بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 48

فصل سوم - وصيت به حج

(مسأله 79)اگر كسي حجة الاسلام بر او واجب شده باشد و آثار مرگ بر او ظاهر شود بايد وصيت كند كه حجش را انجام دهند. و اگر از دنيا رفت مخارج حج به مقدار ميقات از اصل مال او برداشت مي‌شود; و اگر نايب گرفتن از ميقات ميسر نيست، همه مخارج حج از اصل مال او برداشت مي‌شود; وصيت كرده باشد يا نه . و اگر وصيت كرده كه از ثلث مال برداشت شود از ثلث برداشت مي‌شود. و اگر امور ديگري مانند مخارج تعزيه و خيرات، و مستحباتي را نيز وصيت كرده است، پس اگر در وصيت او ترتيب در كار نيست يا اينكه حج را اول وصيت كرده، حج مقدم است . و اگر ساير خيرات را اول ذكر كرده، اول مقدار آنها از ثلث برداشت مي‌شود و بقيه ثلث در حج مصرف مي‌شود و كمبود آن از باقي مال برداشت مي‌شود.(مسأله 80)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب شده باشد، نايب گرفتن از ميقات براي او كافي است ; مگر اينكه وصيت كرده باشد كه از شهر وي نايب بگيرند و يا ظاهر وصيت او چنين باشد، و در اين صورت مقدار پول حج ميقاتي از اصل مال برداشت مي‌شود و بقيه از ثلث مال . و اگر نايب گرفتن از ميقات ميسر نيست يا مورد اطمينان نيست و انجام حج بر نايب گرفتن از شهر وي توقف دارد، در اين صورت همه آن از اصل مال برداشت مي‌شود. و احوط و اولي نايب گرفتن از شهر اوست مطلقا[1]; ولي زائد بر ميقات را اگر وصيت نكرده وارثهايي كه بالغ هستند از سهم خودشان بدهند.
[1]"مطلقا" يعني : چه وصيت كرده باشد يا ظاهر وصيت اين باشد كه از شهر خودش نائب بگيرند يا نه .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :48

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 49

(مسأله 81)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد واجب است در همان سال فوتش نايب بگيرند و تأخير جايز نيست . و اگر در آن سال نايب گرفتن از ميقات ممكن نيست بايد از شهر وي يا هر جاي ديگر كه ممكن است نايب بگيرند و همه مخارج آن از اصل مال برداشت مي‌شود.(مسأله 82)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد و در سال اول نايب پيدا نشود مگر به اجرت بيشتر از متعارف، واجب است به اجرت بيشتر نايب بگيرند و همه آن از اصل مال برداشت مي‌شود; و تأخير آن براي سالهاي بعد جايز نيست .(مسأله 83)اگر كسي وصيت كرده باشد كه شخص معيني براي او حج بجا آورد يا از شهر خاصي براي او نايب بگيرند يا مبلغ معيني را براي حج او مصرف نمايند، عمل به وصيت واجب است ; و مقدار حج ميقاتي از اصل مال و بقيه از ثلث برداشت مي‌شود. و اگر نايب گرفتن از ميقات ممكن نباشد و آنچه وصيت كرده از اجرت متعارف ممكن بيشتر نيست، همه آن از اصل مال برداشت مي‌شود.(مسأله 84)اگر وصيت كند براي او از مال معيني حجة الاسلام انجام شود و وصي مي‌داند كه آن مال متعلق خمس يا زكات شده و خمس يا زكات آن پرداخت نشده است، بايد اول خمس يا زكات آن پرداخت شود و باقيمانده به مصرف حج برسد; و كمبود آن از ساير مال او پرداخت شود.(مسأله 85)اگر كسي از دنيا برود و حجة الاسلام بر او واجب باشد، پس اگر مال ميت فقط به مقدار حج باشد ورثه او حق ندارند قبل از نايب گرفتن براي حج يا پرداخت اجرت آن به وصي ميت در آن مال تصرف كنند; بلكه اگر بيشتر هم باشد بنابر احتياط قبل از نايب گرفتن براي حج يا پرداخت مقدار آن به


صفحه 50

وصي در آن مال تصرف نكنند; مگر اينكه مال خيلي زياد باشد و ورثه متعهد به پرداخت مقدار حج شوند. همچنين است اگر ميت بدهي دارد يا خمس يا زكات بدهكار است يا وصيت كرده باشد كه براي او كارهايي را انجام دهند.(مسأله 86)اگر حجة الاسلام بر ميت واجب باشد و ورثه او يا وصي او كه مال ميت در اختيارشان مي‌باشد در نايب گرفتن براي او كوتاهي كنند تا مال تلف شود، در اين صورت ضامنند و بايد از مال خود براي او نايب بگيرند.(مسأله 87)به مجرد نايب گرفتن ذمه ميت بري نمي شود. پس اگر معلوم شود كه نايب عمدا يا به جهت عذري حج را بجا نياورده، واجب است دوباره براي او نايب گرفته شود و مخارج آن از اصل مال يا ثلث آن به تفصيلي كه گذشت پرداخت شود و مال اول در صورت امكان پس گرفته شود.(مسأله 88)اگر حج بر ميت واجب باشد و مال نداشته باشد بر بازماندگان واجب نيست براي او حج بجا آورند; ولي خوب است بويژه اولاد او به وي احسان كنند و براي او حج بجا آورند.(مسأله 89)اگر شخصي مثلا منزل يا ملك خود را به ديگري صلح كند به صلح قطعي، به شرط آنكه آن شخص پس از مرگ وي براي او يك حج بجا آورد يا مثلا ده سال نماز و روزه به نيابت او انجام دهد، منزل يا ملك ياد شده از ملك وي خارج شده است و ورثه او حقي نسبت به آن ندارند; و بر آن شخص واجب است حج بجا آورد.(مسأله 90)اگر مالي كه براي حج ميت در نظر گرفته شده به وصي ميت تحويل داده شود و مال در اثر تفريط و سهل انگاري وصي تلف گردد، وصي ضامن است و بايد عوض آن را از مال خود به مصرف حج برساند. و اگر بدون تفريط و سهل انگاري او


صفحه 51

تلف شود در اين صورت وصي ضامن نيست و حج ميت بايد از باقي مال ميت ادا شود; اگر حجة الاسلام است از اصل مال، و اگر حج مستحبي است از ثلث مال . همچنين است حكم بدهيهاي ميت و خمس و زكات و نماز و روزه و امثال اينها، اگر وجه آنها تحويل وصي شده باشد. و اگر ورثه ميت مال را تقسيم كرده اند، بايد هر كدام به نسبت سهم خود برگردانند تا حج و بدهيهاي ميت و وصاياي او به انجام برسند. و اگر ندانيم تلف شدن مال در نزد وصي با تفريط و سهل انگاري بوده يا نه، ضمانت او ثابت نيست و نسبت به اعمال ميت بايد به دستور فوق عمل شود.

فصل چهارم - نيابت در حج

(مسأله 91)در نايب چند شرط معتبر است :اول -"بلوغ" بنابر احتياط واجب ; پس نايب شدن غير بالغ در حج هر چند مميز باشد محل اشكال است .دوم -"عقل"سوم -"ايمان" يعني نايب علاوه بر اعتقاد به خدا و نبوت و معاد، دوازده امام را هم قبول داشته باشد.چهارم -"مورد وثوق باشد"; يعني اطمينان داشته باشيم كه اعمال را انجام مي‌دهد. ولي لازم نيست به صحت اعمال او اطمينان داشته باشيم ; بلكه با شك در صحت هم حكم به صحت مي‌شود، مگر اينكه طرف متهم به سهل انگاري و مسامحه كاري باشد كه در اين صورت حكم به صحت محل اشكال است .پنجم -هنگام اجير شدن نايب اجمالا اعمال و احكام حج را بداند تا اجاره مشتمل بر جهل و غرر[1]نباشد.
[1]"غرر" يعني : ندانم كاري كه موجب فريب و ضرر و يا هلاك شخص گرددنام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :51

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 52

ششم -نايب در آن سال حج واجب بر عهده نداشته باشد; پس شخص مستطيع كه حجة الاسلام بر او واجب است و انجام نداده است چه سال اول استطاعتش باشد و چه از سابق حج بر او واجب و ثابت شده باشد، جايز نيست از ديگري نيابت كند; و اگر نيابت كند صحت حج او محل اشكال است .هفتم -از انجام بعضي از اعمال حج معذور نباشد; بلكه چنين شخصي اگر مجاني نيز به نيابت ديگري حج بجا آورد اكتفا به عمل او محل اشكال است . ولي اگر در ارتكاب برخي از محرمات احرام مانند زير سايه رفتن در حال حركت ناچار باشد نيابت او صحيح و كافي است .(مسأله 92)نايب لازم نيست در وقت اجير شدن تمام اعمال و احكام حج را به تفصيل بداند; پس اگر در وقت نايب شدن اعمال را اجمالا مي‌داند و در وقت عمل با ارشاد و راهنمايي ديگران اعمال را بجا مي‌آورد كافي است .(مسأله 93)لازم نيست نايب همجنس منوب عنه باشد; پس نايب شدن مرد از زن و زن از مرد مانعي ندارد.(مسأله 94)نايب شدن "صروره" يعني كسي كه تا كنون حج بجا نياورده در صورتي كه حج بر خودش واجب نباشد و مطمئن باشيم اعمال حج را به خوبي انجام مي‌دهد مانعي ندارد; هر چند مكروه است نايب شدن زن صروره از مرد صروره، بلكه از زن صروره نيز.(مسأله 95)در منوب عنه يعني كسي كه به نيابت او حج بجا مي‌آورند دو شرط معتبر است :اول :اينكه مسلمان باشد; پس نايب شدن براي كافر در انجام حج صحيح نيست، هر چند مستطيع بوده باشد.دوم :در حج واجب معتبر است كه منوب عنه مرده باشد، يا


صفحه 53

اگر زنده است در اثر پيري يا مرضي كه اميد خوب شدن در آن نيست يا عذري ديگر خودش نتواند به حج برود; ولي نيابت از زنده در حج مستحب مانعي ندارد، هر چند مريض و معذور هم نباشد.(مسأله 96)در منوب عنه بلوغ و عقل معتبر نيست ; بلكه اگر شخصي در وقتي كه عاقل بوده مستطيع شده و حج بر او واجب گشته و سپس پيش از انجام آن ديوانه شده و از دنيا رفته، واجب است در اين صورت از مال او برايش نايب بگيرند تا حجش را بجا آورد.(مسأله 97)معناي نيابت اين است كه نايب عمل را به جاي منوب عنه انجام دهد، و در حقيقت عمل منوب عنه را انجام دهد تا امري كه متوجه منوب عنه شده امتثال گردد و ذمه اش بري شود; خواه تبرعا و مجانا نيابت كند، يا به اجير شدن يا به عقد جعاله[1]و يا شرط در ضمن عقد لازم . و مقصود از قصد تقرب در عبادتهاي نيابتي، قرب منوب عنه و امتثال امر متوجه به اوست نه قرب نايب هر چند نايب نيز با قصد قربت در نيابت از اجر و ثواب بي بهره نيست بلكه ثواب عظيم دارد. و بالاخره نايب بايد در عمل خود قصد نيابت از منوب عنه كند و او را تعيين نمايد، و لو به نحو اجمال و اشاره . و لازم نيست اسم او را به زبان آورد; ولي مستحب است در همه مواقف حج و جاهاي مختلف نام او را به زبان آورد.(مسأله 98)نايب "طواف نساء" را نيز بايد به نيابت از منوب عنه بجا آورد; هر چند بهتر است به قصد ما في الذمه[2]بجا آورد. و اگر طواف نساء را به نحو صحيح انجام ندهد زن بر
[1]"جعاله" آن است كه انسان قرار بگذارد در مقابل كاري (نظير حج) كه براي او انجام مي‌دهند مال معيني بدهد.
[2]"ما في الذمه" يعني آنچه واقعا بر عهده انسان است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :53

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 54

نايب حلال نمي شود. ولي بر منوب عنه كه حج به نيابت او انجام شده حلال است .(مسأله 99)نايب نمودن كسي كه وقتش از حج تمتع تنگ شده و وظيفه اش عدول به حج افراد است براي كسي كه وظيفه اش حج تمتع است صحيح نيست . بلي اگر در وسعت وقت نايب شد و بعد تصادفا وقت او تنگ شده، بنابر احتياط واجب بايد به حج افراد عدول نمايد; ولي كافي بودن آن از منوب عنه خالي از اشكال نيست، چنانكه استحقاق او نسبت به مال الاجاره نيز محل اشكال است و احوط تصالح است .(مسأله 100)در حج واجب نايب شدن يك نفر از چند نفر در يك سال جايز نيست ; ولي در حج مستحب مانعي ندارد.(مسأله 101)در حج نيابتي پول احرام و قرباني بر عهده نايب است ; مگر در صورتي كه شرط كنند كه مستأجر بدهد. همچنين اگر نايب موجبات كفاره را مرتكب شود كفاره بر عهده خود اوست .(مسأله 102)كسي كه حج بر او واجب و ثابت شده، يعني در سال اول استطاعت كوتاهي كرده و به حج نرفته، اگر در اثر پيري يا مرض يا عذري ديگر از اينكه خودش در آينده بتواند به حج برود مأيوس است، يا رفتن براي او مشقت و حرج شديد دارد، واجب است نايب بگيرد; و بنابر احتياط واجب اين كار را فورا انجام دهد. بلكه اگر سال اول استطاعت اوست و خودش نمي تواند به حج برود نيز بنابر احتياط واجب بايد نايب بگيرد; چنانكه در مسأله «53» گذشت . و در هر دو صورت اگر بعد از اينكه نايب حج را بجا آورد عذر خودش بر طرف شد و خودش مي‌تواند به حج برود، بنابر احتياط واجب خودش دوباره حج را بجا آورد. و اگر قبل از


صفحه 55

اتمام حج عذر او برطرف شد - چه قبل از احرام باشد يا بعد از آن - بايد خودش حج را بجا آورد.(مسأله 103)اگر از ميت مالي نزد كسي به قرض يا امانت يا عاريه يا به نحوي ديگر وجود داشته باشد و مي‌داند كه حجة الاسلام به عهده ميت مي‌باشد و ورثه او از نايب گرفتن براي او استنكاف دارند، در اين صورت مي‌تواند از آن مال يك حج ميقاتي، و اگر ممكن نيست يك حج بلدي به كمترين اجرت براي ميت استيجار نمايد و يا خودش انجام دهد; ولي با دسترسي به حاكم شرع بنابر احتياط واجب از او اذن بگيرد و بقيه پول ميت را به ورثه او برساند.(مسأله 104)ذمه منوب عنه فارغ نمي شود مگر به اينكه نايب اعمال را به طور صحيح انجام دهد; پس مجرد نايب گرفتن كافي نيست . و اگر نايب در راه حج از دنيا برود بايد ديگري را نايب بگيرند; بلي اگر نايب بعد از احرام عمره تمتع و داخل شدن در حرم[1]، در حرم از دنيا برود عمره و حج او صحيح و از منوب عنه كفايت مي‌كند; هر چند اجراي اين حكم در نايب مجاني و نيز در غير عمره تمتع و حجة الاسلام خالي از اشكال نيست . و اگر نايب بعد از احرام و قبل از داخل شدن در حرم و يا پس از احرام و داخل شدن در حرم، در غير حرم از دنيا برود كافي بودن آن محل اشكال است .(مسأله 105)"نايب" يا اجير مي‌شود بر فارغ كردن ذمه ميت، يا اجير مي‌شود بر اعمال و مناسك حج كه از جمله آنها احرام است، يا اجير مي‌شود بر مجموع رفتن و برگشتن و همه اعمال، و يا اجير مي‌شود بر انجام حج صحيح . پس در فرض اول از چهار فرض مذكور اگر اجير پيش از
[1]حد حرم در پاورقي مسأله «76» بيان شده است .نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :55

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست