گرفتن كافي نيست .(مسأله 68)اگر بخواهند شخص مريض عاجز از حج را به مكه معظمه ببرند، بنابر احتياط به قصد عمره مفرده محرم شود و با انجام اعمال آن - هر چند اعمال اضطراري آن - و تقصير[1]از احرام خارج شود.(مسأله 69)اگر كسي بعد از انجام عمره تمتع مريض شود و قادر به انجام حج نباشد و بخواهند او را به وطن باز گردانند، پس اگر ميتواند خودش احتياطا يك طواف نساء بجا آورد; و اگر نمي تواند نايب بگيرد. و چنانچه از سابق حج بر او واجب شده است و از خوب شدن و انجام حج در آينده مأيوس است بايد در همان سال يا سال بعد براي عمره و حج تمتع نايب بگيرد; و نايب گرفتن از ميقات كافي است . و اگر مأيوس نيست هر وقت توانست خودش عمره و حج را انجام دهد. و اگر سال اول استطاعت اوست و از خوب شدن مأيوس است بنابر احتياط واجب اگر ميتواند از همانجا براي عمره و حج تمتع نايب بگيرد.(مسأله 70)اگر كسي به گمان اينكه استطاعت دارد به قصد عمره و حج تمتع واجب همه اعمال را انجام داد و بعد معلوم شد مستطيع نبوده است، چنانچه بعدا مستطيع شود بايد حجة الاسلام را بجا آورد و حج و عمره گذشته كافي نيست .(مسأله 71)اگر كسي به گمان اينكه مستطيع نيست قصد عمره و حج استحبابي كند و بعد معلوم شود مستطيع بوده است، بنابر احتياط واجب حج او از حجة الاسلام كفايت نمي كند و بايد اعاده نمايد; مگر اينكه در وقت نيت قصد وظيفه فعلي خود را كرده باشد نه خصوص استحبابي را. و اگر بعد از عمره معلوم
[1]"تقصير" يعني گرفتن مقداري از مو يا ناخن .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :45
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
شود مستطيع بوده است، بنابر احتياط واجب عمره را با احرام جديد بجا آورد; مگر در صورت ياد شده .(مسأله 72)كسي كه در اثر ندانستن مسأله گمان ميكرد مستطيع شده است و به قصد حجة الاسلام به حج رفت و در سالهاي بعد واقعا مستطيع شد، ولي چون گمان ميكرد حج خود را بجا آورده حج نيابتي قبول كرد و بجا آورد، صحت حج نيابتي او محل اشكال است، و بايد اول حج خود را بجا آورد و بعد اگر وقت و مدت اجاره وسعت داشته بنابر احتياط واجب دوباره حج نيابتي را انجام دهد; و اگر وقت وسعت نداشته به صاحب پول مراجعه كند و پول را برگرداند يا مجددا نايب شود.(مسأله 73)اگر كسي با تقليد صحيح در گذشته به حج مشرف شده ولي چون مجتهد او رجوع به كفايت را شرط نمي دانسته بدون داشتن كفايت قصد حجة الاسلام كرده است، و فعلا از مجتهدي تقليد ميكند كه رجوع به كفايت را شرط ميداند و الان همه شرايط استطاعت و از جمله مقدار كفايت را داراست، لازم است حج خود را اعاده كند; مگر اينكه مجتهد فعلي بقاء بر تقليد ميت را جايز بداند و مقلد هم باقي بماند.(مسأله 74)كسي كه احتمال ميدهد حجي كه در سالهاي پيش انجام داده صحيح نبوده يا مثلا مستطيع نبوده است و فعلا شرايط استطاعت را داراست و ميخواهد احتياط كند، ميتواند در نيت خود قصد مطلق امر[1]كند و ميتواند قصد حج احتياطي كند.(مسأله 75)كسي كه حج واجب خود را انجام داده است ميتواند حج خود را احتياطا اعاده كند; ولي - در صورت صحت
[1]"مطلق امر" يعني دستور خداوند بدون قيد و عنوان واجب يا مستحب بودن آن .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :46
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
حج و بطلان اجزاي آن - اعاده حج كفايت از اعاده اجزاي حج نمي كند; بلكه بايد خود آن جزء را تدارك نمايد[1].(مسأله 76)اگر كسي كه مستطيع است به قصد عمره تمتع محرم شود و پس از ورود در حرم[2]از دنيا برود حج و عمره از او ساقط ميشود; به شرط اينكه در منطقه حرم از دنيا رفته باشد; چه قبل از اعمال عمره باشد يا در وسط عمره و يا بعد از آن . ولي اجراي اين حكم در غير عمره تمتع و حجة الاسلام محل اشكال است . و اگر پيش از احرام يا پيش از ورود در حرم از دنيا برود، پس اگر از سابق حج بر او واجب و ثابت شده بايد براي او نايب بگيرند و نيابت از ميقات كافي است ; بلكه اگر سال اول استطاعت اوست نيز بنابر احتياط برايش نايب بگيرند و مخارج آن را وارثهايي كه بالغ هستند از سهم خود حساب نمايند.(مسأله 77)بر مستطيع لازم نيست با پول خود به حج برود; پس اگر با قرض يا گدايي يا مهمان شدن بر ديگران مجانا يا در مقابل خدمات به حج برود از حجة الاسلام كافي است . بلي اگر لباس احرام و پول قرباني غصبي باشد كافي نيست .(مسأله 78)جايز نيست انسان با مال حرام به حج برود; ولي با مالي كه شك در حلال بودن آن دارد و از نظر شرعي حكم به حلال بودن آن شده مانعي ندارد.
[1]"تدارك" يعني جبران آن جزء، به اينكه آن را مجددا بجا آورد.
[2]بنابر آنچه گفته شده : حد حرم از جانب شمال مكه، "مسجد تنعيم" با فاصله شش كيلومتر تا مسجدالحرام، و از جانب جنوب، محلي به نام "اضائة لبن" با فاصله دوازده كيلومتر تا مسجدالحرام، و از جانب شرق، "جعرانه" با فاصله سي كيلومتر، و از جانب غرب، "حديبيه" با فاصله چهل و هشت كيلومتر ميباشد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :47
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
فصل سوم - وصيت به حج
(مسأله 79)اگر كسي حجة الاسلام بر او واجب شده باشد و آثار مرگ بر او ظاهر شود بايد وصيت كند كه حجش را انجام دهند. و اگر از دنيا رفت مخارج حج به مقدار ميقات از اصل مال او برداشت ميشود; و اگر نايب گرفتن از ميقات ميسر نيست، همه مخارج حج از اصل مال او برداشت ميشود; وصيت كرده باشد يا نه . و اگر وصيت كرده كه از ثلث مال برداشت شود از ثلث برداشت ميشود. و اگر امور ديگري مانند مخارج تعزيه و خيرات، و مستحباتي را نيز وصيت كرده است، پس اگر در وصيت او ترتيب در كار نيست يا اينكه حج را اول وصيت كرده، حج مقدم است . و اگر ساير خيرات را اول ذكر كرده، اول مقدار آنها از ثلث برداشت ميشود و بقيه ثلث در حج مصرف ميشود و كمبود آن از باقي مال برداشت ميشود.(مسأله 80)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب شده باشد، نايب گرفتن از ميقات براي او كافي است ; مگر اينكه وصيت كرده باشد كه از شهر وي نايب بگيرند و يا ظاهر وصيت او چنين باشد، و در اين صورت مقدار پول حج ميقاتي از اصل مال برداشت ميشود و بقيه از ثلث مال . و اگر نايب گرفتن از ميقات ميسر نيست يا مورد اطمينان نيست و انجام حج بر نايب گرفتن از شهر وي توقف دارد، در اين صورت همه آن از اصل مال برداشت ميشود. و احوط و اولي نايب گرفتن از شهر اوست مطلقا[1]; ولي زائد بر ميقات را اگر وصيت نكرده وارثهايي كه بالغ هستند از سهم خودشان بدهند.
[1]"مطلقا" يعني : چه وصيت كرده باشد يا ظاهر وصيت اين باشد كه از شهر خودش نائب بگيرند يا نه .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :48
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
(مسأله 81)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد واجب است در همان سال فوتش نايب بگيرند و تأخير جايز نيست . و اگر در آن سال نايب گرفتن از ميقات ممكن نيست بايد از شهر وي يا هر جاي ديگر كه ممكن است نايب بگيرند و همه مخارج آن از اصل مال برداشت ميشود.(مسأله 82)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد و در سال اول نايب پيدا نشود مگر به اجرت بيشتر از متعارف، واجب است به اجرت بيشتر نايب بگيرند و همه آن از اصل مال برداشت ميشود; و تأخير آن براي سالهاي بعد جايز نيست .(مسأله 83)اگر كسي وصيت كرده باشد كه شخص معيني براي او حج بجا آورد يا از شهر خاصي براي او نايب بگيرند يا مبلغ معيني را براي حج او مصرف نمايند، عمل به وصيت واجب است ; و مقدار حج ميقاتي از اصل مال و بقيه از ثلث برداشت ميشود. و اگر نايب گرفتن از ميقات ممكن نباشد و آنچه وصيت كرده از اجرت متعارف ممكن بيشتر نيست، همه آن از اصل مال برداشت ميشود.(مسأله 84)اگر وصيت كند براي او از مال معيني حجة الاسلام انجام شود و وصي ميداند كه آن مال متعلق خمس يا زكات شده و خمس يا زكات آن پرداخت نشده است، بايد اول خمس يا زكات آن پرداخت شود و باقيمانده به مصرف حج برسد; و كمبود آن از ساير مال او پرداخت شود.(مسأله 85)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد، پس اگر مال ميت فقط به مقدار حج باشد ورثه او حق ندارند قبل از نايب گرفتن براي حج يا پرداخت اجرت آن به وصي ميت در آن مال تصرف كنند; بلكه اگر بيشتر هم باشد بنابر احتياط قبل از نايب گرفتن براي حج يا پرداخت مقدار آن به
وصي در آن مال تصرف نكنند; مگر اينكه مال خيلي زياد باشد و ورثه متعهد به پرداخت مقدار حج شوند. همچنين است اگر ميت بدهي دارد يا خمس يا زكات بدهكار است يا وصيت كرده باشد كه براي او كارهايي را انجام دهند.(مسأله 86)اگر حجة الاسلام بر ميت واجب باشد و ورثه او يا وصي او كه مال ميت در اختيارشان ميباشد در نايب گرفتن براي او كوتاهي كنند تا مال تلف شود، در اين صورت ضامنند و بايد از مال خود براي او نايب بگيرند.(مسأله 87)به مجرد نايب گرفتن ذمه ميت بري نمي شود. پس اگر معلوم شود كه نايب عمدا يا به جهت عذري حج را بجا نياورده، واجب است دوباره براي او نايب گرفته شود و مخارج آن از اصل مال يا ثلث آن به تفصيلي كه گذشت پرداخت شود و مال اول در صورت امكان پس گرفته شود.(مسأله 88)اگر حج بر ميت واجب باشد و مال نداشته باشد بر بازماندگان واجب نيست براي او حج بجا آورند; ولي خوب است بويژه اولاد او به وي احسان كنند و براي او حج بجا آورند.(مسأله 89)اگر شخصي مثلا منزل يا ملك خود را به ديگري صلح كند به صلح قطعي، به شرط آنكه آن شخص پس از مرگ وي براي او يك حج بجا آورد يا مثلا ده سال نماز و روزه به نيابت او انجام دهد، منزل يا ملك ياد شده از ملك وي خارج شده است و ورثه او حقي نسبت به آن ندارند; و بر آن شخص واجب است حج بجا آورد.(مسأله 90)اگر مالي كه براي حج ميت در نظر گرفته شده به وصي ميت تحويل داده شود و مال در اثر تفريط و سهل انگاري وصي تلف گردد، وصي ضامن است و بايد عوض آن را از مال خود به مصرف حج برساند. و اگر بدون تفريط و سهل انگاري او
تلف شود در اين صورت وصي ضامن نيست و حج ميت بايد از باقي مال ميت ادا شود; اگر حجة الاسلام است از اصل مال، و اگر حج مستحبي است از ثلث مال . همچنين است حكم بدهيهاي ميت و خمس و زكات و نماز و روزه و امثال اينها، اگر وجه آنها تحويل وصي شده باشد. و اگر ورثه ميت مال را تقسيم كرده اند، بايد هر كدام به نسبت سهم خود برگردانند تا حج و بدهيهاي ميت و وصاياي او به انجام برسند. و اگر ندانيم تلف شدن مال در نزد وصي با تفريط و سهل انگاري بوده يا نه، ضمانت او ثابت نيست و نسبت به اعمال ميت بايد به دستور فوق عمل شود.
فصل چهارم - نيابت در حج
(مسأله 91)در نايب چند شرط معتبر است :اول -"بلوغ" بنابر احتياط واجب ; پس نايب شدن غير بالغ در حج هر چند مميز باشد محل اشكال است .دوم -"عقل"سوم -"ايمان" يعني نايب علاوه بر اعتقاد به خدا و نبوت و معاد، دوازده امام را هم قبول داشته باشد.چهارم -"مورد وثوق باشد"; يعني اطمينان داشته باشيم كه اعمال را انجام ميدهد. ولي لازم نيست به صحت اعمال او اطمينان داشته باشيم ; بلكه با شك در صحت هم حكم به صحت ميشود، مگر اينكه طرف متهم به سهل انگاري و مسامحه كاري باشد كه در اين صورت حكم به صحت محل اشكال است .پنجم -هنگام اجير شدن نايب اجمالا اعمال و احكام حج را بداند تا اجاره مشتمل بر جهل و غرر[1]نباشد.
[1]"غرر" يعني : ندانم كاري كه موجب فريب و ضرر و يا هلاك شخص گرددنام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :51
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
ششم -نايب در آن سال حج واجب بر عهده نداشته باشد; پس شخص مستطيع كه حجة الاسلام بر او واجب است و انجام نداده است چه سال اول استطاعتش باشد و چه از سابق حج بر او واجب و ثابت شده باشد، جايز نيست از ديگري نيابت كند; و اگر نيابت كند صحت حج او محل اشكال است .هفتم -از انجام بعضي از اعمال حج معذور نباشد; بلكه چنين شخصي اگر مجاني نيز به نيابت ديگري حج بجا آورد اكتفا به عمل او محل اشكال است . ولي اگر در ارتكاب برخي از محرمات احرام مانند زير سايه رفتن در حال حركت ناچار باشد نيابت او صحيح و كافي است .(مسأله 92)نايب لازم نيست در وقت اجير شدن تمام اعمال و احكام حج را به تفصيل بداند; پس اگر در وقت نايب شدن اعمال را اجمالا ميداند و در وقت عمل با ارشاد و راهنمايي ديگران اعمال را بجا ميآورد كافي است .(مسأله 93)لازم نيست نايب همجنس منوب عنه باشد; پس نايب شدن مرد از زن و زن از مرد مانعي ندارد.(مسأله 94)نايب شدن "صروره" يعني كسي كه تا كنون حج بجا نياورده در صورتي كه حج بر خودش واجب نباشد و مطمئن باشيم اعمال حج را به خوبي انجام ميدهد مانعي ندارد; هر چند مكروه است نايب شدن زن صروره از مرد صروره، بلكه از زن صروره نيز.(مسأله 95)در منوب عنه يعني كسي كه به نيابت او حج بجا ميآورند دو شرط معتبر است :اول :اينكه مسلمان باشد; پس نايب شدن براي كافر در انجام حج صحيح نيست، هر چند مستطيع بوده باشد.دوم :در حج واجب معتبر است كه منوب عنه مرده باشد، يا