گرفتن مقداري از مو يا ناخن .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :45
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شود مستطيع بوده است، بنابر احتياط واجب عمره را با احرام جديد بجا آورد; مگر در صورت ياد شده .(مسأله 72)كسي كه در اثر ندانستن مسأله گمان ميكرد مستطيع شده است و به قصد حجة الاسلام به حج رفت و در سالهاي بعد واقعا مستطيع شد، ولي چون گمان ميكرد حج خود را بجا آورده حج نيابتي قبول كرد و بجا آورد، صحت حج نيابتي او محل اشكال است، و بايد اول حج خود را بجا آورد و بعد اگر وقت و مدت اجاره وسعت داشته بنابر احتياط واجب دوباره حج نيابتي را انجام دهد; و اگر وقت وسعت نداشته به صاحب پول مراجعه كند و پول را برگرداند يا مجددا نايب شود.(مسأله 73)اگر كسي با تقليد صحيح در گذشته به حج مشرف شده ولي چون مجتهد او رجوع به كفايت را شرط نمي دانسته بدون داشتن كفايت قصد حجة الاسلام كرده است، و فعلا از مجتهدي تقليد ميكند كه رجوع به كفايت را شرط ميداند و الان همه شرايط استطاعت و از جمله مقدار كفايت را داراست، لازم است حج خود را اعاده كند; مگر اينكه مجتهد فعلي بقاء بر تقليد ميت را جايز بداند و مقلد هم باقي بماند.(مسأله 74)كسي كه احتمال ميدهد حجي كه در سالهاي پيش انجام داده صحيح نبوده يا مثلا مستطيع نبوده است و فعلا شرايط استطاعت را داراست و ميخواهد احتياط كند، ميتواند در نيت خود قصد مطلق امر[1]كند و ميتواند قصد حج احتياطي كند.(مسأله 75)كسي كه حج واجب خود را انجام داده است ميتواند حج خود را احتياطا اعاده كند; ولي - در صورت صحت
[1]"مطلق امر" يعني دستور خداوند بدون قيد و عنوان واجب يا مستحب بودن آن .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :46
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حج و بطلان اجزاي آن - اعاده حج كفايت از اعاده اجزاي حج نمي كند; بلكه بايد خود آن جزء را تدارك نمايد[1].(مسأله 76)اگر كسي كه مستطيع است به قصد عمره تمتع محرم شود و پس از ورود در حرم[2]از دنيا برود حج و عمره از او ساقط ميشود; به شرط اينكه در منطقه حرم از دنيا رفته باشد; چه قبل از اعمال عمره باشد يا در وسط عمره و يا بعد از آن . ولي اجراي اين حكم در غير عمره تمتع و حجة الاسلام محل اشكال است . و اگر پيش از احرام يا پيش از ورود در حرم از دنيا برود، پس اگر از سابق حج بر او واجب و ثابت شده بايد براي او نايب بگيرند و نيابت از ميقات كافي است ; بلكه اگر سال اول استطاعت اوست نيز بنابر احتياط برايش نايب بگيرند و مخارج آن را وارثهايي كه بالغ هستند از سهم خود حساب نمايند.(مسأله 77)بر مستطيع لازم نيست با پول خود به حج برود; پس اگر با قرض يا گدايي يا مهمان شدن بر ديگران مجانا يا در مقابل خدمات به حج برود از حجة الاسلام كافي است . بلي اگر لباس احرام و پول قرباني غصبي باشد كافي نيست .(مسأله 78)جايز نيست انسان با مال حرام به حج برود; ولي با مالي كه شك در حلال بودن آن دارد و از نظر شرعي حكم به حلال بودن آن شده مانعي ندارد.
[1]"تدارك" يعني جبران آن جزء، به اينكه آن را مجددا بجا آورد.
[2]بنابر آنچه گفته شده : حد حرم از جانب شمال مكه، "مسجد تنعيم" با فاصله شش كيلومتر تا مسجدالحرام، و از جانب جنوب، محلي به نام "اضائة لبن" با فاصله دوازده كيلومتر تا مسجدالحرام، و از جانب شرق، "جعرانه" با فاصله سي كيلومتر، و از جانب غرب، "حديبيه" با فاصله چهل و هشت كيلومتر ميباشد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :47
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
فصل سوم - وصيت به حج
(مسأله 79)اگر كسي حجة الاسلام بر او واجب شده باشد و آثار مرگ بر او ظاهر شود بايد وصيت كند كه حجش را انجام دهند. و اگر از دنيا رفت مخارج حج به مقدار ميقات از اصل مال او برداشت ميشود; و اگر نايب گرفتن از ميقات ميسر نيست، همه مخارج حج از اصل مال او برداشت ميشود; وصيت كرده باشد يا نه . و اگر وصيت كرده كه از ثلث مال برداشت شود از ثلث برداشت ميشود. و اگر امور ديگري مانند مخارج تعزيه و خيرات، و مستحباتي را نيز وصيت كرده است، پس اگر در وصيت او ترتيب در كار نيست يا اينكه حج را اول وصيت كرده، حج مقدم است . و اگر ساير خيرات را اول ذكر كرده، اول مقدار آنها از ثلث برداشت ميشود و بقيه ثلث در حج مصرف ميشود و كمبود آن از باقي مال برداشت ميشود.(مسأله 80)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب شده باشد، نايب گرفتن از ميقات براي او كافي است ; مگر اينكه وصيت كرده باشد كه از شهر وي نايب بگيرند و يا ظاهر وصيت او چنين باشد، و در اين صورت مقدار پول حج ميقاتي از اصل مال برداشت ميشود و بقيه از ثلث مال . و اگر نايب گرفتن از ميقات ميسر نيست يا مورد اطمينان نيست و انجام حج بر نايب گرفتن از شهر وي توقف دارد، در اين صورت همه آن از اصل مال برداشت ميشود. و احوط و اولي نايب گرفتن از شهر اوست مطلقا[1]; ولي زائد بر ميقات را اگر وصيت نكرده وارثهايي كه بالغ هستند از سهم خودشان بدهند.
[1]"مطلقا" يعني : چه وصيت كرده باشد يا ظاهر وصيت اين باشد كه از شهر خودش نائب بگيرند يا نه .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :48
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
(مسأله 81)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد واجب است در همان سال فوتش نايب بگيرند و تأخير جايز نيست . و اگر در آن سال نايب گرفتن از ميقات ممكن نيست بايد از شهر وي يا هر جاي ديگر كه ممكن است نايب بگيرند و همه مخارج آن از اصل مال برداشت ميشود.(مسأله 82)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد و در سال اول نايب پيدا نشود مگر به اجرت بيشتر از متعارف، واجب است به اجرت بيشتر نايب بگيرند و همه آن از اصل مال برداشت ميشود; و تأخير آن براي سالهاي بعد جايز نيست .(مسأله 83)اگر كسي وصيت كرده باشد كه شخص معيني براي او حج بجا آورد يا از شهر خاصي براي او نايب بگيرند يا مبلغ معيني را براي حج او مصرف نمايند، عمل به وصيت واجب است ; و مقدار حج ميقاتي از اصل مال و بقيه از ثلث برداشت ميشود. و اگر نايب گرفتن از ميقات ممكن نباشد و آنچه وصيت كرده از اجرت متعارف ممكن بيشتر نيست، همه آن از اصل مال برداشت ميشود.(مسأله 84)اگر وصيت كند براي او از مال معيني حجة الاسلام انجام شود و وصي ميداند كه آن مال متعلق خمس يا زكات شده و خمس يا زكات آن پرداخت نشده است، بايد اول خمس يا زكات آن پرداخت شود و باقيمانده به مصرف حج برسد; و كمبود آن از ساير مال او پرداخت شود.(مسأله 85)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد، پس اگر مال ميت فقط به مقدار حج باشد ورثه او حق ندارند قبل از نايب گرفتن براي حج يا پرداخت اجرت آن به وصي ميت در آن مال تصرف كنند; بلكه اگر بيشتر هم باشد بنابر احتياط قبل از نايب گرفتن براي حج يا پرداخت مقدار آن به