بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 77

دوم :اينكه كسي بخواهد عمره ماه رجب را كه مستحب مؤكد است درك نمايد و اگر بخواهد تا ميقات صبر كند ماه رجب تمام مي‌شود; پس در اين صورت مي‌تواند پيش از ميقات احرام ببندد تا احرام او در رجب واقع شود و ثواب عمره ماه رجب را دريابد. و سرايت دادن اين حكم به عمره ماههاي ديگر خالي از اشكال نيست .(مسأله 159)همان گونه كه تقديم احرام بر ميقات جايز نيست، تأخير آن از ميقات هم جايز نيست ; پس كسي كه قصد عمره يا حج دارد نمي تواند در حال اختيار بدون احرام از ميقات عبور كند، هر چند ميقات ديگري نيز در پيش داشته باشد; بلكه بايد در اولين ميقات احرام ببندد. و اگر از ميقات بدون احرام عبور كند بايد برگردد و در ميقات احرام ببندد.(مسأله 160)اگر كسي كه قصد عمره يا حج دارد از جهت فراموشي و غفلت يا جهل به ميقات يا ندانستن مسأله بدون احرام از ميقات عبور كند، پس اگر مي‌تواند و وقت حج تنگ نشده بايد به ميقات برگردد و از آنجا احرام ببندد; چه در حرم داخل شده باشد يا نه . و اگر نمي تواند به ميقات برگردد يا وقت حج مي‌گذرد، پس اگر هنوز داخل حرم نشده از همانجا احرام ببندد; و اگر داخل حرم شده و مي‌تواند براي احرام به خارج حرم برگردد بايد برگردد; و اگر نمي تواند برگردد از همانجا احرام ببندد، هر چند وارد مكه شده باشد. و در همه اين صورتها بنابر احتياط به مقداري كه مي‌تواند به عقب برگردد و سپس احرام ببندد; و اين احتياط تا جايي كه ممكن است ترك نشود، بخصوص نسبت به زن حائض .(مسأله 161)اگر زن حائض از روي ندانستن مسأله گمان مي‌كرد نمي تواند در حال حيض احرام ببندد و بدون احرام از


صفحه 78

ميقات عبور كرد حكم او حكم مسأله سابق است .(مسأله 162)اگر كسي قصد عمره يا حج نداشت و براي كاري بدون احرام از ميقات عبور كرد و پس از انجام كار خود فهميد مستطيع بوده است يا فعلا مستطيع شده، يا مثلا بچه بالغ شد و تصميم گرفت عمره و حج بجا آورد، پس اگر مي‌تواند و وقت تنگ نيست بايد براي احرام به ميقات برگردد; و اگر نمي تواند بنابر مشهور حكمش حكم مسأله سابق است . و هر چند اين حكم بعيد نيست ولي اقامه دليل بر آن خالي از اشكال نيست .(مسأله 163)اگر شخص مستطيع با توجه و از روي علم و عمد بدون احرام از ميقات عبور كرد، پس اگر مي‌تواند بايد به ميقات برگردد و از آنجا احرام ببندد و حج و عمره او صحيح است ; و اگر نمي تواند به ميقات برگردد، بنابر اقوي وقت عمره و حج او گذشته است و بايد در سال بعد حج بجا آورد; هر چند خوب است مطابق مسأله سابق عمل كند و در سال بعد نيز حج خود را اعاده نمايد.(مسأله 164)كساني كه در اين زمانها با هواپيما به جده واردمي شوند، چون جده ميقات نيست بايد سعي كنند به يكي از ميقاتها بروند و از آنجا احرام ببندند. و اگر كوتاهي كنند تا وقت تنگ شود حج آنان صحيح نيست ; ولي اگر كوتاهي نكنند و به هيچ وجه نتوانند به ميقات بروند يا وقت حج تنگ شده باشد، از همانجا احرام ببندند و احتياطا در ادني الحل يعني پيش از ورود به حرم خدا احرام را تجديد نمايند و حج آنان صحيح است .


صفحه 79

باب دوم : اعمال و شرايط و آداب عمره تمتع

و آداب ورود در حرم و مكه معظمه و مسجدالحرام


صفحه 80

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 81

فصل اول - احرام

واجبات، شرايط، تروك و محرمات و آداب آنچنانكه قبلا گفته شد واجبات عمره تمتع شش چيز است :اول -نيت عمرهدوم -احرام در احرام سه چيز واجب است :1 -نيت2 -پوشيدن لباس احرام3 -تلبيه يعني گفتن لبيك(مسأله 165)"نيت" يعني قصد محرم شدن براي انجام اعمال عمره يا حج مطابق دستور شرع مبين قربة الي الله تعالي . و لازم نيست در وقت نيت اعمال را به تفصيل بداند، بلكه قصد اجمالي كافي است ; سپس با مراجعه به كتاب مناسك يا پرسيدن از افراد خبره و مورد وثوق و اطمينان يك يك اعمال را ياد مي‌گيرد وعمل مي‌كند.

و در نيت سه چيز معتبر است :

1 -"قصد قربت"، يعني قصد كند اعمال را براي خدا و با خلوص نيت بجا آورد، مانند ساير عبادات ; پس اگر قصدش ريا باشد اعمال او باطل است .2 -اينكه نيت از اول اعمال تا آخر اجمالا موجود و مستمر باشد.3 -اينكه خصوصيات عمل را تعيين نمايد; و در نيت خود


صفحه 82

مشخص كند كه عمره است يا حج، عمره تمتع است يا عمره مفرده، حج تمتع است يا افراد يا قران، حجة الاسلام است يا مثلا حج نذري يا نيابتي يا مستحبي .(مسأله 166)در اصل نيت، گفتن به زبان ياخطور دادن و گذراندن در دل لازم نيست ; بلكه مانند ساير عبادات وجود انگيزه و داعي در اعماق دل كافي است . و در تعيين خصوصيات عمل بنابر احتياط آنها را در دل خطور دهد و يا بر زبان جاري كند.(مسأله 167)در نيت احرام معتبر نيست كه تصميم داشته باشد همه محرمات و تروك احرام را از اول تا آخر ترك كند; بلكه بسا شخص محرم در حال نيت به محرمات احرام توجه ندارد. پس همين اندازه كه قصد عمره يا حج كند و اولين عمل آن را كه گفتن لبيك است به قصد عمره يا حج انجام دهد احرام محقق مي‌شود; يعني با اين كار خود و اعضا و جوارح خود را اعتبارا در حريم محترم خدايي وارد كرده است ; و لزوم اجتناب از محرمات از آثار و احكام شرعيه آن مي‌باشد. و در حقيقت احرام يك امر اعتباري است كه به وسيله گفتن "لبيك" محقق مي‌شود. آري اگر در حال احرام به محرمات احرام توجه كند وتصميم داشته باشد محرماتي را كه باطل كننده عمره و حج است - مانند نزديكي كردن با زن - انجام دهد، لازمه آن عدم نيت عمره و حج است و از اين جهت احرام و عمره يا حج او باطل است . و اگر فرضا معناي "احرام" حرام كردن محرمات احرام باشد، برگشت آن به انشاء تحريم[1]آنهاست نه تصميم و عزم بر اجتناب از آنها; و انشاء كار آساني است . بنابراين اگر در حال احرام مثلا تصميم داشته باشد بعضي از محرمات را كه موجب بطلان عمره و حج نيست - مانند سوار شدن در اتومبيل سقف دار يا هواپيما - انجام دهد به
[1]"انشاء تحريم" يعني حرام نمودن چيزي را برخود.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :82

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 83

احرام او ضرر نمي زند.(مسأله 168)احرام وديگر اعمال عمره و حج چنانكه گذشت از عبادات است و بايد به قصد قربت و اخلاص انجام شود; پس اگر عمره و حج را به قصد ريا بجا آورد باطل است و بايد در سال بعد آنهارا اعاده كند. و اگر عمره تمتع را به قصد ريا بجا آورد، پس اگر وقت براي اعاده آن هست آن را اعاده كند; و اگر وقت تنگ شده باشد بنابر احتياط واجب حج افراد و پس از آن عمره مفرده بجا آورد و در سال بعد نيز عمره و حج تمتع را بجا آورد. همچنين است اگر عمره و حج را به علل ديگري باطل كرده باشد.(مسأله 169)اگر بعضي از اركان عمره يا حج را به سبب ريا يا غير آن باطل كند، در عمره حكم بطلان عمره را دارد و در حج حكم بطلان حج را; ولي اگر محل جبران آن باقي است و آن را جبران نمايد عملش صحيح مي‌شود، هر چند به سبب ريا معصيت كرده است .(مسأله 170)اگر در اثر ندانستن مسأله يا غفلت به جاي نيت عمره تمتع نيت حج تمتع كند يا برعكس، پس اگر نظرش اين بوده كه همان عملي را كه خداوند اينك بر او واجب كرده و ديگران هم آن را انجام مي‌دهند بجا آورد و آن را هم بجا آورد، لكن در نامگذاري اشتباه كرده است عمل او صحيح است ; ولي بهتر است پس از توجه نيت را تجديد نمايد.(مسأله 171)اگر در اثر ندانستن مسأله يا غفلت گمان كرد حج تمتع بر عمره تمتع مقدم است، پس در ميقات به قصد حج تمتع احرام بست تا به عرفات و مشعر برود و پس از اتمام حج عمره را بجا آورد، احرام او باطل است و بايد در ميقات احرام را تجديد نمايد; و اگر از ميقات گذشته است بايد به ميقات


صفحه 84

برگردد. واگر نمي تواند برگردد پس اگر در خارج حرم است از همانجا احرام را تجديد نمايد; و اگر داخل حرم شده پس اگر مي‌تواند به خارج حرم برگردد و درخارج حرم احرام ببندد; و اگر نمي تواند برگردد از همانجا احرام ببندد. و در همه اين صورتها بنابر احتياط به مقداري كه مي‌تواند به عقب برگردد و سپس احرام ببندد.

دوم از واجبات احرام

پوشيدن دو جامه احرام است كه يكي را "ازار" و ديگري را "رداء"[1]مي‌نامند. بدين صورت كه مردان پس از كندن لباسهاي دوخته شده خود، ازار را به صورت لنگ به كمر خود مي‌بندند و رداء را مانند عبا بر دوش خود مي‌اندازند. و بنابر احتياط واجب زنها نيز دو جامه احرام را بپوشند ولي لازم نيست لباسهاي دوخته را بكنند; و جايز است دو جامه احرام آنان نيز دوخته باشد، به اين صورت كه شلوار را به قصد ازار بپوشند و چادر را به قصد رداء به سر بيندازند.(مسأله 172)بنابر احتياط واجب لنگ بايد به اندازه اي باشد كه حداقل از ناف تا زانو را بپوشاند; و رداء را بايد به شكل متعارف مانند عبا بردوش بيندازند، به گونه اي كه دو شانه را بپوشاند; و زنها مي‌توانند آن را مانند چادر بر سر بيندازند.(مسأله 173)بنابر احتياط واجب بايد دو جامه احرام را پيش از نيت احرام بپوشند; و اگر بعد از تلبيه پوشيده اند تلبيه را دوباره بگويند.(مسأله 174)اگر مرد از روي فراموشي يا ندانستن مسأله بدون كندن پيراهن خود احرام ببندد بايد فورا آن را بكند و احرامش صحيح است ; و لازم نيست آن را از طرف پا از بدن خود درآورد. همچنين اگر بعد از احرام بستن و تلبيه پيراهن
[1]"ازار" به معناي لنگ و "رداء" به معناي عبا مي‌باشد.نام کتاب :احكام و مناسك حجنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :84

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست